X
تبلیغات
بامیـــــــــان

بامیـــــــــان

ســــــــــــــــیاسی،اجتــــــــــــــــــــماعی ،فــــــــــــــــــــــرهنگی

امروزه سفیرهرکشور،به حیث نماینده ی سیاسی،فرهنگی،اقتصادی و...آن کشوربوده ودرمجموعه تحت امرش بخشهای داردکه گویاازتمام آداب،فرهنگ وسنت مردم آن کشورنمایندگی می کند،وساختمان سفارت هر کشور،نیزحیثیت خاک وخانه یک ملت رادارابوده و متعلق به مردم آن کشوراست.بدین ترتیب تمام افعال واعمال که دردرون ساختمان یک سفارت انجام می گیرد،نشان دهنده ای  فرهنگ وسیاست  وآداب سنت کشوری است که پرچم آن ،بربام ساختمان آن سفارت به اهتزازدرآمده است.
 خوشبختانه افغانستان فقیرومصیبت زده درپیشرفته ترین کشوردنیایک ساختمان داردکه گویامتعلق است به دولت وملت مسلمان این کشور،وکسانی درهرزمانی ازفرهنگ وسنت،تااقتصادوسیاست کشورمارادردردرون آن نمایندگی می کند.
سیدطیب جواد از سال 2003 تاکنون به سمت سفیر و نماینده فوق‌العاده افغانستان در ایالات متحده آمریکا  و همچنین سفیر غیر مقیم افغانستان در برزیل، مکزیک، کلمبیا و آرژانتین منصوب شده است."
سیدطیب جوادسفیرجمهوری اسلامی افغانستان،درماه رمضان وماه مهمانی خدا،باترتیب دادن ضیافتی و بادعوت ازریچاردهالبروگ نماینده امریکادرافغانستان، ودیگرنمایندگان خارجی، مراسم ضیافتی راهمراه بارقص و پایکوبی باشراب وکباب،در ساختمان سفارت جمهوری اسلامی افغانستان ترتیب داده است،که شایدبه مناسبت سالگرد استرداداستقلال افغانستان بوده است؛ یاشایداین مراسم درقبال مراسم افطاری باشدکه ازسوی مسلمانان امریکابرپاشده بودوآقای اوبامارئیس جمهوری امریکانیزبه احترام مسلمانان درآن ضیافت شرکت نموده بود.واین درحالی است که درهمین ایام،خیلی ازمردم مسلمان افغانستان،ازشدت فقروگرسنگی باشکم گرسنه مشغول روزه داری است. 

 در این تصاویر، طیب جواد سفیر کشور مسلمان افغانستان، در یک مراسم رقص مختلط با حضور ریچارد هالبروک نماینده ویژه آمریکا در افغانستان و دیگر نمایندگان خارجی در حالی دیده می‌شود که در این مراسم مشروبات الکلی نیز سرو شده است.


پسر سیدطیب جواد،نماینده کشور مسلمان افغانستان، در حال رقص و پایکوبی با میهمانان

 
طیب جواد و همسرش در کنار ریچارد هالبروک نماینده ویژه آمریکا در افغانستان 


جناب سفیر در حال استفاده از مراسم!


سفیر در کنار خواننده و رقاصه مراسم


رقاصه مراسم در کنار تصویر حامد کرزی

تاکنون در واکنش به این موضوع، ظاهراًتنهاعبدالستار خواصی نائب رییس مجلس  افغانستان ضمن درخواست برکناری سفیر این کشور در آمریکا، خطاب به وی اعلام کرده است: "آقای سفیر! شما مشغول رقص با شراب و زنان هستید و مردم افغانستان در حال رقص در سیل و خون خود!"
تصاویربرگرفته ازhttp://www.inn.ir/newsdetail.aspx?id=50714

+ نوشته شده در  شنبه 1389/05/30ساعت 5:34 بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

باشروع ثبت نام مهاجرین غیرقانونی درایران،نه تنهامهاجرین که درطول این چندسال به صورت غیرقانونی درایران به سرمی بردند،وبه طورناگهانی بااجرای این طرح مواجه گردیدند،به سوی مراکزثبت نام هجوم آوردند،بلکه موج جدیدازمهاجرت هموطنان ازداخل کشورنیزافزایش یافته ودراین شب وروزها،هزاران هموطن ماچه به صورت خانوادگی وچه به صورت مجردی،باتحمل سختی هاومشقت دوری راه،گرمی هوا،اذیت وآزارقاچاقچیان، وپرداخت هزینه های سنگین،کوشش می کنندخودشان رادرطول اجرای این طرح به ایران برسانند.

درگذشته وقت دولت ایران،آمارمهاجرین غیرقانونی رابین یک ونیم تامیلیون نفراعلام می کردند،برای همه مخصوصاهموطنان ماغیرقابل باوربود،اماازهنگام شروع ثبت نام ازتاریخ۲/۵/۱۳۸۹تاکنون، درهمه ولایات که این طرح اجرامی شود،مراکزثبت نام هم چنان شلوغ وپرازدحام هستند،هرروزصدهانفرازهنگام روشنی هواتاهنگام تعطیلی درصف های طویل منتظردریافت نوبتند،چنانچه درروزهای اول ثبت نام ازبعض مراکزثبت نام اخباری ازبی نظمی وحتی تلف شدن انسان هادرزیردست وپاشنیده می شد،واین درحال است که برخلاف گذشته هادربعض ولایات،مراکزثبت نام هم متعددبودند،ولی بی نظمی وعملکردبدی همشهریان دربعض جاهاباعث تعطیلی بعض مراکزثبت نام،وتمرکزآنهادرنقطه های محدودوآن هم دورازشهرگردیدند.

ازسوی دیگر،هدف ازاجرای این طرح نیزمشخص نشده است،فعلامهاجرین درقبال تحویل یک قطعه عکس ودوهزارتومان،فقط یک برگه ی رادریافت می کنندکه درآن فقط نوبت داده می شودبرای مراجعه بعدی تایکی دوماه بعد،وهمین امرباعث بروزشایعات مختلفی بین مهاجرین گردیده وخیلی هاباخوشبینی ازاین طرح، آن رابه عنوان یک فرصت برای دریافت مدرک اقامتی تلقی نموده و بعضًابا اقوام ودوستان شان درداخل نیز درتماس می شوند وآنهاراتشویق به مهاجرت می نمایند؛که خودهمین امرباعث افزایش آمارمهاجرین غیرقانونی، بیشترازآن چه دولت ایران اعلام می کردند،خواهدشد.البته عده ای هم بابدبینی به این طرح نگاه می کنندوشایعاتی دیگررابرزبانی میرانندبعضی هاساده لوحانه آن راباتهدیدهای نظامی امریکاعلیه ایران پیوندمیدهند.

اماآن چه راکه اداره کل اتباع خارجی، اعلام نموده این است که مهاجرین غیرقانونی رافعلافقط شناسای می کنندوآمارآنهارابرای تصمیم گیری دراختیارمسئولان قرارمیدهند.

درواقع فعلاهیچ چیزی مشخص نیست،همه چیزدرحدیک شایعه هست،جزاینکه دولت ایران اعلام نموده که پس ازاجرای این طرح باکسانی که دراین طرح شرکت نکنندبرخوردخواهدشد،واینکه ثبت نام هم بااستقبال زیادی هموطنان،ادامه دارد،روندمهاجرت نیزافزایش یافته،بازارقاچاقچیان انسان گرم ترازهمیشه است،هزینه معمول یک خانواده ی پنج نفری،درحدسه میلیون تومان ایرانی معادل صدوچهل هزارافغانی می شود،هزینه ای که درافغانستان می تواندبااین مبلغ برای یک نفریک شغلی دست وپاکرد.به علاوه  خوف کشته شدن ازشلیک یک سرباز،پریدن ازروی سیم خاردار،بالارفتن ازروی دیورابتونی که دولت برای مانع عبورایجادکرده،گرمی طاقت فرسای هوای تابستان،هشت ساعت پیاده روی درکوه هاودره ها،توهین وتحقیر قاچاقچیان درطول مسیر،مخفی شدن وپنهان نمودن ده نفردریک موترسواری که برای چهارنفردرست شده است.به علاوه بدبختی های دیگرکه شایدغیرقابل باورباشدولی متأسفانه حقیقت دارد.ودرآینده هم هیچ چیزی معلوم ومشخص نیست.دریافت مدرک اقامت؛باآن همه سخت گیری هادر گذشته،و به همین سادگی،شاید؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/05/28ساعت 4:52 بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

روز سه شنبه مورخ 26 اسد 1389 به تعداد 50 تن از سربازان پولیس ملی منسوب ولایت بامیان ودایکندی از زون آموزشی پولیس ملی بامیان سند فراغت بدست آوردند.
سمونمل شیرمحمد همدرد معاون تدریسی این مرکز آموزشی در مراسم فراغت این سربازان گفت : وظیفه اساسی پولیس ملی تامین امن ونظم عامه می باشد که این افراد برای تامین آن آموزش های مسلکی را که توسط استادان داخلی وخارجی دایر گردید بود فراگرفتند.
وی افزود: مرکز آموزشی بامیان از بدو تاسیس تا اکنون 4237 تن از منسوبین پولیس ولایات بامیان ، پروان ، دایکندی وپنچشیر وکاپیسا را آوزش مسکلی داده اند. که شامل کورسهای 6 هفته ای 941 تن ، کورسهای تحقیقات جنایی 337 تن ، کورسهای ساتنمنی 104 تن ،کورسهای پی تی پی 875 تن ، عمومی واساسی 3011 تن وکورسهای اختصاصی 1226 تن میباشد.
داکتر حبیبه سرابی والی بامیان طی پیامی فراغت سربازان پولیس ملی را تبریک گفته افزود: اموزشهای مسلکی منسوبین پولیس ملی یکی از اساسی ترین نیازهای پولیس است که باید به آن توجه جدی شود.
وی از سربازان پولیس ملی خواست تا وظایف شانرا با کمال صداقت وایماندای انجام دهند.
یکتن از فارغین این دوره آموزشی گفت: من تازه این گونه آموزشها را فرامی گیرم ومطمعین هستم بسیار مفید ومهم است.
این درحالیست که مسئولین ولایت بامیان از کمبود تشکیل در پولیس آن ولایت ابراز نارضایتی می نمایند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/05/27ساعت 7:17 بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

برخلاف سالهای گذشته،امسال بدبختانه به خاطرمشکلاتی نتواستم دربامیان حضوریابم ،ولی همین که به لطف دوستان پرتلاشی چون آقای آقای نظری وآقای خالقی چشمم به اولین سیاهی تصویری سرک قیرریزی شده قرغنه توافتاد،یک مرتبه برق چشمم روشن شد.

تصورنمی کردم یک روزی مسیر۲۵کیلومتری شهیدان،منطقه ی آبائ ام تامرکزبامیان را،روی جاده ای پخته طی خواهم کرد،وداشتن سرک پخته برای مردم مایک روءیابود،امااینک به لطف خداوند،وصبرتحمل وصلح دوستی مردم بامیان وتلاش مسئولین،برداشتن اولین گامهابرای برای تحقق این روءیا،مردم مارا به آینده روشن تروزندگی بهترنویدمی دهد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/05/24ساعت 8:17 بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

روایت عزیزرویش ازمناظره ای تلوزیونی اش باحشمت غنی احمدزی:
امشب در میز گردی با حشمت غنی احمدزی، رییس شورای سراسر کوچی‌های افغانستان، در تلویزیون «نور» اشتراک داشتم. یارو خیلی خدازدگی می‌کرد و حرف‌هایی گفت که کوفت دلش را نشان می‌داد. گفت: هزاره‌ها پروپاگند را خوب بلد استند و در پروپاگند خیلی پیش اند. از اسنادی یاد کرد که همه چیز مال آنهاست. از قندهار تا غزنی و لوگر، جایداد خود را بر شمرد. از جد خود یاد کرد. از کتاب فیض محمد کاتب هزاره یاد کرد که همه زمین‌های هزاره‌جات را سند دارند و به طور قانونی گرفته اند. از این گفت که هزاره‌ها از کجا آمده اند در کابل و همه چیز را از خود ساخته اند. گفت: کابل مال فرمولی‌ها و پشتون‌ها بوده و حالا همه جای شان را اینها گرفته اند. اینها از پنج هزار خانه زیاد نبودند. از امتیازاتی یاد کرد که هزاره ها در حکومت جدید گرفته و خدا را شکر کنند و در جایی از بس خشمگین شد جیغ می‌زد که معاون تان به جای اینکه معاون افغانستان باشه، معاون یک قوم اس، وزیر تان، وکیل تان... و خشمگین‌تر شد و فریاد زد: بشرم، شرم هم خوب چیز اس، ما د ای ملک مفت نماندیم، د منطق و زور و قدرت و سیاست خود ماندیم. ما هر چیز داریم و هر چیز می‌توانیم.... شما خوده قد کوچی نه، صبا قد کل مردم اوغانستان طرف می‌کنید.... خلاصه، خیلی زور دادگی بود و از همان چیزی پرده بر می‌داشت که همه‌ی یارانش در پنهان با آن زندگی و خو دارند. اگر روزه نمی‌بود و بوتل آب روی میز می‌بود حتماً فیر می‌کرد. آهسته آهسته داشت از جایش حرکت می‌کرد و میز را مانع می‌دید، اگر نه باید یک سیلی جانانه نثار می‌کرد تا یاد من باشد که در حضور او، نگاه نکنم و حرف نزنم و حد غلام را بشناسم....
من که نوبتم رسید، آقای احمدزی را به آرامش دعوت کردم و گفتم: این منطق مال زمان عبدالرحمن است و مال سیاه چال و شکنجه. از آن زمان تا کنون صد سال گذشته، ولی ایشان هنوز در همان صد سال پیش زندگی می‌کنند. گفتم: چشم ابلق کردن و رگ گلو پنداندن، مال زمان حال و مال قرن بیست و یک نیست. حالا زمان منطق است و استدلال. گفتم: ایشان با کسانی دیگر طرف اند و این نکته را باید توجه کنند. گفتم: خوب است کسی که در تلویزیون حرف می‌زند، متوجه شود که هزاران نفر او را تماشا می‌کنند و قضاوت می‌کنند. گفتم: همین دید و همین لحن و منطق است که افغانستان را به اینجا کشانده است. گفتم: این همان رویه‌ی دیگر حرف آقای اسمعیل یون است که دویمه سقاوی نوشته می‌کند و گفتم: آقای احمدزی خود را رییس شورای سراسر کوچی‌های افغانستان می‌گیرد که ادعا دارند بخش بزرگی از ملت افغانستان را تشکیل می‌دهند. این عنوان برای آقای احمدزی خیلی کلان است. حتی کوچی‌ها هم با این منطق و لحن نباید نمایندگی شوند. گفتم: ما را در دنیا به نام هزاره و پشتون و تاجک نمی‌شناسند. به عنوان ملت افغانستان می‌شناسند. امروز ما را به عنوان یک ملت در دنیا سرشکسته ساخته اند. دنیا ما را با بدترین چهره و تصویر می‌شناسد، به جای اینکه این تصویر شکسته و بدنام را اصلاح کنیم در داخل کشور خود بر علیه مردم خود اینگونه رگ گلو می‌پندانیم.... گفتم: آقای احمدزی هنوز تصور نمی‌کند که اینجا ملت است و سرزمین مال ملت است و هر کسی به عنوان شهروند زندگی می‌کند و از حقوق انسانی برخوردار است. فکر می‌کند که اینها برادر بزرگ‌تر اند و دیگران در دامن ایشان زندگی می‌کنند و از امتیازی که ایشان می‌دهند استفاده می‌کنند و باید خدا را شکر کنند. گفتم: هزاره در کابل مانند هر شهروند این ملک نیامده چیزی را به غصب و زور گرفته باشد، پول داده و با قرارداد و معامله‌ی قانونی یک تکه زمین گرفته و سرپناه ساخته است. اگر منطق آقای احمدزی قبول شود تمام کسانی که از سراسر افغانستان در این شهر آمده اند باید محاکمه شوند که ملک پشتون را گرفته اند.... از اسناد شان یاد کردم و گفتم: هیچ شکی نیست که شما سند دارید چون شما به نظام و تاریخی پیوند داشته اید که تمام افغانستان ملک مطلق شما بوده و هر جایی را سند می‌گرفتید و سند می‌دادند کسی نبود اعتراض کند. اما گفتم: حل این دعوا در محکمه و حکومت می‌شود نه با زور گلو و تفنگ و کشتن و سوختاندن و بستن.... از خصوصیت‌های جامعه‌ی مدنی و تفاوت آن با جامعه‌ی بدوی گفتم و تأکید کردم که جامعه‌ی بدوی مانند جنگل است و اراده‌ی افراد جای قانون می‌نشیند و هر چه افراد گفتند و خواستند عملی می‌شود. گفتم: مردم که حکومت می‌سازند و قانون و قانونیت خلق می‌کنند برای همین است که نشان می‌دهند از جنگل و بدویت فاصله گرفته اند.
به نظر می‌رسید از این سخنان، رییس شورای سراسری کوچی‌ها اندکی تأثیر پذیرفت و بار دیگر از بس نرم شد، لحن و صدایش آرام شد و می‌گفت: من مالیم صاحب عزیزه حالی شناختوم. نام شانه زیاد شنیده بودم. خیلی معروف است. کل کار ازی قوم د زیر دست ازی و دسته‌ی مربوط شان است. یک مکتب داره و هر کاری که می‌شه همی و دستی‌ش می‌کنه .... گفت: اگه دقت کنین، گپای خود شان «مترادف» هم اس. از اوغانستان و ملت گپ می‌زنن اما عبدالرحمن را به عنوان هسته‌ی یک قوم می‌کوبند ... گفت: ماشاالله زبانش خیلی نرم اس و گپاره رقم رقم تو می‌چرخانه و تو می‌ته... اما دیگر جیغ نزد و صدایش را بلند نکرد. وقتی خلاص شدیم از نسل جدید و واقعیت‌های جدید یاد کردم و گفتم: خوب اس اینگونه حرف نزنی که مردم بد می‌گویند... گفتم: باید خود را از این وضعیت نجات بدهیم.... چیزی نگفت و آرام راهش را گرفت و تنها شنیدم که با خود گفت: ای ملک جور نمی‌شه، هیچ وخت جور نمی‌شه....
منبع:وبلاگ عزیزرویش
+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/05/24ساعت 5:23 بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

روزنامه افغانستان:درپی درگیری مسلحانه افراد تحت نام کوچی با مردم کابل که دیروز د ر دامنه ها ی کوه قوریغ واقع درغرب کابل اتفاق افتاد وباعث کشته وزخمی شدن بیش از ده نفر گردید، حاجی محمد محقق رئیس کمسیون فرهنگی، دینی وتحصیلات عالی ولسی جرگه با انتشار اعلامیه ای این رویداد را به جامعه هزاره تسلیت گفته وخطاب به مردم کابل گفته است بی تفاوتی حکومت در برابر حوادث از یکسو ودست های مرموز بعضی ازعوامل شرارت از سوی دیگر جاده شهید مزاری را به منطقه ارواح تبدیل کرده است. آقای محقق خواهان رفع جنجال حقوقی بین مردم برچی وافراد مسلح کوچی شده وگفته است این مشکلات باید از طریق مجاری عدلی وقانونی حل گردد. هم چنان دراعلامیه از حکومت خواسته شده که با عوامل شرارت از هرطرفی که باشد برخورد قانونی صورت گرفته و اشرار مسلح را که عامل این بحران شده اند از منطقه پاکسازی نموده ومردم برچی را از شر آنها نجات دهد. آقای محقق تظاهرات را حق مردم دانسته وگفته است هیچ کس حق ندارد که به بهانه تظاهرات به مال، جان وآبروی دیگران تعرض کند. وی از مردم خواسته است که دست های بیگانه را درمیان خود شناسایی کرده ونگذارند کسی اموال مردم را تلف وبه آبرو ی شخصیت ها وکاندیدان تعرض نماید. این نخستین درگیری میان کوچی های مسلح و مردم نواحی غرب کابل است که اتفاق می افتد. گفته می شود درپی تظاهراتی که بعداز کشته وزخمی شدن چند نفر در دامنه کوه قوریغ اتفاق افتاد، پلیس نیز به سمت مردم آتش گشوده است. هم اکنون نواحی غرب کابل تحت تدابیر شدید امنیتی قرار دارد ونیروهای اردو وپلیس در سراسر این منطقه مستقرشده اند. یک منبع آگاه به روزنامه افغانستان خبرداده است که دیروز تعدادی از اشرار به دفترسیاسی حزب وحدت درساحه کوته سنگی نیز حمله ورشده اما ازخسارات احتمالی خبری در دست نیست.

+ نوشته شده در  شنبه 1389/05/23ساعت 10:38 قبل از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

عزیز گرانقدر، سلام و عرض حرمت.
حادثه‌ی امروز جمعه 22 اسد، حادثه‌ی تکان‌دهنده‌ای است. من هم با جزئیات زیادی آشنا نیستم. اما آنچه بر من گذشت و شاهدش بودم، شاید بتواند روشنایی‌ای باشد برای یک قضاوت و به دنبالش یک تصمیم.


***

اول صبح رفته بودم سلمانی تا موهای سرم را اصلاح کنم که بدریخت شده بود. روی کرسی سلمان و زیر تیغ قیچی بودم که مهدی راسخ زنگ زد و گفت: از حادثه‌ی امروز خبر داری؟ گفتم: چه حادثه؟ گفت: از اول صبح کسانی آمدند تا در تپه‌های کنار قبرستان، جایی را که مدتی است کوچی‌ها خیمه زده و این اواخر شروع کرده اند به خانه‌ساختن، خط کنند و از پیش‌روی کوچی‌ها در منطقه جلوگیری کنند. اما وقتی مردم به خیمه‌های کوچی‌ها نزدیک شدند، برخورد شد و بلافاصله کوچی‌ها یکی دو خیمه را آتش زدند و خود عقب نشسته و به فیر شروع کردند و حالا جنگ و زد و خورد جریان دارد. گفتم: مردم مسلح رفته اند؟ گفت: نه، بیل و کلنگ دارند، اما حالا وضعیت از کنترل خارج شده. کوچی‌ها دو سه نفر را دستگیر کرده با خود به سوی بلندی برده اند و مردم هم دو نفر از کوچی‌ها را دستگیر کرده و با خود آورده اند. پولیس‌های زیادی هم آمده اند اما وضعیت هر لحظه از کنترل بیرون می‌شود.

***

در اتاق سلمانی، قضیه را با دیگران طرح کردم. کسی دیگر گفت: از دیروز یکی دو نفر از وکیلان گذر و کسانی که در انتخابات نیز کاندید اند مردم را می‌گفتند که بروند و در کناره‌ی کوه برای خود زمین بگیرند. اینها در میان مردم ورقه‌ای هم پخش کرده اند که مردم را به این کار دعوت می‌کرد. گفتم: کی بوده این وکیلان؟ گفت: اسمش را نمی‌دانم. گفتم: این وکیلان چه حق دارند که مردم را زمین بدهند و یا زمین و کوه را بین مردم تقسیم کنند؟ ... کسی چیزی برای گفتن نداشت. تنها شنیدم که همه گفتند: منطقه آرام بود و با این کارها باید باز هم جنگ و بدبختی شروع شود.... کسی دیگر راحت و آسان گفت: از سستی سگ روباه سر بام بلند می‌شود!

***

ساعت 11 و نیم بود و من با رحمت ارزگانی نشسته و صحبت می‌کردیم. باز هم مهدی زنگ زد و گفت: وضعیت خیلی بد شده و پولیس‌ها فیر می‌کنند و عده‌ای کشته و زخمی شدند و مردم هم در حال پراکنده‌شدن هستند، اما خشم توفانی شده است. گفت: مردم از خانه‌هایی که نزدیک کوه است آهسته آهسته کوچ می‌کنند و به طرف پایین می‌آیند. گفت: پولیس زیادی آمده و صحنه خیلی وحشتناک و غیرقابل کنترل شده است.
صدای فیر از کناره‌ی کوه بلند بود و آتش و دود هم از خیمه‌ها و اطراف آن بلند بود. از مهدی پرسیدم که آیا کسی هست که مسئولیت رهبری و اداره‌ی مردم را داشته باشد. گفت: نه. مردم خودجوش هر کاری از دست شان می‌آید انجام می‌دهند.
نگرانی هر دوم افزایش می‌یافت. تلاش کردم با آقای محقق و یا خلیلی و یا اطرافیان شان تماس بگیرم. هیچ تلفونی وصل نمی‌شد. یا اشغال بود یا کسی گوشی را بر نمی‌داشت. آقای پیمان که یکی از نزدیکان آقای محقق است، تنها همان قدر از حوادث می‌دانست که من می‌دانستم. اما او هم نگران بود و می‌گفت وضعیت غیرقابل کنترل است.

***

ساعت حوالی 2 بعد از ظهر بود که اسمعیل جاوید زنگ زد و گفت: عده‌ای از مردم خشمگین، جنازه‌هایی را روی دوش خود گرفته و به سمت پایین حرکت دارند. او گفت: در شهرک مهدیه، دکان‌ها بسته می‌شوند و افراد خشمگین عکس‌ کاندیداها را پاره می‌کنند و مردم را تهدید می‌کنند که همه باید در تظاهرات سهم بگیرند. تظاهرات کنندگان پولیس را قاتل خود می‌دانند و می‌گویند می‌رویم به طرف شهر. جاوید با ملاحظه‌ی وضعیت تظاهرات کنندگان در شهرک مهدیه نگران بود که با این وضعیت ممکن است همه چیز اتفاق بیفتد. بچه‌های زیادی که در صحنه یا نزدیک آن حضور داشتند، پی‌هم زنگ می‌زدند و اتفاقات را شرح می‌دادند. تکان‌دهنده‌ترین بخش حرف‌ها خشونت بی‌مانندی بود که از ناحیه‌ی پولیس بروز داده بود. می‌گفتند: پولیس‌ها به طور مستقیم مردم را هدف قرار می‌دادند و مثل این بود که اجازه داشتند با تمام خشونت، مردم را پراکنده سازند.
شروع کردم با مقامات تماس بگیرم. به این و آن زنگ زدم که هر چه می‌توانند بکنند تا بحث به تظاهرات و رفتن به سوی شهر و این چیزها نکشد. کسی نبود که مسئولیت عمومی تظاهرات و یا رهبری و مدیریت مردم را بر دوش بگیرد. هر کسی هراس داشت و هر کسی می‌گفت: این قضیه سازمان‌یافته است و کسانی در پشت قضیه هستند که تحریک می‌کنند. پولیس هم به طور بی‌سابقه‌ای خشم نشان داده است....
حس بدی برایم پیش آمده بود. خشونت و نفرت وقتی به تنها سلاح مقابله تبدیل شود، هر زبان و هر دهانی دیگر باید بسته بماند. دشنه‌ی خشونت و نفرت را هر بهانه‌ای می‌تواند صیقل بزند. حس می‌کردم اکنون است که باید حساب تمام راه‌رفتن‌های بی‌مبالات در دنیای سیاست را پس داد. نه سال، شهر داشت آرام آرام امنیت خود را باور می‌کرد و برغم همه‌ی بدی‌های اطراف، تقلا داشت که پنجه‌ی خشونت را از شهر دور نگه دارد. اما اکنون این حباب هم می‌ترکد و مردم باید دوباره کابوس‌های گذشته‌ی خود را تجربه کنند.... چه کسی مسئول است و از یخن چه کسی باید گرفت؟ ... خودم هم نمی‌توانستم تشخیص کنم.

***

هر لحظه، خبرها داغ‌تر و بدتر و تکان‌دهنده‌تر می‌شد. تظاهرات مانند سیلاب از کوچه‌های مهدیه به سوی بازار پل خشک پیش می‌آمد. می‌شنیدم که تعداد تظاهرات‌کنندگان زیاد نیستند، اما خشم و نفرت شان از کنترل بیرون است. تا به پل خشک رسیدند همه‌ی عکس‌ها را پاره کردند و گفته می‌شد که فحش و دشنام‌های رکیک نثار رهبران می‌شد و پولیس را قاتل می‌خواندند و رهبران را خاین.
در پل خشک، خبر رسید که پوسته‌ی امنیتی پولیس آتش زده شد. در مسیر راه، به سوی سرک عمومی شهید مزاری، هر گام عکس‌های کاندیدان پاره می‌شد و از عقب حادثه، کودکان پاره‌های آهن و چوب و میله‌هایی را که از عکس‌های کاندیدان پایین افتاده بود با خود جمع می‌کردند و این اولین غنیمیت جنگ و خشونت تازه بود که باید برای کسانی ممر معیشت تلقی می‌شد....

***

تا ساعت 4 عصر، حادثه‌ها به سرعت و همگام با حرکت تظاهرات‌کنندگان شدیدتر می‌شد. صدای فیر به گوش می‌رسید. دکان‌ها همه بسته شدند و رفت و آمد کم شد. فراسو از نزدیکی پل سوخته زنگ زد و گفت: خشونت به ساحات لیسه‌ی حربی نزدیک شده و صدای گلوله و فیر بلند است. یکی از دانش‌آموزان در نزدیکی پل سوخته، چشمدیدهای نگران‌کننده‌ای داشت. نصیراحمد سهرابی از نزدیکی‌های کوته سنگی زنگ زد و گفت: خشونت به اطراف چوک کوته سنگی کشیده و اطراف قلعه‌ی واحد تا نزدیکی‌های حوزه پنج صدای فیر شنیده می‌شود.
ساعت نزدیکی‌های چهار و نیم عصر بود که موفق شدم با آقای محقق تلفنی تماس بگیرم. گفت: نه زورم به مردم می‌رسد و نه به حکومت. اما گفت که پیامی صادر می‌کند تا مردم آرامش خود را حفظ کنند و اجازه ندهند که قضیه از کنترل بیرون شود. در همان لحظه‌ای که با من صحبت می‌کرد به تلفن دیگری نیز هدایت داد که جنازه را به یک مسجد برده و بعد از معاینات پزشکی، ترتیبات دفنش را بدهند.
تا آن زمان تلویزیون‌های نگاه و راه فردا، خبرهایی از اصل حادثه در کمره‌ی کوه نشر نموده و در مصاحبه با مردمان محل از اعمال کوچی‌ها و خشونت پولیس شکایت‌هایی را پخش کرده بودند؛ اما هیچ اقدامی که به کنترل و مهارکردن وضعیت منجر شود، نشر نشده بود.
در همین لحظات بود که شنیدیم کسانی به دفتر سیاسی آقای محقق حمله کرده و به آن آسیب رسانده اند. گفته شد که مهاجمان بر ضد هزاره‌ها و به نفع نجیب‌الله کابلی شعار می‌دادند. در ضمن گزارش رسید که در کوته‌ی سنگی و قلعه‌ی واحد مردمان عادی بر هزاره‌هایی که در ساحه بوده‌اند، حمله می‌کنند و عده‌ای کشته و زخمی شده است.
هیلی‌کوپتری نیز بر فضای کابل گردش کرده و در ساحه‌ی لیسه حربی و کوته‌ی سنگی فشنگ پرتاب کرد. اما به نظر می‌رسید همان گشت واحد هیلی‌کوپتر بود و بعد از آن در آسمان ظاهر نشدند. از نواحی اطراف انچی‌باغبانان دود به هوا بلند بود که بعدها معلوم شد پوسته‌ی امنیتی به آتش کشیده شده است.

***

در حادثه‌ی امروز، تراکم پولیس و خشونت پولیس برای اولین بار به این مرحله شدید بود. شاید در نگاه اول، برخورد پولیس، کاربرد «خشونت مشروع» توسط مرجع قانون تلقی شود، اما در عقب همه چیز، از وضعیتی نیز حکایت می‌کند که در انتظار مردم است. رهبریت و مدیریت سیاسی تنها در لحظات بحران مورد توجه قرار نمی‌گیرد، بلکه به وضعیتی نیز توجه دارد که با ایجاد آن از بحران جلوگیری می‌شود.
در قلب پایتخت، حدود دو ماه است که معضلی به نام اسکان غیرقانونی و تنش‌زای کوچی‌ جریان داشته است، اما حکومت از همه چیز بی‌تفاوت عبور کرده است. کوچی حق دارد در محل خانه بسازد یا نه، بحثی دیگر است، اما آنکه این حق را برای کوچی می‌دهد یا نمی‌دهد حکومت است. وقتی حکومت نباشد جنگل است و شهر چور و غارت. هر کسی خودش مرجع می‌شود که برای خود حق تعیین کند و هر کسی مرجع می‌شود که قضاوت و فیصله و حکم و دادگاه را در اختیار بگیرد. گویی کوچی‌ها به طور سازمان‌یافته از بهسود تا کابل، سیاست کشور را در قبضه‌ی خود گرفته اند.
مردم محل نیز وقتی به دامنه‌ی کوه می‌روند تا از حق خود دفاع کنند به معنای این است که حکومتی و مرجع بازخواستی وجود ندارد تا به خواست آنان رسیدگی کند. غرب کابل هنوز هم مانند یک پینه‌ی ناجور در آستین شهر بند است. مردم می‌گویند ساحه را حکومت برای قبرستان آنها داده است و حالا کوچی‌ها اشغال کرده و خانه ساخته اند. کوچی‌ها می‌گویند این زمین مال خود شان است و بالای زمین خود شان آمده و خانه ساخته اند.... این دعوا به هیچ مرجع قانونمندی ارجاع نمی‌شود و هیچ مرجع قانونمندی وجود ندارد که این دعوا را حل و فصل کند تا اینکه مردم حس می‌کنند باید خود شان گام پیش بگذارند و به دلخواه‌ خود به مشکل رسیدگی کنند. حکومت تنها وقتی دید فصل خون و خشونت بار داده است، برای کاربرد «خشونت مشروع» به ساحه می‌رسد تا از میله‌ی تفنگ به «تأمین نظم و امنیت عامه» رسیدگی کند!
مدیران و رهبران سیاسی دیگری نیز که در لحظات عادی پیشگامی مردم را دارند، با سوال مشابهی مواجه اند. مردم خواستی دارند که باید از مرجعیت و از کانال‌های مشروع و قانونی رسیدگی و پی‌گیری شود. اگر زبان مشترک با حکومت وجود ندارد، و یا اگر حکومت به حرف کسی اعتنا ندارد، باز هم باید سوال شود که چرا چنین است؟ مگر این حکومت آنقدر بی‌توجه و بی‌مبالات است که حتی از بروز ناامنی و آشوب در پایتخت نیز تکان نمی‌خورد؟ ... اگر چنین است، چه کسی این راز بزرگ را برای مردم باز گفته است تا مردم حساب خود را داشته باشند که در فقدان مرجعیت اتوریته‌ی مشروع و موثر، بفهمند چه راهکارهای دیگری را مد نظر داشته باشند؟ اگر چنین نیست، چرا نتوانسته ایم حرف حساب خود را به گوش حکومت برسانیم و حکومت را متوجه سازیم که وضعیت چطور می‌تواند به سمت بحران حرکت کند و چطور می‌شود از این حرکت جلوگیری کرد؟... بالاخره هنوز که کسی نگفته است ما به آخر خط رسیده ایم و بن‌بست تنها با زبان خون و تفنگ و نفرت برداشته می‌شود.

***

زبان خشونت و نفرت، زبانی است که مردم افغانستان، و به خصوص مردمی که در کابل زندگی کرده اند، با آن خوب آشنایی دارند. افغانستان هنوز هم کوره‌ی داغی از حادثه‌هایی است که هیچکدام برای بروز خود منتظر بهانه‌های جدی و منطقی نمی‌مانند. هر بهانه‌ی کوچکی می‌تواند آغازی باشد از یک حادثه‌ی بزرگ. بر طبل خشونت کوبیدن آسان است، اما کسی نیست که بگوید با خشونت به نتیجه‌ای می‌خواهیم برسیم. این حرف را امروز برای خانواده‌های داغدار مردم کسی گفته نمی‌تواند. خانواده‌های فراوانی اند که باید امشب را با خون فرزندان خود سپری کنند.
امروز، خانه‌ها و خانواده‌هایی در ماتم نشستند. کسی نیست که مسئولیت را به طور رسمی به دوش بگیرد. اما به نظر می‌رسد کسانی هستند که باید مسئول شناخته شوند. از رأس حکومت تا قاعده‌ی مردم، حلقاتی تنگ هم قرار دارند که حوادث را جریان می‌بخشند. این حلقات باید در هر مرحله تعقیب شوند تا مسئولان اصلی حادثه‌هایی از این دست شناخته شود. مردمی که تنها در حادثه تکان می‌خورند و تنها به شرح و بسط حادثه می‌پردازند، ماوقع را تشریح می‌کنند، اما این کافی نیست. شرح ماوقع باید با این سوال بزرگ نیز همراه باشد که چرا چنان اتفاقاتی می‌افتد و چگونه می‌شود از تکرار چنان اتفاقاتی جلوگیری کرد؟

***

بالاخره، کوچی یا هر کسی دیگر از قماش کوچی، نباید حادثه‌سازان واقعی این کشور باشند. برای اینکه معیاری برای تشخیص عقلانیت و مدنیت در کشور داشته باشیم، حادثه‌هایی از این دست را باید جدی بگیریم. راه حل عاجل به نظر من چیزی جز مهار خشونت، و جستجوی طرحی برای جلوگیری از خشونت‌های بعدی نیست.
قرار نیست مردم از حکومت دل بر کنند. پنجه‌ی بازخواست مردم باید گلوی حکومت را محکم بگیرد. مردم حق دارند در امنیت و آرامش زندگی کنند. هر چه امنیت و آرامش مردم را تهدید کند، ترویج‌کننده‌ی فساد و تباهی در جامعه است. حکومت باز هم اولین مرجعی است که این مسئولیت را بر دوش دارد....
و اما رهبران مردم؟ ... این را باید خود مردم بپرسند که دارند به کجا می‌روند...
منبع:وبلاگ عزیزرویش

+ نوشته شده در  شنبه 1389/05/23ساعت 10:13 قبل از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

خبرگزاری صدای افغان:صبح امروز بر اثر درگيري ميان نيروهاي ملكي و كوچي هاي مسلح در شهرك اميد سبز كابل (شهرك حاج نبي) چهار نفر غير نظامي زخمي شدند.
بر اساس گفته شاهدان عيني، درگيري زماني آغاز شد كه مردم غير نظامي محل، در اعتراض به حضور افراد كوچي و اقدام آنها به تصرف اراضي منطقه به سوي چادرهاي كوچي ها در حركت بودند. 
كوچي هاي مسلح، بعد از تيراندازي به سوي افراد ملكي، از محل درگيري متواري شدند.
گفته مي شود،‌ تاكنون بيش از 8 تن از افراد ملكي بر اثر تيراندازي نيروهاي امنيتي و كوچي ها كشته شده و بيش از 15 نفر ديگر زخمي شده اند.
هنوز آمار دقیقی از تلفات این حادثه در دست نیست، اما مسئولان شفاخانه در نزدیکی محل حادثه گفته اند که حد اقل سیزده زخمی به این بیمارستان منتقل شده اند. به گفته دکترهای این بیمارستان، وضعیت سه تن از زخمیان وخیم است.
ساکنان محلی اما شمار کشته شدگان و زخمیان را بیشتر از این می دانند. 
 درگيري ها لحظه به لحظه در حال افزايش بوده، و  معترضين خشمگين، حوزه هاي سيزدهم، ششم، سوم امنيتي پوليس و حربي شونزي كه مربوط اردوي ملي مي باشد را مورد حمله قرار داده اند.
به گفته شاهدان عيني، معترضين،‌ بخش هايي از حوزه سيزدهم و ششم امنيتي كابل را به آتش كشيده اند.
گزارش هاي تاييد نشده حاكي از آن است كه حوزه سوم امنيتي پوليس توسط معترضين، تصرف شده و سربازان پوليس توسط آنان خلع سلاح گرديده اند. 
معترضان همچنين عکس های نامزدهای انتخاباتی را در خیابان ها پاره کرده اند. 
اين در حالي است كه مقامات امنيتي كابل تاكنون از دادن هر گونه جزئيات و اطلاعات در مورد اين حادثه به رسانه ها خودداري مي كنند.
هم اكنون صداي تيراندازي پراكنده از مناطق مختلف ساحه غرب كابل به گوش مي رسد.


رادیویی بی بی سی: این درگیری صبح امروزآغازشدولی باگذشت چندین ساعت ازوقوع این رویدادهنوزدودازمحل که خانه خیمه های که کوچی هادرآن موقعیت داردبلندمی شد،ودرنزدیکی محل این درگیری صدهاتن ازساکنان معترض نیزتجمع کرده بودندوبه سوی پولیس سنگ پرتاب می کردندودرچندموردمأموران پولیس تلاش کردندکه باشلیک های هوای معترضان راپراگنده سازند.حوالی چاشت امروزدریک درگیری میان ساکنان محل وپولیس یک تن کشته ویک تن دیگرزخم برداشتند.دوطرف یک دیگررادرآغازاین درگیری مقصرمیدانندوارقام ضدونقیض درموردتلفات ارائه می کنند.

یکی ازساکنان هزاره درمحل می گویدنه نفردراثرشلیک کوچی هاوپولیس زخمی شدند.

(اومی گوید:)"آغازگراین جریان کوچی هاهستند،کوچیهاازیک ماه قبل ویاازچهل روزقبل اینجاآمده،همین روبروکه شمامی بینیدقبرستانی هست،قبرستانی که براساس فرمان رئیس جمهورازدولت گرفته شده وقبرستان همین مردم هست،کوچی هاآمدندوگفتندکه ماموقت یک چندروزهستیم بازمیرویم،بازاینهاکه خانه ساختند،مردم هم امروزگفتندکه چون قبرستانی ازهمین مردم است مابرای خودخانه می سازیم وقت که به خط کردن شروع کردن آنهاباپیکاوکلاشنکوف زدندکه چهارتانفرزخمی شده وفعلادرشفاخانه هستند،پنج نفردیگرهم پولیس برخوردکرده بامردم که شماآن طرف نروید،پنج نفرهم تاجای که ماشنیدیم پولیس هازخمی کرده اند".

ساکنان هزاره می گویندقطعه زمین که دولت به منظورساختن قبرستان داده بودازسوی کوچیهااشغال شده است.

اماکوچی های که دراین محل حضوردارندمی گویندکه پس ازسی سالمهاجرت درپاکستان دوباره برگشتندوآنهابه خانه های آبای شان به ساخت وسازخانه پرداختندوزندگی می کنند.

یکی آنهاگفت که ساکنان محل به خانه وچادر های آنها حمله کردن وآنهارابه آتش کشیدند.

(اومی گوید:)"اینجاجای پدری ماست ودرآن خانه ساخته ایم،اینجاحکومت هزاره بودوشب برای مااحوال دادندکه هزاره هاحمله می کنندواموال شمارچورخواهندکرد،چورکردندواطراف خیمه های ماراویران کردندوخانه های مارابه آتش کشیدندویک نفرماکشته شدویک نفرزخمی است،یک نفریرمرددراثرآتش سوزی درمنزلش طعمه ای حریق شد".

تاهنوزمقامات آماردقیق درمروتلفات ارائه نکردند،وزارت صحت زخمی شدن پنج نفررادرااثراین رویدادتأییدمی کنند.

غلام سخی کارگرنوراوغلی سخنگوی وزارت صحت:"پنج زخمی داریم که ازجمله دوتای آنهادراثرمرمی وسه تای شان دراثرلت کوب بوده که هرپنج تادرشفاخانه استقلال تحت تداوی قرارداردووضعیت شان درکل خوب است.آنهای که درشفاخانه استقلال مراجعه کرده اندازهردوطرف است."

درپی این درگیریهاشماری ازساکنان هزاره ای این محلات یعنی غرب کابل دست به تظاهرات زده اند.

خلیل نوری درگزارش مستقیم ازمحل تظاهرات ازکابل:تظاهرات تقریباعصرامروزدرمنطقه کوته سنگی آغازشد،حوالی ساعت پنج عصرکه من درمحل بودم صدای تیراندازی شدیدشنیده می شدکه به گفته خلیل دستیارمعاون فرمانده پولیس کابل گروهی از هزاره های ساکن غرب شهرکابل دراعتراض به حادثه امروزغرب کابل دست به تظاهرات زدند،به گفته آقای دستیاراین تظاهرات به خشونت گرایید،مردم باپرتاب سنگ وچوب خشونت شان رادربرابرپولیس نشان میدادندواقای دستیارگفت کهپولیس به خاطرمهارکردن خشونت بیشرمجبورشددست به تیراندازی هوایی بزنند.لحظات قبل باعبدالرحمن رحمن فرمانده پولیس کابل تماس داشتم که گفت تظاهرات درحال حاضربه پایان رسیده وضعیت درمحل آرام است ولی اویادکردکه گروهی فرصت طلبهامی خواستندکه تظاهرات رابه خشونت بکشانند.

هم چنان صحبت باحاج محمدمحقق یکی ازنمایندگان مردم هزاره درمجلس نمایندگان داشتم،اوگفت که حکومت دربرابرحادثه ای امروزبی تفاوت عمل کرده ولی اوگفت که یک هیئت رابه خاطربررسی قضیه به محل تظاهرات فرستاده تاببیندکه خشونت به چه حدبوده وآیاتلفات درقبال داشته یاخیر؟

خلیل نوری درموردکشته هاوزخمی چنین گفت:

تابه حال مقامات پولیس آماردقیق ازتلفات ویازخمی های حادثه ای امروزارئه نمی کنند،ولی آن چنان که درگزارش آمده بودوزارت صحت افغانستان تاهنوزکشته شدن افرادراازپولیس ویاازمردم عادی تأییدنمی کند،ولی تاهنوزپنج تن اززخمی هابه شفاخانه انتقال داده شده اند.

خلیل نوری درمورداصل ماجراواینکه واقعیت چیست واین زمین مربوط که می شود؟چنین گفت:

تابه حال مقامات دولتی درموردکه زمین های دراین موقعیت هست، مربوط به که می شوداطلاعات ارئه نمی کنندولی صحبتهای که من باحاج محمدمحقق یکی ازنمایندگان مردم هزاره درپارلمان داشتم اوگفت که اینهامحل بودکه به عنوان قبرستان مورداستفاده مردم دشت برچی قرار داشت ولی مردم کوچی خواستندآنجا رابه گونه ای قبض کنندو همین امرباعث شدکه بین آنهاکشیده گی وبعدابه درگیری وتنش بیانجامد.ولی اینکه واقعااین زمین هامربوط که می شود،ملکیت دولتی است ویامربوط به مردم محل می شودویاادعای دیگروجودداشته باشدبایدببنیم که دولت بررسی می کنندونتایجش چه خواهدبود؟

+ نوشته شده در  جمعه 1389/05/22ساعت 8:23 بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

دوزاده سال ازفاجعه ی تلخ وغمبارسقوط مزارشریف بدست"برادران طالب!"گذشت، حادثه ای که درپی آن هزاران تن ازمردم بی گناه ما،اعم ازن ومردقتل عام گردیده وبه شهادت رسیدند،وروزهای که درآن مردم ماپناهگاه جز"گورستان" نداشتند.

بدون تردیدفاجعه سقوط مزارشریف در۱۷اسدسال۱۳۷۷یکی ازحوادث دردناک درتاریخ حیات سیاسی واجتماعی مردم مابوده وخواهدبود،فاجعه ای که درآن نه تنهازنان،مردان وکودکان این مردم،درهرکوچه ومحله این شهربابی رحمی تمام،مظلومانه به شهادت رسیدند،بلکه بدنه اصلی دفاعی این مردم نابودشد،حادثه ای که تنهابیش ازسه هزارنفرازبهترین فرماندهان وسربازان که بایونیفورم مشخص ازبامیان،باشوروشوق تمام ،برای دفاع ازسنگرهای عزت وشرف مردم مزارشریف شتافته بودند،دراثربی تدبیری مسئولین ورهبران،جزتعدادانگشت شماری به بامیان برنگشتندوهمه به شهادت رسیدندوشایدتاامروزشرایط موجودفراهم نگردیده ویاکسی حتی جرأت این پرسش رابه خودنمی دهند،که ازآقایان سئوال کنندچراحادثه این گونه رقم خورد؟وباکدام منطق این همه فرزندان مردم به طورمنظم وسیستماتیک به قتلگاه فرستاده شدند؟.

سقوط مزارشریف وشهادت هزاران نفرازسنگرداران مردم مادرآن روزهامقدمه وزمینه ای شدبرای یک فاجعه بزرگتردیگر،وآن سقوط زودهنگام وباورنکردنی بامیان،تقریبادریک ماه بعدازآن، در۲۲سنله ۱۳۷۷بود.

این روزهاکه مصادف بود باسالروزسقوط مزارشریف،نه تنهاامسال که درسالهای گذشته نیز،هیچ یادبودی ازآن روزهای تلخ وغمبار وشهادت هزاران انسان بی گناه به عمل نیامد،درتمامی روزنامه ها،هفته نامه ها،سایتهاووبلاگ هاخبرازاین حادثه نبود،جزبرگزاری سالروزقربانیان خبرنگارودیپلماتهای ایرانی درمزارشریف ازسوی سفارت وکنسولگری ایران دربلخ.چه خوب پاسداری می کنندایرانیان ازشهدای شان درداخل وخارج،که حتی کفش وکلاه وپوکه های مرمی رزمندگان شان رانگه داری می کنند.اماچه بدوراثان هستیم مابه خصوص رهبران ما،آنان که دیروزچه بی پروافرزندان این قوم رادسته دسته،گروه گروه به قربانگاهاوقتلگاه های چون بلخ وبامیان،سیاه خاک ومیدان،شیبروشیخعلی وپروان،می فرستادند،وامروزخون فرزندان بلخ وبامیان راسکوی برای رسیدن به قدرت واعتبارشان ساخته اند،وچه ناجوان مردانه آنان رادرهیاهوی کسب قدرت وشهرت بیشترازیادهابرده اند.

جنرالان،فرماندهان وقوماندانان که روزگاری هرکدام شان نام ونشانی داشتند،ودیوانه واربه هرسنگروهرکوی برزن عاشقانه می شتافتند.قوماندانان دلیرکه دشمنان این مردم ازنام آنان وحشت داشتند،وهرکدام به تنهای یک سنگربود.آنان که هنوزشعارهای شان درذهن مردم مازنده است"ماسرمی دهیم شیبرنمی دهیم"وتازنده بودندازاین شعارهاوازاین سنگرهاوازمردم شان به خوبی پاسداری نمودند.اماامروزدیگرنام ازآنهانیست،امروزدیگرکسی احساس نیازی نمی کندتابه سراغ آنهاوخیلی دیگرازهمرزمان وهمسنگرانشان شتافته وازآن هایادبودی به عمل آورند.

آنهاامروزچه گمنام،وبی نام نشان خفته اند!

                                                     وماچه بدوارثان بوده ایم برای آنها!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/05/21ساعت 12:19 بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

 
خبرگزاري فارس: با وجود آن كه مردم افغانستان با انبوهي از مشكلات سياسي امنيتي و فقر دست و پنجه نرم مي كنند، اما با سرور معنوي خاصي آماده استقبال از ماه رمضان هستند.
به گزارش خبرنگار خبرگزاري فارس در كابل، افغانستان كشوري است كه 99 درصد جمعيت آن مسلمان و دين رسمي آن اسلام است.
اعتقادات اسلامي افغان ها با وجود اين كه فرهنگ هاي بيگانه با نام هاي گوناگون وارد اين سرزمين شده اند، رنگ و بوي خود را از دست نداده اند.
رمضان يكي از ارزش هاي اسلامي است كه افغان ها پايبندي خاصي به آن دارند و استقبال از اين ماه از هفته ها پيش آغاز مي شود.
دولت افغانستان به منظور تكريم اين ماه نوراني، روز اول اين ماه را تعطيل رسمي اعلام مي كند و روحانيون و وعاظ نيز پيش از آغاز ماه به معرفي و كرامت اين ماه مي پردازند.
از چند روز مانده به رمضان، بازارها مالامال از خريداراني مي شود كه براي تهيه مواد غذايي اين ماه توان مالي آن را دارند.
"فضل الحق " فروشنده مواد غذايي معتقد است كه ساير فروشندگان نيز مانند وي بيشترين فروش را قبل از ماه رمضان دارند زيرا مردم براي اين ماه تدارك ويژه اي مي گيرند.
رستوران ها كه در اين ماه تعطيل هستند بي كار نمي مانند و فروش ترشي و ديگر چاشني هاي مخصوص افغان ها رونق بخش بازار آنها مي شود.
رسانه هاي ديداري و شنيداري اين كشور مسلمان همانند سال هاي گذشته آمادگي برنامه هاي ويژه براي ماه رمضان را ديده اند، برنامه هايي مانند مسابقه قرائت قرآن كريم، تفسيرهاي عبادي و سياسي از ماه مبارك رمضان و ديگر برنامه هاي معنوي ويژه اين ماه.
مساجد سراسر شهر كابل، مقدمات ميزباني از نمازگزاران شهر كابل را فراهم كرده اند و رونق مساجد در اين ماه بيش از هر زمان ديگري است.
اهل سنت و اهل تشيع در اين ماه حضورشان در مساجد بسيار پر رنگ است و بسياري از پيروان اهل سنت به خصوص جوانان با شور و اشتياق زيادي براي شركت در نماز تراويح در مساجد حضور مي يابند.
مجلس وعاظ هم گرمتر از هر زمان ديگري است به طوري كه حجة الاسلام "ناصري " يكي از خطباي مسجد "قلعه فتح الله خان " مي گويد كه بيشترين نمازگزاران و مستمعين را در طول اين ماه دارد.
شيعيان افغانستان هم در كنار اهل سنت برنامه هاي ويژه اي در اين ماه دارند كه از جمله آنها بزرگداشت شب قدر و شهادت حضرت علي (ع) است.
از ديدني ترين مراسم مشترك اهل سنت و شيعه در اين ماه، برگزاري مراسم مشترك در برخي شب ها است و دعوت سخنرانان شيعه در مساجد اهل سنت و بالعكس.
با توجه به فضيلت افطاري در احاديث اهل سنت و شيعه، افطاري دادن در بين افغان ها رواج زيادي دارد و به دليل اين كه بسياري توان مالي براي سفره هاي مفصل افطاري را ندارند، دادن نان يا خرما در مساجد پس از نماز رواج بسيار دارد.
جنگ نيز در اين ماه بازار گرم خود را از دست مي دهد. نيروهاي امنيتي افغان در اين ماه كمتر دست به حمله مي زنند و بيشتر حالت تدافعي به خود مي گيرند اما سياست نيروهاي خارجي و شبه نظاميان طالبان مشخص نيست وسال گذشته در اين ماه چندين افغان با دهان روزه بر اثر حملات طالبان به شهادت رسيدند.
با توجه به اين كه يكي از فلسفه هاي ماه رمضان به يادآوردن فقرا است، خوب است كه دولت افغانستان و ساير كشورهاي مسلمان در اين ماه به مردم مظلوم و ستمديده افغانستان توجه خاصي كنند.
بر اساس گزارش يكي از رسانه هاي محلي افغانستان، عده زيادي از مردم مسلمان افغانستان در اين ماه با يك قرص نان روزه مي گيرند و سفر افطار آنان نيز به ندرت رنگين به غذاي معمولي است و اغلب همان نان خشك زينت سفره افطار آنان است.
اما با وجود اين فقر و بي غذايي، رمضان و روزه اين ماه حرمت خود را در بين اين مردم حفظ كرده است.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/05/21ساعت 10:11 قبل از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

جارى شدن سيلاب‌ها، شاهراه باميان ـ کابل را در سه ساحه باميان قطع نموده و مشکلاتى براى مردم ايجاد نموده است.

به نوشته پژواک، سيلاب‌ها که به دليل باران‌هاى اخير و آب شدن يخچال‌هاى کوه بابا جارى شده است، در مناطق مرکزى دره فولادى و دره آهنگران؛ پل و سرک‌ها را تخريب نموده و هم‌چنان در منطقه کالوى ولسوالى شيبر نيز يک پل تخريب و سرک قطع شده است.

عبدالرحمن احمدی، سخنگوی والی بامیان، گفت که موترهای مسافربری و باربری که از مسیر ولایت میدان وردک به طرف کابل حرکت کرده بودند، از منطقه کالو مربوط ولسوالی شیبر به علت مسدود بودن راه، دوباره به بامیان برگشتند و از مسیر ولایت پروان حرکت نمودند.

وی افزود در دره فولادی که هزاران خانواده زنده‌گی می‌کنند، از قسمت شینیه فولادی، راه‌شان با مرکز شهر قطع گردیده است.

به گفته موصوف، هم‌چنین در دره آهنگران که حدود پنج‌صد خانواده زنده‌گی می‌کنند، ارتباط‌شان  با مرکز بامیان قطع شده است.

قرار اظهارات وى، سيلاب‌ها در مناطق يادشده، صدها جریب زمین مزروعی کشت کچالو و گندم را خساره‌مند کرده و ده‌ها پل، پلچک و سربندهای جوی را نیز تخریب نموده است .منبع:راه نجات

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/05/17ساعت 11:36 قبل از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

زندگي در باميان بدون واهمه و ترس. زندگي در باميان با تمام مظاهرش موج مي زند. صلح، امنيت، کار، آزادي، تساهل، موسيقي، رقص، سازندگي، خنده و شادي؛ اين است شکل زندگي در باميان.
جشنواره راه ابريشم که از پنجم ماه جاري در باميان به همت برنامه اکوتوريزم باميان با کمک تخنيکي بنياد انکشافي اقاخان و کمک مالي کشور دوست نيوزيلند و به مديريت امير فولادي مسؤول برنامه اکوتوريزم و تيم کاري اش، تيمي که شبانه روز و بدون وقفه و عاشقانه برنامه را به پيش برده است، و همکاري گروه هاي مختلف مانند رياست اطلاعات وفرهنگ ولايت باميان،اتاق تجارت افغانستان، زنان تجارت پيشه باميان و ساير نهادها و مراکز کليدي تجاري تادهم اسد در مرکز باميان و ولسوالي يکه ولنگ جريان داشت، شادي ها را بين مردم تقسيم کرد و خنده ها را بر لباني که سال ها پيش بر اثر جنگ و خشونت از دست داده بود، کاشت.
جشنواره راه ابريشم ابتکاري بود تا به تمام مردم کشور و کليه ملل جهان و کشورهاي دوست و همکار اعلام کند: اين است زندگي در باميان؛ صلح، امنيت، ازادي، تساهل، موسيقي، رقص، خنده و شادي. جشنواره شامل برنامه هاي رسمي شامل سخنراني والي باميان و سخنراني رئيس اطلاعات وفرهنگ، اتاق هاي تجارت، سخنراني رئيس يوناما دفتر باميان، سخنراني اقاي باب مسؤول بنياد انکشافي آقاخان و سخنراني نماينده کشور نيوزيلند و سخنراني امير فولادي مسؤول برنامه اکوتوريزم باميان و همچنين بخش هاي اصلي و کليدي که در مرکز باميان اجرا شد مانند بخش هاي چون اجراي موسيقي توسط اساتيد دمبوره، اجراي موسيقي توسط شاگردان موسيقي هزارگي، اجراي موسيقي توسط ستاره هاي جوان دمبوره، معرفي ستاره دمبوره هزارگي، تجليل از دو تن که در حفظ آثار فولکلوريک مناطق مرکزي سهم بسزايي داشته است. و نيز بخش هاي مانند مسابقه ماچوک دواني، مسابقه سنگ پرتاب کني، مسابقه لنگي، مسابقه ريسمان کشي بين تيم هاي محلي و تيم پي. آر.تي (تيم بازسازي ولايتي = نظاميان کشور دوست نيوزيلند مستقر در يکه ولنگ) اجراي موسيقي توسط اساتيد دمبوره در محل چمن بند امير و همچنين مسابقه بزکشي بين تيم هاي محلي، مسابقه يرغه دواني در چمن حوض شاه در منطقه فيروزبهار يکه ولنگ.
تحليل جشنواره
جشنواره داراي ابعاد قابل تحليل و تجزيه است که نبايد از کنار آن به راحتي عبور کرد. اولا اين برنامه نشان داد که پول در افغانستان زياد است. اما راه پيدا کردنش را بايد جستجو کرد. راه اندازي برنامه اي با اين حجم وسيع که هزاران نفر را در طي چند روز گرد هم بياورد، نشان مي دهد از يک سو هزينه هنگفتي بايد در ميان باشد و از طرف ديگر مديريت و تدبير پروژه بايد قوي باشد.
دوم، نفس تقدير و تجليل از کساني که عاشقانه در حفظ و ثبت ارزش هاي فرهنگ مردم و دانش سينه به سينه کار کرده اند، نيز کار قابل ستودني است. در اين برنامه از صفدر توکلي دمبوره چي معروف مناطق مرکزي که عمري را در اين راه صرف کرده است و همچنين محمدجواد خاوري به خاطر گردآوري و ثبت ادبيات شفاهي مردم مناطق مرکزي تجليل به عمل آمد که نشان دهنده ظرفيت و ذهن ستايشگرانه مثبت است.
سوم، ظرفيت سازي اقتصادي و کشاندن افراد و نهادهاي ملي و بين المللي در نقاط مختلف باميان در نفس خود ظرفيت سازي اقتصادي را مي رساند. طوري که در ورزشگاه بزرگ شهر باميان در محل اجراي برنامه غرفه هاي فروش محصولات تجاري و صنايع دستي به نمايش گذاشته شده بود، معرف اقتصاد محلي مي باشد
چهارم، گردآوري چهره هاي سرشناس و برج هاي دمبوره هزارگي مانند استاد صفدر توکلي، سيدانور آزاد، علي درياب، ميرچمن سلطاني، همايون لعلي و استاد عبدالوهاب مددي در برنامه واحد در نوع خودش ارجگذاري به هنر و ارزش هاي فولکلوريک مردم مناطق مرکزي است.
پنجم، اين برنامه عملا و عينا وجود ضريب بالاي صددرصدي امنيت را در باميان به نمايش گذاشت. سفيراني زيادي اين خبر را به نقاط مختلف دنيا خواهد برد. قاصدهاي ملي و بين المللي امنيت خواهي و صلح طلبي و تساهل و تسامح و فرهنگ مداري و سازندگي و زندگي بر وفق ارزش هاي مدني مردم و حکومت محلي باميان را به هر جاي از اين کرهه خاکي اطلاع رساني خواهند کرد.
بهترين مثال زنده وعيني اين است که در روز مسابقه ريسمان کشي در بندامير يکه ولنگ؛ اين منظره طبيعي بي نظير دنياي خاکي در حضور هزاران نفر که بدون تلاشي و تانک و خطر و واهمه و برچه و نظام آمده بودند، تيم نظامي کشور دوست نيوزيلند مستقر در يکه ولنگ در بين انبوه جمعيت تماشاچي تفنگ هاي خود را از دوش گرفتند و در يک گوشه انبار کردند و سپس بدون هيچ ترس و واهمه اي شروع کردند به مسابقه ريسمان کشي با تيم محلي. تيم نظامي و همکاران بين المللي مستقر در باميان دوستان صميمي با بومي ها و افراد محلي هستند. در اين سرزمين نه تانک است و نه زره پوش و نه برچه و نه گارد و نه واهمه وترس. اين سرزمين مکتب صلح خواهي و امنيت طلبي در سطح کشور است.
مثال دوم، در چمن حوض شاه در منطقه فيروزبهار ولسوالي يکه ولنگ در مسابقه بزکشي زماني که معاون نماينده خاص سازمان ملل متحد در امور افغانستان به اتفاق 19 نفر در هشت موتر در محل مسابقه امدند، نه تانک بود و نه تفنگ و نه ترس انتحار و انفجار. به راحتي مهمانان در قعر جمعيت حضور يافتند و مثل هر فرد ملکي ديگر در بين جمعيت تماشاچي به تماشا ايستادند.
علاوه بر اين ها مقامات بين المللي مانند رئيس يوناما دفتر باميان، رؤساي ساير دفاتر سازمان ملل متحد و نهادهاي بين المللي و ملي و مقامات دولتي همانند هر فرد تماشاچي به چشم مي خورد که شريک شادي و خنده مردم بودند.
ششم، جشنواره خنده هاي گم شده مردم را پيدا کرد و بر لبان شان کاشت. در برنامه هاي اجراي موسيقي جوانان رقصيدند. رقص، تبارز نهايي شادي است. خنده و شادي حق مردم است. اين حق سال ها بود که توتيا گشته بود و گم شده بود. سلب کردن شادي و خنده و نشاط از جزو مظاهر اعمال مجرمانه است.
هفتم، در کنار ساير برنامه ها فعاليت هاي آموزشي نيز مشهود بود. مانند آگاهي عامه براي حفظ محيط زيست. اگرچند نهادهاي مانند حفظ محيط زيست مي بايست از اين عرصه بيشترين آگاهي عامه را با پخش بروشورها و ساير فعاليت هاي آموزشي و آگاهي دهي مي برد که نبرد. با اين حال، توصيه مي شود که نهادهاي مختلف درگير با موضوعات چون حفظ محيط زيست و ساير برنامه هاي اجتماعي از اين عرصه ها بيشترين سود را ببرند.
البته بي گمان يکي از کمبودهاي جشنواره فقدان عرضه محصولات فرهنگي مانند نمايشگاه کتاب بود. تا جايي که اين قلم در جريان است قرار بوده است که يکي از ناشران نمايشگاه کتاب در کنار محصولات اقتصادي برگزار کنند اما معلوم نيست از چه روي اين امر مهم انجام نشده است.
هشتم، جشنواره بزرگ راه ابريشم حافظه تاريخي را يک بار ديگر زنده کرد. نشان داد که باميان در مسير شاهراه ابريشم روزگاري داراي مدنيت، زندگي، اقتصاد، تجارت، فرهنگ و زندگي بوده است. راه ابريشم خطي است که از گذشته تاريخي اين سرزمين پيوند خورده است تا باميان را به شمال و جنوب وصل کند.
نهم، جشنواره راه ابريشم نشان از توانمندي و مديريت و برنامه ريزي مديران محلي اين سرزمين مي دهد. در حالي که غزنه و بلخ و هرات و کاپيسا و نيمروز در غفلت به سر مي برند. در حالي که هيچ کسي از تمدن بزرگ "شهر سوخته" نيمروز خبر ندارد که روزي و روزگاري داراي زندگي و تاريخ و فرهنگ بوده است.
دهم، برنامه چند روزه باميان نشان داد که در باميان مردم در جزيره امن و صلح و زندگي به سر مي برند، اما در بخش عظيم کشور سر بريده مي شود. قطاع الطريقي مي شود. اما نکته قابل ياد آوري اين است که دولت و کشورهاي دوست بايستي روي آن نقاطي که همپاي کاروان زندگي و صلح و سازندگي حرکت مي کنند، متمرکز شوند. با آن که مردم مناطق مرکزي اگر صلح خواه و امنيت طلب و اهل سازندگي و کار و زندگي و فرهنگ هستند نه به خاطر تجارت پيشگي شان است. نه بدين خاطر که صلح طلبي و امنيت خواهي و همراهي با استراتژي انکشاف ملي و حرکت هاي مدني را در بدل پول تدارک ببينند. بلکه خوي مدنيت خواهي آنان اعمال نهادينه آنان است.
باميان را درک کنيم. مردم باميان و حکومت محلي و برنامه ريزان و مديران آنان را کمک کنيم. تا باشد که باميان مدل نيکوي باشد براي تمام ولايات کشور.منبع:هفته نامه مشارکت ملی.

هم چنین گزارش های تصویری جشنواره رامثل همیشه آقای نظری در"زندگی دربامیان" به تصویرکشیده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/05/12ساعت 8:31 بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

 
وب سایت مجله سیاست خارجی (فارین پالیسی) تصویرهایی از کشور افغانستان در دهه ۱۹۶۰ میلادی منتشر کرده است که احتمالا برای بسیاری از جمله آقای فاکس جالب باشد.

وزیر دفاع بریتانیا، تقریبا دو هفته قبل در دیدار از افغانستان گفت: «نیروهای ما به افغانستان نرفته‎ اند تا نظام آموزشی را در یک کشور از هم گسیخته قرن سیزدهمی اصلاح کنند» .

تصاویری از افغانستان مدرن و پیشرو در روزهایی که هنوز شوروی و آمریکا و بریتانیا پایشان به این کشور باز نشده بود.









شرکت نساجی گلبهار




فروشگاه محصولات موسیقی




دانشگاه کابل ، کلاس زیست شناسی



آزمایشگاهی در یک مرکز تحقیقات واکسن



برنامه های پیشاهنگی





نیروگاه آبی  تولید برق.
منبع:پارسینه
+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/05/12ساعت 8:15 بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

بامیان ولایت معارف دوست ، یا به عباره دیگر شهر علم ومعرفت از دیر زمانی مهد علم ودانش بوده که میراثهای فرهنگی وتاریخی موجود دلیل بر مدعی است.
در این اواخر ریاست معارف این ولایت در یک اقدام بی سابقه ومهم برنامه رقابت سالم را بین دانش آموزان مکاتب در سطح بامیان راه اندازی نموده که امسال دویمن سال این برنامه است امسال از ولسوالی شیبر شروع گردید.
ستاره معارف سه ولسوالی بامیان ( یکه ولتگ ، پنجاب و ورس) طی مراسم های جداگانه با حضور مقامات محلی ، معلمین ، اولیایی دانش اموزان ودانش آموزان معرفی گردید.
معلم محمد رضا ادا رئیس معارف ولایت بامیان در خصوص این برنامه گفت: این برنامه که بمنظور رشد استعداد های دانش آموزان وایجاد زمینه رقابت سالم بین آنها راه اندازی شده که خوشبختانه نتجه خوبی را در پی داشته است.
وی افزود : این برنامه طوری است که در ابتدا از دانش آموزان هر ولسوالی در سه کتگوری لیسه ، متوسطه وابتدائیه آموزن اخذ میگردد در هرکدام از کتگوری های فوق دانش آموز که بلند ترین نمره را از آن خود نموده باشد به عنوان شاگرد ممتاز وستاره معارف معرفی میگردد.
این مقام مسئول افزود: بسیار جای خوشی است که در برنامه رقابتی ستاره معارف دانش آموزان دختر سهم شایان داشته اند که در هر ولسوالی یک ستاره دختر است.
داکتر حبیبه سرابی والی بامیان ضمن تمجید از برنامه های که برای رشد استعداد های نهفته راه اندازی میشود گفت: با راه اندازی چنین برنامه ها میتوان استعداد ها را شناسایی وزمینه ساز برای اعتماد به نفس آنان شد.
والی بامیان افزود: بسیارجای خوشی است که رجوع به علم ودانش به عنوان یک ارزش واولویت مهم برای شهروندان بامیان قرار گرفته است.
وی افزود : یگانه راه ترقی و شکوفایی کشور رو آوردن به معارف ومحود بیسوادی است.
قرار گفته های مسئولین در حال حاضر 303 باب مکتب و2 باب مدرسه با داشتن 124 هزار دانش آموز در بامیان موجود میباشد واز مجموع دانش آموزان متذکره 43% آنرا دانش اموز دختر تشکیل میدهد. واز مجموع 1500 دانش آموز جدید شمول در مکاتب این ولایت 49% آنرا دانش آموزان دختر و51% آنرا دانش آموز پسر تشیکل میدهد امیدوار های وجود دارد که در سال آینده ویا سالهای نزدیک این رقم برابر شوند که خود در سطح افغانستان بی سابقه وبا ارزش است.
قرار است ستاره معارف ولایت بامیان در آینده نزدیک معرفی گردد.منبع:شبکه اطلاع رسانی افغانستان

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/05/12ساعت 7:59 بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

 تلویزیون امروزیکی ازتلوزیون های خصوصی کشوراست که همیشه موضع افراطی وضدشیعی داشته وتنهارسانه ای است که درایام عاشورای سال های گذشته ،ازقانون رسانه هاودستورات وزارت اطلاعات وفرهنگ سرپیچی نموده است.این تلویزیون اخیراباپخش برنامه هاومصاحبه های اختصاصی درصددایجاداختلاف مذهبی درکشوراست.

طبق گزارش باختر درجلسه ای دیروزشورای وزیران،داکتر رنگین دادفر سپنتا مشاور امنیت ملی با اشاره به حدود و اصول آزادی و احترام با اصل حاکمیت ملی، در رابطه به تخلفات نشراتی رسانه ها از اصول ارزشی، اخلاقی و دینی مردم افغانستان که در جلسه شورای امنیت ملی مورد بحث قرار گرفته بود به جلسه چنین معلومات ارایه نمود: اخیراً بعضی از رسانه ها می خواهند با دامن زدن به مواردی چون اختلافات مذهبی، لسانی، منطقوی و قومی از طریق مصاحبه های اختصاصی و نشرات مستقیم روح و روان آزادی و ارزش های اخلاقی را در کشور به چالش گرفته و وحدت ملی ما را مورد تعرض قرار دهند. این موضوع به تخریش منافع و وحدت ملی در کشور محدود نمانده، در تناقص صریح با ماده پنجاه و نهم قانون اساسی افغانستان نیز قرار دارد.

شورای وزیران بعد از بحث مفصل روی موضوع، نشرات اخیر تلویزیون امروز را به دلیل دامن زدن اختلافات مذهبی و برهم زدن وحدت ملی در کشور منافی جدی وحدت ملی و خطر شدید برای حاکمیت دولت خوانده و به وزارت اطلاعات و فرهنگ و اداره لوی څارنوالی وظیفه سپرد تا در مسدود نمودن تلویزیون مذکور الی تصمیم ثانی اقدام فوری نماید.

در ضمن شورای وزیران، نشر برنامه های بازی بخت و دل نا دل را در تلویزیون طلوع و تلویزیون (1) و نشر سایر برنامه ها و فلمهای مبتذل را که خلاف موازین اسلامی میباشد، در رسانه های تصویری نکوهش نموده به وزارت اطلاعات و فرهنگ وظیفه سپرد تا در قسمت قطع نشر بازی بخت و دل نا دل از تلویزیون طلوع و تلویزیون (1)، اقدام عاجل نماید. همچنان، با اصدار اخطاریه شدید به تمام رسانه هوشدار دهد تا از پخش هرگونه نشرات مبتذل و خلاف موازین دینی و ملی، امتناع ورزند و الی در صورت تخلف به انسداد نشرات آنها نیز اقدام خواهد شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/05/05ساعت 9:12 قبل از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

مطالب قدیمی‌تر