بامیـــــــــان

ســــــــــــــــیاسی،اجتــــــــــــــــــــماعی ،فــــــــــــــــــــــرهنگی

سوت پایان بازی؛ یا ناقوس مرگ؟

دیروز نیز مثل همیشه, سوت پایان بازی(والیبال) به سود تیم رقیب, یا به اصطلاح اهل سیاست,«مخالفان سیاسی»! به صدا در آمد. از آنجا که بازی ها در کشور ما هیچ گاه مطابق «قاعده بازی» به پیش نرفته اند, این بار نیز, برنده میدان تیم رقیب بود و بازنده آن به جای دولت, مردم .
اما این سوت پایان بازی نیست. هنوز مدعیان قهرمانی جام را فتح نکرده اند, و دنیا نیز, هنوز مشتاق تماشای بازی های ماست. بازیی که دیگر سرنوشت همیشگی ما و فرزندان ما شده است. بازیی که... هنوز پایان برای آن متصور نیست؛ و تنها صحنه های آن تغییر خواهندکرد و صحنه گردانان آن. بازی که دیروز در ارگون اجرا شد, امروز در یحی خیل؛ دیروز در بامیان, یکه اولنگ, مزارشریف, و... امروز در پکتیکا و پکتیا و قندهار؛ و فردای ...
اما چه بازی ناجوانمردانه ای! که سوت آن ناقوس مرگ است و پیام آور عزا و ماتم.
ما نیز, به رسم زمانه و در جمع ملت, مثل همیشه تسلیت خود را از بازماندگان, دریغ نخواهیم داشت.
                                                                                                                    تسلیت باد!

+ نوشته شده در  دوشنبه 1393/09/03ساعت 12:15 بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

سرما, نم و فقر,سهم دانشجویان بامیان از میلیاردها دالر کمک جامعه جهانی

با فرارسیدن فصل سرما و باریدن برف و باران، دانشجویان مسافر در بسیاری از مناطق افغانستان به‌ویژه مناطق بسیار سرد مانند بامیان، با دشواری‌های زیادی دست و پنجه نرم می‌کنند.

دانشگاه بامیان خوابگاه ندارد. هزارها دانشجوی تنگدست دختر و پسر دانشگاه بامیان دکان‌های پسکوچه‌های بازار بامیان را ماهیانه دو تا چهار هزار افغانی به کرایه می‌گیرند. دانشجویان مجرد به دلیل محدودیت فرهنگی، نمی‌توانند همسایه روستاییان و خانواده‌های محلات شهری شوند.

عکسهای عبدالله شایگان از وضعیت این دانشجویان را اینجا ببنید.

غضنفر مرتضوی یکی از این دانشجویان می‌گوید: "از شدت سرما به تنگ آمده‌ایم. اگرچه بچه‌های هر اتاق برای خود یک خانه پلاستیکی هم درست کرده‌اند تا هم اتاق ما گرم‌ترشود و هم در اوقات بارندگی بشکه‌های آب، وسایل آشپزی و کفش‌های ما خراب نشود، اما چون هوا بسیار سرد است ــ منفی ۱۰ درجه سانتی‌گراد ــ این خانه‌های پلاستیکی هم جلو سرمای شدید را نمی‌تواند بگیرد."

او که دو سال ساکن یک دکان بوده، می‌افزاید مشکل تنها سردی هوا نیست، بلکه دکان‌های نمناکی که سال‌ها محل نگهداری و فروش مواد خوراکی بوده، به محل پرورش حشرات خطرناکی مانند گژدم شده است. علاوه بر آن، نبود برق و سر و صدای بازار آرامش دانشجویانی را که نیاز به تمرکز در آموزش دارند، گرفته است.

وضعیت دانشجویان دختر بدتر از این است. زهرا صبوری دانشجوی دانشکده تعلیم و تربیت، که با سه دختر دیگر در یک اتاق کرایی در بازار بامیان زندگی می‌کند، می‌گوید حالا دشوار است که خانواده ندار و سنتی‌اش را قانع کند که با ادامه تحصیلش در اتاق کرایی بازار موافقت کند. او می‌گوید که خودش هم به تنگ آمده، اما هیچ راه حلی هم نمی‌بیند.

پارسال دانشجویان بامیان در اعتراض به وضعیت نامناسب زندگی خود، در تاریکی شب تظاهرات کردند. محمدهادی میرزایی یکی دیگر از این دانشجویان می گوید که این تظاهرات سودی نبخشید. او چهار سال به همین وضعیت در "کوچه محصلین" بازار بامیان زندگی کرده، می‌گوید که با افزایش شمار دانشجویان، وضعیت این هم بدتر خواهد شد.

بامیان بازار کوچکی دارد که با ورود سه چهار هزار دانشجو، کارمندان دولتی و سازمان‌های غیردولتی، کارگران عادی و تاجر، دیگر ظرفیت پذیرش جمعیت بیرونی را ندارد. در حال حاضر چهار تا ده دانشجو در یک اتاق به سر می‌برند – اتاق‌هایی که اصلاً برای فروش مواد غذایی، وسایل خانگی و کشاورزی ساخته شده‌اند.

علی‌یاور سیرت رئیس دانشگاه بامیان می‌گوید که این دانشگاه چهار هزار و ۵۲۲ دانشجو (از جمله ۷۶۶ دختر) دارد که از آن جمله ۲۷۳۶ دانشجو (از جمله ۵۲۵ دختر) مستحق خوابگاه هستند. تقریباً همه این دانشجویان مستحق خوابگاه، در دکان‌های بازار و در وضعیت بدی به سر می‌برند.

براساس معیارهای آموزش‌های عالی دولتی در افغانستان، تنها کسانی مستحق ورود به خوابگاه شناخته می‌شوند که میانگین نمرات آنها دست کم ۶۵ درصد و فاصله محل زندگی آنها از دانشگاه ۳۵ کیلومتر باشد. اگر خوابگاه وجود نداشته باشد، به آنها ماهانه ۱۸۳۲ افغانی (۳۲ دلار) پرداخت می‌شود.

آقای سیرت گفت دانشگاه بامیان خوابگاه دخترانه‌ای با ظرفیت پذیرش ۱۶۰ دانشجو دارد که به دلیل دوری آن از دانشگاه و نبود امکانات حمل و نقل، تنها ۶۰ دانشجو در آن زندگی می‌کنند. او می گوید کار ساخت خوابگاه پسرانه با ظرفیت پذیرش ۴۸۰ نفر از سال ۱۳۸۸ آغاز شده، ولی شرکت قراردادی به دلایلی حاضر به ادامه کار نیست.

با این وضعیت، بسیاری از دانشجویان دانشگاه بامیان آرزو دارند که تغییر محل آموزش بدهند و در دانشگاه‌هایی درس بخوانند که یا خوابگاه یا امکان زندگی در یک مکان مناسب داشته باشند. اما تغییر دانشگاه هم داستان دیگری دارد. چرا که تغییر دانشگاه مقررات سختی دارد و از سوی دیگر اینکه از کجا معلوم که وضعیت آنها در دانشگاه‌های دیگر بهتر شود.

دانشجویان مسافر در دیگر دانشگاه‌های کشور هم وضعیت دشواری دارند ولی نه به سختی زندگی دانشجویان بامیان. بسیاری از دانشگاه‌های ولایتی خوابگاه ندارند. حتی دانشگاه‌های بزرگی مانند دانشگاه‌های دولتی کابل، ننگرهار، بلخ و هرات هم خوابگاه کافی برای دانشجویان ندارند.

در حال حاضر هزاران دانشجوی دانشگاه‌های دولتی در شهر کابل در اتاق‌های کرایی زندگی می‌کنند و آنهایی که در خوابگاه‌ها هستند هم با دشواری‌های زیادی مواجهند، از کیفیت غذا تا کمبود جا. بعضی از خوابگاه‌ها در دانشگاه‌های ولایتی اصلاً به دانشجویان غذا نمی‌دهند.

برخی از آگاهان می‎گویند که مشکل اصلی کمبود بودجه در وزارت تحصیلات عالی نیست، چرا که به گفته آنها، هم خود این وزارت پول کافی در اختیار دارد و هم سازمان‌های بین‌المللی و وزارتخانه‎های دیگر از جمله وزارت مبارزه با مواد مخدر به این وزارت کمک می‌کنند.

به نظر این آگاهان، دلیل اصلی نبود خوابگاه در دانشگاهها از جمله دانشگاه بامیان، ناتوانی این وزارت در مصرف بودجه است، امری که یکی از مسئولان ارشد دانشگاه بامیان، که نخواست نامش ذکر شود، هم آن را تایید کرد. این مسئول دانشگاه بامیان گفت که "فساد" را باید بر این "ضعف" افزود.

سعی کردیم نظر مقامهای وزارت تحصیلات را در این مورد و همچنین انتقادهای دانشجویان بامیان داشته باشیم، اما به نتیجه نرسیدیم.

وزارت تحصیلات عالی کشور در سال‌های اخیر تقریباً هرساله متهم به ناتوانی در مصرف بودجه توسعه‌ای خود می‌شود. سال گذشته مجلس نمایندگان گزارش داد که این وزارت تنها ۳۵ درصد از بودجه خود را در سال ۱۳۹۰ مصرف کرده بود. منبع: بی بی سی

+ نوشته شده در  دوشنبه 1393/08/26ساعت 9:11 قبل از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

«مردم بامیان سکولارتر شده اند» ؟

1. جناب آقای جعفر رسولی, اهل بامیان, ظاهراً اکنون دیپلمات و نیز محصل دوره دکترا در امریکاست. ایشان در روزهای اخیر به صورت بی سابقة سیاستهای برخی رهبران هزاره و شیعه را پی هم به باد انتقاد گرفته است. التبه نقد منصفانه و سازنده از لازمه یک جامعه پیشرو خواهد بود؛ اما آقای رسولی ضمن نقد رفتار سیاسی برخی رهبران,  برخی دستاوردهای خود در عرصه سیاست را نیز برجسته ساخته است. از باب نمونه در برخی از یاد داشتهای روزهای اخیری آقای رسولی جملات زیر به چشم می خورد:
الف).« اقای محمد محقق مطالبه ی حقوق می کرد؛ در 2009، زمانی که با تیم کرزی مذاکره می کردند؛ اوراق پیشنهادات شان- بعضی هنوز در کتابخانه ی من است- همچنین، در بعضی از نشست ها شان حاضر بودم؛ حتی یک مورد راجع به دخیل شدن در سیاست گذاری و تصمیم گیری حتی اشاره ی هم نشده است»
ب).« یک روز گروهی از علما از قم به کابل رسیدند. چند نفر مهمان من بودند. یکی گفت: ایران از کاندید شدن زلمی خلیلزاد نگران است و تعداد زیاد از علما برای تبلیغ بر ضد وی طی ماههای آینده خواهند آمد...من این خبر را در یک ملاقات به رییس جمهور کرزی دادم. در پایان به من گفت: به علما بگو که محقق را راضی نمایند تا با ما باشند و از ما خط و امضا نخواهند.»
ج).اما مقصود من آخرین یاد داشت آقای رسولی, خطاب به حاجی خلیل دره صوفی است که در آن تأکید نموده است:« من سالهاست که در این میدان هستم. برای روابط استراتژیک با غرب تلاش می کردم. اکنون سیاست ملی است. برای جدای دین از سیاست تلاش می کردم. ایا افغانستان حد اقل مردم هزاره بخصوص زادگاه من- بامیان- نسبت به بیست سال پیش سکولار تر نشده اند.» (منبع: صفحه فیسبوک اقای رسولی)
2. اینکه در موارد مهمی چون: «ملی کردن سیاست در افغانستان», «برقراری روابط استراتیژیک با غرب»,  «جدای دین از سیاست», و «سکولاریزه ساختن جامعه شیعه و هزاره به خصوص بامیان» زادگاه(من و) آقای رسولی, نقش او چه قدر برجسته بوده است, آگاهان قضاوت خواهند کرد؟ اما شاید خیلی های دیگر نیز مانند حاجی خلیل معتقد باشند که اگر آقای رسولی واقعاً قهرمان عرصة سیاست است یا تأثیر گزار به مانند افرادی "مارتین لوتر" و "ژان کالون" در عرصه دیانت, است, به قول حاجی خلیل «دا گز دا میدان!».
من نمیدانم برداشت آقای رسولی از مفاهیم مانند: «سیاست», «دیانت» و "سکولار" چیست؟ اما ضمن حفظ احترام به ایشان چند نکته را محضر ایشان یادآوری می کنم؛  امیدوارم ایشان نیز, به دور از حاشیه روی, پاسخ مستدل و منطقی ارائه نماید؛ آن هم نه در مورد نقد ایشان به رهبران سیاسی جامعه هزاره؛ بلکه تنها در مورد بخش آخر مطالب ایشان که خود را متعهد به ارزشهای سکولاریسم دانسته, نقش خود را در این جهت برجسته نموده و جامعه هزاره و مخصوصا بامیان را جامعه سکولار معرفی نموده است.
3. دوستان می دانند که نوک پیکان سکولاریسم, حذف دین از صحنه ی سیاست و حکومت, با تکیه بر عقل خود بنیاد و بیگانه از وحی است. البته برخی افراد سکولاریسم را با لائیک اشتباه می گیرند و میان آن دو خلط می کنند. معنای« لائیک» ضدیت با دین و تظاهر به الحاد و حذف آن از تمامی ساحتهای زندگی است. در حالی که «سکولاریسم» با دین و دینداری به تمامی معنا تضادی ندارد, سکولاریسم به ما می گوید که در حوزه خصوصی دیندار باشید, اما در مسائل اجتماعی, سیاسی, اقتصادی نه. حرف اول و آخر سکولارها اين است: خدا را در درون خانه های تان عبادت كنيد اما در بیرون از خانه و در اجتماع اطاعت نكنيد.، آنها خداوند را به عنوان خالق می پذیرند, اما به عنوان شارع و قانون گذار كه برای انسان در میان اجتماع حد و حدود تعیین کند قبول ندارند. البته برخي سکولارها مثل آقای رسولی با لحن مهربانانه‌ تر و به ظاهر از سر دلسوزی, میگویند دين يك امر قدسي است، نبايد آن را به امور غيرقدسي آلوده كرد؛ جدای دين از سياست به معنای حفظ دين از آلودگی هاست.
من از جناب آقای رسولی چند پرسش دارم:
4. می دانیم که ماهیت نظام سیاسی افغانستان, شبیه داستان فیل مولانا است و بر اساس اقتضای شرائط و زمانه هر کس از ظن خود, یار این دولت و این نظام است.  در درون  دولت افغانستان نمونه های از افراد مختلف با افکار متضاد, زیر یک سقف و دور یک میز جمعند, اما محور تجمع همه افراد قانون اساسی است. ماهیت یک نظام سیاسی را نیز از عملکرد افراد و کارگزارن آن نمی توان شناخت, بلکه برای شناسای ماهیت یک نظام سیاسی معمولاً به قانون اساسی آن نظام مراجعه می کنند.

قانون اساسی افغانستان نیز تعیین کننده هویت نظام حاکم و جهت دهنده خط و مشی سیاسی آن در صحنه داخلی و عرصة بین المللی است.

5. آقای رسولی عزیز! ببخشید اگر اشتباه نکرده باشم شما هنوز کارمند دولت افغانستان و نماینده آن در مقام یک دیپلمات, در خارج از کشور هستید. شما نماینده  و متعهد به نظام سیاسی هستید که طبق قانون اساسی با عنوان «جمهوری اسلامی افغانستان» معرفی شده است و خود را معتقد به دین مقدس اسلام قلمداد می کند. شما کارگزار  نظام هستید که «اساسات اسلامي» چارچوب قانون اساسي آن را تشكيل ميدهد و  طبق ماده دوم قانون اساسی, دين «دولت افعانستان» را اسلام ميداند. شما کارمند نظام هستید که براساس ماده سوم قانون اساسی آن هيچ قانوني در درون آن نمي تواند مناقض با اساسات اسلام و مخالف معتقدات مردم افغانستان باشد و روح این اصل بر کلیه اصول دیگر قانون حاکم خواهد بود.
جناب آقای رسولی شما و نیز همه هم فکران شما زمانی می توانید ادعای تحقق سکولاریسم را در افغانستان داشته باشید که به این قانون پشت پا زده و عدم پایبندی تان را به این قانون و عدم وفاداری تان را به این نظام رسماً اعلام نمایید. در حالی که شما هنوز زیر بیرق زندگی و فعالیت می کنید که طبق قانون اساسی بر آن کلمة طیبة «لااله الا الله», حک شده و سرود ملی را سر می دهید که شعار «الله اکبر» در متن آن گنجانیده شده است.
شما به نظام سیاسی وابسته هستید و از آن تأمین معاش و تحصیل علم می کنید که نظام حقوقی آن  طبق مواد130 و 31 فقه حنفی و فقه جعفری, به حیث منبع اصلی فیصلة محاکم پذیرفته شده است.
شما هنوز به دولتی وفادار هستید که موظف است طبق ماده17 قانون اساسی, برای انکشاف تعلیمات دینی, تنظیم و بهبود وضع مساجد, مدارس و مراکز دینی, تدابیر لازم اتخاذ مینماید.
شما مربوط به نظام هستید که  طبق مادة35 این قانون, تأسیس و فعالیت احزاب سیاسی, مشروط بر این است که مرامنامه و اساسنامه آنها مناقض احکام دین مقدس اسلام نباشد.
 شما مربوط به جامعه هستید که نصاب تعلیمی آن طبق ماده45 قانون اساسی, بر منبای احکام دین مقدس اسلام و نصاب مضامین دینی مکاتب آن, برمبنای مذاهب اسلامی موجود در افغانستان در نظر گرفته شده است.
شما عضو جامعه هستید که طبق ماده54 قانون اساسی حتی نظام خانواده آن, با استفاده از تعالیم اسلام, پی ریزی شده است و تأکید شده است که: دولت, به منظور تأمین سلامت جسمی و روحی خانواده... برای از بین بردن رسوم مغایر با احکام دین مقدس اسلام, تدابیر لازم را اتخاذ میکند.
6. اکنون, جناب آقای رسولی شما به کدام قانون وفادار و به کدام نظام سیاسی وابسته اید؟ سکولاریسم را از کجای این قانون و این نظام استفاده نموده اید؟
اتفاقاً همین دیروز بود که در رسانه ها داشتیم به تعداد 14نفر از کارمندان روزنامه افغان اکسپرس, به جرم توهین به مقدسات و ارزشهای اسلامی زندانی شده اند, آیا در یک نظام سکولار و جامعه سکولار چنین امری ممکن است؟ یا شما چگونه خود را متعهد  برای ترویج ارزشهای سکولاریسم می دانید در حالی مثل هر کارمند دولتی علی القاعده پایبندی به دین و ارزشهای دینی را متعهد شده اید.؟
آقای رسولی عزیز! در مورد ادعای تبدیل شدن جامعه دینی به یک جامعه سکولار در افغانستان به طور عام, و جامعه شیعه و هزاره به گونه خاص, بهتر است یک نگاهی به ساختاری سیاسی جامعه شیعه و هزاره و  نیز کسانی که در صحنه سیاسی نقش آفرینی می کنند, و نیز چندین انتخابات که پشت سر گذشته اید, بیاندازید, آن وقت قضاوت نمایید.
 من معتقدم شما چون بیشتر زندگی تان در خارج از کشور سپری شده و از متن مردم کمی به دور مانده اید؛ و هنوز با واقعیتهای موجود افغانستان و نیز, ساختارهای اجتماعی, سیاسی, و مذهبی افغانستان کمی فاصله دارید. این را تحلیلهای شما نشان می دهد. مشکل بیشتری روشنفکران ما همین است که با یک سفر به دنیای غرب, یا مطالعه چند واحد درسی و مطالعه کتب دانشمندان غربی, خودشان را در آن فضا قرار میدهند؛ آن وقت فاصله میان شرق و غرب, کابل و نیویورگ, اسلام و مسیحیت را شبیه همدیگر تصور می کنند. بدون اینکه تفاوتهای ساختاری را در نظر داشته باشند.
7. و سخن آخر, جناب اقای رسولی عزیز! گرچه شاید شعار دین ستیزی و مذهب گریزی برای برخی ها نماد روشنفکری تلقی می شود و نیز برای برخی کشورها و قدرتها خوشایند باشد و تا اندازه هم واقعیت؛ اما در مقابل,کمی هم تفکر نمایید که افغانستان در میان کشورهای اسلامی قرار دارد. یک لحظه هم بیاندیشید که افغانستان وضعیتش شکننده است و همه جای و جایگاهی در غرب ندارند؛ بامیان هم یک جزیره مستقل نیست در  قلب و قالب جغرافیایی به نام افغانستان قرار دارد. مردم بامیان, عضو از پیکره جامعه افغانستان هستند. با این حال, سردادن شعارهای دین ستیزانه, و مبارزه با ارزشهای اسلامی را شما چگونه و چه قدر به صلاح این مردم و آینده این جامعه می دانید؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1393/07/30ساعت 0:7 قبل از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

غدیر, هویت ماست.

غدیر, برای ما به منزله یک رویداد تاریخی نه, بلکه سند حقانیت مکتب ماست؛ در برابر مکاتب خودخوانده بشری و جریانهای انحرافی.
غدیر, یک صحرا نه, بلکه امتداد یک خط روشن در افق بیکران جغرافیایی اندیشه و معرفت است.
غدیر, یک بِرکه نه, بلکه چشمه جوشان حق و حقیقت است؛ و همان «کوثر» و آب حیاتی است که در بستر زمین و زمان, تا ابد جاری است.
و خدای را هزاران مرتبه سپاس, که سرنوشت ما را با « غدیر» پیوند داده است؛ و امروز غدیر و شیعه بودن نه تنها بخش از هویت ما, بلکه تمام و ک...مال دین و دنیای ماست.
به شكرانه این نعمت بزرگ الهی می خوانیم «الحمدلله الذی جعلنا من المتمسكین بولایة امیر المؤمنین و اولادهم المعصومین(ع)».
«غدیر»، روز تجدید عهد و میثاق با ولایت, و تداوم خط رسالت است. یاد و خاطره باشکوه صحنه ی غدیر, گرامی, و این روز فرخنده بر تمامی پیروان غدیر, مبارکباد!

+ نوشته شده در  دوشنبه 1393/07/21ساعت 12:4 بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

شکُوه بندگی

« فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِينِ وَنَادَيْنَاهُ أَن يَا إِبْرَاهِيمُ قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيَا ۚ إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ» (1)
هنگامی که (ابراهیم و اسماعیل) هر دو تسلیم شدند, و ابراهیم جبین او را بر خاک نهاد, او را ندا دادیم که ای ابراهیم! آن رؤیا را تحقق بخشیدی؛ ما این گونه، نیکوکاران را جزا می‌دهیم!
بر اساس این آیات قرآن, عید سعید قربان, عید تجلّی عبودیت و بندگی, تبلور عشق و دلدادگی, اوج شکوه تسلیم و سرسپردگی یک انسان در برابر معبود است.
عید قربان, روز رهای از دام تعلّقات و قربانی کردن خواستها و تمنیّات, در پای خواست و اراده خدای سبحان است.
عید قربان, روز وارستن از خود و پیوستن به خدا و روز سربلندی و موفقیت در گذر از یک آزمون سخت و دشوار, تا مرز دل بریدن از عزیزترین عزیزان خود, و تنها دلبستن و دل سپردن به پروردگار عزیز و عزت آفرین است.
در نهایت این روز, بر اساس سنت الهی روزی پاداش نیکان, و اعطای مدال به نیکوکاران است.
این عید سعید و فرخنده ابراهیمی, بر تمامی اهل توحید و خداباروان, و بر شما دوستان و عزیزان, خجسته و مبارک, زیارت خانه خدا و حج ابراهیمی, نصیب تان باد!

+ نوشته شده در  جمعه 1393/07/11ساعت 11:19 بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

حکومت وحدت ملی, و ناگزیریهای دنیایی سیاست در افغانستان

 تجربه ی تاریخی نشان دهنده این واقعیت است که افغانستان سرزمین نامرادی ها و دنیای ناکامی هاست. کمتر کسی در این سرزمین بخت آسوده یافته, و بر مرکب مراد سوار شده و به مقصد و مقصود خویش دست یافته اند. مروری بر سیر تحولات سیاسی افغانستان بازتاب از این حقیقت است تمامی کسانیکه که آرزوی رسیدن به قدرت و حکومت بر این مردم و حاکمیت بر این سرزمین را در سر داشته اند و در راه تحقق آن از هیچ ابزار و وسیله ی دریغ نکرده اند, در فرجام, هر کدام به سرنوشت تلخی مبتلا شده و کمتر کسی جان به سلامت برده اند. بدین جهت است که انتقال مسالمت آمیز قدرت امروز, به عنوان یک نقطه ای عطف در تاریخ سیاسی افغانستان محسوب خواهد شد. اما واضح است که فرایند شکل گیری حکومت جدید, مطابق میل و اراده ی هیچ یک از طرفهای داخلی و حامیان خارجی آنها به پیش نرفته است. هر دو تیم انتخاباتی به هیچ وجه از وضعیت پیش آمده رضایت کامل ندارند. هیچکدام تمایل نداشتند که با تیم رقیب, زیر یک سقف, در یک اداره و مطابق یک برنامه, امور حکومت را به پیش ببرند. اما ناگزیری های دنیای سیاست, هر دو تیم و حامیان شان را مجبور به انعطاف پذیری و تن دادن به رضایت نسبی ساخته است و اینکه همه طرفهای ذی دخل و خواهان رسیدن به تمامی قدرت, باید مطالبات, خواستها و غرایز شان را تعدیل کنند و به موفقیت نسبی رضایت دهند.

بر همین اساس, حکومت وحدت ملی در واقع حکومت آرمانی و شکل گرفته برمبنای مهندسی طرفهای ذی دخل و سهام داران امروزی در قدرت نبوده, بلکه حکومتی است برخواسته از ناچاریها و ناگزیری های دنیایی سیاست.

به هرحال, با انجام مراسم تحلیف ریاست جمهوری و ریاست اجرایی, سنگ بنای "حکومت وحدت ملی" از امروز عملا گذاشته شد.باید بر انتخابات و تمامی ماجراهایی تلخ و شیرین آن نقطه پایان گذاشته شود. باید همه بپذیریم و بر خود بقولانیم که از امروز دکتر اشرف غنی رئیس جمهور تمامی مردم افغانستان, و دکتر عبدالله عبدالله رئیس اجرایی کل کشور است. اما در این میان, مثل که برخی طرفدران متعصّبی از هر دو تیم هنوز نتوانسته اند از فضایی روانی و مسموم دوره های تبلیغات انتخاباتی بیرون آمده و خودشان را با رخداد سیاسی پیش آمده در کشور, هماهنگ سازند. دیده می شود که هنوز عده ای آمادگی ذهنی برای پذیرش حکومت جدید, پذیرفتن شرائط جدید و تنفس در فضایی جدید را ندارند. گویا این عده تصمیم گرفته اند تا لحظه ای آخر, دست از تعصّب, توطئه, تخریب و تفرقه اندازی میان ملت افغانستان, بر ندارند.

بهتر است این دوستان نیز بپذیرند که دنیایی سیاست, دنیایی ناگزیری ها و تن دادن به بسیاری از ناخواسته ها و نیز افغانستان سرزمین نامرادی ها و ناکامی هاست. اگر چنانچه قادر به تغییر شرائط موجود و مطابق میل مان نیستیم, یا زمینه مساعد نیست و زمانه یاری مان نمی دهد, بهتر همان که خود را بازندگی در فضایی جدید و شرائط جدید وفق دهیم و آستانه تحمل و شکیبایی خود را بالا ببریم. نگرانی از آینده دغدغه مشترک همه ملت افغانستان است, اما در شرائط کنونی, تحکیم وحدت و تقویت پایه های حکومت, به نفع همه مردم و مصالح کشور است. هرج و مرج و بی ثباتی در مملکت به سود هیچ کس نبوده و بر ضرر همه خواهد بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1393/07/07ساعت 1:56 بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

مجهزترین هوتل در بامیان افتتاح گردید

 هوتل شاهی بامیان، روز پنجشنبه گذشته رسما از سوی مقامات محلی و وزیر امور شهرسازی افتتاح شد. در جریان افتتاح این هوتل مجلل و مجهز شخصا حضور داشتم و یکی از سخنرانان افتتاحیه بودم، اما گزارش آن را از خبرگزاری بخدی بخوانید

سه سالن کنفرانس مجهز با سیستم پخش صدا و پروجکتور، نمازخانه، سالن ورزشی، برق بیست و چهار ساعته، حوض آببازی، چشمه آب طبیعی و پاکینک وسیع از دیگر امکانات هوتل شاهی بامیان است سه سالن کنفرانس مجهز با سیستم پخش صدا و پروجکتور، نمازخانه، سالن ورزشی، برق بیست و چهار ساعته، حوض آببازی، چشمه آب طبیعی و پاکینک وسیع از دیگر امکانات هوتل شاهی بامیان است
هوتل شاهی که از سوی یک شرکت خصوصی با هزینه ۱ میلیون و هفتصد هزار دالر امریکایی در بامیان ساخته شده یک هزار متر مربع زیربنا دارد.
این هوتل در چهار طبقه و دارایی ۴۲ اتاق رهایشی همزمان گنجایش ۴۰۰ مهمان را دارد که مجهز با دستگاه سرد کننده و گرم کننده و همچنان انترنت ۲۴ ساعته است.
سه سالن کنفرانس مجهز با سیستم پخش صدا و پروجکتور، نمازخانه، سالن ورزشی، برق بیست و چهار ساعته، حوض آببازی، چشمه آب طبیعی و پارکینک وسیع از دیگر امکانات هوتل شاهی بامیان است.
رستورانت که برای این هوتل ساخته شده همزمان کنجایش ۲۰۰ نفر را دارد.
این هوتل با مهندسی منحصر به فرد، در جوار شهر غلغله و در قلب شهر بامیان طوری ساخته شده است که مناظر دیدنی این شهر از جمله تندیس های بودا قابل مشاهده است.
هزینه ۲۴ ساعت مسکن در این هوتل برای هر نفر از ۸۰ تا ۱۲۰ دالر خوانده شده است.
بامیانی ها آماده پذیرایی می شوند

در مراسم افتتاح هوتل شاهی، وزیر شهرسازی، شماری از مقامات محلی بامیان، اعضای شواری ولایتی، شخصیت های فرهنگی، تعدادی از جوانان و مردم محل شرکت کردند در مراسم افتتاح هوتل شاهی، وزیر شهرسازی، شماری از مقامات محلی بامیان، اعضای شواری ولایتی، شخصیت های فرهنگی، تعدادی از جوانان و مردم محل شرکت کردند
در مراسم افتتاح هوتل شاهی، وزیر شهرسازی، شماری از مقامات محلی بامیان، اعضای شواری ولایتی، شخصیت های فرهنگی، تعدادی از جوانان و مردم محل شرکت کردند.
غلام علی وحدت، والی بامیان در این مراسم گفت که با ساخت این هوتل، بامیانی ها آماده می شوند که از مهمانان بهتر پذیرایی کنند.
به گفته آقای وحدت، ساخت این هوتل بامیان را یک قدم در راستای جذب جهانگردان نزدیک کرده و همزمان او اظهار امیدواری کرده است که جهانگردان بتوانند با خیال آسوده در این ولایت سفر کنند و از جاذبه های این ولایت دیدن کنند.
هوتل شاهی در آستانه نام گذاری بامیان به عنوان مرکز فرهنگی سارک ساخته شده است، عنوانی که می تواند یک بار دیگر بامیان را در محراق توجه جهانیان قرار دهد.
اخیرا، سازمان همکاری منطقه‌ای جنوب آسیا، ̎سارک̎ بامیان را به عنوان پایتخت فرهنگی خود در سال ۲۰۱۵ اعلام کرد و پس از آن تلاش ها برای استفاده از این مناسبت برای تقویت صنعت گردشگری در این شهر آغاز شده است.
بامیان به داشتن جاذبه‌های تاریخی و طبیعی گردشگری شهرت دارد و یکی از فقیرترین و در عین حال آرام‌ترین ولایت‌های مرکزی افغانستان نیز به حساب می آید.
ساکنان بامیان همواره بر شیوه توزیع بودجه ملی دولت افغانستان و سهم آنها از کمک‌های میلیاردی جهانی انتقاد کرده‌اند.
معترضان می گویند که سهم بامیان از این پولها در مقایسه با سایر ولایت‌های کشور به هیچ صورت قابل مقایسه نیست.

این هوتل با مهندسی منحصر به فرد، در جوار شهر غلغله و در قلب شهر بامیان طوری ساخته شده است که مناظر دیدنی این شهر از جمله تندیس های بودا قابل مشاهده است این هوتل با مهندسی منحصر به فرد، در جوار شهر غلغله و در قلب شهر بامیان طوری ساخته شده است که مناظر دیدنی این شهر از جمله تندیس های بودا قابل مشاهده است
فعالان مدنی این ولایت، هر ازگاهی از عدم توجه به بازسازی این ولایت اعتراض کردند و آنها حتی به سبب نبود برق در این ولایت، میدان شهر را به نام الیکن مسمی کردند.
افزایش امیدواری ها برای ساخت و ساز
هیاتی که از سازمان سارک از بامیان دیدن کرده ساخت هوتل شاهی را نمادی از انجام پروژه های بزرگ در این ولایت خوانده است.
والی بامیان نیز می گوید که ظرفیت های بالایی در این ولایت وجود دارد تا پروژه های بزرگ را مدیریت کند.
اخیرا، ساخت و ساز در بامیان کمی بیشتر شده است اما ساکنان این ولایت هنوز رضایت کامل از این روند ندارند.
حسن عبداللهی، وزیر امور شهرسازی که در مراسم افتتاح هوتل شاهی صحبت می کرد گفت که این هوتل می تواند زمینه کار برای ده ها تن را فراهم کند.
آقای عبداللهی می گوید که این هوتل به دغدغه نبود امکانات برای جهانگردان پایان داد و پس از این گردشگران به راحتی می توانند مدت زمان اقامت خود را در بامیان در این هوتل بگذرانند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1393/05/19ساعت 12:24 بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

تحصیل دانش آموزان افغانی در ایران، رایگان شد

بر اساس گزارش خبر گزاری ایرنا با پیگیری های نهاد ریاست جمهوری، وزارت آموزش و پرورش در سال جدید تحصیلی از دانش آموزان اتباع خارجی مقیم ایران، وجهی بابت ثبت نام در مدارس اخذ نخواهد کرد.
 

با پیگیری های نهاد ریاست جمهوری، وزارت آموزش و پرورش در سال جدید تحصیلی از دانش آموزان اتباع خارجی مقیم ایران، وجهی بابت ثبت نام در مدارس اخذ نخواهد کرد.

به گزارش ایرنا در بخشنامه ای که امروز از سوی قائم مقام وزیر آموزش و پرورش در امور بین الملل صادر شده ، تاکید شده است، با توجه به نامه دفتر ریاست جمهوری در مورد شهریه دانش آموزان اتباع خارجی و ضرورت بررسی بیشتر آن، فعلا از دریافت هر گونه وجهی از دانش آموزان اتباغ خارجی بابت ثبت نام در مدارس خودداری شود .
خلیل الله بابالو تاکید کرده است: تا تعیین تکلیف نهایی فقط به اخذ تعهد پرداخت از کسانی که واجد شرایط معافیت نیستند، اکتفا شود.
بر اساس این بخشنامه، ادارات کل امور اتباع و مهاجرین استان، تنها مرجع صدور برگه آموزشی است و شرکت دانش آموزان اتباع خارجی در مسابقات رسمی ورزشی و فرهنگی منوط به نظر و تصویب کار گروه استان است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1393/05/12ساعت 3:47 بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

در غیبت آن ماه آسمانی

به دنبال اختلاف روی برگذاری مراسم عید فطر در افغانستان، امسال نیز مانند سال گذشته منازعات و جدالهای لفظی در برخی رسانه ها و شبکه های اجتماعی میان افراد بروز کرده اند، که در بسا موارد خارج از شأن افراد و به دور از شکْوه و شوکت رمضان بود. به نظر می رسد در این مسأله توجه به چند نکته می تواند تاحدی راهگشا بوده و بهانه را از دست فرصت طلبان مغرض بگیرد:
1. باید توجه داشت که در کشور ما متأسفانه مسأله عید نیز، مانند خیلی از مسائل دیگر، تبدیل به یک پروژه سیاسی گردیده و از آن بیشتر بهره برداری های سیاسی صورت می گیرد وگرنه برای تمامی کسانیکه دل در گیرو دیانت و شریعت دارند، یا برای آنان که حقیقتاً دلواپس حفظ وحدت و یک رنگی جامعه هستند، راه روشن و تکلیف مشخص است.
2. بیشترین حجم توهین و افترا در این گونه موارد، مراجع معظم تقلید را نشانه می رود. فتوای مراجع تقلید در مسأله رؤیت هلال مبتنی است بر آیات و روایات، از جمله حدیثی از معصوم(ع) که می فرماید:« صم للرؤیة و افطر للرؤیه» یعنی هر وقت ماه را در آسمان دیدی روزه بگیر و هر وقت ماه را دیدی افطار کن. بر این اساس، این ماه نیز در آسمان است نه در ایران و عربستان، و نه در دفتر فلان مرجع و یا در زیر جامه و عبای فلان عالم دینی؛ و موضوع رؤیت هلال و اینکه فلان وقت اول ماه هست یانه اصلا، از سنخ موضوع است و مربوط به خود مکلف، و تقلید بردار نیست. مطابق فقه جعفری برای رؤیت هلال و اثبات اول ماه برای مکلف پنج راه وجود دارد که تنها یک راه آن به حاکم شرع منتهی می شود.( با آنهم برخی مراجع مانند آیت الله سیستانی اصلا حکم حاکم شرع را معتبر نمی داند). بر این اساس، اگر کسی خود ماه شوال را ببیند، یا دو نفر عادل شهادت دهند، یا یک جمعی که انسان از سخن آنها اطمنان پیدا کنند و بگویند ماه را دیده اند، یا سی روز از اول ماه رمضان بگذرد، تکلیفش روشن است و با اثبات اول شؤال روزه گرفتن برایش حرام. حال، اگر کسی این معیارها نزدش روشن گردیده و عید گرفته باشد، عیدش مبارک و خورد و خوراک نوشش باد!. اما برای کسی و کسانیکه این معیارها و ملاکها نزدش روشن نگردیده باشد، چگونه می توان تحکم کرد که باید عید بگیرد.
3. اینکه می گویم مسأله عید نیز تبدیل به یک پروژه سیاسی گردیده است بدین دلیل که، همیشه در اینگونه موارد ناخن اتهام به سوی وابستگی به ایران، افراد را نشانه می رود؛ با آنکه در این مسأله معیار تبعیت از ایران، حضور حاکم شرع است نه دولت و حکومت ایران. به گونه که اگر همین حاکم شرع، از عراق، پاکستان و یا خود افغانستان حکم کند که اول ماه برایش ثابت گردیده است، برای تمامی مکلفین تکلیف روشن است؛ ولو کسی مقلد آن حاکم و مرجع هم نباشد. علاوه برآن، دوستانی که در ایران زندگی کرده اند به خوبی میدانند که در بحث رؤیت هلال، ستادی منظم« رؤیت هلال» وجود دارد و درشبی که احتمال می دهد اول رمضان یا اول شؤال باشد، ده ها گروه را با تمامی تجهیزات و هوا پیما به نقاط مختلف این کشور برای تجسس اعزام می گردند. دلیل منطقی وجود ندارد که آنها هلال را رؤیت کنند ولی صرفا به خاطر ملاحظات سیاسی و رقابت با فلان کشور خاص، گناه یک روز روزه حرام جمعیت یک کشور را به دوش بکشند، همانگونه که اگر کسی یا کسانی در افغانستان ماه را ببیند دلیل منطقی و شرعی ندارد که صرفا برای تقلید از ایران، دست روی دست بگذازند. باز چه دلیل میتواند وجود داشته باشد که این ماه آسمانی در آسمان افغانستان، ایران، عراق و پاکستان و ...غایب است و تنها در کشور عربستان سعودی قابل رؤیت باشد.
4. گویا برخی دوستان زیادی دلواپس حفظ اتحاد و هماهنگی جامعه هستند و استدلال می کنند که برای حفظ وحدت و همرنگی در جامعه، باید در این گونه مسائل از دولت یا از برادران اهل سنت، تبعیت کرد. به نظر می رسد که این استدلال نوع مغالطه، فریبنده و بدون پشتوانه منطقی است؛ زیرا اتحاد هیچگاه به معنای دست برداشتن از اصول یک مذهب و پاگذاشتن روی اعتقادات و ارزشهای یک مکتب نیست؛ بلکه اتحاد به معنی پذیرش و تحمل عقائد مختلف و زیست مسالمت آمیز در کنارهم و در یک جامعه است. اگر کسانی معتقد به دموکراسی و یا پلورالیسم مذهبی هم باشند، معنای غیر از این نمی تواند برای آنها پیدا کنند. وانگهی، برای حفظ وحدت، چرا همیشه باید ما قربانی شویم و چه می شود که دیگران نیز باید گاه گاهی از ارزشها و داشته های خود دست بر دارند؟ علاوه بر اینکه در موارد ممکن، مذهب شیعه بیشتر از مذاهبی دیگر، قائل به تساهل در رفتارهای مذهبی و مناسک خویش گردیده اند، از جمله در عید قربان و اعمال مناسک حج که امکان همسان سازی رفتارها موجود است. در عید فطر نیز، اگر راههای ممکن برای همسان سازی موجود می بود، حتما شیوه های همانندی مطرح می گردید. اما گویا هیچ مصلحتی و هیچ راهی برای آن وجود ندارد که به یک ملت و ساکنان یک کشور حکم کرد که صرفا به خاطر یک مصلحتی که ما خود تشخیص می دهیم از یک روز روزه خود دست بردارند و از پیامدهای آن صرف نظر کنند.این در صورتی است که با حفظ جایگاه قانونی این مذهب، هیچ مفسده برای برگزاری دو روز عید در این کشور، متصور نیست. از سوی توده مردم نیز نشان داده اند که کمتر افرادی متدین و معتقد به مبانی مذهبی، تحت تأثیر چنین توجیهات و غوغا سالاریها قرار گرفته و به آسانی به خود جرأت می دهند که از اعمال مذهبی و واجبات مانند یک روز روزه خود دست بردارند. بهتر است در چنین مواردی بگذاریم هر کس به تکلیف خود عمل کند. تحکم در این گونه مسائل و موارد، معنا و مفهوم ندارد. با حفظ احترام به عقائد همدیگر، بهتر می توان وحدت و همبستگی داخلی جامعه را حفظ کرد. هر نوع غوغا سالاری، اتهام زدن های واهی به این فرد و آن گروه، دقیقا مخالف استدلال دوستان برای حفظ وحدت است. علاوه بر اینکه، اتهامهای بی اساس و توهین به افراد و اشخاص، گناه بسی بزرگتر از روزه خواری و یا تظاهر به روزی خواری را در پی دارد.
5. کم نیستند کسانی که در این مورد یا موارد مشابه شعار می دهند که در تضاد با فلان فرد، فلان گروه و فلان کشوری خاص، این گونه اقدامات را انجام می دهند. باید به این عده افراد گفت، که شما خود به صورت ناخواسته به همان فرد، همان گروه و آن کشور خاص اهمیت داده و آن ها را بزرگ و مؤثر جلوه داده اید. با این گونه اقدامات خویش نشان می دهید که فلان فرد و یا فلان کشور دارای تأثیر گذاری فوق العاده در جامعه و در میان توده مردم هست و یا هستند، در صورتیکه این تصور اشتباه است و توده مردم به خاطر حفظ ارزشهای مذهبی و دستاوردهای مکتبی خود، پایبندی نشان می دهند نه به خاطر فلان شخص خاص و فلان کشور خاص.
در پایان، این عید سعید را به تمامی هموطنان، و مهمانان الهی تبریک می گوییم و به شکرانه یک ماه طاعت و بندگی، سلامت و توفیق مهمانی و حضور بر سر سفره بی منت الهی، سر به سجده شکر می ساییم و عید سر شار از خیر و برکت توأم با سعادت و سلامتی را برای تمامی هم میهنان خویش آرزو داریم. برای تمامی شهدای این رمضان خونین نیز، بهشت برین استدعا داریم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1393/05/06ساعت 3:15 بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

شب قدر، لحظه های رسیدن به خدا

فرموده است: شب قدر، بهتر و بالاتر از هزارماه است؛ « لیلة القدر خیر من الف شهر». شبی که می توان در آن، ره صدساله را یک شبه طی کرد؛ شبی که می شود یک عمر خطا و اشتباه را جبران کرد؛ شبی که می توان سرنوشت یک عمر زندگی بهتر و آینده سعادتمندتری را برای خود، رقم زد.
شب قدر، شبی تا خدا رسیدن و به خدا پیوستن است. باید او را جست، به او رسید، او را پیدا کرد، در زندگی او را با خود داشت، تا زندگی ما قدر رنگ خدایی بگیرد.
شب قدر، لحظه های اوج گرفتن و به سوی آسمان پرکشیدن است؛ و لحظه ی از دنیا جدا شدن، دمی ازدغدغه ها و غمهای دنیا گسستن، و به خدا پیوستن است.
شب قدر، شبی جستن از قهر و رهیدن از آتش است. در این شبها فرصتی است تا به هر حیله ی به سوی خدا راه یافت؛ با نماز، با دعا، با گریه، با اشک، با آه، با ناله، با سوز، با فریاد.
اگر این فرصتها بگذرد و تبدیل به حسرت گردد، اگر دراین لیله ی قدر و این ماه عظیم، نتوان خدا را یافت، شقی و بدعاقبت خواهیم بود؛ «الشقی من حرم غفران الله فی هذالشهر العظیم». پیامبر(ص) فرموده: بدبخت و بدعاقبت کسی است که در این ماه پر فیض، از رحمت خدا محروم بماند.
در یک کلام، شب قدر بهانه ای است برای وصل شدن به محبوب و دست یافتن به مقصود. تنها اندکی همت لازم است که عزم حرکت به سوی مقصود را در خود به وجود آوری،مقصود نیز همینجاست، و مسافت ما تا خدا نزدیک است.« وَاَنَّ الرّاحِلَ اِلَيْكَ قَريبُ الْمَسافَةِ».
در یک کلام، ثمره ی واقعی یک ماه روزه داری، یک ماه سحرخیزی، یک رمضان نیایش و عبادت، تنها همین است: « خدا را یافتن، به خدا رسیدن و خدا در زندگی با خود داشتن».
کعبه یک سنگ نشانی است تا که ره گم نشود
حاج احرام دیگر بند که یارپیدا شود.

دوستان و مهمانان الهی! شب زنده داری های تان قبول، دعاهای تان مستجاب و بهشت برین پاداش تان باد!
همچنین، فرا رسیدن ایام ضربت خوردن و شهادت مولی الموحدین امیرالمؤمنین(ع) بر تمامی شیعیان و شما عزیزان تسلیت باد!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1393/04/25ساعت 2:14 بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

مطالب قدیمی‌تر