X
تبلیغات
بامیـــــــــان

بامیـــــــــان

ســــــــــــــــیاسی،اجتــــــــــــــــــــماعی ،فــــــــــــــــــــــرهنگی

بامیانی های عزیز!

1. میدانید که یکی از مطالبات اساسی مردم ما در جهت تأمین عدالت, تعدیل واحدهای اداری بوده است.

2. می دانید که یکی از خواستهای مردم بامیان از دولت, ارتقایی این ولایت از درجه سوم, به درجه دوم بوده است.

3.میدانید که چندی پیش آقای کرزی ولایت هلمند را به درجه اول, و ولایتهای وردک, کنر و پکتیا را به درجه دوم ارتقاء داد.

4. اکنون, والی بامیان یکبار دیگر این خواست برحق و تاریخی شما را مطرح نموده است.

5. به نظر می رسد برای تحقق این خواست, حمایتهای اقشار مختلف مردم, نهادهای مدنی و نمایندگان مردم بامیان در شورای ملی( سنا و مجلس) لازم باشد و این خواست از سوی مراجع مختلف تکرار شود تأثیرگذاری آن بیشتر خواهدبود.

6. بامیان تنها برای بامیانی ها مطرح نیست, با در نظرداشت جایگاه تاریخی, تمدنی و فرهنگی آن برای کشور, و باتوجه به اینکه بامیان به عنوان مرکز مقاومت مردم ما مطرح بوده است, امید می رود که تمامی عدالتخواهان کشور از این خواست تاریخی و برحق مردم بامیان حمایتهای لازم را به عمل آورند.


براساس گزارش بخدی نیوز از کابل, غلام علی وحدت، والی ولایت بامیان از اداره مستقل ارگان های محل خواسته که پیش از پایان دوره ریاست جمهوری حامدکرزی ولایت بامیان از درجه سه به درجه دو ارتقا پیدا کند.

آقای ماموندزی به والی بامیان اطمینان داده که او در مورد ارتقای درجه این ولایت تلاش خواهد کرد آقای ماموندزی به والی بامیان اطمینان داده که او در مورد ارتقای درجه این ولایت تلاش خواهد کرد
والی بامیان در دیدار با فرید ماموندزی، معین امور تخنیکی و پالیسی اداره مستقل ارگان های محل درخواست مردم بامیان مبنی بر ارتقای درجه این ولایت را مطرح کرد و گفت که ارتقای درجه ولایت بامیان یک دست آورد بزرگ برای اداره مستقل ارگان های محل خواهد بود.
پیش از این نیز والی بامیان با شماری از مقامات و بزرگان این ولایت در دیدار با رئیس اداره مستقل ارگان های محل، خواستار ارتقای درجه ولایت بامیان از درجه سوم به درجه دوم شده بودند.
اداره مستقل ارگان های محل با نشر خبرنامه ای گفته است که فرید ماموندزی، معین پالیسی اداره مستقل ارگان های محل به غیاث وردک، رئیس واحد های اداری دستور داد تا برای بازدید و بررسی به ولایت بامیان سفر کند.
آقای ماموندزی به والی بامیان اطمینان داده که او در مورد ارتقای درجه این ولایت تلاش خواهد کرد.
ولایت بامیان در مرکز کشور دارای هفت ولسوالی است از ولایت های درجه سوم به شمار می رود.
پیشتر نیز عبدالخالق فراهی، رئیس اداره مستقل ارگان های محل در دیدار با بزرگان ولایت بامیان به آنان اطمینان داده بود که به زودی درخواست ارتقای درجه این ولایت را با ریاست جمهوری شریک خواهد کرد.
دسته بندی ولایات به درجه اول، دوم و سوم بر اساس تعداد نفوس و موقعیت استراتیژیکی که دارد صورت می گیرد.
گفتنی است چند روز پیش حامدکرزی طی حکمی ولایت هلمند را به درجه اول, ولایتهای وردک, کنر و پکتیا را به درجه دوم ارتقا داد.


برچسب‌ها: بامیان
+ نوشته شده در  سه شنبه 1393/01/26ساعت 3:7 بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

بر اساس گزارش خبرگزاری پژواک از بامیان, براساس ماسترپلان، تمامی امور بازسازى شهر بامیان، معیاری وطبق نقشه بوده و ١٥٨ هزار تن از خدمات شهرى بهره مند ميشوند.

وزارت شهرسازى ميگويد که ماسترپلان شهر باميان، اولين ماسترپلان به سطح کشور بوده که توسط انجنيران مسلکی وزارت، طراحى شده است.

این ماسترپلان که اخيراً توسط هيئت وزارت شهرسازى به مقامات باميان سپرده شده است، تمام خدمات زیربنايی از قبیل برق، سرک، کانال های آب، فاضلاب و ساير خدمات را احتوا ميکند.

انجنير مختار میرزايی ریيس سروی ومطالعات وزارت شهرسازی ميگويد که این ماسترپلان، شامل ساحات فرهنگی محیط زیست، زراعت، آبده های تاریخی، بهسازی پلانهای تفصیلی وخانه های خودسر از منطقه شش پل تا منطقه شهیدان مرکز بامیان بوده، که  در ظرف ١٥ سال عملى خواهد شد.

 ميرزايى علاوه کرد که در این ماسترپلان ١٥٨ هزار نفوس در نظر گرفته شده که با معیارهای شهری زندگی خواهند کرد.

غلام علی وحدت والی بامیان ميگويد که بعد از تحویل این ماسترپلان، دیگر هیچ ساختمان خودسر ساخته نخواهد شد و در این صورت هزینه ها نیز هدر نخواهد رفت.

وی به پژواک گفت: "با اینکه بامیان زمین برای ایجاد شهرکها و زندگی شهری کم دارد؛ اما این ماسترپلان، میتواند مشکلات مسکن را حل نماید."

انجنير قربانعلی رسولی ریيس شهرسازی بامیان گفت که ٢٩٠٠ هکتار زمین ساحات عمومی، ٦٤٠ هکتار ساحه رهایشی، ١٥٠ هکتار بهسازی، ٨٤٧ هکتار انکشافی، ٨٠٦ هکتار مناطق باستانی  وتاریخی، بيش از ١٠ هزار هکتار ساحات تفریحی، سه هزار هکتار سرک و ٢٥ هکتار زمین  صنعتی  از خصوصیات این ماسترپلان مى باشد.   

رسولی افزود که ماسترپلان با اهداف شهری این مناطق، در یکسال توسط وزارت شهرسازی تهیه ودیزاین گرديده و برای تطبیق به شاروالی باميان سپرده شده است.

انجنير خادم حسین فطرت شاروال شهر بامیان، تطبیق ماسترپلان را نیازمند همکاری ادارات مختلف ومردم خوانده، گفت که قبلاً ماسترپلان فرهنگی با همکاری پوهنتون آخن آلمان و نهاد فرهنگى ملل متحد(یونسکو) تهیه و دیزاین گرديده که در ماسترپلان شهرى، باهماهنگی یونسکو ساحات ماسترپلان فرهنگی حفظ شده است.

وی علاوه کرد که در تطبیق ماسترپلان شهرى، دولت  شاروالی بامیان را در قسمت استملاک بعضی زمین های شخصی که درسرکها، کوچه ها و حریم سرک ها از بين میرود، همکاری نموده که قیمت استملاک آن پرداخته شود تا در عملى شدن ماسترپلان، با مشکل مواجه نگردند.

شهر بامیان، در یک وادی قرار گرفته که زمینهای کمی برای ایجاد شهرک ها و ساخت وسازهای رهایشی دارد؛ از اینرو به علت گران بودن زمین ونبود خانه های مسکونی، نزدیک به ٢٥٠ خانواده در مغاره هاى اطراف مجسمه هاى مخروبۀ بودا در شهر باميان زندگی میکنند.


برچسب‌ها: بامیان
+ نوشته شده در  شنبه 1393/01/23ساعت 6:23 بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

امروز جهانیان شاهد حضور با شکوه, خلق حماسه های بی بدیل و آفرینش جلوه های زیبایی از وحدت, همدلی و یک رنگی مردم سربلند افغانستان خواهند بود. مردم که امروز فارغ از هر گرایش و تعلقی دیگری, فارغ از هر انتخاب و گزینشی که حق آنان است, همه با هم, با « یک رنگ », با یک هدف و در یک مسیر گام برمی دارند.
گام گذاشتن درمسیر انتخابات, در واقع, پیمودن مسیر عزت, سربلندی و حرکت در مسیر استق...لال کشور است و تحقق خود ارادیت ملی .

حضور در پای صندوقهای رأی, به معنای انتخاب شیوه جدید از زندگی بر اساس خواست و اراده جمعی هموطنان و قطع دست بیگانگان است.

حرکت در مسیر انتخابات, « نه» گفتن است به تمامی مظالم, مصیبتها و بدبختیها گذشته, , و گذشتن است از تمامی حکومتهای قومی, نظامهای قبیلوی و حاکمیتهای استبدادی.

حضور پرشوردر پای صندوقهای رأی, به معنای تحکیم بنای یک افغانستان نوین و استقرار یک حکومت مردم سالار است ؛ و نزدیک شدن به سوی تحقق اهداف استقرار یک نظام سیاسی عادلانه.

به امید تحقق یک انتخابات آزاد, شفاف و عادلانه, و نیز انتخاب دقیق, هوشمند و آگاهانه تمامی هموطنان!


گزارش لحظه به لحظه از روند انتخابات را اینجا بخوانید
گزارش لحظه به لحظه از روند انتخابات را به صورت زنده در تلوزیون طلوع اینجا ببنید

+ نوشته شده در  شنبه 1393/01/16ساعت 11:42 قبل از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

امروزه انتخابات به عنوان یک روش عقلانی و یک قاعده ی پذیرفته شده برای تحقق یک نظام سیاسی دموکراتیک و مردم سالار است. تنها در قالب یک انتخابات شفاف، آزاد و عادلانه است که حق مشارکت سیاسی تمامی افراد در قدرت تحقق می یابد، گردش قدرت به شکل مسالمت آمیز صورت می پذیرد، از افتادن کشور در دام استبداد, خودکامگی, دیکتاتوری و شکل گیری نظام قومی و قبیله ی و نیز, نزاع های پیرامون آن جلوگیری می شود.

انتخابات، تنها به معنای گزینش یک فرد یا افراد و نشاندن آنها در مسند قدرت نیست؛ بلکه انتخابات, مظهر دموکراسی و صورت عملی مشارکت سیاسی و تحقق خود ارادیت ملی وعرصه تبارز جلوه های از فرهنگ و رفتار یک ملت است و میزان فهم و درک و شعور سیاسی آنها را به تصویر می کشد, در معرض سنجش و قضاوت دیگران قرار می دهد. هم چنین انتخابات, پدیده ای است که با تمامی سرنوشت سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی یک ملت ارتباط داشته و سرنوشت کشور را در تمامی صحنه داخلی و بین المللی تحت تأثیر قرار می دهد.

برگزاری انتخابات سالم, همراه با انتخاب درست و آگاهانه مردم, در عرصه خارجی, جایگاه ملت را نزد سایر ملل, و جایگاه دولت را در صحنه بین الملل ارتقاء می بخشد, کشور را در برابر بسیاری از آسیبها و تهدیدها خارجی مصونیت می بخشد . در عرصه داخلی نیز, مردم هر نوع تغییر و دگرگونی و تحقق خواستها و مطالبات شان را تنها از مسیر انتخابات ممکن و میسر می دانند.

گرچه دموکراسی در افغانستان نوپا و شکننده است, هنوز چالشهای و تهدیدهای بی شماری در مسیر تحقق کامل مردم سالاری قرار دارند, اما همین که دیگر کسی با زور و قدرت نظامی و لوله تفنگ در صدد قبضة قدرت نیست و هرکس در هر جایگاهی برای دست یازیدن به موقعیت سیاسی بالاتر, به سراغ مردم می روند, دستاوردی کمی نیست . شور و شوق مردم در مدت دوماه گذشته, و حضور گرم و با شکوه آنان در فصل سرد زمستان, جای بسی امیدواری و نوید دهنده آینده روشن است. حضور حماسی و بی بدیل مردم در میادین مبارزات انتخاباتی, در واقع « نه » گفتن محکم است به استبداد, دیکتاتوری و نظام های قبیلوی؛ و در یک معنا, « نه » گفتن است به تمامی نظامهای سیاسی گذشته و رویکردی است به ایجاد یک فضای جدید و زندگی نوین همراه با همدلی و همدیگر پذیری.

در واقع, مردم افغانستان درک کرده اند و با حضور حماسی شان نشان دادند که تنها با تأمل و دوراندیشی, با به کاربستن درایت و عقلانیت سیاسی, اتحاد و همدیگر پذیری می توانند فضای جدیدی را فراروی شان بگشایند و ازانتخابات, به عنوان عرصه های تازه برای ایجاد تغییرات، انجام اصلاحات و خلق فرصتهای جدید بهره جویند. مهمترین کارکرد انتخابات نیز,  خلق فرصتهای تازه و ایجاد فضاهای جدیدی است که در سایه آن، مردم بتوانند آزادانه و آگاهانه تصمیم بگیرند و مسیر های جدیدی از پیشرفت و توسعه را طی کنند.

در شرائط کنونی همه می دانند که باردیگر افغانستان در مقطع حساس تاریخ خود قرار گرفته است. عبور از این پیچ تاریخی  و سرنوشت ساز و نیز دست یافتن به  فرصتهای تازه تنها از مسیر انتخابات, و احترام گذاشتن به خواست و آرای مردم میسر است. تأمین یک زندگی بهتر و تضمین یک آینده روشن تر, در گیرو عبور از فضایی تاریک گذشته و شکستن قالبهای تنگ ذهنی و فضاهای محدود و بسته قومی و نگاه باز به آینده است. تحقق این آرزو, وابسته به این است که هر گونه انتخاب و گزینش با نگاهی «برنامه محور» صورت بگیرد, نه « شخص محور» و اینکه انتخاب ما برنامه ها باشد, نه افراد و اشخاص. از لازمه این نوع نگاه به مسأله انتخابات، این است که دیگر مردم به شخص، قوم، نژاد، مذهب، زبان و ویژگی های فیزیکی نامزدها کمتر توجه نشان دهند؛ بلکه شخصیت، منش، روش، اندیشه ها، توانای ها و خلاقیتهای آنها را مورد بررسی و توجه قرار بگیرند.

در این میان, با توجه به پیشینه ی ستم های تاریخی و جبران محرومیتهای مضاعف که بر مردم ما روا داشته شده است, ممکن است در موارد خواستهای ما متفاوت تر و مطالبات ما برجسته تر از دیگران باشد, البته  پیگیری مطالبات و تعقیب اهداف و آرمانهای مردم ما به گونه باشد که در قالب خواستهای کلان ملی مطرح گردد و به معنی غیریت سازی و جداسازی مردم ما از دیگر هموطنان تلقی نگردد. مردم ما باید با هوشیاری و دقت لازم حرکت کنند و درک کنند که ما مأموریت نداریم که فلان شخص را به کرسی رهبری بنشانیم, یا جایگاه فلان رهبر و فلان حزب سیاسی را در افغانستان تحکیم بخشیم, جز اینکه این مأموریت, مردم ما را در رسیدن به هدف یاری رساند. ما در افغانستان, به دنبال تحقق یک نظام سیاسی مطلوب و عادلانه هستیم. لازمه ی تحقق این هدف, توجه به طرح ها، برنامه ها و ایده ها و بازخوانی تفکر و اندیشه ی نامزدها و همراهی با جریان های سیاسی خواهد بود که ما را در رسیدن به این هدف و تحقق این خواست نزدیکتر سازد. نگذاریم این خواست مردم ما, وجه المصالحه معاملات سیاسی افراد و جریانهای خاص قرار بگیرند که خواستهای شان محدود و مطالبات شان معدود و بیشتر مادی و امروزی بوده اند.

امیدورایم با واقع بینی, دور اندیشی, و نیز, درک فرصتها و تهدیدهای که فراروی کشور و نیز مردم ما قرار دارند, سرنوشت بهتر از دیروز را برای امروز و فردای خویش رقم بزنیم و خلق شور سیاسی همراه باشد با شعور سیاسی .

به امید تحقق یک انتخابات آزاد و عادلانه, و انتخاب درست و آگاهانه.


برچسب‌ها: مقالات
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1393/01/14ساعت 12:50 بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

بخش از خطبه فدکیه فاطمه(س) در مسجد پیامبر(ص):

فَجَعَلَ اللَّهُ الْایمانَ تَطْهیراً لَکُمْ مِنَ الشِّرْکِ، وَ الصَّلاةَ تَنْزیهاً لَکُمْ عَنِ الْکِبْرِ، وَ الزَّکاةَ تَزْکِیَةً لِلنَّفْسِ وَ نِماءً فِی الرِّزْقِ، وَ الصِّیامَ تَثْبیتاً لِلْاِخْلاصِ، وَ الْحَجَّ تَشْییداً لِلدّینِ، وَ الْعَدْلَ تَنْسیقاً لِلْقُلُوبِ، وَ طاعَتَنا نِظاماً لِلْمِلَّةِ، وَ اِما مَتَنا اَماناً لِلْفُرْقَةِ، وَ الْجِهادَ عِزّاً لِلْاِسْلامِ، وَ الصَّبْرَ مَعُونَةً عَلَی اسْتیجابِ الْاَجْرِ.وَ الْاَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ مَصْلِحَةً لِلْعامَّةِ، وَ بِرَّ الْوالِدَیْنِ وِقایَةً مِنَ السَّخَطِ، وَ صِلَةَ الْاَرْحامِ مَنْساءً فِی الْعُمْرِ وَ مَنْماةً لِلْعَدَدِ، وَ الْقِصاصَ حِقْناً لِلدِّماءِ، وَ الْوَفاءَ بِالنَّذْرِ تَعْریضاً لِلْمَغْفِرَةِ، وَ تَوْفِیَةَ الْمَکائیلِ وَ الْمَوازینِ تَغْییراً لِلْبَخْسِ وَ النَّهْىَ عَنْ شُرْبِ الْخَمْرِ تَنْزیهاً عَنِ الرِّجْسِ، وَ اجْتِنابَ الْقَذْفِ حِجاباً عَنِ اللَّعْنَةِ، وَ تَرْکَ السِّرْقَةِ ایجاباً لِلْعِصْمَةِ، وَ حَرَّمَ اللَّهُ الشِّرْکَ اِخْلاصاً لَهُ بِالرُّبوُبِیَّةِ. فَاتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ، وَ لا تَمُوتُنَّ اِلاَّ وَ اَنْتُمْ مُسْلِمُونَ.

« خداوند ايمان را براى پاك كردن شما از شرك، نماز را براى دورى شما از تكبر قرارداد، و زكات را براى پاك كردن جان و فراوانى روزى، روزه را براى تحقق اخلاص، حج را براى تقويت دين، عدل را براى استوارى دلها، اطاعت از اهل بيت را براى نظم يافتن ملت اسلام، امامت ما را براى ايمن ماندن از تفرقه، جهاد را براى عزت اسلام، صبر را بر...اى به دست آوردن پاداش، امر به معروف را براى مصالح اجتماعى، نيكى به پدر و مادر را براى دورى از عذاب الهى، صله ارحام را براى فزونى خويشاوند، قصاص را براى حفظ خون انسانها، وفاى به نذر را براى آمرزش الهى، رعايت كيل و وزن در معاملات را براى درمان كم فروشى، نهى از شرابخوارى را براى پاكيزه ماندن از پليديها، دورى از تهمت ناموسى را براى محفوظ ماندن از لعنت الهى ، و حرمت شرك را براى اخلاص در توحيد و بندگى ، قرار داد. پس از خدا آن گونه كه شايسته است بترسيد، و از دنيا نرويد مگر آن كه مسلمان باشيد... » (1)

ایام سوگواری دخت پیامبر(ص), زهرای اطهر(س) بر فرزند داغدارش امام عصر(ع), تمامی محبان اهلبیت(ع) و شما عزیزان تسلیت باد!
--------------------------
(1) شيخ صدوق, علل الشرايع باب 182..


برچسب‌ها: مناسبتها
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1393/01/13ساعت 9:1 بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

در شرائطی که همه مردم و رسانه ها را مسائل انتخابات سرگرم ساخته اند, آقای کرزی با استفاده از این فرصت مناسب, هلمند را به ولایت درجه اول, پکتیا, کنر و وردک را به ولایات درجه دوم ارتقا داد.
نزدیک به یک و نیم دهه از دوره حاکمیت جدید گذشت, اما در این دوره مردم ما آن قدر گرفتار مسائل حاشیه ای و گاه کم اهمیت گردیدند, یا شاید به عمد ما را به مسائل فرعی و حاشیه ها سرگرم ساختند که خوا...ستهای اصلی و مطالبات اساسی ما کم کم از یادها رفت و در میان دعواهای سیاسی گم شد. این روزها نیز, آن قدر دچار دعواهای سیاسی و نزاعهای فرعی و حاشیه ای گردیده ایم که دیگر فراموش کرده ایم ما به دنبال چه اهداف اساسی بودیم, مطالبات بنیادی ما در گذشته چه بود و خواستهای اصولی ما از دولت جدیدی که اگر قرار است در آینده شکل بگیرد, چه چیزی باید باشد؟.

یکی از خواستهای اساسی و مطالبات همیشگی مردم ما در جهت تأمین عدالت و توازن قدرت سیاسی, تغییر واحدهای اداری بوده است. در همین راستا در سالهای نخست حاکمیت جدید, یکی از خواستهای مکرر مردم بامیان نیز, ارتقاء ولایت بامیان از درجه سوم به درجه دوم بود. به یاد داریم که در آخرین سفر آقای کرزی به بامیان, ایشان نیز در جمع مردم بامیان با عوام فریبی تمام صدا زد که بامیان از نظر من درجه دوم است, رسمیت آن را شما از ولسی جرگه بخواهید. پس از آن روزها دیگر این درخواست کم کم فراموش شد و کسی برای ارتقای درجه ولایت بامیان تلاش نکرد و هیچ صدای از سوی مردم بامیان, نهادهای مدنی, به خصوص نمایندگان بامیان, برای تغییر این واحد اداری بلند نشد.

امروز در گزارشها داشتیم که هلمند به ولایت درجه اول, ولایتهای پکتیا، کنر و میدان وردک از درجه سوم به درجه دوم ارتقا یافتند, به همین سادگی, بدون هیچ سرو صدا و جنجالهای حاشیه ای.و در یک فرصت بسیار مناسب. در گزارش آمده است که آقای کرزی در پاسخ به درخواست مکرر باشندگان این ولایات, این تقاضا را پذیرفته است. براساس این گزارش, به پیشنهاد اداره ارگانهای محل, تا تصویب قانون ادارات محلی جدید از جانب شورای ملی، مقام ریاست جمهوری ارتقای درجه این چهار ولایت را به طور موقت منظور کرده است.

این خدمت بود که آقای کرزی در آخرین روزهای حاکمیتش, به مردم این ولایات هدیه کرده است. روند امور پارلمان در گذشته نشان می دهد که در درون پارلمان نیز, این منظوری به سادگی رسمیت خواهد یافت.
هلمند جای که مرکز ترور و تریاک است. پکتیا و کنر و وردک, ولایات که محصول هر روزشان تحویل چندین جنازه به مردم أفغانستان است. اما ولایتهای امن چون بامیان, مثل گذشته از صلح و امنیت شان ارمغان جز فقر و محرومیت,ندارد.

انتخابات, تبلور عینی مشارکت سیاسی و تلاش برای کسب قدرت است. این روزها باید اوج مطالبات سیاسی, امتیاز طلبی و امتیازخواهی برجسته ساختن مطالبات اساسی مردم ما از جمله تغییر واحدهای اداری ظالمانه گذشته باشد. اما در عمل می بینیم که هر کس برای تحکیم موقعیت سیاسی فلان رهبر, فلان حزب سیاسی و پیروزی فلان نامزد خاص می کوشند؛ از توده مردم فقط مشارکت و حضور در پای صندوقهای رأی را مطالبه می کنند, در برابر, امتیازات آن تنها درحد مسائل پیش پا افتاده ای مادی و آن هم به جیب فلان حزب, فلان دارو دسته, و قلان نماینده ی بی خاصیت می روند. در مقابل, هیچ کسی نمی دانند که در برابر این تلاشها و کوششها, خواست ما چیست و سهم مردم ما و ولایت ما از این پیروزیها چه خواهند بود و چه امتیازات نصیب کل مردم و جامعه ما خواهند شد؟

سطحی نگری در مواجهه با مسائل جزء فرهنگ سیاسی ما گردیده است.این روزها شاید کمتر کسی تأمل کنند که ما برای کی ها سینه چاک می کنیم, برای کی ها فریاد می زنیم و گلو پاره می کنیم و برای پیروزی چه کسی به جان هم می افتیم و یخن پاره می کنیم؟ دیگران رئیس می شوند, معاون می شوند, وزیر می شوند, مدیرکل می شوند, یا مثل مردم هلمند و پکتیا و کنر و ردک, ولایتهای شان ارتقا می یابند, ما از این درگیریها چه چیزی را به دست خواهیم آورد؟ اگر در دوره های گذشته بامیانی ها لیاقت یک وزارت را پیدا نکرد, این بار چه تضمین وجود دارد که حداقل امتیازات نصیب شان خواهد شد؟ یا اینکه متأسفانه بازهم مثل گذشته, بهای ما به جیب کسانی دیگری خواهند رفت,و کسانی ما را به بهای اندک خواهند فروخت و ما هم چنان در حسرت دستیابی به حداقل مطالبات خود باقی خواهیم ماند.

در همین مقطع انتخابات, تعداد از نمایندگان بامیان, برای پیروزی نامزدهای خاص تلاش می کنند و امتیاز می گیرند. مردم بامیان حق دارند از آنها به جد مطالبه نمایند که در گذشته چه کرده اند و برای آینده یامیان چه برنامه دارند و سهم مردم بامیان از پیروزی نامزد مورد حمایت آنها در آینده چه خواهند بود؟ زیرا این افراد, وجهه سیاسی شان را از جیب همین مردم به دست آورده اند.

برچسب‌ها: بامیان, انتخابات
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1393/01/07ساعت 0:39 قبل از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

  روزگار غریبی است دخترم! دنیا از آن غریب تر!

این چه دنیایی است که دختر رسول خدا را در خویش تاب نمی آورد؟

این چه روزگاری است که « راز آفرینش زن» را در خود تحمل نمی کند؟

این چه عالمی است که دردانه خدا را از خویش می راند؟

روزگار غریبی است دخترم. دنیا از آن غریب تر.

آنجا جای تو نیست، دنیا هر گز جای تو نبوده است. بیا دخترم، بیا، تو از آغاز هم دنیایی نبودی. تو از بهشت آمده بودی، تو از بهشت آمده بودی. ...

یکبار عایشه گفت: چرا این قدر فاطمه را می بویی؟ چرا این قدر فاطمه را می بوسی؟ چرا به هردیدار فاطمه جان تازه می گیری؟ گفتم:« خموش! عایشه! فاطمه بهشت من است, فاطمه کوثر من است, من از فاطمه بوی بهشت می شنوم, فاطمه عین بهشت است, فاطمه جواز بهشت است, رضای من در گروی رضای فاطمه است, خشم فاطمه جهنم خداست و رضای فاطمه بهشت خدا.»

فاطمه جان بیا! بیا که سخت در اشتیاق دیدار تو می سوزم, بیا که دنیا جای تو نیست و بهشت بی تو بهشت نیست.(1)

فرا رسیدن ایام فاطمیه, روزهای غروب غمناک ستاره عصمت، مظهر حیا و عفت, الگوی تقوا و نجابت, ام الائمه، زهرای مرضیه(ع) بر قلب نازنین و داغدار فرزند امام عصر(عج), و تمامی رهپویان راه ولایت تسلیت باد!

----------------------

(1) سید مهدی شجاعی, کشتی پهلو گرفته, ص 9-13.


برچسب‌ها: مناسبتها
+ نوشته شده در  یکشنبه 1392/12/25ساعت 9:27 قبل از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

پیام ذیل, یک پیام از هزاران سخن رهبر شهید است در تبیین آرمان, اهداف و مطالباتش از سه سال مقاومت غرب کابل. در واقع, این پیام در شرائط امروز دارای سه نوع مخاطب خواهد بود:

1. در گام اول, این پیامی است برای نسل نوین جامعه ما, آنان که دیروز مزاری را ندیده اند و امروز عاشق مزاری گردیده اند, اما در برابر روایت های گوناگون و گاه متضاد از شخصیت و اندیشه های شهید مزاری مواجه اند.

2. در گام دوم, پیامی است برای مخالفان که دیروز مقاومت غرب کابل را صرفاً جنگ قومی و نژادی قلمداد نمودند, مطالبات حق طلبانه و عدالتخواهانه شهید مزاری را در بعد قومی محدود و نژادی تفسیر نمودند؛ امروز همانها می خواهند تمامی دستاوردهای مذهبی مردم ما را, یکجا مصادره نمایند.

3.در گام سوم, پیامی است به آنان که به نام دوستان شهیدمزاری و پیروان رهبر شهید, می خواهند اندیشه های دینی و مذهبی رهبر شهید را کمرنگ جلوه داده و گاه تفسیر انحرافی از اندیشه های دینی, سیاسی و اجتماعی رهبر شهید, ارائه می دهند. در واقع, این جریان خطرناکتر از جریان مخالف شهید مزاری هستند. همین ها هستند که در قالب دوستانه برداشت وارونه از مزاری ارائه می دهند.اینها از اندیشه های دینی رهبر شهید کمتر سخن می گویند, در موارد آن را کتمان می کنند. غافل از اینکه شهید مزاری در کسوت یک عالم آگاه و یک روحانی درد آشنا, متأثر از اندیشه های دینی وارد صحنه ی مبارزات سیاسی افغانستان گردید و با همان اندیشه ی دینی, جهاد, مقاومت و نهضت عدالتخواهی را در افغانستان شکل داد.

شهید مزاری دانش آموخته حوزه هایی علمیه بود و آشنا با مبانی و مؤلفه های دینی و سیاسی مکتب شیعه. اهداف و آرمانهای دینی و مذهبی رهبر شهید در میان خطوط سیاسی او کاملا روشن و برجسته بود. هر گونه تلاش برای تفسیر انحرافی از شخصیت شهید مزاری و نادیده انگاشتن ابعاد مبارزاتی آن رهبر فرزانه, جفایی آشکار در حق ایشان و تمامی شهدا, و دستبرد زدن به میراثها و دستاوردهای جهاد و مقاومت مردم ما خواهد بود.

----------------------------------------------------------------------------------

پیام استاد مزاری به مهاجرین, طلاب و علمای خارج از کشور

بسم الله الرحمن الرحیم

و مکروا و مکرالله و الله خیرالماکرین

« برادران و خواهران مهاجر! علما و طلاب حوزه های علمیه! کارگران و کسبه کاران و مسئولین محترم دفاتر نمایندگی حزب وحدت اسلامی افغانستان در خارج از کشور! ...این جانب شایسته می دانم که به نمایندگی از هیأت رهبری حزب وحدت اسلامی و مجاهدین جان برکف وهمیشه در صحنه کابل, احساسات پاک و اسلامی شما را ستوده و از شما بخواهم که برای دفاع از موجودیت تشیع و تأمین حقوق حقة شیعیان کشور در جهت تحقق یک حکومت عادلانه و اسلامی با پایه های وسیع اجتماعی به یاری سنگرداران مجاهد خویش در شهر کابل شتافه و از بذل هیچگونه کمک مالی و دارویی و اقتصادی دریغ نورزید».

والله المستعان – عبدالعلی مزاری - دبیرکل حزب وحدت اسلامی افغانستان,

مرکزعلوم اجتماعی- کابل 24دلو 1371. ( منبع: چراغ راه, ص307.)

آری, مزاری منطقش مقاومت, گفتمانش عدالت, نهضتش عدالتخواهی, آرمانش حق طلبی, بزرگترین اهدافش, تحقق یک نظام سیاسی عادلانه, بزرگترین خواسته هایش رسمیت یافتن مذهب حقه جعفری بود و سرانجام, بالاترین آرزویش شهادت در راه خدا.

در اخیر فرا رسیدن ایام سالروز شهادت و عروج خونین ایشان و جمعی از یارانش را به تمامی رهروان راستین رهبر شهید, تسلیت عرض می کنم.

یاد و نام شان جاودان و راه شان پر رهرو باد!


برچسب‌ها: مقالات, مناسیتها
+ نوشته شده در  یکشنبه 1392/12/18ساعت 10:55 بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

همانگونه که تمدن جدید غرب از دل قرون وسطی سر بیرون آورده است, هشت مارس نیز حاصل ظلم و ستم بر زنان, و سرکوب وحشیانه تظاهرات حق طلبانه آنان در امریکا است. روز ۸ مارس ۱۸۷۵ زنان كارگر كارخانجات نساجی در شهر نیویورك برای بهبود شرایط كارشان و در اعتراض به پایین بودن سطح دستمزد شان ، دست به تظاهرات می زنند و پلیس بطور وحشیانه به تظاهرات آنان حمله کرده و آنرا سركوب می کنند. در سالهای بعد این حوادث تکرار می شوند و کم کم گسترش می یابد و سرانجام, ن روز به عنوان « روز جهانی زن» لقب می یابد.

حال, اینکه چنین روزی شایسته ای این همه تکریم و سزاوار این همه تقدیس در میان ما مسلمانان هست یانه؟ خود جای بحث دارد که از آن صرف نظر می کنیم. ما معتقد هستیم که تجلیل از زنان, همسران و مادران و مطالبات حقوق و دسترسی به جایگاه شایسته آنان مطلوب است, در هر زمان و زمینه ی که صورت بگیرد, اما تقلید کورکورانه از هر پدیده ای در شأن ما نخواهد بود. در صورت که ما نمادهای بس والاتر و مناسبتهای بس بزرگتر داریم که به عنوان الگوهای مقدس و سمبلهای انسانی مطرح اند. اما اینکه نتوانستیم آنها را جهانی بسازیم, بازهم نشانه ضعف و خودباختگی ما است.

اما فارغ از بحث حقوق, احترام و جایگاه بلند که زن در دین اسلام دارند, عملکرد کشورهای اسلامی, دولتهای مسلمان و حاکم بر سرنوشت زنان, غیر قابل دفاع است. باور داریم که در جامعه ی قبیلوی و مردسالار مثل افغانستان نیز, تا کنون مسندهای بلند قدرت و سیاست, بر حسب رسم و سنت, خاص مردان بوده است. در جوامع که با فرهنگ قبیلوی زیست و زندگی می کنند و با سنت ایل و طایفه ا اداره می شوند, نمادها و میتولوژی قدرت همیشه بر جنس مذکر تکیه دارد , در چنین جوامع زن بودن هیچگاهی نمی‌تواند مظهر قدرت، نماد غیرت و سمبل شجاعت به حساب آید.

اما اگر از شعارزدگی فاصله بگیریم، کمی فراتر از بحث و جدال های معمول در رسانه ها و متون روزنامه ها و مجله ها, در حوزه‌ی مطالعات زنان دقت کنیم و رفتارهای معمول دولت‌ها را معیار نگاه و قضاوت خویش به مسأله زن قرار دهیم, به روشنی می بینیم که نه تنها در جوامع سنتی و یا جهان اسلام, بلکه در جوامع غربی و کشورهای که محل ظهور جریان ها و جنبش‌های فمینیستی بوده‌اند, دولتهای که نسبت به نقش کمرنگ زنان و نادیده انگاشتن جایگاه سیاسی، اقتصادی و اجتماعی آنها در جهان، به ویژه نسبت به جهان اسلام همیشه به عنوان معترض و منتقد عمل کرده اند، در چنین کشورها نیز، زنان تا کنون به عنوان سمبل سیاست و مظهر قدرت به شمار نمی آیند.

تنها در مسأله اقتصادی ممکن است از زنان به انحای مختلف و در پستهای گوناگون بهره برداری به عمل آیند, اما جای انکار نیست که در پستهای سیاسی و مدیریت‌های کلان دولتی تا کنون زنان در جایگاهی برابر با مردان قرار نداشته و ندارند. درکل کشورهای غربی تعداد رئیسان جمهور و نخست وزیران زن، با مردان مساوی نیستند؛ تانون در هرم قدرت, صف زنان به هیچ وجه با صف طویل مردان قدرت طلب برابری نمی کنند. تعداد نهادها, کرسی‌های زنان و حضور در پستهای بلند سیاسی و مدیریت دولتی، برابر با کرسی‌های مردان قرار ندارند.

به عنوان نمونه, در امریکا, کشور که همیشه به عنوان مدعی پرچم‌داری و برابری حقوق زن و مرد و حذف تبعیض‌های جنیستی در دیگر کشورها عمل کرده اند و همیشه نگاه تند و انتقادی حاکمان و سیاست مداران آن, کشورهای اسلامی را نشانه رفته اند، تا کنون یک زن نتوانسته است در جایگاه برابر در رقابت با مردان کرسی ریاست جمهوری این کشور را تصاحب نموده و زمام رهبری این کشور را به دست بگیرد.

این واقعیت موجود دنیای معاصر از رفتار دولتها وعملکرد آنان نسبت به مسأله زنان است. گرچه همیشه شعارها، سخنها و قول و قرارها، فراتر از رفتارهایی بوده‌اند که در عمل مشاهده می‌شود.

با این همه شعارها و ادعاهای که در بحث زنان و حقوق زن مطرح می شود, می توان ادعا کرد که زن در دنیای امروز هنوز موجودی است مظلوم, تنها اتفاق که صورت گرفته شکل مظلومیت و گونه های بهره برداری از زنان تغییر یافته است, که می توان مظلومیت آنان را « مظلومیت مدرن» لقب داد.

به امید روز که فارغ از بحث جنسیت, نژاد, زبان و سایر عوامل, فقط نگاهی انسانی بر تمامی روابط اجتماعی و پدیده های سیاسی حاکم بر سرنوشت ما حاکم باشد.


برچسب‌ها: مقالات, مناسیتها
+ نوشته شده در  شنبه 1392/12/17ساعت 11:3 بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

شهادت 21 تن از سربازان ااردوی ملی افغانستان در غازی آباد کنر به دست طالبان, موج از خشم و نفرت را در میان مردم افغانستان بر انگیخت و این حادثه تلخ, به صورت بی سابقه ای در رسانه ها و شبکه های اجتماعی بازتاب یافت. روزهای گذشته تعداد از هموطنان ما در حمایت از ارتش و پولیس ملی به عنوان مدافعان این سرزمین دست به راهپیمایی زده و در ضمن از رسانه ها خواستند که از کسانی که در اه دفاع از استقلال و دفع تجاوز از مرزهای افغانستان جان شان از دست می دهند, عنوان" شهید" را به کار برند نه عنوان" کشته شده گان" را.

آری, زمان در فرهنگ دینی ما « شهادت هنر مردان خدا» و « بزرگترین آرزوی اولیاءالله» محسوب می گردید و خاک مزار شهیدان تربت شفایی دردمندان و پناهگاه دلسوختگان بود.

زمان "جهاد"و "شهادت" در متون دینی ما واژه های مقدس و مورد احترام شمرده می شد و به تمامی کسانی که در راه عزت و استقلال مسلمانان, دفاع از کرامت انسانی, ارزشهای اسلامی و دفع تجاوز از مرزهای مسلمانان, جان شیرین شان را فدا می کردند, عنوان مقدس " شهید" داده می شد. عنوان مقدس" شهید" به عنوان ارزشمندترین سمبل و پر افتخارترین مدال تنها بر سینه بندگان مخلص الهی حک می گردید.

روزگاری در جامعه دینی ما از شهیدان تجلیل, و خانواده های آنان نیز, به عنوان « خانواده شهید» و « بازماندگان شهداء» تکریم می شدند. اما زمان که دیگر ارزشهای دینی در جامعه کم رنگ جلوه داده می شود و فرهنگ دینی ما هر روز بیشتر از پیش دگرگونه و در بسا موارد به صورت وارونه به نمایش گذاشته می شود, وقت که جهاد و شهادت در سایه هجوم رسانه ها, به واژه های منفور و هراس آور تبدیل می گردد, در خواست کاربرد واژه "شهید" از سوی دست اندرکاران این رسانه ها شاید کمی ساده انگارانه تلقی شود.

وقت به روشنی می بینیم که دشمنان آگاهانه سعی در تغییر فرهنگ دینی و جایگزینی ارزشهای جامعه دارند, واژه "جهاد" معادل ترور خوانده می شود, نام مجاهد در کنار تروریست ذکر می گردد و به بهانه عملکرد ناصواب تعداد از مجاهدان, بر تمامی آنها عنوان" جنگ سالار" داده می شود, آن وقت در سایه همین تغییر و دگرگونیهاست که جایگاه قاتل و مقتول نیز نه تنها در رسانه ها, بلکه در درون دستگاه های دولتی عوض می گردد تا مردم راه را از چاه و دوست را از دشمن و مدافع را از متجاوز به درستی تشخیص ندهند؛ در چنین شرائطی دیگر جای تعجب نخواهد بود که قاتلان مردم و مرده های طالبان در درون دولت, عنوان «شهید» داده شود و لاشه ی جنایتکار ترین فرد آنها در هواپیما به گورستان منتقل شود, اما نعش سربازان ارتش و پولیس ملی بر زمین مانده و وارثان شهدای غازی آباد کنر از انتقال نعش شهید شان عاجز و تنها در رسانه ها شکایت برند؛ جای تعجب نخواهد بود که کسانی چون "شهزاده شاهد" به عنوان سخنگویی شورای صلح, از "بن لادن" تروریست مشهور و جنایتکارترین فرد زمین و زمان, به صورت وقیحانه و بی شرمانه به عنوان "شهید" یاد کند, اما از مدافعان این سرزمین در درون دولت و همچونان در رسانه های این سرزمین که آزادی آنها مرهون فداکاری همین سربازان اند, با عنوان سبک" کشته شدگان" اردوی ملی یاد آوری گردد.

با آن هم در خواست آگاهانه جمع از هموطنان ما از رسانه ها را در مورد کابرد واژه "شهید" در مورد سربازان و مدافعان این سرزمین را باید قدر دانست و آن را ستود, گرچه دیگر واژه" شهید" در فرهنگستان جامعه ما غریب است, چنان که شهیدان این دیار, مظلوم اند.

باهمه این نامهربانی ها, توده مردم شهیدان شان را به عنوان سند زنده و پر افتخار استقلال و عزت طلبی خویش قلمداد می کنند و احساسات پاک اهالی این سرزمین در قبال شهادت مرزبانان غیور این سرزمین, حکایت از همبستگی ملی و پیوستگی ملت با ارتش ملی دارند.

بدون تردید, استقلال و آزادی کشور, مرهون روحیه ی فداکاری و شهادت طلبی در وجود ملت خواهد بود.

یاد تمامی شهیدان عزیز میهن گرامی, و نام پر افتخار شان همیشه جاویدان باد!


برچسب‌ها: مقالات
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1392/12/08ساعت 0:31 قبل از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

مطالب قدیمی‌تر