بامیـــــــــان

ســــــــــــــــیاسی،اجتــــــــــــــــــــماعی ،فــــــــــــــــــــــرهنگی

پیکر مادر شهید مزاری بر دوش دهها هزار نفر از مهاجرین در شهر مقدس قم+تصاویر

 

4131 4132 4133 4134

4137 4138 4139 4140 4141 4142 4143 4144

+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۴/۱۱/۰۹ساعت ۲۰:۱۰ بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

سنگ صبور

مادر رهبرشهید عمر بسیار بلند و پربرکتی داشته است؛ هم از این جهت که خود, بیش از یک قرن زندگی کرده است, هم از این جهت که از دامنش مردی برخواست که سرنوشت یک ملت را تغییر داد و با دست خود گهواره را  به حرکت درآورد که «جهت حرکت تاریخ را تغییر داد».


جهت ادای احترام به روح بلند رهبرشهید, برای تجلیل از مقام شامخ مادر فداکارش,و برای عرض تعزیت خدمت بازماندگان سوگوارش, امشب در جمع از دلباختگان و پیروان رهبرشهید, برای لحظاتی در منزل خانواده ایشان حضور یافتیم. خانواده رهبرشهید مانند بسیاری از مهاجرین, در دیار غربت و در پس کوچه های هجرت, و در گوشه از شهر قم حضور دارند, بدون این که اسم و رسم و شهرتی داشته باشند, حتی اهل محله و همسایگان هم خیلی های شان هنوز نمی دانند که در همسایگی شان خانواده مردمی ترین رهبر تاریخ سیاسی افغانستان زندگی می کنند,  شاید هم ندانند که دیشب فداکارترین و صبورترین مادرشهید افغانستان, به سان یک پرستوی مهاجر, از جمع شان کوچیده است؛ برای اینکه این مردم در این محل و این خانه برای یک لحظه هم شاهد حضور استادمزاری(ره) نبوده اند. شهیدمزاری تمامی هستی و تمامی لحظات زندگی اش را وقف مردمش کرده بود, از تعلقات زندگی بریده بود, برای خود مال و سرمایه نیندوخته و برای خانواده و بازماندگان نیز, منزل و مسکن و میراثی فراهم نساخته بود.
 خانواده نیز, مانند رهبرشهید با کمال ساده زیستی زیستند, حتی امشب از رسم و رسوم و شأن و شوکت های معمول در عزاداری ها هم خبری نبود, خیلی ساده و بی آلایش, تنها نیم متر پارچه سیاه به رسم عزاداری سر دروازه خانواده رهبرشهید نصب شده بود که تعدادی از خواهران آنجا حضور یافته بودند؛ یک قطعه پارچه سیاه و ساده هم سر دروازه خواهر رهبرشهید در کوچه کناری و محل حضور برادران.
خانواده رهبرشهید هیچگاهی از نام مزاری برای خود نان و نوا نساختند, به سان سنگ صبوری در برابر تمامی رنجها, محرومیتها و ناملایمات ایستادند, و در حقیقت با این شیوه, رسم زندگی را برای مردم به ویژه رهبرانی آموختند که دغدغه شان دست یافتن به عدالت است؛ و آموختند که عدالت با جمع آوری مال و ثروت و کسب قدرت و شهرت از هر طریق ممکن, سازگاری ندارد.

درگذشت مادر صبور و فداکار رهبرشهید را به بازماندگان ایشان و تمامی پیروان جبهه عدالتخواهی, تسلیت عرض می کنم.
روحش شاد!
مراسم تشییع طبق تصمیم فعلی: روز جمعه, ساعت یک و نیم بعد از ظهر, از مسجد امام حسن عسکری(ع) به سمت حرکت مطهر بی بی معصومه(س).

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۴/۱۱/۰۷ساعت ۱۸:۳۸ بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

تظاهرات مردم بامیان در ارتباط با کارشکنی حکومت و تغییر مسیر انتقال برق

بر اساس گزارش خبرگزاری بخدی مردم بامیان در پیوند بر این که دولت مسیر انتقال برق را از ولایت های مرکزی از جمله بامیان تغییر داده اعتراض کرده، آنان همزمان گفتند که پروژه توتاپ قرار بود از ولایت های مرکزی عبور کند اما دولت نقشه را تغییر داده است.

اعتراض در پیوند به تغییر مسیر برق از ولایت های مرکزی
معترضان دولت را متهم به نادیده گرفتن حق شهروندی کرده، آنان همزمان اعلام کرده اند که دولت حقوق باشندگان مناطق مرکزی را نادیده می گیرد.
"ما از حکومت برق می خواهیم"، "برشنا، شرمت باد" و "حکومت بامیان تا بکی در تاریکی؟" شعارهای بود که مردم بامیان در اعتراض امروز سر می دادند.
آنان از رهبران حکومت وحدت ملی خواستند تا مسیر انتقال این پروژه را به "میل و سلیقه شخصی خود" منحرف نکنند و بنشتر از این مردم بامیان را در تاریکی قرار ندهند.
پیش از این شرکت بین المللی فیشنر آلمانی که ماستر پلان برق بسیاری از کشورها را ساخته است، مناطق مرکزی از جمله بامیان را برای عبور این خط برق مناسب تشخیص داده اما اکنون برخلاف نقشه این شرکت، دولت افغانستان در نظر دارد تا این پروژه را از مسیر پرخطر سالنگ انتقال دهد.
توتاپ از پروژه های بزرگ انتقال برق ترکمنستان از طریق، ازبکستان، تاجیکستان و افغانستان است که قرار بود از مناطق مرکزی افغانستان عبور و به پاکستان برسد.
احمد علی بامیانی یکی از معترضان به خبرگزاری بخدی گفت: دولت افغانستان از چندین سال به این طرف بامیان را در محرومیت مطلق قرار داده است.
آقای بامیانی می گوید که مردم بامیان همیشه شاهد آن بودند که رهبران سیاسی، نیازمندی های مردم مرکزی افغانستان را نادیده می گیرند و کمترین توجه به ببهود وضعیت این مردم نمی کنند.
او دولت را متهم به تبعیض کرده و می گوید که این گونه تصامیم شکاف بین دولت و ملت را بیشتر می کند.

در این طرح که به نقشه توزیع برق افغانستان مسما شده، نشان داده شده که مناطق مرکزی جایگاه شان در این طرح تعریف نشده و این بدین معنا است که در ماستر پلان ۲۰ ساله تایید شده دولت، بیشتر مناطق مرکزی افغانستان به شبکه برق سراسری وصل نمی شوند.

در این طرح که به نقشه توزیع برق افغانستان مسما شده، نشان داده شده که مناطق مرکزی جایگاه شان در این طرح تعریف نشده و این بدین معنا است که در ماستر پلان ۲۰ ساله تایید شده دولت، بیشتر مناطق مرکزی افغانستان به شبکه برق سراسری وصل نمی شوند.
این پروژه که هدف آن تامین برق مورد نیاز افغانستان و پاکستان خوانده شده، ۵۰۰ کیلو ولت برق صادراتی ترکمنستان را به افغانستان و پاکستان وارد می کند.
بامیان از ولایت های کمتر توسعه یافته در مرکز کشور است که علیرغم داشتن منابع آبی فراوان، در یک و نیم دهه گذشته هیچ اقدامی در زمینه تامین برق آن از سوی دولت صورت نگرفته است.
باشندگان ولایت بامیان در حالی دولت را متهم به سیاست های دوگانه می کنند که اخیرا نمایندگان ولایات مرکزی افغانستان در مجلس نمایندگان از حکومت خواستند تا زمینه انتقال پروژه برق ۵۰۰ کیلوولتی را مطابق بررسی شرکت بین المللی فیشنر از مناطق مرکزی فراهم کند.
گفته می شود که در حال حاضر تنها یک تولیدگاه برق آفتابی در ولایت بامیان فعال است که تنها توان تولید ۱،۵ میگاوات برق را دارد.
کار شکنی حکومت مرکزی
انتقاد های نمایندگان مردم در مجلس و باشندگان بامیان در حالی بالا می گیرد که پیش از این محمد طاهر زهیر، والی بامیان شماری از مقامات در ارگ را متهم به کار شکنی کرده بود.
شرکت بین المللی فیشنر، راه سالنگ را برای انتقال این پروژه برق، غیر اقتصادی و توام با مشکلات تخنیکی خوانده است.
اسدالله سعادتی عضو مجلس نمایندگان می گوید جامعه جهانی علاقه مند انتقال این پروژه برق از مسیر مناطق مرکزی است اما حکومت افغانستان در این زمینه کارشکنی می کند.

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۴/۱۰/۱۹ساعت ۱۷:۱۶ بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

جایگزینی جنرال اقبال به جای جنرال جوهری در معاونت وزارت دفاع

سرانجام, دگرجنرال بازمحمد جوهری با پیشینه نزدیک به یک و نیم دهه فعالیت در معاونت وزارت دفاع, از وظیفه سبکدوش گردید, و جای خود را به تورن جنرال "اقبال علی خان " داد.برخی رسانه ها از اختلاف آقای جوهری با معصوم استانکزی سخن گفته اند؛ آقای جوهری خود نیز در آخرین روزهای سال گذشته میلادی(27دسامبر) بدون نام بردن از کسی, مطلبی را در صفحه اش پست کرده بود که حکایت از اختلاف شدید ایشان بافرد یا افرادی خاص داشت:

«من عدالت خواستم٬ پس چرا غضب کردند ؟! من گفتم بیایید اصول و ارزشهای قانون اساسی را حالا پیاده کنیم,... گفتم بجای شعار ملی دادن عمل ملی بکنیم, گفتند قوم گرایی می کنید».

این بار نیز, آقای جوهری بدون نام بردن از آقای استانکزی, تنها به وجود مشکلات و چالشهای کاری اش در وزارت دفاع اشاره نموده, و در انتهای پیام خداحافظی خود از این وزارت, «تقرر جناب جنرال صاحب اقبال علی خان را بحیث معاون تعلیمات و پرسونل وزارت دفاع ملی به ایشان تبریگ گفته» است.

از تورن جنرال اقبال علی خان ظاهرا شناخت کافی و معلومات زیادی در دسترس نیست. ایشان پیش از این, رئیس مخابرات ستردرستز وزارت دفاع بوده است. اما این که ایشان جایگزین شایسته برای جنرال جوهری محسوب می شود یانه, هنوز قضاوت زود است. در مواردی دوستان نوشته اند که ایشان از هزاره بودن خود به شدت گریزان است, البته در مقابل, تعدادی هم از ایشان تمجید نموده و اور را آدم متخصص و لایق دانسته اند. در هرصورت, جایگزینی ایشان به جای جنرال جوهری در شرایط فعلی, تاحدودی شائبه تصفیه قومی را کمرنگ می سازد, شائبه ی که پس از برکناری جنرال جوهری از معاونت وزارت دفاع, محمدعلی احمدی از معاونت ولایت غزنی و استیضاح عبدالرزاق وحیدی وزیر مخابرات, در اذهان عمومی تقویت گردید, اما لیاقت و کارکرد، و جرآت و جسارت ایشان را آینده ثابت خواهد کرد.
در هرحال, برای جنرال جوهری خسته نباشید می گوییم و برای جنرال اقبال علی خان آرزوی موفقیت می کنیم!

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۴/۱۰/۱۶ساعت ۱۴:۵۰ بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

شیخ باقرالنمر:«ما باید بر خروش واژه‌ها تکیه کنیم، بر کلام عدالت»

«مِنَ المُؤمِنينَ رِجالٌ صَدَقوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيهِ ۖ فَمِنهُم مَن قَضىٰ نَحبَهُ وَمِنهُم مَن يَنتَظِرُ ۖ وَما بَدَّلوا تَبديلًا»﴿احزاب:23﴾
در میان مؤمنان مردانی هستند که بر سر عهدی که با خدا بستند صادقانه ایستاده‌اند؛ بعضی پیمان خود را به آخر بردند (و در راه او شربت شهادت نوشیدند)، و بعضی دیگر در انتظارند؛ و هرگز تغییر و تبدیلی در عهد و پیمان خود ندادند.
شیخ باقرالنمِر روحانی آزاده و عدالتخواه بود. او تنها آزادی, عدالت و برابری را برای مردمش می خواست؛ و در اعتراض به خشونت و جنایت آل سعود نسبت به شیعیان مظلوم این کشور فریاد می زد که «مقامات به گلوله‌ها متکی هستند، به کشتن و زندانی کردن. ما باید بر خروش واژه‌ها تکیه کنیم، بر کلام عدالت.» (بی بی سی)
سرانجام شیخ باقرالنمِر رهبرشیعیان عربستان, پس از مدتها زندان و اسارت و انتظار شهادت, به جرم آزادی خواهی, حق گویی و عدالت طلبی, توسط حکام جابر آل سعود به شهادت رسید؛ 

                                                    و این شهادت گوارایش باد!

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۴/۱۰/۱۲ساعت ۱۹:۸ بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

آریانپور, مورخ پرتلاش بامیانی درگذشت


                                                 «اناّ لله و انّا الیه راجعون»


استاد محمدعلی افتخاری مشهور به "آریان‌پور" ورسی/ ورثی یکی از چهره‌های علمی و سرمایه‌ فرهنگی مردم ما, به رحمت حق پیوست.
استاد آریان پور یک عالم درد آشنا, محقق و مورخ آگاه, نویسنده و منتقد بی باک و در عین حال, انسان متواضع و بی‌ادعا بود. او اهل بامیان بود, اما امروز شاید کمتر بامیانی با این چهره‌ی علمی و سرمایه‌ی فرهنگی و آثار قلمی ایشان, آشنایی داشته باشد. مهم‌ترین ویژگی استاد آریان‌پور, آگاهی و آشنایی او در حوزه‌ی مسائل تاریخی مردم هزاره بود.
در حالی‌که امروزها از نظریه‌ی "ترک" بودن نژاد هزاره‌ها به شدت تبلیغ می‌شود, اما مرحوم آریان‌پور طرفدار نظریه‌ی "آریایی" بودن هزاره‌ها بود, و از این نظریه‌ی خویش به شدت دفاع می‌کرد. به پیروی از همین نظریه, تعداد از فرهنگیان و قلم به دستان مردم ما نیز, اکنون به شدت مبلّغ و طرفدار این نظریه‌اند. کتاب "بامیان خاستگاه هزاره ها" نیز, تلاش دارد آریایی بودن هزاره ‌ها,آثار و جغرافیایی تاریخی و حوزه‌فرهنگی قلمرو بلخ و بامیان را به اثبات برساند, چنانچه در صفحات اولیه این کتاب می‌خوانیم:
«باید دانست که تمامی آثار هنری بامیان از چهل ستون و چهل برج و شهر ضحاک و تمامی سموچ‌های محیرالعقول و رنگ‌آمیزی‌های شگفت‌انگیز که هر نویسنده و باستان‌شناس و زبان‌شناسی, به وصف این هنرستان قلم فرسایی کرده‌اند کلاً دستاورد فکری و هنری آریایی‌های زابلی یعنی نیاکان قوم هزاره‌ی زابلی در طول تاریخ تا به دوره‌ی اسلامی می‌باشد.»(بامیان خاستگاه هزاره‌ها, ص19). به پیروی از همین نظریه, مرحوم آریان‌پور در این کتاب, بسیاری از دیدگاه‌های تاریخی مورخان شرقی و غربی در باره‌ی هزاره‌ها, مسائل تاریخی, و جغرافیایی فرهنگی مربوط به این قوم را مورد نقد قرار داده است.


به هرحال, مرحوم استاد "آریان‌پور"در حوزه مسائل تاریخی یک پژوهشگر کم نظیر, گنجینه عظیم و منبع اطلاعات, و یک نویسنده و نقاد بی‌باک بود.رفتن او برای جامعه علمی و فرهنگی ما یک ضایعه است. خدایش رحمت کند!  

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۴/۱۰/۰۲ساعت ۲۰:۱۵ بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

بامیان به گذشته برنمی گردد!

همزمان با تعیین آقای زهیر به عنوان والی بامیان از سوی دولت, تحرکاتی علیه ایشان در بامیان و کابل آغاز شد, که پس از مدتی این تحرکات به ناکامی منجر شد، آقای زهیر به عنوان والی بامیان وارد این ولایت گردید و به اداره محلی بامیان تکیه زد. با آمدن ایشان, اما تحرکات در درون و بیرون از بامیان علیه ایشان و حکومت محلی بامیان ادامه یافت, تا آنکه چندی پیش والی بامیان مشخصاً از دخالتهای آقای عطا محمدنور در اداره بامیان سخن گفت.کمی بعد تعدادی به نام تاجیک های بامیان در کابل تظاهرات کردند،علیه اداره محلی بامیان, حزب وحدت و استاد خلیلی و به اصطلاح خودشان علیه «وندی ها» شعار دادند. امروز نیز, یکی از نمایندگان از تریبون مجلس, در حمایت از آن جمع سخن گفت و در واقع همان سخنان را به نحو دیگری تکرار نمود و بازهم علیه استادخلیلی و حزب وحدت سخنان تندی بر زبان آورد و بامیان را به فلسطین اشغالی تشبیه نمود.
حزب وحدت یک جریان سیاسی زنده و فعال است, اگر صلاح بداند از مجرای رسمی پاسخ این نماینده را خواهد داد, چنانچه اداره محلی بامیان نیز چند روز پیش در مورد ادعاهای مطرح شده در تظاهرات کابل بیانیه مفصل صادر نمود. اما از آنجا که ادعاهای مطرح شده افراد تظاهر کننده آن روز کابل بسیار فراتر از عملکرد حزب وحدت و اداره محلی, مردم بامیان را نشانه رفت, و به طور مشخص، تمامی قریه های مرکز بامیان از ساحه شش پل تا سرخدر و بازار غلغله را غصبی خواند, بدین معنی که هزاره ها در مرکز بامیان حق سکونت نداشته و ندارند؛ و سخنان این نماینده امروز نیز, تنها اداره محلی بامیان و حزب وحدت را نه، بلکه تمامی ساکنان هزاره بامیان را نشانه رفت و آنها را به اسرائیل تشبیه نمود, من تنها به عنوان یک شهروند بامیانی, لازم می دانم نکات را یادآوری نمایم:
1. همه می دانیم که پشت سر این تحرکات دستهای بیرون از بامیان درکار است؛ هم برادران تاجیک وسیله و هم آقای زهیر و اداره محلی بامیان, تنها بهانه است؛ گرنه در طول چهارده سال گذشته از این ادعاها، ستم ها و عدالتخواهی ها خبری نبود؛ و منطقی نیست که با آمدن آقای زهیر در طول چند ماه, چنین ستم های به یکباره بر براردان تاجیک روا داشته شده باشد. به طور مشخص، شخص "اعیان" کسی است که تابستان برای آمدن آقای زهیر سینه سپر کرده بود, در کابل به حمایت از ایشان تظاهرات به راه انداخته و در بامیان برای حمایت از ایشان امضا جمع آوری می نمود, اما امروز جلوگیری از شهرک غیرقانونی او, سوژه برای ستم بر تاجیکان بامیان شده است!
2 با آنکه سالهاست در افغانستان تحولات و تغییرات زیادی به وجود آمده است, اما عده ی هنوز متوجه این تغییرات و ایجاد مناسبات جدید نگردیده و خوابهای خوش گذشته را می بینند, و آرزو دارند بامیان به گذشته برگردد. این عده باید بدانند که اگر همه معتقدیم که افغانستان به روزگار تاریک و سیاه, و گذشته پر از ستم و تبعیض برنمی گردد, بامیان و مردمانش نیز, بخش از افغانستان است و هرگز به گذشته بر نمی گردد.
3. گذشته ای بامیان را همه به یاد داریم, آنان که تازه به دنیا آمده اند, یا فراموش کرده اند یا خود را به فراموشی زده اند بدانند که در گذشته به تبع از سیاست های ظالمانه دولت مرکزی, سهم هزاره ها در اداره محلی و فعالیت های سیاسی و فرهنگی بامیان همیشه صفر بود. هیچ هزاره ی سهمی در بازار, نقش در فعالیت های اقتصادی و کسب و کار مالی بامیان نداشت. هزاره ها حتی در درون خانه و محل زندگی و پش دروازه خود, توهین و تحقیر می شدند. انسان هزاره در بین بازار بامیان بدون بهانه مورد لت و کوب و تمسخر قرار می گرفت, خورجین از سر شانه و جُوال از پشت الاغش به پایین انداخته می شد. اندک اموالی را که برای فروش به بازار می آورد, یا باید راضی می شد به قیمت اندک بفروشد یا به روی بازار و سرک و سرای انداخته می شد.این داستان همیشگی زندگی دیروز مردم هزاره نه در قندهار و پکتیا و هلمند, بلکه در بامیان بود؛ اما کسی در حمایت از آنان دم از عدالت نمی زد.
4. با همه اینها, مردم بامیان نشان داده اند که در صدد ستم بر کسی و انتقام گرفتن از کسی نبوده و نیستند. مردم بامیان پیش از همه خواهان صلح و همزیستی مسالمت آمیز, و منادی حق و عدالت بوده اند, و ثابت کرده اند که بیش از دیگران, به قوانین کشور و به آداب و رفتار اجتماعی با همسایگان پایبند بوده اند, گرنه مردم بامیان پیشدستی و همدستی جماعتی را در رقم زدن جنایت به نام طالب در بامیان فراموش نکرده اند. مشارکت جمع و جماعتی را در به آتش کشیدن تمامی خانه های مردم مرکز و مناطق شهیدان و فولادی همه می دانند. اینکه کی ها اموال و دارای آن ها را تاراج نموده و به غارت برده اند کسی از یاد نبرده اند. اما مردم بامیان معتقدند که نباید دور باطل انتقام گیری ها بیش از این, تداوم یابد.
5. عدالت شعار محوری و محبوب مردم هزاره است. هزاره ها بیش از دیگران در مسیر تحقق عدالت جانفشانی کرده, خون دل خورده, شهید داده و قتل عام شده اند. راضی نیست در افغانستان برکسی ستم رواداشته شود. اما اینکه امروزها عده ای با پشتیبانی حلقات مشخص و بدون هیچ معیاری، عدالت را به معنای مشارکت 40% قوم و قببیله ی در ادارات محلی بامیان معنا می کنند, این را ضد عدالت می دانند. فارغ از اینکه, اداره محلی بامیان آمار داده اند و ثابت کرده اند که سهم برادران تاجیک در اداره محلی بامیان, بیش از آن چیزی است که جماعتی به اسم برادران تاجیک, خواهان آن هستند.
6. روشن است که اگر فرد و یا افرادی به نام هزاره اقدام به غصب ملکیت شخصی هر یک از برادران تاجیک نموده و بر سر ملک، زمین و جایداد شخصی آنان دست به اعمار منزل و یا دست به کشت و زرع خودسرانه زمینهای آنان زده باشند,نه قانون چنین اجازه را به آنان می دهند, نه دولت و نه مردم بامیان. اما در مورد اعمار منازل و قریه های که بعد از تحولات جدید در دامنه های برخی کوه ها و پشته ها ایجاد گردیده, این مکان ها ملکیت عامه بوده و دولت بر اساس قانون ملکیتها آن ها را به مستحقین توزیع نموده است, و این اختصاص به بامیان هم ندارد که در تمامی ولایتها این روند ادامه دارد. البته شکایت در این مورد, تازگی ندارد بلکه بار اول در زمان طالبان چنین شکایتی مطرح شد, و بار دوم در زمان ریاست یونس قانونی بر مجلس نیز, عده ای عریضه ها و شکایاتی را تنظیم نمودند و هیئت آوردند, اما تا کنون هیچ هیئتی حتی طالبان، نظر نداده اند که اینها ملکیت شخصی کسی یا کسانی بوده است؛ یا حزب وحدت در دوران حاکمیت خود، و مردم و اداره محلی بامیان در دوره جدید، خلاف قانون عمل کرده اند.
7. متأسفانه در پشت سر تمامی این تحرکات, تحریکات بیرون از ولایت بامیان نهفته است. التبه که برخی نمایندگان بامیان از داخل نیز, در دامن زدن به این حرکتهای نفاق افگنانه دست دارند و به زعم خودشان از این طریق, از رقیب انتقام می گیرند. در حالی که اینها خوب می دانند که از این طریق تنها مردم با هم برادر بامیان را نسبت به هم بدبین ساخته و دست شان را به یخن همدیگر حواله می دهند.
8.آن عده ی که امروزها هیاهو به راه انداخته اند, به هیچ وجه از مجموعه برادران تاجیک در بامیان نمایندگی نمی کنند، و تعداد افراد شرکت کننده در تظاهرات کابل خود نشان دهنده این واقعیت است. تابستان جلسه داشتیم با اشتراک تعدادی از علمای بامیان اعم از شیعه و سنی از جمله رئیس دارالعلوم و رئیس شورای اخوت بامیان, که هردو از برادران تاجیک اند, صراحتا بیزاری شان را از این گونه حرکت های تفرقه افگنانه و شعارهای جدای طلبانه, ابراز می داشتند.
9. حکومت محلی بامیان موظف به تطبیق یکسان قانون بالای مردم بامیان می باشد. مردم, جامعه مدنی, علما و دانشگاهیان و مسئولان بامیان نیز در جریان قرار دارند, اگر احساس می کنند که حکومت محلی یا افراد زورمند علیه برادران تاجیک ستم روا داشته اند, یا سهم شان در ادارات بامیان ناچیزاند, ملکیت شان غصب شده اند, وظیفه دارند در حمایت از عدالت, به دادخواهی برخیزند, فارغ از اینکه در پروان و پنجشیر و مزار و سمنگان و هرات...علیه مردم هزاره چگونه رفتار می شوند. عدالت تنها آن نیست که به نفع قوم و قبیله, و علیه دیگران اقدامی صورت بگیرد.
اما اگر کسی و یا کسانی بخواهند بدین بهانه از مردم ما و تمامی جریان عدالتخواهی, انتقام بگیرند بدانند که مردم و جوانان بامیان امروز بیدارند و هر حرکتی را در نطفه خفه خواهند کرد, چنانچه پیش از این نیز, ثابت کرده اند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۴/۰۹/۲۵ساعت ۲۱:۳۲ بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

ولایت بامیان، عضو 'شبکه شهرهای خلاق جهان' شد

ولایت بامیان در مرکز افغانستان عضو شبکه شهرهای خلاق جهان در سازمان علمی، فرهنگی و آموزشی ملل متحد/یونسکو شد.

بامیان

داشتن قدمت تاریخی، آثار باستانی، فرهنگ بومی و صنایع دستی از معیارهای عضویت در این شبکه است.

۴۷ شهر از ۳۳ کشور دنیا از سوی کمیته اعضای سازمان علمی، فرهنگی و آموزشی ملل متحد یا یونسکو به عنوان شهرهای خلاق دنیا پذیرفته شده اند.

مسئولان سازمان علمی، فرهنگی و آموزشی سازمان ملل متحد می‌گویند بامیان تنها شهر از کشورهای آسیای میانه و خاورمیانه است که به این عنوان دست یافته است.

سارا نوشادی، از مسئولان دفتر یونسکو در کابل به بی‌بی‌سی گفت انتخاب شهرهای خلاق دنیا به تازگی صورت گرفته است.

او گفت: "از نظر اقتصادی بسیار مهم است. بامیان به خاطر داشتن مناطق تاریخی شامل لیست میراث های فرهنگی جهان است و اکنون به خاطر فرهنگ زنده بامیان، عضو شبکه شهرهای خلاق است. این به اقتصاد بامیان کمک می‌کند و در واقع شروعی است برای این که بامیان مرکز کانون خلاق در افغانستان باشد و خیلی ها درآمدشان از همین صنایع خلاق است."

مسئولان محلی نیز انتخاب شدن این ولایت را به عنوان یکی از شهرهای خلاق دنیا با اهمیت می‌دانند.

کبیر دادرس، رئیس اطلاعات و فرهنگ بامیان، می‌گوید توسعه روابط فرهنگی میان شهرهای خلاق دنیا برای بامیان اهمیت خاص دارد.

او افزود که عضویت بامیان در این شبکه تاثیرات مثبتی بر صنعت گردشگری این ولایت خواهد داشت.

بامیان به دلیل داشتن آبده‌های تاریخی و جاذبه‌های گردشگری پیش ازین به عنوان پایتخت فرهنگی سارک یا سازمان همکاری‌های منطقه‌ای جنوب آسیا در سال ۲۰۱۵ میلادی انتخاب شده بود.

ولایت بامیان در مرکز افغانستان از ولایات نسبتا امن به شمار می‌رود. تلاش ها برای توسعه فرهنگ بومی در این ولایت در سال‌های اخیر چشم گیر بوده است. برگزاری جشنواره‌های راه ابریشم، برگزاری نمایشگاه‌های صنایع دستی و غذاهای محلی برای انتخاب شدن بامیان به عنوان یکی از شهرهای خلاق جهان نقش مهم داشته است.

با وجود همه این پیشرفت‌های فرهنگی اما در زندگی مردم عادی تغییر قابل ملاحظه نیامده است. هنوز هم فقر اقتصادی پای کودکان و زنان را به کارهای شاقه مانند دهقانی و مالداری می‌کشاند.

منبع:بی بی سی

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۴/۰۹/۲۳ساعت ۱۷:۱۶ بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

در غیبت یک گفتگوی سالم و نقد منصفانه

اشاره!

آیت الله محسنی کتابی را تدوین کرده به نام«معجم الاحادیث المعتبره» در 8جلد, که در سال 1392ه.ش, منتشر شده است.ایشان مدعی است که این اثر که شامل ۱۱هزار و ۵۲۳ حدیث می گردد, تنها احادیث معتبر شیعه را جمع آوری کرده است.این کتاب, سال گذشته(93) به عنوان کتاب سال حوزه معرفی گردیده است. اما آقای علی امیری در سایت جمهوری سکوت, نقد مفصل نوشته که بنیان و شالوده این کتاب را از اساس ویران نموده و در مواردی به جای نقد این اثر, شخصیت سیاسی آیت الله محسنی را نشانه رفته است. این یاد داشت در صفحه فیسبوکم منتشر شده و تنها تکیه به همین جهت بحث دارد.

1. باور کنیم که در افغانستان هنوز طرح بحث های علمی فارغ از مسائل سیاسی و پیچیدگی های روابط اجتماعی, جایگاهی شایسته و لازم خود را نیافته است چه رسد به نقدهای علمی, عادلانه و منصفانه.
2. در افغانستان هنوز مرزهای جغرافیای دانش به ویژه در قلمرو علوم انسانی, از هم تفکیک نشده است؛ به همین جهت, فردی  اگر در یک حوزه تخصص و توانایی لازم را یافت, به خود جرأت می دهد  که در قلمرو سائر حوزه ها نیز دست اندازی کند.  
3.این یاد داشت در صدد دفاع از کارنامه  علمی و سیاسی شخص آیت الله محسنی نیست, اما نقدهای جناب امیری را نیز, نه خیلی عالمانه می داند, نه  سالم و منصفانه، بلکه  معتقد است  نقد و نوشته جناب امیری, تنها و تنها می تواند اقناع کسانی را فراهم سازد و یا تحسین کسانی را برانگیزد که به کارنامه ی سیاه و سیاسی آیت الله محسنی, نگاهی منفی داشته و حضور او را در جامعه سیاسی امروز, به عنوان یک آفت و یک موجود شر تلقی می کند.
4. اینکه آقای امیری توانایی فهم و درک برخی مسائل علمی, در بخش از حوزه ها و دانش اسلامی و یا توانانی نقد و ارزیابی برخی مسائل در حوزه "مطالعات اسلامی" را دارد یک بحث است؛ اما اینکه ایشان خود را در جایگاهی قرار دهد دهد که می تواند بر تمامی حوزه های دانش اسلامی مانند فلسفه, کلام, فقه, اصول, ادبیات عرب, تفسیر, رجال, درایه و حدیث و سایر دانشهای اسلامی و انسانی احاطه و اشراف دارد, تنها یک ادعا می تواند باشد. اتفاقاً این قلم, با همه احترام که به شخصیت علمی جناب آقای امیری دارد, لغزشگاه ایشان را همین قدم گذاشتن ایشان در تمامی این وادی ها بدون فراگیری و داشتن تخصص لازم می داند.
در مورد نقد جناب امیری بر کتاب «معجم الاحادیث المعتبره» دست اندازی ایشان در تمام حوزه ها و مسائل کلامی, فلسفی, فقهی, اصولی, تاریخی, رجالی, ادبی و حدیثی و خلط آن بامباحث سیاسی, ضعف ایشان را در برخی موارد و حوزه ها برجسته می سازد. جدا از اینکه آقای امیری در موارد متعدد, تنها و تنها به خرد خود متکی است و تنها عقل خود را معیار فهم حقیقت و درستی و نادرستی مسائل مطروحه قرار داده است!
5. آقای امیری می توانست بدون داوری در مورد طینت, شخصیت, کیش سیاسی و منش اجتماعی آیت الله محسنی, وبدون قالبهای  ذهنی از پیش تعیین شده, توجه خود را صرفاً به نقد این اثر یا آثار علمی آیت الله محسنی معطوف سازد؛ و نقد ایشان می توانست تنها و تنها جنبه علمی به خود بگیرد, اما  دیده می شود که ایشان در موارد متعددی کیش سیاسی آیت الله محسنی را نشانه رفته است. ایشان در موارد متعددی, آیت الله محسنی را به  جانبگرای سیاسی در روند تدوین این اثر و سایر تألیفاتش, متهم نموده است؛ اما خود نیز, در همان چاهی غلتیده که برای آیت الله محسنی کنده است. تمامی طعنه ها, نیش ها و کنایه ها از ابتدا تا انتهای بحث, نشان دهنده ی قالبهای تنگ ذهنی آقای امیری نسبت به منش و روش و کارنامه ی سیاسی آیت الله محسنی است, تا کارنامه علمی ایشان. این  روش جناب امیری  که بدون تردید یکی از نقطه ضعفهای ایشان در بحثهای علمی است, در نقد اثر دایفولادی نیز, در موارد متعددی خود را برجسته می ساخت, منتهی در آنجا کمتر و در این مورد بیشتر.
7. بدون شک, آقای امیری ظرفیت و ظرافت لازم برای طرح و نقد برخی مسائل در حوزه علوم انسانی را دارد, و می تواند در این مورد باب گفتگوهای علمی را در جامعه بگشاید؛ البته در صورتی که نقدها به دور از حب و بغض شخصی و پیوند زدن مسائل سیاسی و صرفا با رویکرد علمی صورت بگیرد؛ آن هم نه صرفاً با تکیه بر خرد و معیار قرار دادن عقلانیت که خود, مدعی آن است. مطمئناً زمانی که  دامنه نقد, از حوزه های علمی فراتر می رود, دچار حاشیه های سیاسی و پیچ خمهای  روابط اجتماعی می گردد و هدف خود را گم می کند؛ و کسی هم به صورت بی طرفانه آن را داوری نخواهد کرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۴/۰۹/۰۹ساعت ۱۴:۱۹ بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

ما هدف گم کرده ایم!

جدیدترین تصاویر منتشر شده از پیکارجویان داعش در افغانستان نشان می دهد که این گروه تروریستی کم کم به نظم و انسجام بهتری دست یافته است،یه گونه ای که اکنون آنها را می توان با هویت اصلی و یونیفرم بین المللی شان شناخت. در تصاویر منتشر شده از این گروه نشان داده می شود که افراد آنان به دسته های و فرقه های مختلف چون "معسکر ابومصعب الزرقاوی" و "معسکر الشیخ جلال الدین" تقسیم شده اند. داعش تاکنون نشان داده است که خطرناکترین, بی رحم ترین و پیچیده ترین گروه تروریستی در جهان معاصر است. از سوی دیگر, این گروه در هفته های اخیر, با انجام چندین حمله تروریستی موفق در هواپیمای مسافربری روسیه و چندین نقطه در فرانسه و لبنان, هم قدرتهای بین المللی را به چالش کشید, و هم قابلیتها و توانایی های خویش را برای کوبیدن هدف, به نمایش گذاشت. در افغانستان نیز, با آن که حضور داعش تا چندی پیش از سوی دستگاه های دولتی و مقامات امنیتی با تردید مواجه بود, شهادت شهدای زابل چهره خشن آنان را آشکار ساخت و تردیدها را به یقین تبدیل کرد. اکنون, قرائن نشان دهنده این واقعیت است که خطر و نفوذ داعش روز به روز در کشور, در حال گسترش است. در مقابل, دولت با برخورد منفعلانه نشان داده است که عملاً کدام استراتژی مشخص برای بازدارندگی از نفوذ این گروه تروریستی در کشور روی دست ندارد. برافراشته شدن پرچشم داعش در دانشگاه ننگرهار, و اقدام دیر هنگام دولت در دستگیری افراد دخیل, نشانه انفعال, سردرگمی و جدی نبودن مقامات امنیتی کشور در مبارزه با این جریان دهشت افگن است.

در این میان, مردم ما با آنکه به خوبی درک میکنند که در نوک پیکان و دم خنجر این گروه تروریستی قرار دارند, اما شاهد هستیم که چگونه تمامی توان و انرژی ها این روزها صرف رقابت درونی افراد و اشخاص و تخریب و تضعیف نیروهای داخلی می گردد. شهادت مظلومانه ی شهدای زابل, نه تنها فرصت برای همدلی و انسجام درونی مردم ما را میسر ساخت, بلکه فرصت همگرایی و هم آوایی را در میان سایر اقوام و ملیتها و تحکیم بنیانهای وحدت ملی را در کشور فراهم نمود. اما حس خودخواهی, شهرت طلبی, کوتاه فکری و کج سلیقگی افراد معین و حلقات مشخص, سرانجام, این فرصت تاریخی را به یک تهدید داخلی در میان جامعه شیعه و هزاره مبدل ساخت. پس از آن, هر روز شاهد اوج فضاحت, رسوایی ها و بداخلاقی ها نه از سوی افراد عادی جامعه بلکه از سوی روشنفکران, رهبران و نخبگان فکری و قلم به دستان این مردم هستیم. رقابت های درونی چنان ذهن ها را به همدیگر مشغول ساخته است که این روزها دیگر کمتر کسی به نجات مردم, دفع خطر طالب و کوتاه کردن شرّ داعش می اندیشند.اکنون تمامی قلمها و قدمها برای تخریب نیروها و تضعیف گروه های داخلی برداشته می شوند به گونه ای که دشمنان اصلی و قسم خورده این مردم به کلی از یادها رفته اند.

خوب است یک لحظه همه به خود آییم؛ و تا فرصت از دست نرفته دولت و ملت, علماء و روشنفکران, نخبگانان و رهبران و اقشار مختلف اجتماع, بیاندیشند که هرگونه تششت فکری, تعلل در تصمیم گیری و اجرای سیاست های بازدارنده علیه این گروه دهشت افگن, سرنوشت خطرناک و فاجعه دردناک را برای دولت و ملت افغانستان, رقم خواهد زد.دولت نیز بداند که هرگونه مماشات در رفتار با داعش, گذاشتن خنجر بیخ گلوی ملت است و بس.

+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۴/۰۸/۲۹ساعت ۱۲:۸ بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

از بامیان تا غزنی و کابل: همدل و همصدا برای تعیین سرنوشت و فردای باعزت!

بگذارید خون این شهیدان به امواج خروشان و ظهور خشم مقدس و فروخورده ی مردم عدالتخواه این سرزمین تبدیل گردد.
بگذارید این خونها از زابل تا سنگ فرش خیابانهای کابل, تبدیل به سیلاب گردد؛ و تا اندرون "ارگ" جریان پیدا کند.
بگذرید این خونها دستان تا مرفق به خون آلوده و دامان ننگین حاکمان بی غیرت این سرزمین و همدستان قبیله را نیز, کمی رنگین کنند.
بگذارید خونهای گرم این شهیدان, لَختی, کرختی و خمودگی و یخ زدگی را از وجود ما و مردم ما بگیرد.
بگذارید قطرات از خون این زنان و کودک معصوم, در ...اجساد آفت زده رهبران این قوم نیز تزریق گردد, تا شاید حس غیرت و مردانگی, و تحرک و جهش را در وجود بی تحرک شان, پدید آورد.
بگذارید شاید این خونها موجب پدید آمدن تکانه های بیداری در نسل امروز ما گردد, روحیه مقاومت و مردانگی را در آنان تقویت, و نهال عدالتخواهی و ظلم ستیزی را در وجودشان بارور سازد.
و سرانجام, بگذارید همه فریاد بزنند که:« ما می خواهیم دیگر هزاره بودن جرم نباشد.»

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۴/۰۸/۲۰ساعت ۹:۵۹ قبل از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

مردم و نهادهای مدنی بامیان:دولت همکار مخالفان در سر بریدن گروگانان است

بر اساس گزارش خبرگزاری رها از بامیان, صدها تن از باشندگان این ولایت دولت را متهم به همکاری با مخالفان در سر بریدن گروگانان کرد.

فعالان مدنی بامیان

این فعالان عصر امروز (سه شنبه) در یک حرکت اعتراضی سر بریدن هفت گروگان هزاره را محکوم و تقبیح کردند.

معترضان با حمل نمادهایی از هفت پیکر غرق به خون و پوستری که رئیس جمهور و رئیس اجرایی کشور را “کر و کور” نشان میداد، با سردادن شعارهای “اشرف غنی، شرمت باد”، عبدالله، کجاشد وعده ها”، و “هزاره بودن جرم نیست،” از دولت، نهادهای ملی و بین المللی مدافع حقوق بشر خواستند تا جلو نسل کشی هزاره ها در کشور را بگیرند.

این تظاهرات که از مسجد رهبر شهید آغاز شد تا چوک الیکین مرکز بامیان ادامه پیدا کرد.

معترضان گروگان گیری ها از قوم هزاره و کشتار آنان را ادامه نسل کشی این قوم خواندند که به گفته آنان از ۱۲۵ سال پیش توسط عبدالرحمان آغاز شده بود و تاکنون نیز در مناطق مختلف کشور ادامه دارد.

از سال گذشته به این سو، تعدادی از شاهراه های کشور شاهد گروگان گیری های گسترده ای از مسافران به ویژه قوم هزاره بود.

برای نخستین بار، شورشیان ۳۱ نفر از مردم هزاره را در ماه حوت سال گذشته زمانی که از هرات به سوی کابل سفر می‌کردند، در ولایت زابل به گروگان گرفتند.

گروگان گیرها ۱۹ تن از این مسافران را پس از حدود سه ماه رها کردند.

پس از آن حداقل دو بار دیگر نیز مردان مسلح ، اقدام به گروگان گیری مردان و زنان در شاهراه های کشور کردند.

در آخرین مورد شورشیان سه ماه پیش هفت تن از جمله سه زن به شمول یک دختر ۹ ساله را که از باشندگان ولایت غزنی بودند در ولایت زابل به گروگان گرفتند.

این شورشیان دو روز پیش تمامی این گروگان ها را در ولسوالی ارغنداب ولایت زابل سربریدند.

رویداد سربریدن هفت مسافر از سوی شورشیان در لایت زابل، واکنش های تندی را در داخل و خارج کشور به همراه داشته است.

از روز گذشته تاکنون، شماری از مقام های بلند پایه دولتی در کابل از جمله رئیس جمهور غنی، رئیس اجرایی، سرور دانش، کریم خلیلی و رهبران برخی از احزاب سیاسی، ضمن محکوم کردن این حادثه، مقام های امنیتی کشور را متهم به بی توجهی و غفلت وظیفوی در آزادسازی این گروگان ها کرده اند.

مردم هزاره در ولایت غزنی از تحویل گیری جنازه های قربانیان این رویداد خودداری کرده و قرار است در اعتراض به سربریده شدن این افراد، جنازه های آنان به کابل پایتخت کشور منتقل شوند.

نمایندگان مردم غزنی در مجلس، ضمن ددمنشانه و جنایت کارانه خواندن سربریدن هفت گروگان در زابل، از حکومت خواسته اند که علاوه بر مجازات عاملان این رویداد به بازماندگان شان غرامت بپردازد.

همچنان شماری از کاربران شبکه های اجتماعی نیز دولت را متهم به بی توجهی در قبال آزادسازی این گروگان ها کرده اند.

آنان گفته اند که به نظر می رسد اعتراضات مدنی دیگر مشکلی را حل نمی کند و برای مقابله با دشمنان باید با زبان خودشان سخن گفت و به تعبیر قدیمی “جواب کلوخ اندازان را با سنگ” پس داد.

فعالان مدنی در بامیان

این کاربران شبکه های اجتماعی که بیشتر مربوط به قوم هزاره هستند، بدلیل آنچه آنان وخامت اوضاع امنیتی در افغانستان می خوانند، از مردم هزاره خواسته اند تا برای حفاظت از خود مسلح شوند.

با این حال معترضان در بامیان با نشر قطعنامه ای، گروگان گیری از قوم هزاره و کشتار آنان را نسل کشی و نقص صریح حقوق بشر خوانده و از نهادهای مدنی و مدافع حقوق بشر ملی و بین المللی خواستند که تا زمان محاکمه نشدن جنایت کاران جنگی، عاملان نقض حقوق بشر و مرتکبان نسل کشی در افغانستان، اقدام به راه اندازی اعتراضات گسترده کنند.

در قعطنامه تظاهرات کنندگان بامیانی گفته شده از آنجایی که سازمان ملل متحد و به خصوص شورای امنیت این سازمان در قبال حفظ جان انسان ها ماموریت جهانی دارد و بخش حقوق بشر آن ناظر بر رعایت حقوق بشر توسط تمام دولت ها و گروه ها است، این سازمان باید ضمن افزودن عاملان نسل کشی هزاره ها در افغانستان، از هیچگونه تلاشی برای مجازات آنان دریغ نکند.

در جای دیگری از قعطنامه آمده است:” بدون شک یکی از اهداف تروریستان جنایت کار این است که با کشتار سیستماتیک مردم هزاره نفاق ملی ایجاد کنند اما بدلیل آنکه این مردم وحدت ملی را در افغانستان یک اصل میدانند، از سران حکومت وحدت ملی می خواهند تا با این بی تفاوتی در مقابل نسل کشی قومی نوعی هماهنگی با دشمن به شمار می رود خاتمه دهند”.

در این قعطعنامه تاکید شده است که براساس العامیه جهانی حقوق بشر، قوانین جنگ، کنوانسیون های ژنو و محلقات آن و مطابق با حقوق بشردوستان بین المللی، در جریان جنگ، طرفهای درگیری حق ندارند تا زنان و اطفال را به اسارت ببرند اما بدلیل اینکه این عمل از سوی جنایتکاران در افغانستان بارها تکرار شده است، سازمان ملل باید برای توقف گروگان گیری و کشتار غیر نظامیان بگونه جدی وارد عمل شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۹۴/۰۸/۱۹ساعت ۱۹:۱۲ بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

انعکاس بی مسئولیتی دولت در زمینه رویداد خونین زابل در روزنامه های کشور

بی بی سی: سه روز پیش مقامات محلی ولایت زابل در جنوب افغانستان اعلام کردند که نیروهای وابسته به گروه موسوم به دولت اسلامی (داعش) هفت نفر از غیرنظامیان گروگان گرفته شده مربوط به قوم هزاره را کشته‌اند. کشته شدن هفت گروگان از سوی نیروهای داعش در جنوب افغانستان سرخط مطالب تحلیلی روزنامه‌های ۱۹ عقرب/آبان کابل است.


پروزنامه ۸‌صبح می‌نویسد که رئیس‌جمهوری، رئیس اجرایی، معاونان رئیس‌جمهوری و معاونان رئیس اجرایی همه با صدور اعلامیه‌های عریض و طویل، سربریدن مسافران گروگان در زابل را نکوهش کردند.
نویسنده سرمقاله روزنامه ۸‌صبح از متن این اعلامیه‌ها انتقاد دارد و می‌نویسد که مقام‌های اجرایی یک دولت باید از اقداماتی که انجام داده‌اند به مردم بگویند؛ از تدابیری بگویند که برای جلوگیری از تکرار این رویداد‌ها روی دست گرفته‌اند و ضعف‌هایی را برملا کنند که منجر به این جنایت شد.
۸‌صبح نوشته که "سران حکومت باید متوجه پیامد‌های جنایت زابل نیز باشند. روشن است که بازماندگان قربانیان این جنایت بیشتر از همه بر حامیان محلی تروریست‌ها خشمگین‌اند. این احتمال وجود دارد که عده‌ای جنایت این تروریست‌های ازبکستانی را به عدالت‌های تاریخی گذشته ربط دهند و جنگ قومی برافروزند."
روزنامه اطلاعات روز نیز می‌نویسد : "انتشار خبر مرگ باشندگان جاغوری بازتاب گسترده در مطبوعات داشت و واکنش‌های بی‌شماری را نیز در شبکه‌های اجتماعی دامن زد. در این میان اما حکومت پس از بیست و چهار ساعت با بی‌خیالی و زبونی این موضوع را بدرقه کرد."
اطلاعات روز نوشته که به رغم همه‌ تلاش‌هایی‌که از جانب مردم برای متقاعد کردن حکومت به منظور رهایی گروگان‌ها انجام شد، حکومت نه تنها پاسخ مثبت به تقاضای مردم نداد و اقدام برای رهایی از خود نشان نداد بلکه "با ترفند و شیطنت مردم را از هرگونه اقدام خارج از چهارچوب حکومت بازداشتند. "
اطلاعات روز افزوده "حقیقت این است که این جنایت هولناک ملت و دولت را روبه‌رو کرده است. دولت می‌خواهد هر چه زودتر این افراد زیر خاک شوند، مردم می‌خواهند هرچه زودتر جنازه‌ها به کابل منتقل شوند. آیا مردم در این رویارویی یک تحول تاریخی را رقم خواهند زد؟"
اما روزنامه آرمان ملی می‌نویسد که ایجاد تنش و دشمنی میان مردم با ترفند قومیت و مذهب، یکی از راهکارهای خطرناکی است که گروه موسوم به دولت اسلامی (داعش) در خاورمیانه و حالا در افغانستان در پیش گرفته است.
آرمان ملی نوشته که قربانیان رویداد اخیر در ولایت زابل از قوم هزاره بوده اند و این نشان می‌دهد که داعشی‌ها می‌خواهند از افغانستان یک عراق دیگر بسازند و در آتش تعصب و اختلافات مذهبی مردم ما را بسوزانند. نویسنده سرمقاله روزنامه آرمان ملی به مردم هشدار داده است که فریب این تلاش مخالفان را نخورند.
روزنامه افغانستان می‌نویسد که فاجعه‌ای که در زابل رخ داد روح و روان مردم افغانستان را سخت آزرد زیرا گروگان گیری در شاهراه های این کشور از مدتی بدین‌سو رشد فزاینده ای داشته است. افغانستان نوشته بحثی که در این گونه مواقع داغ می‌شود این است که وظیفه دولت در قبال شهروندانش چیست؟ آیا دولت به آنچه وظیفه دارد و باید انجام دهد، عمل کرده است؟
افغانستان افزوده که دولت وظیفه دارد تا از جان و مال و ناموس مردم دفاع کند و اصولا فلسفه وجودی دولت این است، در غیر این صورت معنایی برای وجود دولت نمی‌توان یافت.
نویسنده سرمقاله روزنامه افغانستان به تاکید می‌نویسد که بحران گروگان گیری و گسترش دامنه جنگ به مناطق امن کشور، تازه نیست. دولت باید پاسخ بدهد که چه کاری برای حل این بحران انجام داده؟ روزنامه جامعه باز نیز می‌نویسد که وقتی حکومتی به هر دلیلی نتواند وظایف‌ ذاتی و مسئولیت‌های قانونی خود را انجام دهد، فاقد اعتبار و مشروعیت سیاسی است.
جامعه باز نوشته که اسیران جاغوری‌ها، ماه‌ها در گروگان گروه‌های تروریستی ماندند. در تمام این مدت، برای رهایی آن‌ها از سوی نهادهای مسئول، هیچ اقدامی صورت نگرفت.
به باور نویسنده سرمقاله روزنامه جامعه باز "تمایلات و علایق قومی و تضادهای درونی حکومت، سبب شده که با مساله رهایی گروگان‌ها با تسامح و بی‌اعتنایی برخورد شود و نگاه قومی حکومت به جنگ و ناامنی، علت اصلی بسیاری از فاجعه‌های خونین و بی‌رحمانه در کشور بوده است."

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۹۴/۰۸/۱۹ساعت ۱۳:۵۵ بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

استاد عرفانی رهبر حزب وحدت اسلامی ملت افغانستان به دیار حق شتافت

"انالله و انا الیه راجعون"


صبحگاه امروز پنجشنبه1394/7/30استاد عرفانی رهبر حزب وحدت اسلامی ملت افغانستان، به لقاء حق پیوست. همزمان با فرارسیدن ایام تاسوعا و عاشورای حسینی(ع) رحلت غم انگیز استاد عرفانی، جامعه ما بویژه پیروان جریان عدالتخواهی را در افغانستان، در ماتم مضاعف فرو برد.

عکس ‏عبدالعلیم برهانی‏


بدون تردید، استاد عرفانی از پیشگامان جهاد و انقلاب در کشور، و از بنیانگذاران اصلی حزب وحدت اسلامی افغانستان، و از چهره های تآثیرگذار در عرصه فرهنگ و سیاست بود.نقش بی بدیل او در دوران جهاد و مقاومت مردم ما، به ویژه سالهای مقاومت غرب کابل و بامیان،... فراموش ناشدنی است.روح بزرگ و بی قرار او درجهت پاسداری از عزت، عظمت و منافع مردمش، و در راه دفاع از عقیده و باورهای مکتبی اش، تا واپسین لحظه های زندگی اش، آرام و قرار نداشت. در یک جمله، استاد عرفانی با قلم و قدم، با زبان و بیان، و با تعهد و صداقتش، بیش از چهل سال در خدمت سنگر و سیاست و یک عمر، در جبهه فرهنگ و دیانت قرار داشت. رحلت او صدمه و ثلمه بزرگ برای جامعه ما به ویژه بر پیکر جریان عدالتخواهی در افغانستان است.
این مصیبت را به خانواده محترم و فرزندان، یاران و همسنگران، مردم شریف بامیان، و تمامی دوستان و ارادتمندان ایشان، تسلیت عرض می کنم.


یاد و نام نیکش جاویدان، و روحش با شهدای کربلا محشور باد!

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۴/۰۷/۳۰ساعت ۱۳:۵۹ بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

نقش دانشمندان در نابسامانی جامعه, از زبان امام حسین(ع)

اشاره؛
بر اساس روایت, امام حسین (ع) در آخرين ديدارش از مكه، نشست را با شخصيتهاى علمى كه در آن سرزمين گرد آمده بودند فراهم ساخت، تا نقش آنان را در ایجاد نابسامانی ها در جامعه اسلامی و مسئولیت آنان را در دفاع از حق و مبارزه با ستم, و تكليف آنها را در برابر دستگاه حکومت روشن سازد, و آنان را از سازش با ستم پیشگان و وابستگی به دستگاه قدرت و پذیرش ذلت به طمع نان يا از ترس جان, بر حذر دارد, این سخنان امام حسین(ع) در جامعه ما امروز مصداق عینی دارد, که مخاطب اول آن علما و دانشمندان جامعه است:
« ...سپس شما جمعيت (دانشمند) كسانى هستيد كه به علم شهره ايد، نامتان به نيكى بر سر زبانهاست، به نصيحت و خيرخواهى معروفيد، به نام علماى ربانى در نظر مردم مهابت داريد، شريفان از شما حساب مىبرند، ضعيفان احترامتان مىكنند، كسانى شما را بر خود ترجيح مىدهند كه احسانى به آنها نكرده ايد، و حق نعمتى بر آنها نداريد، آنجا كه حاجتها برآورده نشود شما وساطت مىكنيد و پذيرفته مىشود، در راه با هيبت سلاطين و عزت بزرگان حركت مىكنيد، مگر اين همه احترام براى اين نيست كه انتظار دارند شما وظيفه الهى را انجام دهيد و به حق خدا قيام كنيد؟ پس چرا در بيشتر وظائف كوتاهى مىكنيد، حق امامان را سبك مىشماريد، حق طبقه زيردست و ضعيف را پايمال مىنمائيد، ولى حقوق خود را كه به خيال خودتان داريد مطالبه مىكنيد؟ شما كه نه مالى در راه خدا داده ايد، نه جانى در راه جان آفرين نثار كرده ايد، نه با قوم و قبيله اى براى خدا در افتاده ايد، چگونه آرزوى بهشت و همنشينى پيمبران و امان از عذاب داريد؟
 من از آن مىترسم كه شما كه تكيه به آرزو داده ايد، و عمل ناكرده از خدا توقع ها داريد به عذاب و انتقام خدا گرفتار شويد، چه به لطف و كرم خداوند از مزايا و امتيازاتى برخورداريد، اما آنها را كه به خداپرستى معروفند ارج نمىگذاريد، و خود به نام خدا در ميان بندگانش محترميد. (شما به چشم خود) مىبينيد كه عهد و پيمانهاى الهى(به دست زورمندان) شكسته شده و هيچ باك نداريد، اما اگر ميثاق پدرانتان را زير پا نهند هراسان مىشويد، تعهدها و قراردادهاى پيامبر نقض شده، كوران، لالان، و زمينگيران در شهرها نه سرپرستى دارند نه پناهى، و شما نه بر آنها ترحم مىكنيد نه با استفاده از مقام خود به نفع آنها قدمى بر مىداريد، نه به آنها كه كارى مىكنند و توجهى داريد، با بند و بست و سازشكارى با ستمكاران خود را آلوده كرده ايد، همه اين رفتارها همان «منكرات» ى است كه خدا دستور داده از آنها جلوگيرى كنيد ولى شما غافليد، مصيبت شما از همه مردم بيشتر است، زيرا بر مسند علم تكيه زده ايد ، و اى كاش حس و حركتى داشتيد، اين (مصيبتها) بدان جهت است كه جريان كارها، و احكام بايد به دست دانشمندان خداشناس باشد كه بر حلال و حرام خدا امينند، اما اين مقام را از دست شما ربوده اند، و اين عقبنشينى هيچ موجب و باعثى ندارد، جز تفرقه و كناره گيرى شما از حق، و اختلاف كلمه در سنت پيغمبر,با وجود دليلهاى آشكار و واضح،
 اگر شما مردمى بوديد كه در برابر اذيت و آزار (دشمن) مقاومت داشتيد، و در راه خدا از بذل مال دريغ نمىكرديد، كارهاى خدا (و اداره امور مسلمانان) به دست شما بود، و منشأ و مرجع هر كار شما بوديد، اما ستمكاران را بر مقام خود مسلط كرده و امور الهى را به دست آنها سپرده ايد تا بر اساس «شبهه» كار كنند، در راه شهوترانى و كامجوئى گام نهند، آنچه جباران را بر مقام شما مسلط ساخته اين است كه شما از مرگ گريزانيد و به اين زندگى (ننگين) ناپايدار دلخوشيد، خلق ضعيف را تسليم آنها كرده ايد، جمعى برده وار بی اراده و مقهورند و گروهى گرسنه و مغلوب، ستمگران به دلخواه در امور مملكت تصرف مىكنند، به هوسرانى رسوائيها به بار آورند، سيرت اشرار پيش گيرند و بر خداى جبار دليرى كنند، در هر شهر گوينده اى سخنور بر فراز منبر دارند، همه مملكت را قبضه كرده اند، دستشان همه جا باز است، مردم چون برده در برابرشان نيروى دفاع ندارند، (اين بيدادگران) برخى جبار و سركشند، برخى با كمال سختگيرى همه قدرتشان را به رخ ناتوانان مىكشند. فرمانروا و آفريننده و بازگرداننده را نمىشناسند (به مبدأ و معاد ايمان ندارند).
شگفتا! و چگونه در شگفت نباشم كه سرزمين اسلام قبضه كسانى است كه يا خائن و ستمكارند، يا باجگير و نابكار، يا حكمران بيرحم و بى انصاف، ميان ما و شما در آنچه كشمكش داريم داور خداست، و قاضى اختلافاتمان هم اوست...»(1)
 ایام سوگورای سرور آزادگان امام حسین(ع) و شهدای کربلا, بر شیعیان و تمامی آزادی خواهان جهان, تسلیت باد!

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۴/۰۷/۲۲ساعت ۲۳:۵۴ بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

مطالب قدیمی‌تر