بامیـــــــــان

ســــــــــــــــیاسی،اجتــــــــــــــــــــماعی ،فــــــــــــــــــــــرهنگی

"دشواری های عبور از وضعیت موجود؛ به وضعیت مطلوب"

از سری یاد داشت های فیسبوکی ام:

تقریبا از ابتدای شکل دهی حکومت وحدت ملی، پیدا بود که هدایت و رهبری حکومت، با دو برنامه متفاوت، با دو چهره متقابل، و با دو اندیشه ای متضاد، غیر ممکن و یا دشوار خواهد بود. اما آن روزها شاید فکر اساسی و راه حل منطقی برای مشکل انتخابات سنجیده نشد. زمام سرنوشت به دست امریکایی ها سپرده شد و آن ها نیز، تنها راه حل بن بست سیاسی موجود را در جلوگیری از شکست پروسه انتخابات جستجو کردند و بس.طرفداران دو آتشه هر دو تیم انتخاباتی نیز در آن ر...وزها، به چیزی کمتر از رفتن به "ارگ" آن هم تا سرحد "مرگ"، راضی نبودند و به غیر از شکست تیم رقیب،به چیزی دیگری فکر نمی کردند.اکنون، شرایط زندگی در کشور روز به روز دشوارتر و نا امیدی و نارضایتی عمومی از عملکرد این حکومت بیشتر، و بحران بی اعتمادی و فاصله میان دولت و ملت، هر روز عمیق تر می شود.هیچ چشم انداز روشنی هم برای بهبودی وضعیت موجود، دیده نمی شود.
اما در روزهای اخیر همگام با تظاهرات ها و تحصن ها و افزایش گیروگیری و تلفات نظامیان کشور، برخی خواسته ها از تامین امنیت و بهبودی وضعیت عمومی فراتر رفته و کم کم به طلب استعفای مقامات و برکناری آنها از حکومت، تبدیل می شود.چنانچه این خواست عمومیت یافته و به تمامی اقشار و انحای کشور گسترش یابد، و مردم تنها راه حل مشکلات را در استعفای حکومت جستجو نماید، تحقق چنین خواستی بازهم وضعیت غیر قابل تصوری را برای کشور رقم خواهد زد؛ زیرا در شرایط کنونی، هیچ بدیل برای این خواست، جستجو نگردیده و هیچ تضمین برای آینده بهتر وجود ندارد. شرایط منطقه و بحران در کشورهای خاورمیانه نیز وضعیت را پیچیده تر ساخته است.حداقل این که بخش از توجهات جامعه بین المللی را به بیرون از مرزهای افعانستان معطوف ساخته است.در چنین وضعیتی، اصرار بر استعفاو کناری گیری سران حکومت وحدت ملی، امر منطقی و اقدام مطمن به نظر نمی رسد.از سوی هم، می دانیم که حکومت های دموکراتیک همانگونه که به خواست مردم روی کار می آیند؛ و در شرایطی هم تحت فشار افکار عمومی کنار می روند.اما حکومت فعلی افغانستان نه بر اساس خواست عمومی، بلکه بر اساس یک "معامله سیاسی" به وجود آمده است.اقدام برای کنار زدن سران این حکومت، هزینه های بیشتر از روی کار آوردن آن را بر ملت تحمیل خواهد کرد.
در هر صورت، وضعیت موجود برای مردم دشوار و غیر قابل تحمل است.اما شرایط عبور از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب نیز، آسان نخواهد بود؟ و از لازمه آن پرداخت هزینه است.
سوال اینجاست که آیا بازهم مردم آمادگی پرداخت چنین خسارت های را دارند؟ آیا بدیل برای این حکومت پیش بینی شده است؟ آیا با فروپاشی این حکومت، وارد یک بحران عمیق تر از این، یا دهه هفتاد و دوره طالبان، نخواهیم شد؟
شما چه فکر می کنید؟چه راه حل معقول و منطقی برای عبور از شرایط کنونی وجود دارد؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۲۶ساعت ۲۳:۳۳ بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

فاطمه(س), تجلی شکُوه, عظمت و هویت یک زن مسلمان؛

1. به تعبیر قرآن, وجود "زن" در زمین نشانه ی خدا و مایه آرامش انسان است؛
قرآن کریم: « وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ» ﴿الروم: ٢١﴾
و از نشانه‌های او (خداوند) اینکه همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید، و در میانتان مودّت و رحمت قرار داد؛ در این(امر) نشان...ه‌هایی است برای آنان که اهل تفکّرند!
2."مادر"در روی زمین, مظهر لطف و رحمت خدا برای آدمیان است.
رسول خدا(ص):« من قَبَّلَ بینَ عَینَی أُمّه کانَ له سِتراً من النّار.»؛ هر که پیشانى مادر خویش را ببوسد از آتش جهنم مصون شود.(1)

‎A user's photo.‎

3. و در این میان, "فاطمه "(س) عطیه الهی و جلوه کامل از عظمت و شکُوه یک زن مسلمان است؛ و اینکه فاطمه(س), نشانه خدا در زمین, و هویت گمشده زنان عصرما و هر عصر و زمان است. قرب و منزلت فاطمه(س) تا آنجا است که رضایت خدا در رضای او پنهان است.
رسول خدا(ص): "إن الرب یرضی لرضا فاطمة و یغضب لغضب فاطمة"، همانا خداوند با خشنودی فاطمه خشنود و با ناراحتی فاطمه ناراحت می شود. (2)

روز ولادت فاطمه زهرا(س) بر مهدی موعود(عج) تنها یادگار آن حضرت, و نیز بر تمامی مسلمانان و محبان آن حضرت, فرخنده و مبارکیاد!
________________________________
(1) نهج الفصاحه, حدیث ۲۹۱۷ .
(2) حاکم نیشابوری, مستدرک الحاکم- ج3 – ص154.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۲۰ساعت ۱۵:۳۶ بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

ضرورت افغانستان به توازن در سیاست خارجی

بحران یمن سرانجام, دولت افغانستان را نیز وارد معرکه نمود. اشرف غنی با پیروی از سیاست همتایان خود درپاکستان و کشورهای عربی, برای دفاع از خادم حرمین شریفین و رئیس جمهور فراری یمن, به دفاع برخواست. ارگ ریاست جمهوری در اعلامیه ی رسماٌ اعلام نمود که با تمامی توان در کنار دولت و مردم سعودی خواهد ایستاد!.
اعلام چنین سیاست از سوی دولت افغانستان, و نیز روندی را که اشرف غنی در سیاست خارجی دولت افغانستان به خصوص سیاست های منطقه ای, در پیش گرفته ...نشان دهنده ی چند امر است:
1ـ آقای کرزی در مدت مأموریت خود تا حد زیادی کوشید در میان منافع متضاد کشورهای خارجی در افغانستان, تعادل بر قرار نماید و در میان روابط خصمانه ی ایران و عربستان, ایران و امریکا, روسیه و غرب, هند و پاکستان, سیاست متعادل و رفتاری متوازن را در پیش گرفت و تا حدی زیادی در برقراری چنین رابطه ای موفق بود. اما اشرف غنی نشان داده است که در سیاست خارجی و منطقه ای خود, کاملاً روند مخالف دولت گذشته را طی می کند.
2ـ سفرهای متعدد اشرف غنی به عربستان, پاکستان,و نیز سفر به امارات, و بی اعتنای به کشورهای چون ایران, هند و روسیه, یاد آور سیاست خارجی طالبان است. این کشورها حامی طالبان در منطقه محسوب می شد و اشرف غنی تا کنون به بهانه ای صلح, به این کشورها بهای زیادی داده است.
3ـ اشرف غنی پیش از این که دولت های ایران, روسیه, هند و حامیان جبهه متحد سابق را در حاشیه نگه دارد, در واقع, اعضای این جبهه را در حاشیه قرار داده است. اتخاذ چنین سیاست از سوی اشرف غنی, نهایت ضعف و ناتوانی افراد چون دکتر عبدالله, حاج محمد محقق, سرور دانش و جنرال دوستم را درون دولت و عدم مؤثریت آنان را در تصمیم گیری های حکومتی, از جمله در سیاست خارجی و مسائل مرتبط با امنیت ملی, نشان می دهد.
4ـ تجربه تاریخی نشان داده است که هر زمان افغانستان در سیاست خارجی خود از حالت بی طرفی خارج شده است, کشور وارد بحران عمیق گردیده است. مردم افغانستان در ادوار مختلف قربانی جنگ های نیابتی گردیده اند. مردم افغانستان در دوره های مختلف, در میان رقابت متضاد و سیاست متقابل کشورهای چون روسیه و انگلیس, شوروی و امریکا, ایران و عربستان, هند و پاکستان قربانی شده اند. بدون تردید, دوام چنین سیاست از سوی اشرف غنی کشور را در نهایت به سوی بحران منطقه ای دیگری سوق خواهد داد و یکبار دیگر مردم افغانستان را در پای منافع کشورهای خارجی قربانی خواهد کرد.
5ـ اعلام حمایت اشرف غنی از جنگ افروزی کشورهای عربی, در حالی صورت می گیرد که حکومت وحدت ملی توان دفاع از شهروندان خود در یک کیلومتری ارگ را هم ندارد. قتل فرخنده و گرفتاری مردم بی دفاع در زابل, دایکندی, غزنه, بلخاب و شولگره در یک ماه اخیر, لکه ننگی بر دامن اشرف غنی و مجموعه ای حکومت وحدت ملی محسوب می شود. همین اکنون, نزدیک 50تن از مسافران و مردم بی دفاع, در چنگال تروریستان مسلح قرار دارند.
6ـ در نهایت اتخاذ چنین رویکردی از سوی اشرف غنی, بر خلاف شعارهای اوست که:« نخواهد گذاشت تا پس از این مردم افغانستان قربانی جنگ های نیابتی شوند». پی گیری چنین سیاستی, کشور را به سوی خطرهای تازه ی سوق خواهد داد.
و این همه در حالی است که مردم افغانستان نیازمند تعادل در روابط خارجی و همدلی با تمامی ملت ها, از جمله مردم مظلوم یمن می باشد.امیدواریم عقلای کشور نگذارند بار دیگر افغانستان به دام سیاست خصمانه کشورهای منطقه افتاده و مردم آن به پای منافع بیگانگان, قربانی شوند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۱۲ساعت ۲۳:۵۹ بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

شیعه تکفیری نباشیم

از سری یاد داشت های فیسبوکی ام:

گرچه فضای مجازی جای مناسب برای طرح بسیاری از سخنان نیست؛ اما ذکر چند نکته شاید در این ایام, بی مناسبت نباشد:
1ـ همه شاهدیم امروز دنیایی اسلام, بیشترین رنج و خسارتی را که متحمل شده اند, از ناحیه ی پدیده ی به نام«تکفیر» است. باید به هوش باشیم که تکفیر اختصاص به داعش, النصره, و القاعده و وهابیت ندارد. گاهی شاید ما نیز ناخواسته به دام تکفیر بیافتیم. تو برادر شیعه ی که دیگرمسلمانان را به سادگی مورد لعن و نفرین قرار می دهی, با شعر خود, با روضه ی خود, با پخش و نشر تصاویری که در آن دیگران لعن و نفرین شده است, در واقع خود یک تکفیری هستی. البته این سخن, به معنای ممانعت از برپای مجلس عزای اهلبیت(ع) نیست. منظور این است که روضه بخوانیم؛ اما تکفیر نکنیم و مقتضای زمان و مکان را در نظر داشته باشیم.
2ـ پیروی از اهلبیت(ع) تنها در زنده نگه داشتن مناسبتها و شهادتها نیست؛ رفتار و گفتار آنان در تمامی مسائل, از جمله تعامل آنان با مخالفانش برای ما بهترین الگو در مسایل سیاسی, اجتماعی و فرهنگی است. ما هیچگاه از علی(ع) علی تر و از امام صادق(ع) صادق تر نخواهیم شد. ببنیم که آن بزرگواران با اطرافیان خود, چگونه تعامل داشته اند.
3ـ اگر احساس تکلیف می کنیم که مناسبت های مانند شهادت و ولادت امامان و پیشوایان معصوم(ع) را زنده نگه داریم, بهترین خدمت به مکتب اهلبیت(ع) رسانیدن پیام آنان به دیگران است. همانگونه که امام رضا (ع) فرمود که اگر مردم محاسن کلام ما را درک کنند بدون شک, ایمان خواهند آورد. مخصوصا در مواردی که اصطکاک با برادران اهل سنت ایجاد می شود, از ذکر برخی مسائل اختلاف بر انگیز و جزئیات پرهیز کنیم. به علاوه اینکه از نظر سند تاریخی برخی قضایا مشکل دارند.
4ـ لعن و سبّ در مذهب شیعه و مکتب اهلبیت(ع) هیچ جایگاهی ندارد. امیرالمؤمنین(ع) به سربازان خود که به لشکر معاویه نا سزا می گفت, خطاب فرمود که«انی اکره ان تکون سبّابین»؛ من خوش ندارم شما از دشنام دهندگان باشید(نهج البلاغه, خطبه27). ما در زندگی مرجعی بالاتر از قرآن سراغ نداریم که مسلمانان را از دشنام دادن به الهه های مشرکان منع می کند.«وَلَا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ»(انعام:108) (به معبود) کسانی که غیر خدا را می‌خوانند دشنام ندهید، مبادا آنها (نیز) از روی (ظلم و) جهل، خدا را دشنام دهند! به علاوه اینکه بزرگان شیعه, توهین به بزرگان اهل سنت را حرام اعلان کرده اند.
برخی در این گونه موارد, زیارت عاشورا را مستمسک خویش قرار می دهند باید بدانیم که درزیارت عاشورا, مصداق ذکر نشده و غیر از بنی امیّه و قاتلان امام حسین(ع) از دیگران, نامی برده نشده است؛ که قطعاً در این مورد هم مصلحت وجود داشته است.
برای ایام فاطمیه شاید ذکر این دو حدیث ما را در رسانیدن به مقصود, کمک نماید:
الف) امام صادق(ع) : «خالطوا الناس فإنه إن لم ينفعكم حب علي و فاطمة ( ع ) في السر لم ينفعكم في العلانية» با مردم (اهل سنت) معاشرت کنید, اگر دوستی علی و فاطمه(ع) در تنهای و خفا به شما نفع نرساند, در آشکار کردن آن هم نفع برای شما ندارد.(مولی صالح مازندرانی, شرح اصول کافی,ج12, ص181)
ب) در روایتی دیگری امام صادق(ع)می فرماید: «ایّاکم و ذکر علی و فاطمة علیهما السّلام فانّ النّاس لیس شییٌ ابغض الیهم من ذکر علی و فاطمة علیهما السّلام»، از آوردن نام علی علیه‌السلام و فاطمه علیها السّلام نزد (مخالفان از) مردم بپرهیزید زیرا آن ها یادآوری این دو را از هر چیز دیگر ناخوش تر می دانند. ((حر عاملی، ، وسائل الشیعه, ج 11، ص 486, 1409 ق)
5ـ ما اگر می خواهیم دیگران به مکتب و مذهب ما احترام بگذارند, و خطوط قرمز ما را رعایت کنند؛ باید ما نیز خود در این راستا پیشگام باشیم. از همه مهم تر باید بدانیم که خطوط قرمز برادران اهل سنت, سبّ اصحاب عشره مبشِّره است.(در این زمینه رجوع کنید به کتاب عقائدالطحاویة که کتاب اعتقادی آنان است) اینکه برخی صحابه از نظر ما مشکل دارند، جای تردید نیست؛ اما سب و و لعن و دشنام آنها هیچ مشکل از مشکلات پیچیده ای امروز ما را حل نمی کند.علاوه بر اینکه سبّ و دشنام, از فرهنگ بشری و اسلامی به دور است.
6ـ عده ی استدلال می کنند که دیگر دوران «تقیه» گذشته است؛ این عده تقیه را به معنای ترس گرفته اند, در حالی که یکی از معنای تقیه, تعامل و مدارا با اهل سنت است. چرا امام صادق(ع) نماز پشت سر برادران اهل سنت را, همانند نماز پشت سر رسول خدا می دانند.این بدین معنا نیست که امام آن ها عادل تر است, بلکه به معنای تعامل مثبت و ایجاد روحیه برادری میان مسلمانان است.
اگر فرض را بر این بگذاریم که دوران تقیه گذشته باشد, دوران مصلحت که نگذشته است.عنصر«مصلحت» در فقه شیعه چه در سیاست داخلی, چه در سیاست خارجی, چه در تعاملات فرهنگی و اجتماعی, گره کشای بسیاری از مشکلات است. مصلحت یعنی همان رفتاری که امیرالمؤمنین(ع) و امام صادق(ع) با مخالفان سیاسی خود داشت. هیچ مصلحت بالاتر از وحدت مسلمین نیست. مخصوصا در شرائطی امروز که خطر در بیخ گوش و پشت دروازه های ما است؛ و کشور در یک شرایطی حساس به سر می برد. البته هستند عده ای احساساتی که در این گونه موارد, شعار می دهند جانم فدای اهلبیت(ع), اولاً عمل کردن به این شعارها واقعاً ایمان خالص می خواهد که در بسیاری از ماها وجود ندارد. ثانیاً اهلبیت(ع) نخواسته اند ما در هر مورد, جان خویش را از دست بدهیم. ائمه(ع) تقیه و عمل به مصلحت را برای نجات جان  شیعیان خود واجب کرده است. چنانچه امام صادق (ع) می فرماید: «ان التقیة جنة المؤمن» تقیه سپر جان مؤمن است.(حر عاملی،وسائل الشیعه, ، ج 11، ص 24, 1409 ق)، وجوب تقیه به خاطر حفظ خون شیعیان، و جلوگیری از هدر رفتن نیروهای آنان است.
7ـ ما باید در افغانستان تناقض رفتاری خود را حل کنیم. شعار وحدت تنها مشکل ما را حل نمی کند. تشکبل شورای اخوت, برگزاری سمینارها و کنفرانس های که در راستای وحدت و همدلی برگزار می شود, با برخی رفتارهای ما تعارض دارد. چنانچه در ایران نیز متأسفانه همین مشکل وجود دارد. به گونه ای مثال, وزیر خارجه ایران, برای تشییع جنازه ملک عبدالله می رود, پیام تسلیت دولت ایران را می برد؛ در همان زمان, از تریبون نماز جمعه کشور, پیام تبریک صادر می شود. البته ما هیچگاه افغانستان  را با ایران قیاس نمی کنیم. در ایران, یک دولت مقتدر شیعه حاکم است. با آن هم, در همین ایام فاطمیه, برخی از بزرگان نسبت به برخی رفتا رها اعتراض دارند؛ مشخصاً نسبت به ساخت دهه های مختلف عزادارای که سابقه ی در تشیع نداشت, برخی مراجع علناً موضع گرفتند. اما ما باید بیشتر هوشیار باشیم که موقعیت ما در افغانستان, با ایران متفاوت است.
8 ـ در نهایت اینکه, پیروان اهلبیت(ع) در افغانستان, فضاهای عمومی و شبکه های مجازی را با منبر محله و قریه و جلسه های خصوصی چند نفری, اشتباه نگیرند. افغانستان را با ایران هم اشتباه نگیریم. داعش, طالبان, القاعده و تکفیری ها پشت دروازه های ما حضور دارند.ده شبانه روز است که برای نجات اسیران مان خون دل می خوریم و آسمان و زمین را به هم می زنیم تا آن ها را نجات بخشیم. آن وقت, برای نجات آنان کسانی مانند جنرال عبدالرزاق سنّی و تعداد دیگر از همان جنرالان و سربازان تلاش می کنند.باید درک کنیم که در شرائط کنونی, خون جوانان شیعه و جوانان اهل سنت افغانستان, در یک سنگر, در برابر یک توطئه و در مقابل یک پدیده ی شوم به نام«تکفیری ها» به زمین می ریزد.

بنا بر این, احترام برادران اهل سنت و بزرگان آنان را در هر شرائطی حفظ کنیم. این دستور پیشوایان ما و مراجع تقلید شیعه است.         امیدواریم که شیعه باشیم, شیعه عقلانی, نه شیعه ی تکفیری!

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۱۳ساعت ۱۲:۴۱ بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

هزاره ها و فقدان تفکر استراتژیک

یک هفته از اسارت جمع از عزیزان بی دفاع ما در میان بیم و امید گذشت. عزیزان که در زیر تیغ جلادان در واقع «هر دم شهیدند». این روزها مردم ما اسیر تصمیم های سیاست مداران نالایق خویش اند. سیاست مداران, قربانی مصلحت سنجی های دولت گردیده اند.دولت با زبان بی زبانی عجز و ناتوانی خویش را در مقابل دشمنان قسم خورده مردم ما, اعلام می کنند. رئیس جمهور کشور نزدیک به ربع ساعت برای مصیبت دیدگان پنجشیر روضه می خوانند, سفر مهم و برنامه ریزی شده ی خویش را به خارج لغو می کنند, اما نیم دقیقه برای تسلّی خاطر خانواده های اسیران مردم ما لب باز نمی کنند. آن وقت, در قبال وضعیت اسیران مردم ما باید تنها جناب سرور دانش اعلام موضع کنند.اما ما هنوز به ضعف و زبونی این دولت, باور نداریم. ما با خوش باوری به تصمیم گیری دولت, دل بسته ایم. این تنها ما هستیم که به وحدت ملی دل خوش کرده ایم و به حکومت وحدت ملی اعتماد داریم.

باید اعتراف کنیم که ما همیشه قربانی صداقت, خوش باوری و ساده اندیشی خویش بوده ایم. ما زدوتر از دیگران به یک دولت بی بنیاد اعتماد کردیم. به یک دموکراسی بی قاعده و دروغین, ایمان آوردیم. به لوازم آن تن دادیم. به دنبال هر کاروان راه افتادیم. برای موفقیت دیگران فریاد زدیم و شعار دادیم. برای به کرسی نشاندن دیگران یخن همدیگر را پاره کردیم. از همه مهمتر, در حالی که نبردها هنوز پایان نیافته بود ما شمشیرهای مان را غلاف کردیم.

ما اکنون تاوان ساده اندیشی خویش و تاوان بی برنامگی سیاست مداران خویش را می پردازیم.اگر امروز وزرای مردم ما در مجلس رأی اعتماد نمی گیرند, به این دلیل است که ما دیگر قدرت سیاسی نداریم. اگر ما در مجلس حتی از داشتن یک منشی محرومیم بدین خاطر است که ما یک حزب قوی نداریم. یک حزب منسجم و یک تشکیلات منظم و قدرتمند سیاسی داشتیم که رهبران ما آن را مانند میراث پدری خویش, به چند پاره تقسیم کردند.اگر مردم بی گناهی ما را روزی در مسیر غور و غزنی, روزی در مسیر بامیان و پروان, و روزی درجاده هرات و قندهار به اسارت می برند و سر می بُرند, به این دلیل است که ما دیگر پشتوانه دفاعی و نظامی نداریم. اسارت مردم از امروز نیست. اسارت ما در واقع همان روز رقم خورد که رهبران ما با خوش باوری تمام, نظامیان, فرماندهان و مجاهدان لایق و ورزیده خویش را از قدرت کنار زدند و به دست خود خلع سلاح کردند و خودها چهار دست و پا به درون کاخ ها شتافتند و بر چوکی ها لمیدند.

در طول مدت نزدیک به چهارده سال گذشته, دیگران در چهار گوشه ای افغانستان, برای خویش قدرت دست و پا کردند؛ صاحب قول اردوهای مجهز گردیدند؛ اما رهبران ما حتی یک فرقه بامیان را که برای امنیت هزارجات و مردم ما از نان شب شان واجب تر بود, به دست خود خلع سلاح کردند و در واقع, مردم خویش را دست بسته به دشمن تسلیم کردند. با چنین وضعیتی ما آمادگی فجایع بسیار بزرگتری را داشته باشیم.

ما تنها به اندک دستاوردهای فرهنگی, تعداد دانشگاه و دانشجو, تعدد روزنامه و تلویزیون دل خوش کردیم؛ از سایر عرصه ها غفلت کردیم؛ در حالی که هنوز جان ما در خطر است.در برابر گروه های تندرو مانند داعش و طالبان و القاعده, تنها زور شمشیر کاربرد دارد نه زبان, قلم و منطق. آن ها غیر از زور هیچ منطقی را به رسمیت نمی شناسند.

اگر روزی و روزگاری پایه های این دولت بی بنیاد فرو ریزد, مردم ما غیر از خداوند, به کدام قدرت و به کدام تدبیر دل بسته اند. حوداث دیروز درس خوبی را برای امروز ما می دهد. اگر عینی تر سخن بگوییم باید روزگاری را به یاد آوریم که دولت کمونیستی نجیب سقوط کرد, در آن شرایط مردم ما در هر کوی برزن مسلح بودند.از هر دره ی هزارجات بلا فاصله هزاران مجاهد برای دفاع مردم خویش به کابل وسایر مناطق سرازیر می شدند.از درون دولت نجیب, چندین غند نظامی و کندک قومی و ده ها جنرال و هزاران سرباز به صفوف مردم خویش پیوستند. از همه مهمتر, حزب وحدت, شورای مرکزی, شورای تصمیم گیری با محوریت رهبری قاطع, مدیر و مدبری مانند شهید مزاری داشتیم که در لحظه های حساس و خوف و خطر به شور و مشورت و رای زنی می پرداختند, سیاست های سنجیده به موقع مورد اجرا قرار می دادند. اما امروز, اگر چنین حوادثی اتفاق بیافتدکدام جمع و جماعت و شورا به مشورت و تصمیم های کلان سیاسی می پردازند. کدام کندک, کدام غند یا قول اردو به یاری مردم خواهند شتافت؟. قول اردوی اتل قندهار از جنوب, قول اردوی ظفر هرات از غرب, قول اردوی شاهین از شمال, قول اردوی تندر گردیز از شرق یا قول اردوی سیلاب از مرکز به یاری مردم ما خواهند آمد؟به راستی ما چه تعداد جنرال و افراد صاحب نفوذ در درون ارگان های امنیتی و دفاعی کشور داریم؟ اندک سربازان مردم ما را نیز آن قدر در شرق و غرب و شمال جنوب آن قدر پراگنده کرده اند که در صورت وقوع حوادث ناگوار, جان خودشان را نمی توانند نجات بخشند چه رسد به اینکه به یاری مردم خویش بشتابند.

مردم ما در طول تاریخ, به ویژه در دوران جهاد و مقاومت بزرگترین ضربه را از ناحیه نداشتن مسیر تدارکاتی متحمل شده اند. جبهه غرب کابل از همین ناحیه سقوط کرد و شهید مزاری خود در واقع از همین ناحیه به شهادت رسید. اما در عین حال, ایشان خود دارای تفکر استراتژیک بود. ایشان برای باز نمودن مسیر کابل به هزارجات ئ غزنی از طریق میدان شهر و شکستن حلقه محاصره غرب کابل و هزارجات بار بار اقدام نظامی نمود, چه تعداد افراد و چه بسیار شخصیت های برجسته ای در این راه به شهادت رسیدند.اما رهبران کنونی, در طول چهارده سال گذشته برای شکستن حلقه محاصره هزارجات,کوچکترین اقدامی را انجام نداند. وزارت فواید عامه چندین سال در اختیار وزیری از مردم ما بود, اما هیچ اقدام مؤثری برای اعمار سرک گردن دیوال, و بازگشای مسیر هزارجات به سوی هرات, انجام نگرفت.

بنا بر این, باید اعتراف کنیم که ما قربانی فقدان تفکر استراتژیک برای نجات و رهای امروز و فردای خویش هستیم و باید تاوان بی برنامگی و ساده لوحی های رهبران خویش را بپردازیم. تحمل رنج اسارت جمع از عزیزان ما سخت و سنگین است؛ اما درس های بزرگی را به ما می آموزد که باید همه فرا بگیریم.

پس از ناکامی وزرای مردم ما در مجلس و پس از اسارت جمعی از عزیزان ما بایستی افکار عمومی ببیشترین فشار را به رهبران سیاسی وارد کنند؛ تا آن ها کمی به خود آیند؛ دست از خودخواهی و منافع شخصی بردارند, اگر مسیر جدیدی را فرا روی مردم ما باز نمی توانند, حد اقل مسیر گذشته را احیا کنند.

یکی از مسیر نجات ما یا شاید تنها مسیر, احیای حزب وحدت به شکل گذشته آن است؛ حزب که میراث شهدای گرانقدر چون شهیدمزاری و بسیاری از بزرگان ما بوده و هزاران انسان در راه تحقق و شکل گیری و دفاع از آن, جان های عزیزشان را از دست داده اند.

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۹۳/۱۲/۱۲ساعت ۰:۱۰ قبل از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

بازشناسی چهره ها و بازخوانی نقشها در فاجعه افشار؛ بر اساس روایت اسناد حقوق بشر افغانستان

اشاره؛

روزهای 22دلو( سالروز فاجعة افشار), و22 حوت, (سالروز شهادت رهبر جریان مقاومت و عدالتخواهی), به عنوان روزهای غمباری در صفحات تاریخ حیات سیاسی مردم ما جایگاهی ویژه یافته اند. در این میان, بازخوانی فاجعه افشار و قتل عام زنان و کودکان افشار, به منظور بازشناسی چهره ها و نقشهای عاملین این فاجعه، برای نسل امروز و فردای مردم ما لازم و ضروری می نماید؛ زیرا در شرایط کنونی، نه تنها خیلی از این چهره ها در پشت نقاب دموکراسی پنهان و نقش های آنان کتمان می شوند؛ بلکه قاتلان این مردم و عاملان این فاجعة ننگین, بی شرمانه بر گور شهدای افشار می رقصند و به صورت بازماندگان شهدای غرب کابل با قهقه مستانه, می خندند. دردمندانه شاهدیم که برخی از عاملان این خیانت و جنایت, در جایگاه مدعی نشسته و با سکوت مرگبار عده ی دیگر, کم کم چهره معصومانه و حق طلبانه به خود می گیرند.

آن چه در پی می آید بازخوانی تنها گوشه های از ماجرای خلق فاجعة ی افشار و نقش نهادها، احزاب و اشخاص, و شرح جنایت آنان است که در اسناد حقوق بشر افغانستان ثبت شده و در "پروژه برای عدالت" توسط این کمیسیون منتشر شده است:

1ـ شرح عملیات:

عملیات افشار در فبروری سال 1993 بزرگترین و کاملترین استفاده قدرت نظامی توسط دولت اسلامی افغانستان تا آن زمان را نشان داده است. دو هدف تاکتیکی در این عملیات بود. اول اینکه مسعود هدف داشت که توسط عملیات قرارگاه های نظامی و سیاسی حزب وحدت را فتح کند ( که در انستیتوت علوم اجتماعی، متصل به افشار، پایین کوه افشار در غرب کابل) و گرفتار کردن عبدالعلی مزاری، رهبر حزب وحدت. و دوم اینکه دولت اسلامی افغانستان مایل بود تا مناطق پایتخت راکه مستقیماً توسط قوای دولت اسلامی کنترل می شد با متصل کردن بخشهای غرب کابل تحت کنترل اتحاد اسلامی و بخشهایی از کابل مرکزی تحت کنترل جمعیت اسلامی، مستحکم و یکپارچه کند.

2ـ مسوولیت تجاوزات مرتکب شده در جریان عملیات

 نیروهایی که تعرضات را در غرب کابل در 10-11 فبروری 1993 انجام دادند، همه رسماً متعلق به وزارت دفاع دولت اسلامی افغانستان بودند. وزیر دفاع وقوماندان اعلی دولت اسلامی در آن زمان در عملیات افشار احمد شاه مسعود بود. وی تمام مسوولیت برنامه ریزی و دستور دهی عملیات های نظامی را داشته است. وی مستقیماً قطعات جمعیت اسلامی و به طور غیر مستقیم قطعه اتحاد اسلامی را کنترل می کرد. دولت اسلامی از طریق وزیر دفاع احمد شاه مسعود و رهبر متحدین حزبی، عبدالرسول سیاف نیروهای نظامی ذیل را به شرکت در عملیات افشار فرستادند.

الف) قوماندان های جمعیت اسلامی و قطعات محمد قسیم فهیم، رئیس استخبارات، مسوول عملیاتهای نظامی ویژه در حمایت از تعرضها و حملات و شریک در برنامه ریزی عملیات می باشد.

انور دنگر، قوماندان فرقه ای از مجاهدین از شکر دره شمالی که توسط شاهدان متعددی به عنوان رهبر نیروهای نظامی که در دو روز اول عملیات تجاوزات را مرتکب شده اند، نام برده شده است.

ملا عزت، قوماندان فرقه ای از مجاهدین از پغمان که توسط شاهدان عینی متعددی به عنوان رهبر نظامیان که در دو روز اول تجاوزات را مرتکب شده اند،نام برده شده است.

محمد اسحاق پنجشیری، قوماندان لوایی از مجاهدین که طبق شاهدان در حملات شرکت داشت.

حاجی بهلول پنجشیری، قوماندان لوا که مطابق گفته شاهدان در حملات شرکت داشت.

بابه جلندر پنجشیری، قوماندان لوا که در عملیات شرکت داشت.

خانجر آخوند پنجشیری قوماندان کندک (غند) که در حمله شرکت داشت.

مشتاق لالی، قوماندان کندک در حمله شرکت داشت.

باز محمد احمدی بدخشانی، قوماندان فرقه که در حمله شرکت داشته و از قرغه حمله کرد.

ب) قوماندان های اتحاد اسلامی و قطعات شرکت کننده در عملیات

حاجی شیرعلم، قوماندان فرقه وابسته به سیاف از پغمان توسط شاهدان عینی متعددی به عنوان رهبری نظامیان در افشار در طی دو روز اول زمانی که تجاوزات به وقوع پیوسته، نام برده شده است.

زلمی طوفان، قوماندان لوای 597 توسط شاهدان عینی متعدد به عنوان رهبری نظامیان در افشار طی دو روز اول، زمانیکه تجاوزات به وقوع پیوسته، نام برده شده است.

داکتر عبدالله، قوماندان در سطح کندک (غند) لوای 597 توسط چندین تن از شهود به عنوان رهبری نظامیان در افشار در روز اول و دوم که تجاوزات انجام یافته، معرفی شده است.

جکرن نعیم، قوماندان در سطح کندک (غند) لوای 597 نیروهایش را در روز دوم عملیات مستقر کرد.

ملا تاج محمد شریک در پلانگذاری عملیات معرفی شده است.

عبدالله شاه توسط چندین شاهد به عنوان رهبری نظامیان در افشار و مسئول در دستگیریهای خود سرانه ، آدم ربایی و دیگر تجاوزات نام برده شده است.

خنجر که نیروهای نظامی را در روز دوم عملیات در افشار مستقر کرده است.

عبدالمنان دیوانه، قوماندان در سطح کندک (غند) توسط شاهدان به عنوان کسی که نظامیان را در روز دوم عملیات مستقر کرده، نام برده شده است.

امان الله کوچی، قوماندان در سطح کندک (غند) نظامیان را در روز دوم عملیات در افشار مستقر کرده بود. شیرین، قوماندان در سطح کندک (غند) در روز دوم عملیات، نظامیان را در افشار مستقر کرده بود.

مشتاق لالی، قوماندان در سطح کندک (غند) نظامیان را در روز دوم عملیات در افشار مستقر کرده بود.

ملا کج کول در روز دوم عملیات نظامیان را در افشار مستقر کرده بود.

3ـ داستان عملیات

تمامی نیروهایی که نهایتاً در جنگ به تاریخ 10-11 فبروری 1993شرکت داشتند، قبل از شروع حمله در داخل و اطراف کابل مستقر شده بودند. تدارکات اصلی توسط دولت اسلامی افغانستان (ISA)، رهبری عملیات های ویژه برای تضعیف دفاع حزب وحدت و استقرار توپ های اضافی برای بمباردمان بود. زیرا که رئیس استخبارات، محمد(قسیم) فهیم تمامی مسوولیت را برای عملیات های ویژه داشت. پرسونل وی با یک تعداد از قوماندان های شیعه اطراف افشار تماس گرفته و تعهد آنها را برای همکاری با حمله دولت اسلامی کسب نمودند. مهمترین مقر جدید سلاح ثقیله قبل از عملیات، نقطه تپه علی آباد بود. مسعود 23 اسلحه زیو را در آنجا به همراه گروه اعزامی 30 نفره مستقر کرده بود تا مناطق اطراف سیلوی مرکزی، افشار، کارته سه، کارته چهار، و کارته سخی را هدف گیری کنند. تمامی این اهداف در مناطقی قرار داشتند که اول مسکونی بوده و جمعیتی از غیر نظامیان را در برداشته است. ...

طبق گفته یکی از شاهدان، قوماندان های ارشد جمعیت به همراه قوماندان های ارشد اتحاد ( شیرعلم و زلمی طوفان ) و مهمترین متحد شیعه بنام سید حسین انوری به علاوه مشاورین نظامی دولت اسلامی افغانستان به ریاست مسعود در قرارگاه-های ارتش در بادام باغ دو روز قبل از عملیات جلسه داشتند.

جلسه دیگر در یک خانه مصون استخبارات در کارته پروان، نزدیک هوتل انترکانتیننتال در شب قبل از حمله برگزار شد. مسعود از همین منزل به عنوان اتاق عملیاتی در بیشتر روز استفاده کرد. همچنین یک جلسه ای از قوماندان های اتحاد به ریاست سیاف در پغمان یک روز قبل از عملیات برگزار شد. هدف این جلسه ها آموزش قوماندان های اصلی به نقش آنها در حمله زمینی بود.

قوای دولت اسلامی بمباردمان عمومی را درغرب کابل در شب 10-11 فبروری 1993 به اهداف اطراف انستیتوت علوم اجتماعی و افشار و در بقیه مناطق شیعه نشین شهر شروع کردند. پیشروی نظامیان حدود ساعت 5 صبح 11 فبروری آغاز شد و این زمان به عنوان زمان آغاز همه جانبه جنگ یاد می شود. اولین پیشروی قطعی نظامیان از جانب بادام باغ به بالای تپه رادار، بخشی از پشته افشار بود. نظامیان دولت اسلامی افغانستان بلافاصله نقاط بالای کوه را بدون مقاومت توانستند که تصاحب کنند و پوسته های دفاعی مهم حزب وحدت در آنجا آتش گرفته و تانک های مستقر در آنجا از حرکت بازماندند.

به هرحال، ساعت ا بعدازظهر، خطوط دفاعی اصلی حزب وحدت به امتداد ستیغ افشار تحلیل رفته و مواضع آنها در انستیتوت علوم اجتماعی غیر قابل دفاع بود. ساعت 2 بعدازظهر قوای دولت اسلامی توانستند که انستیتوت علوم اجتماعی را تصرف کنند. نظامیان شروع به امن سازی منطقه کرده، پوسته ها را ایجاد کرده و یک عملیات تلاشی را انجام دادند. این عملیات جستجو یا تلاشی بود که سریعاً یک سری از اعمال جنایت و چور و چپاول را به وجود آورد طوریکه شواهد عینی غیر نظامی ذیل شرح داده اند. مزاری توانست تا خطوط دفاعی در امتداد کناره خوشحال مینه، پهلوی سیلوی مرکزی و کارته سخی را باز ایجاد کند. بناءً بیشتر غرب کابل را دراختیار داشت. برخی از اهالی افشار، به ویژه آنهایی که بیشترین آسیب را دیده اند، همراه نظامیان وحدت جابجا شده فرار کردند ...برخی از پیرمردان ترجیح دادند تا بمانند و از خانه و دارایی ها محافظت کنند، اما شواهد نشان می دهد که نظامیان اکثراً مردان را هدف توقیف های خود سرانه و قتل عام قرار دادند به عبارت دیگر غیر نظامیان مذکور آزاد نبودند تا منطقه را ترک کنند. اکثر نجات یافتگانی که از افشار فرار کرده اند، از دیدن آوارها و جنازه ها در طول راه شرح داده و بیان داشته اند که آنها بعد از جنگ اصلی گریخته اند.

در روز دوم عملیات، 12 فبروری مسعود جلسه ای را در هوتل انتر کانتیننتال با تعویق تشکیل داده و در مورد ترتیبات برای امنیت مناطق تصرف شده جدید گفتگو کردند. در این جلسه قوماندان های ارشد دولت اسلامی و اشخاص سیاسی به شمول ربانی، سیاف، آیت الله محسنی، آیت الله فاضل، و جنرال فهیم حضور یافته بودند. دولت اسلامی هیئت وکلای مردم شیعه را طلب کرد و حسین انوری به عنوان قوماندان برجسته دولت اسلامی از جانب غیر نظامیان شیعه تحت فشار بود تا ترتیباتی برای امنیت آنها بگیرد. در این جلسه دستور به توقف کشتار و چور و چپاول داده شد و به روی معاوضه سفرا بین احزاب مختلف برای شناسایی اسیران توافق صورت گرفت. همچنان عقب نشینی نیروهای تعرض کننده ومستقر کردن یک نیروی کوچکتر در مناطق جدید فراخوانده شد. بزرگی و عظمت جنایات واقع شده در دو روز اول عملیات ، قبل از این جلسه، به طور واضح بسیار دیر بود تا از جنایات اصلی جلوگیری شود. همچنین این جلسه به نظر می رسد که در توقف چور و چپاول منطقه بی اثر و بیفایده بود طوریکه ویرانی خانه ها در افشار به طور فزاینده بعد از جلسه رخ داد...

شرح قتل عام ها و جنایات که در افشار صورت گرفته در ادامه این گزارش ثبت شده است،که این قلم از باز نشر آن شرم دارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۲۰ساعت ۲۲:۱۱ بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

وزارت کلیدی, «میوه ی ممنوعه» برای هزاره ها

پس از اعلام اسّامی نامزد وزرا, بررسی عکس العمل ها در قبال آن نشان دهنده موج از نارضایتی و احساس سرخوردگی مردم, به خصوص جوانان هزاره است. جوانان این قوم در قبال انتظارات که داشتند, اکنون به هیج عنوان خودشان را در جایگاهی یکسان با دیگران احساس نمی کنند. در چنین موقعیتی, بروز واکنش ها در برابر برخورد تبعیض آمیز, یک امری طبیعی, و مورد ستایش است. مردم ما به دنبال تأمین عدالت اند و از لازمه ی عدالتخواهی داشتن تفکر انتقادی است. این مردم چی...زی بیشتر از دیگران را توقع نداشته و از کسی نخواسته اند تا کسی زبان به ملامت آن ها بگشایند. حق برابری شهروندی با دیگران و این که«هیچ افغان از هیچ افغان بالاتر نیست و هیچ افغان از هیچ افغان کمتر نیست», یک خواست انسانی است نه یک شعار انتخاباتی و زودگذر, که باید از آن گذشت.
اینکه اوضاع کشور شکننده و دشمنان مردم افغانستان در کمین اند, برای همه قابل فهم است, اما در یک چنین شرایطی که مردم نیاز به وحدت, همسوی, همدلی و برابری دارند, اقدامات تبعیض آمیز و تداوم انحصارطلبی از سوی دیگران, قابل فهم نیست. تعلق نگرفتن یک وزارت کلیدی برای یکبار, دوبار, سه بار قابل اغماض است و ممکن تا حدی طبیعی تفسیر شود, اما وقت این امر به یک روند دائمی و همیشگی تبدیل می گردد و به دور چند وزارت حصار کشیده شده و برای فرزندان یک قوم, به عنوان "میوه ی ممنوعه" تلقی می شود, دیگر نباید آن را به عنوان یک اقدام طبیعی تلقی کرد. تداوم این رویه به ما این مفهوم را القا می کند که تو انسان هزاره و تو جوان شیعه, هنوز در این سرزمین«نامحرمی» و نباید به حریم امنیت و اقتصاد کشور دست پیدا کنی.
از سوی دیگر, پذیرش این گونه اقدامات و سکوت در برابر آن, هر گونه جسارت و امید به آینده را از جوانان این مردم سلب خواهند کرد. اینکه در طول 14سال گذشته, چندین بار کابینه تغییر کرده و پست افراد جابجا شده ولی در طول این مدت, فرزندان یک قوم و یک کتله ی خاص, به هیچ یک از وزارت های کلیدی گماشته نشده و هنوز هم به انتظارات شان پاسخ مثبت داده نمی شود, بلکه در برابر, خواست شان قومی تفسیر شود, چیزی جز بی اعتنای و دهن کجی در برابر یک خواست انسانی بوده نمی تواند.
تأمین عدالت, تأمین حقوق و تساوی در شأن و منزلت انسانی با دیگران لازمه اش داشتن تفکر انتقادی است و این تفکر باید ترویج گردد و همچنان زنده و بالنده بماند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۳/۱۰/۲۴ساعت ۱۲:۲۸ بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

افتتاح شهرک رهايشى "بابا" در بامیان

 

بر اساس گزارش خبرگزاری پژواک از بامیان, يک شهرک رهايشى با داشتن حدود ٦٠٠ نمره زمين و خدمات لازم شهرى در مرکز بامیان ايجاد ميگردد.

این شهرک که در فاصله پنج کیلومتری شمالغرب بازارباميان و در عقب مجسمه هاى مخروبۀ بودا موقعیت دارد، با تمام امکانات خدمات شهری مانند سرک های سمنتی، کوچه ها وپياده رو هاى پخته ، کانال های آبرسانی وفاضلاب مجهز خواهد بود.

مراکز تعليمى، صحى، مارکيت ها و ساحات سبز، بخش ديگر اين شهرک را تشکيل ميدهد.

غلام علی وحدت سرپرست ولایت بامیان به خبرنگاران گفت که  شهرک"بابا"  از اهمیت ویژه ای در بامیان برخوردار است وبصورت معیاری ساخته میشود.

وى افزود که نمرات زمین طبق طرزالعملى که دارای ٢١ماده وپنج فصل بوده و از طرف وزارت شهرسازی، ارگانهای محلى و مقام ولايت تایيد شده است ،براى همه اقشار توزیع میگردد.

وحدت ميگويد که قیمت هرنمره زمين رهایشى ٣٥ هزار افغانی درنظرگرفته شده وخدمات شهری آن حدود ١٢هزار دالر معادل( حدود ٧٠٠ هزار افغانى) میباشد.

سرپرست ولايت باميان علاوه کرد که  قبلاً این شهرک از طرف تیم انجنيری وزارت شهرسازی سروی ونقشه کشی شده و به شاروالی بامیان تحویل گرديده و اينک کار شهرک با نظارت شاروالی وتوسط سکتورهای خصوصی آغاز میگردد.

انجنير خادم حسین فطرت، شاروال بامیان به آژانس خبرى پژواک گفت که  شهرک"بابا" شامل ماستر پلان شهر بامیان بوده و پلان تفصیلی آن از طرف وزارت شهر سازی دیزاین گردیده ودارای ٥٧٤ نمره رهایشی که  مساحت هرنمره ٣٣٧ مترمربع میباشد اعمار میگردد.

وی ميگويد که مجموع سرک های این شهرک که سیخ کانکریت میگردد ١٠ اعشاریه ٤ کیلومتر وقیمت هرنمره زمين تا چهارسال بصورت اقساط قابل پرداخت میباشد.

مسوولان ميگويند که بخاطر نام اين شهرک بابا گذاشته شده که کوه بابا در باميان شهرت دارد.

این اولین شهرک پلانی است که بصورت معیاری دربامیان ساخته میشود. قبلاً پلان تفصیلی دشت عیسی خان در شهر جديد باميان نیز تطبیق گردیده بود که بدون خدمات آب وکانال فاضلاب میباشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۳/۱۰/۱۱ساعت ۱۷:۱۰ بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

اطلاعیه شهریه دانش آموزان اتباع افغانستان(در ایران)

به اطلاع اولیاء محترم دانش آموزان افغانستانی می رساند که شهریه هر دانش آموز افغانستانی بر اساس سرانه اعلامی از سوی آموزش و پرورش در سال تحصیلی گذشته 1.400.000 تومان بوده که قطعاً این مبلغ در سال جاری افزایش یافته است . لکن دانش آموزان پناهنده و اتباع محترم افغانستانی در سال جاری از پرداخت شهریه(مبلغ مذکور) معاف شده اند و قرار نیست این وجه را بپردازند، لکن بهتر اداره شدن مدارس محل تحصیل دانش آموزان نیاز به همیاری ، همکاری و کمک اولیاء ایرانی و افغانستانی دارد و این کمک ها از سوی اولیاء و خیرین ایرانی نیز پرداخت می شود، و این کمک مدارس را به وضعیت مطلوب و مطلوبتر ارتقاء می بخشد.

بر این اساس مقرر گردیده مبالغ همیاری بر حسب توان افراد و با لحاظ حداقل و حداکثر از افراد توانمند دریافت و افراد ناتوان، مریض خاص، زنان سرپرست خانوار، خانواده های دارای معلولیت ، ایتام و سایر افراد فاقد بضاعت مالی از این مبالغ معاف گردند.

منبع:سایت اداره کل اتباع خارجی

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۳/۱۰/۰۴ساعت ۲۳:۱۵ بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

حدیث غربت اسلام

رسول خدا(ص): «بدء الاسلام غريباً و سيعود غريباً، فطوبي للغرباء»؛ اسلام با غربت آغاز شد و در آينده نيز غريب خواهد شد؛ خوشا به حال غريبان!(1)
 معنی دو غربت اسلام:
 غربت اول تقریبا روشن است,اسلام از روز اول پيدايش در سرزمین مکه غريب بود، کسي با اسلام آشنا نبود, مردم آن را نمي‌شناختند؛ ارزشهای آن را نمي‌دانستند, مسلمان‌ها کم بودند, فراري, تحت تعقيب و در رنج و آزار. اوج این غربت در دوره‌اي سه سال محاصره پیامبر و یارانش در شعب ابوطالب بود که مسلمانان در طول سه سال محاصره آزار و سختي‌هاي زيادي را متحمل شدند و پیامبر(ص) بهترین عزیزان و حامیانش را از دست دادند.
در تفسیر غربت دوم گفته اند این غربت, به خاطر تحريف انديشه‌هاي ناب اسلامي, مشوّش ساختن ساحت اسلام از طريق رسوخ شبهات فکري , پديد آمدن فضايي از تشويش‌ها و مخاطرات ذهني, به وجود آمدن کمبودهاي عقيدتي و فکري در جامعه اسلامي است.
غربت دوم در دوران ما رخ داده است؛ و اکنون شاهد بازگشت جاهليت مدرن به زندگي, در عرصه وسيع از جهان اسلام هستيم. اين غربت از جنس غربت از خانواده و وطن نيست؛ بلکه این غربت در وطن, شهرها و در ميان خانواده و خويشانمان حاصل مي‌شود. یک مسلمان، امروزه در وطنش غريب است؛ زیرا احساس می کند فضايي که او را در برگرفته، فرهنگي که در مدرسه، دانشگاه، ايستگاه‌هاي خبري، شبکه‌هاي تلويزيوني و مطبوعات با آن برخورد مي‌کند، غير از فرهنگ اسلام است. احساس مي‌کند مفاهيم اسلامي، اخلاق، ارزش‌ها, نمادها و آداب اسلامي در میان مسلمانان غريب شده است. اسلام، نماز، روزه و پاکدامني غريب است. در مانند اين فضاهاي غريب، معروف به منکر بدل شده و منکر به معروف؛ و ارزش‌ها به ضدارزش تبديل شده است.
 در اين اوضاع، اگر مسلمانی به نگهباني سلامت عقل، روح، اخلاق و فرهنگش همت گمارد و از حدود خدا پاسداري کند و در محدوده‌اي که ديگر مردمان وارد شده‌‌اند، وارد نشود و امواج او را با خود نبرد و بخواهد مسير امواج را تغيير دهد اين همان غربت پسنديده است؛که پيامبر خدا(ص) فرمود: خوشا به حال غريبان! پرسيده شد: اي رسول خدا، غريبان چه کساني هستند؟ فرمود: مردمان صالح و اندک, در ميان مردمان بد  و فراواني که بدکردارانشان افزون از اطاعت پيشگانشان است.
سالروز رحلت جانسوز پیامبر رحمت و مهربانی, و غروب غریبانه سبط اکبرش امام حسن مجتبی(ع) و نیز, سالروز شهادت عالم آل محمد(ص) امام رضا (ع) تسلیت باد!
---------------------------
(1)(.بحارالأنوار، ج۶۷، ص۲۰۰.

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۳/۰۹/۲۹ساعت ۱۰:۲۴ قبل از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

مطالب قدیمی‌تر