بامیـــــــــان

ســــــــــــــــیاسی،اجتــــــــــــــــــــماعی ،فــــــــــــــــــــــرهنگی

تظاهرات مردم بامیان در ارتباط با کارشکنی حکومت و تغییر مسیر انتقال برق

بر اساس گزارش خبرگزاری بخدی مردم بامیان در پیوند بر این که دولت مسیر انتقال برق را از ولایت های مرکزی از جمله بامیان تغییر داده اعتراض کرده، آنان همزمان گفتند که پروژه توتاپ قرار بود از ولایت های مرکزی عبور کند اما دولت نقشه را تغییر داده است.

اعتراض در پیوند به تغییر مسیر برق از ولایت های مرکزی
معترضان دولت را متهم به نادیده گرفتن حق شهروندی کرده، آنان همزمان اعلام کرده اند که دولت حقوق باشندگان مناطق مرکزی را نادیده می گیرد.
"ما از حکومت برق می خواهیم"، "برشنا، شرمت باد" و "حکومت بامیان تا بکی در تاریکی؟" شعارهای بود که مردم بامیان در اعتراض امروز سر می دادند.
آنان از رهبران حکومت وحدت ملی خواستند تا مسیر انتقال این پروژه را به "میل و سلیقه شخصی خود" منحرف نکنند و بنشتر از این مردم بامیان را در تاریکی قرار ندهند.
پیش از این شرکت بین المللی فیشنر آلمانی که ماستر پلان برق بسیاری از کشورها را ساخته است، مناطق مرکزی از جمله بامیان را برای عبور این خط برق مناسب تشخیص داده اما اکنون برخلاف نقشه این شرکت، دولت افغانستان در نظر دارد تا این پروژه را از مسیر پرخطر سالنگ انتقال دهد.
توتاپ از پروژه های بزرگ انتقال برق ترکمنستان از طریق، ازبکستان، تاجیکستان و افغانستان است که قرار بود از مناطق مرکزی افغانستان عبور و به پاکستان برسد.
احمد علی بامیانی یکی از معترضان به خبرگزاری بخدی گفت: دولت افغانستان از چندین سال به این طرف بامیان را در محرومیت مطلق قرار داده است.
آقای بامیانی می گوید که مردم بامیان همیشه شاهد آن بودند که رهبران سیاسی، نیازمندی های مردم مرکزی افغانستان را نادیده می گیرند و کمترین توجه به ببهود وضعیت این مردم نمی کنند.
او دولت را متهم به تبعیض کرده و می گوید که این گونه تصامیم شکاف بین دولت و ملت را بیشتر می کند.

در این طرح که به نقشه توزیع برق افغانستان مسما شده، نشان داده شده که مناطق مرکزی جایگاه شان در این طرح تعریف نشده و این بدین معنا است که در ماستر پلان ۲۰ ساله تایید شده دولت، بیشتر مناطق مرکزی افغانستان به شبکه برق سراسری وصل نمی شوند.

در این طرح که به نقشه توزیع برق افغانستان مسما شده، نشان داده شده که مناطق مرکزی جایگاه شان در این طرح تعریف نشده و این بدین معنا است که در ماستر پلان ۲۰ ساله تایید شده دولت، بیشتر مناطق مرکزی افغانستان به شبکه برق سراسری وصل نمی شوند.
این پروژه که هدف آن تامین برق مورد نیاز افغانستان و پاکستان خوانده شده، ۵۰۰ کیلو ولت برق صادراتی ترکمنستان را به افغانستان و پاکستان وارد می کند.
بامیان از ولایت های کمتر توسعه یافته در مرکز کشور است که علیرغم داشتن منابع آبی فراوان، در یک و نیم دهه گذشته هیچ اقدامی در زمینه تامین برق آن از سوی دولت صورت نگرفته است.
باشندگان ولایت بامیان در حالی دولت را متهم به سیاست های دوگانه می کنند که اخیرا نمایندگان ولایات مرکزی افغانستان در مجلس نمایندگان از حکومت خواستند تا زمینه انتقال پروژه برق ۵۰۰ کیلوولتی را مطابق بررسی شرکت بین المللی فیشنر از مناطق مرکزی فراهم کند.
گفته می شود که در حال حاضر تنها یک تولیدگاه برق آفتابی در ولایت بامیان فعال است که تنها توان تولید ۱،۵ میگاوات برق را دارد.
کار شکنی حکومت مرکزی
انتقاد های نمایندگان مردم در مجلس و باشندگان بامیان در حالی بالا می گیرد که پیش از این محمد طاهر زهیر، والی بامیان شماری از مقامات در ارگ را متهم به کار شکنی کرده بود.
شرکت بین المللی فیشنر، راه سالنگ را برای انتقال این پروژه برق، غیر اقتصادی و توام با مشکلات تخنیکی خوانده است.
اسدالله سعادتی عضو مجلس نمایندگان می گوید جامعه جهانی علاقه مند انتقال این پروژه برق از مسیر مناطق مرکزی است اما حکومت افغانستان در این زمینه کارشکنی می کند.

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۴/۱۰/۱۹ساعت ۱۷:۱۶ بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

آریانپور, مورخ پرتلاش بامیانی درگذشت


                                                 «اناّ لله و انّا الیه راجعون»


استاد محمدعلی افتخاری مشهور به "آریان‌پور" ورسی/ ورثی یکی از چهره‌های علمی و سرمایه‌ فرهنگی مردم ما, به رحمت حق پیوست.
استاد آریان پور یک عالم درد آشنا, محقق و مورخ آگاه, نویسنده و منتقد بی باک و در عین حال, انسان متواضع و بی‌ادعا بود. او اهل بامیان بود, اما امروز شاید کمتر بامیانی با این چهره‌ی علمی و سرمایه‌ی فرهنگی و آثار قلمی ایشان, آشنایی داشته باشد. مهم‌ترین ویژگی استاد آریان‌پور, آگاهی و آشنایی او در حوزه‌ی مسائل تاریخی مردم هزاره بود.
در حالی‌که امروزها از نظریه‌ی "ترک" بودن نژاد هزاره‌ها به شدت تبلیغ می‌شود, اما مرحوم آریان‌پور طرفدار نظریه‌ی "آریایی" بودن هزاره‌ها بود, و از این نظریه‌ی خویش به شدت دفاع می‌کرد. به پیروی از همین نظریه, تعداد از فرهنگیان و قلم به دستان مردم ما نیز, اکنون به شدت مبلّغ و طرفدار این نظریه‌اند. کتاب "بامیان خاستگاه هزاره ها" نیز, تلاش دارد آریایی بودن هزاره ‌ها,آثار و جغرافیایی تاریخی و حوزه‌فرهنگی قلمرو بلخ و بامیان را به اثبات برساند, چنانچه در صفحات اولیه این کتاب می‌خوانیم:
«باید دانست که تمامی آثار هنری بامیان از چهل ستون و چهل برج و شهر ضحاک و تمامی سموچ‌های محیرالعقول و رنگ‌آمیزی‌های شگفت‌انگیز که هر نویسنده و باستان‌شناس و زبان‌شناسی, به وصف این هنرستان قلم فرسایی کرده‌اند کلاً دستاورد فکری و هنری آریایی‌های زابلی یعنی نیاکان قوم هزاره‌ی زابلی در طول تاریخ تا به دوره‌ی اسلامی می‌باشد.»(بامیان خاستگاه هزاره‌ها, ص19). به پیروی از همین نظریه, مرحوم آریان‌پور در این کتاب, بسیاری از دیدگاه‌های تاریخی مورخان شرقی و غربی در باره‌ی هزاره‌ها, مسائل تاریخی, و جغرافیایی فرهنگی مربوط به این قوم را مورد نقد قرار داده است.


به هرحال, مرحوم استاد "آریان‌پور"در حوزه مسائل تاریخی یک پژوهشگر کم نظیر, گنجینه عظیم و منبع اطلاعات, و یک نویسنده و نقاد بی‌باک بود.رفتن او برای جامعه علمی و فرهنگی ما یک ضایعه است. خدایش رحمت کند!  

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۴/۱۰/۰۲ساعت ۲۰:۱۵ بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

بامیان به گذشته برنمی گردد!

همزمان با تعیین آقای زهیر به عنوان والی بامیان از سوی دولت, تحرکاتی علیه ایشان در بامیان و کابل آغاز شد, که پس از مدتی این تحرکات به ناکامی منجر شد، آقای زهیر به عنوان والی بامیان وارد این ولایت گردید و به اداره محلی بامیان تکیه زد. با آمدن ایشان, اما تحرکات در درون و بیرون از بامیان علیه ایشان و حکومت محلی بامیان ادامه یافت, تا آنکه چندی پیش والی بامیان مشخصاً از دخالتهای آقای عطا محمدنور در اداره بامیان سخن گفت.کمی بعد تعدادی به نام تاجیک های بامیان در کابل تظاهرات کردند،علیه اداره محلی بامیان, حزب وحدت و استاد خلیلی و به اصطلاح خودشان علیه «وندی ها» شعار دادند. امروز نیز, یکی از نمایندگان از تریبون مجلس, در حمایت از آن جمع سخن گفت و در واقع همان سخنان را به نحو دیگری تکرار نمود و بازهم علیه استادخلیلی و حزب وحدت سخنان تندی بر زبان آورد و بامیان را به فلسطین اشغالی تشبیه نمود.
حزب وحدت یک جریان سیاسی زنده و فعال است, اگر صلاح بداند از مجرای رسمی پاسخ این نماینده را خواهد داد, چنانچه اداره محلی بامیان نیز چند روز پیش در مورد ادعاهای مطرح شده در تظاهرات کابل بیانیه مفصل صادر نمود. اما از آنجا که ادعاهای مطرح شده افراد تظاهر کننده آن روز کابل بسیار فراتر از عملکرد حزب وحدت و اداره محلی, مردم بامیان را نشانه رفت, و به طور مشخص، تمامی قریه های مرکز بامیان از ساحه شش پل تا سرخدر و بازار غلغله را غصبی خواند, بدین معنی که هزاره ها در مرکز بامیان حق سکونت نداشته و ندارند؛ و سخنان این نماینده امروز نیز, تنها اداره محلی بامیان و حزب وحدت را نه، بلکه تمامی ساکنان هزاره بامیان را نشانه رفت و آنها را به اسرائیل تشبیه نمود, من تنها به عنوان یک شهروند بامیانی, لازم می دانم نکات را یادآوری نمایم:
1. همه می دانیم که پشت سر این تحرکات دستهای بیرون از بامیان درکار است؛ هم برادران تاجیک وسیله و هم آقای زهیر و اداره محلی بامیان, تنها بهانه است؛ گرنه در طول چهارده سال گذشته از این ادعاها، ستم ها و عدالتخواهی ها خبری نبود؛ و منطقی نیست که با آمدن آقای زهیر در طول چند ماه, چنین ستم های به یکباره بر براردان تاجیک روا داشته شده باشد. به طور مشخص، شخص "اعیان" کسی است که تابستان برای آمدن آقای زهیر سینه سپر کرده بود, در کابل به حمایت از ایشان تظاهرات به راه انداخته و در بامیان برای حمایت از ایشان امضا جمع آوری می نمود, اما امروز جلوگیری از شهرک غیرقانونی او, سوژه برای ستم بر تاجیکان بامیان شده است!
2 با آنکه سالهاست در افغانستان تحولات و تغییرات زیادی به وجود آمده است, اما عده ی هنوز متوجه این تغییرات و ایجاد مناسبات جدید نگردیده و خوابهای خوش گذشته را می بینند, و آرزو دارند بامیان به گذشته برگردد. این عده باید بدانند که اگر همه معتقدیم که افغانستان به روزگار تاریک و سیاه, و گذشته پر از ستم و تبعیض برنمی گردد, بامیان و مردمانش نیز, بخش از افغانستان است و هرگز به گذشته بر نمی گردد.
3. گذشته ای بامیان را همه به یاد داریم, آنان که تازه به دنیا آمده اند, یا فراموش کرده اند یا خود را به فراموشی زده اند بدانند که در گذشته به تبع از سیاست های ظالمانه دولت مرکزی, سهم هزاره ها در اداره محلی و فعالیت های سیاسی و فرهنگی بامیان همیشه صفر بود. هیچ هزاره ی سهمی در بازار, نقش در فعالیت های اقتصادی و کسب و کار مالی بامیان نداشت. هزاره ها حتی در درون خانه و محل زندگی و پش دروازه خود, توهین و تحقیر می شدند. انسان هزاره در بین بازار بامیان بدون بهانه مورد لت و کوب و تمسخر قرار می گرفت, خورجین از سر شانه و جُوال از پشت الاغش به پایین انداخته می شد. اندک اموالی را که برای فروش به بازار می آورد, یا باید راضی می شد به قیمت اندک بفروشد یا به روی بازار و سرک و سرای انداخته می شد.این داستان همیشگی زندگی دیروز مردم هزاره نه در قندهار و پکتیا و هلمند, بلکه در بامیان بود؛ اما کسی در حمایت از آنان دم از عدالت نمی زد.
4. با همه اینها, مردم بامیان نشان داده اند که در صدد ستم بر کسی و انتقام گرفتن از کسی نبوده و نیستند. مردم بامیان پیش از همه خواهان صلح و همزیستی مسالمت آمیز, و منادی حق و عدالت بوده اند, و ثابت کرده اند که بیش از دیگران, به قوانین کشور و به آداب و رفتار اجتماعی با همسایگان پایبند بوده اند, گرنه مردم بامیان پیشدستی و همدستی جماعتی را در رقم زدن جنایت به نام طالب در بامیان فراموش نکرده اند. مشارکت جمع و جماعتی را در به آتش کشیدن تمامی خانه های مردم مرکز و مناطق شهیدان و فولادی همه می دانند. اینکه کی ها اموال و دارای آن ها را تاراج نموده و به غارت برده اند کسی از یاد نبرده اند. اما مردم بامیان معتقدند که نباید دور باطل انتقام گیری ها بیش از این, تداوم یابد.
5. عدالت شعار محوری و محبوب مردم هزاره است. هزاره ها بیش از دیگران در مسیر تحقق عدالت جانفشانی کرده, خون دل خورده, شهید داده و قتل عام شده اند. راضی نیست در افغانستان برکسی ستم رواداشته شود. اما اینکه امروزها عده ای با پشتیبانی حلقات مشخص و بدون هیچ معیاری، عدالت را به معنای مشارکت 40% قوم و قببیله ی در ادارات محلی بامیان معنا می کنند, این را ضد عدالت می دانند. فارغ از اینکه, اداره محلی بامیان آمار داده اند و ثابت کرده اند که سهم برادران تاجیک در اداره محلی بامیان, بیش از آن چیزی است که جماعتی به اسم برادران تاجیک, خواهان آن هستند.
6. روشن است که اگر فرد و یا افرادی به نام هزاره اقدام به غصب ملکیت شخصی هر یک از برادران تاجیک نموده و بر سر ملک، زمین و جایداد شخصی آنان دست به اعمار منزل و یا دست به کشت و زرع خودسرانه زمینهای آنان زده باشند,نه قانون چنین اجازه را به آنان می دهند, نه دولت و نه مردم بامیان. اما در مورد اعمار منازل و قریه های که بعد از تحولات جدید در دامنه های برخی کوه ها و پشته ها ایجاد گردیده, این مکان ها ملکیت عامه بوده و دولت بر اساس قانون ملکیتها آن ها را به مستحقین توزیع نموده است, و این اختصاص به بامیان هم ندارد که در تمامی ولایتها این روند ادامه دارد. البته شکایت در این مورد, تازگی ندارد بلکه بار اول در زمان طالبان چنین شکایتی مطرح شد, و بار دوم در زمان ریاست یونس قانونی بر مجلس نیز, عده ای عریضه ها و شکایاتی را تنظیم نمودند و هیئت آوردند, اما تا کنون هیچ هیئتی حتی طالبان، نظر نداده اند که اینها ملکیت شخصی کسی یا کسانی بوده است؛ یا حزب وحدت در دوران حاکمیت خود، و مردم و اداره محلی بامیان در دوره جدید، خلاف قانون عمل کرده اند.
7. متأسفانه در پشت سر تمامی این تحرکات, تحریکات بیرون از ولایت بامیان نهفته است. التبه که برخی نمایندگان بامیان از داخل نیز, در دامن زدن به این حرکتهای نفاق افگنانه دست دارند و به زعم خودشان از این طریق, از رقیب انتقام می گیرند. در حالی که اینها خوب می دانند که از این طریق تنها مردم با هم برادر بامیان را نسبت به هم بدبین ساخته و دست شان را به یخن همدیگر حواله می دهند.
8.آن عده ی که امروزها هیاهو به راه انداخته اند, به هیچ وجه از مجموعه برادران تاجیک در بامیان نمایندگی نمی کنند، و تعداد افراد شرکت کننده در تظاهرات کابل خود نشان دهنده این واقعیت است. تابستان جلسه داشتیم با اشتراک تعدادی از علمای بامیان اعم از شیعه و سنی از جمله رئیس دارالعلوم و رئیس شورای اخوت بامیان, که هردو از برادران تاجیک اند, صراحتا بیزاری شان را از این گونه حرکت های تفرقه افگنانه و شعارهای جدای طلبانه, ابراز می داشتند.
9. حکومت محلی بامیان موظف به تطبیق یکسان قانون بالای مردم بامیان می باشد. مردم, جامعه مدنی, علما و دانشگاهیان و مسئولان بامیان نیز در جریان قرار دارند, اگر احساس می کنند که حکومت محلی یا افراد زورمند علیه برادران تاجیک ستم روا داشته اند, یا سهم شان در ادارات بامیان ناچیزاند, ملکیت شان غصب شده اند, وظیفه دارند در حمایت از عدالت, به دادخواهی برخیزند, فارغ از اینکه در پروان و پنجشیر و مزار و سمنگان و هرات...علیه مردم هزاره چگونه رفتار می شوند. عدالت تنها آن نیست که به نفع قوم و قبیله, و علیه دیگران اقدامی صورت بگیرد.
اما اگر کسی و یا کسانی بخواهند بدین بهانه از مردم ما و تمامی جریان عدالتخواهی, انتقام بگیرند بدانند که مردم و جوانان بامیان امروز بیدارند و هر حرکتی را در نطفه خفه خواهند کرد, چنانچه پیش از این نیز, ثابت کرده اند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۴/۰۹/۲۵ساعت ۲۱:۳۲ بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

ولایت بامیان، عضو 'شبکه شهرهای خلاق جهان' شد

ولایت بامیان در مرکز افغانستان عضو شبکه شهرهای خلاق جهان در سازمان علمی، فرهنگی و آموزشی ملل متحد/یونسکو شد.

بامیان

داشتن قدمت تاریخی، آثار باستانی، فرهنگ بومی و صنایع دستی از معیارهای عضویت در این شبکه است.

۴۷ شهر از ۳۳ کشور دنیا از سوی کمیته اعضای سازمان علمی، فرهنگی و آموزشی ملل متحد یا یونسکو به عنوان شهرهای خلاق دنیا پذیرفته شده اند.

مسئولان سازمان علمی، فرهنگی و آموزشی سازمان ملل متحد می‌گویند بامیان تنها شهر از کشورهای آسیای میانه و خاورمیانه است که به این عنوان دست یافته است.

سارا نوشادی، از مسئولان دفتر یونسکو در کابل به بی‌بی‌سی گفت انتخاب شهرهای خلاق دنیا به تازگی صورت گرفته است.

او گفت: "از نظر اقتصادی بسیار مهم است. بامیان به خاطر داشتن مناطق تاریخی شامل لیست میراث های فرهنگی جهان است و اکنون به خاطر فرهنگ زنده بامیان، عضو شبکه شهرهای خلاق است. این به اقتصاد بامیان کمک می‌کند و در واقع شروعی است برای این که بامیان مرکز کانون خلاق در افغانستان باشد و خیلی ها درآمدشان از همین صنایع خلاق است."

مسئولان محلی نیز انتخاب شدن این ولایت را به عنوان یکی از شهرهای خلاق دنیا با اهمیت می‌دانند.

کبیر دادرس، رئیس اطلاعات و فرهنگ بامیان، می‌گوید توسعه روابط فرهنگی میان شهرهای خلاق دنیا برای بامیان اهمیت خاص دارد.

او افزود که عضویت بامیان در این شبکه تاثیرات مثبتی بر صنعت گردشگری این ولایت خواهد داشت.

بامیان به دلیل داشتن آبده‌های تاریخی و جاذبه‌های گردشگری پیش ازین به عنوان پایتخت فرهنگی سارک یا سازمان همکاری‌های منطقه‌ای جنوب آسیا در سال ۲۰۱۵ میلادی انتخاب شده بود.

ولایت بامیان در مرکز افغانستان از ولایات نسبتا امن به شمار می‌رود. تلاش ها برای توسعه فرهنگ بومی در این ولایت در سال‌های اخیر چشم گیر بوده است. برگزاری جشنواره‌های راه ابریشم، برگزاری نمایشگاه‌های صنایع دستی و غذاهای محلی برای انتخاب شدن بامیان به عنوان یکی از شهرهای خلاق جهان نقش مهم داشته است.

با وجود همه این پیشرفت‌های فرهنگی اما در زندگی مردم عادی تغییر قابل ملاحظه نیامده است. هنوز هم فقر اقتصادی پای کودکان و زنان را به کارهای شاقه مانند دهقانی و مالداری می‌کشاند.

منبع:بی بی سی

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۴/۰۹/۲۳ساعت ۱۷:۱۶ بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

مردم و نهادهای مدنی بامیان:دولت همکار مخالفان در سر بریدن گروگانان است

بر اساس گزارش خبرگزاری رها از بامیان, صدها تن از باشندگان این ولایت دولت را متهم به همکاری با مخالفان در سر بریدن گروگانان کرد.

فعالان مدنی بامیان

این فعالان عصر امروز (سه شنبه) در یک حرکت اعتراضی سر بریدن هفت گروگان هزاره را محکوم و تقبیح کردند.

معترضان با حمل نمادهایی از هفت پیکر غرق به خون و پوستری که رئیس جمهور و رئیس اجرایی کشور را “کر و کور” نشان میداد، با سردادن شعارهای “اشرف غنی، شرمت باد”، عبدالله، کجاشد وعده ها”، و “هزاره بودن جرم نیست،” از دولت، نهادهای ملی و بین المللی مدافع حقوق بشر خواستند تا جلو نسل کشی هزاره ها در کشور را بگیرند.

این تظاهرات که از مسجد رهبر شهید آغاز شد تا چوک الیکین مرکز بامیان ادامه پیدا کرد.

معترضان گروگان گیری ها از قوم هزاره و کشتار آنان را ادامه نسل کشی این قوم خواندند که به گفته آنان از ۱۲۵ سال پیش توسط عبدالرحمان آغاز شده بود و تاکنون نیز در مناطق مختلف کشور ادامه دارد.

از سال گذشته به این سو، تعدادی از شاهراه های کشور شاهد گروگان گیری های گسترده ای از مسافران به ویژه قوم هزاره بود.

برای نخستین بار، شورشیان ۳۱ نفر از مردم هزاره را در ماه حوت سال گذشته زمانی که از هرات به سوی کابل سفر می‌کردند، در ولایت زابل به گروگان گرفتند.

گروگان گیرها ۱۹ تن از این مسافران را پس از حدود سه ماه رها کردند.

پس از آن حداقل دو بار دیگر نیز مردان مسلح ، اقدام به گروگان گیری مردان و زنان در شاهراه های کشور کردند.

در آخرین مورد شورشیان سه ماه پیش هفت تن از جمله سه زن به شمول یک دختر ۹ ساله را که از باشندگان ولایت غزنی بودند در ولایت زابل به گروگان گرفتند.

این شورشیان دو روز پیش تمامی این گروگان ها را در ولسوالی ارغنداب ولایت زابل سربریدند.

رویداد سربریدن هفت مسافر از سوی شورشیان در لایت زابل، واکنش های تندی را در داخل و خارج کشور به همراه داشته است.

از روز گذشته تاکنون، شماری از مقام های بلند پایه دولتی در کابل از جمله رئیس جمهور غنی، رئیس اجرایی، سرور دانش، کریم خلیلی و رهبران برخی از احزاب سیاسی، ضمن محکوم کردن این حادثه، مقام های امنیتی کشور را متهم به بی توجهی و غفلت وظیفوی در آزادسازی این گروگان ها کرده اند.

مردم هزاره در ولایت غزنی از تحویل گیری جنازه های قربانیان این رویداد خودداری کرده و قرار است در اعتراض به سربریده شدن این افراد، جنازه های آنان به کابل پایتخت کشور منتقل شوند.

نمایندگان مردم غزنی در مجلس، ضمن ددمنشانه و جنایت کارانه خواندن سربریدن هفت گروگان در زابل، از حکومت خواسته اند که علاوه بر مجازات عاملان این رویداد به بازماندگان شان غرامت بپردازد.

همچنان شماری از کاربران شبکه های اجتماعی نیز دولت را متهم به بی توجهی در قبال آزادسازی این گروگان ها کرده اند.

آنان گفته اند که به نظر می رسد اعتراضات مدنی دیگر مشکلی را حل نمی کند و برای مقابله با دشمنان باید با زبان خودشان سخن گفت و به تعبیر قدیمی “جواب کلوخ اندازان را با سنگ” پس داد.

فعالان مدنی در بامیان

این کاربران شبکه های اجتماعی که بیشتر مربوط به قوم هزاره هستند، بدلیل آنچه آنان وخامت اوضاع امنیتی در افغانستان می خوانند، از مردم هزاره خواسته اند تا برای حفاظت از خود مسلح شوند.

با این حال معترضان در بامیان با نشر قطعنامه ای، گروگان گیری از قوم هزاره و کشتار آنان را نسل کشی و نقص صریح حقوق بشر خوانده و از نهادهای مدنی و مدافع حقوق بشر ملی و بین المللی خواستند که تا زمان محاکمه نشدن جنایت کاران جنگی، عاملان نقض حقوق بشر و مرتکبان نسل کشی در افغانستان، اقدام به راه اندازی اعتراضات گسترده کنند.

در قعطنامه تظاهرات کنندگان بامیانی گفته شده از آنجایی که سازمان ملل متحد و به خصوص شورای امنیت این سازمان در قبال حفظ جان انسان ها ماموریت جهانی دارد و بخش حقوق بشر آن ناظر بر رعایت حقوق بشر توسط تمام دولت ها و گروه ها است، این سازمان باید ضمن افزودن عاملان نسل کشی هزاره ها در افغانستان، از هیچگونه تلاشی برای مجازات آنان دریغ نکند.

در جای دیگری از قعطنامه آمده است:” بدون شک یکی از اهداف تروریستان جنایت کار این است که با کشتار سیستماتیک مردم هزاره نفاق ملی ایجاد کنند اما بدلیل آنکه این مردم وحدت ملی را در افغانستان یک اصل میدانند، از سران حکومت وحدت ملی می خواهند تا با این بی تفاوتی در مقابل نسل کشی قومی نوعی هماهنگی با دشمن به شمار می رود خاتمه دهند”.

در این قعطعنامه تاکید شده است که براساس العامیه جهانی حقوق بشر، قوانین جنگ، کنوانسیون های ژنو و محلقات آن و مطابق با حقوق بشردوستان بین المللی، در جریان جنگ، طرفهای درگیری حق ندارند تا زنان و اطفال را به اسارت ببرند اما بدلیل اینکه این عمل از سوی جنایتکاران در افغانستان بارها تکرار شده است، سازمان ملل باید برای توقف گروگان گیری و کشتار غیر نظامیان بگونه جدی وارد عمل شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۹۴/۰۸/۱۹ساعت ۱۹:۱۲ بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

گفتگو با محمد طاهر زهیر والی کنونی بامیان

از سلسله گفتگوهای صفحه"دهمزنگ" با والی‌های قبلی و والی فعلی بامیان

 محمد طاهر زهیر والی فعلی بامیان کیست؟

من محمد طاهر زهیر اکنون به حیث والی در ولایت بامیان مصروف وظیفه هستم. در12 سنبله 1353 متولد شده‌ام. لیسانس جامعه شناسی (2009 -2012)، مدرک ماستری در رشته جامعه شناسی باگرایش نظری- فرهنگی (2013 -2014) از دانشگاه کاتب، مدرک کارشناسی علوم اسلامی (1998-1991) از مدرسه رسول اعظم دارم. به حیث مشاور سیاسی معاون پیشین دوم رییس جمهور (2011-2014 )، نماینده مردم سمنگان در مجلس شورای ملی (2010-2011)، رییس ارکان فرقه 34 (2001 -2014)، عضو نویسندگان روزنامه جامعه باز و شمار دیگری از روزنامه‌های کثیر الانتشار پایتخت (2013-2014) ، تحلیلگر مسایل سیاسی در تلویزیون‌ها، سخنگوی تیم تحول و تداوم کار کرده‌ام. تسلط به زبان‌های رسمی کشور دری، پشتو و آشنایی با زبان انگلیسی، عربی و مدیریت و رهبری در ارگان‌های مختلف دولتی را نیز دارم.

 در این مدتِ که والی بامیان هستید، چه دست‌آوردهایی داشته‌اید و چه تلاش‌هایی برای رسیدن به اهدافی تان انجام داده اید؟

بعدازاین‌که ما در ولایت بامیان آمدیم، یک پلان صد روزه‌ای را روی دست گرفتیم و تلاش می‌کنیم که این پلان صد روزه دراین مدت عملی و تطبیق شود.

 چرا برای نخستین بار قبل از آمدن والی در بامیان خیمه‌ی تحصن برپا شد؟

اینکه چرا قبل از آمدن من به صفت والی در بامیان خیمه تحصن برپا شد، بهتر است که شما از خود خیمه برپاکننده‌گان و آنهایی تحصن کردند، سوال کنید. هرچند فکر کنم که هیچ‌گونه ابهام و تردیدی در ارتباط خیمه برپا کردن آنها، در میان مردم و در نزدِ افکار عامه باقی نمانده است، بخاطری‌که در مدت 30روز، به وکلای محترم که خیمه برپا کرده بودند، دلایلی خیمه برپاکردن شان را به وضاحت از بام تا شام به کسانی که به اندرون خیمه می‌آمدند، با آنها در میان گذاشتند و گفتند که ما خیمه برپا کردیم. باز اگر احیاناً شما سوالی داشته باشید و قانع نشده باشید که چرا آنها خیمه برپا کردند، بهتر است که از خود شان پرسان کنید که چرا خیمه برپا کردند اما، واقعیت امر آن است که خیمه برپا کردنِ وکلای محترم در بامیان از آغاز از حمایت مردم برخوردار نبود و تا آخر هم از حمابت مردم برخوردار نشد و طرف توجه مردم قرار نگرفت که حداقل دلایلی را که آنها بر می‌شمردند، برای خودشان خیلی جالب بود ولی برای مردم شریف بامیان جالب واقع نشد. به همبن لحاظ مردم از خیمه حمایت نکردند و این بسیار واضح است.

 خواسته‌ی نماینده‌ها نیامدن شما در بامیان بود، آیا شما با آنها مشکل شخصی داشته‌اید یا اینکه این موضوع بالاتر از مشکل شخصی بوده است؟

فکر نمی‌کنم که آنها با من مشکل شخصی یا خصومت شخصی داشته باشند، با هیچ یک از وکلای محترم مشکل شخصی نداشته‌ام. شاید نگرانی‌های که داشته اند، ریشه در منافع شخصی‌ای خودشان بودند. آنها شاید براساس یک سری پیش‌داوری‌ها و ذهنیت‌های که از من در ذهنِ خود داشتند، نگران از منافع شخصی خود بودند و هرکدام هم دل‌نگرانِ منفعت خاص خودشان بود و سرانجام دور هم جمع شدند و با یک اتفاق نظر گفتند که ما فلان آدم را نمی‌خواهیم، در حالی‌که اصولاً چنین چیزی ممکن نیست. شما در 34ولابت افغانستان دیدید و می‌بینید که والی‌ها از طرفِ جناب رییس جمهور براساس صلاحیت‌های قانونی تعیین شد و هیچ یک از این والیان که به ولایات رفتند، براساسِ توافق نظرِ همه‌ی افراد و اشخاص آن ولایت و وکلا نرفته‌اند، بلکه براساس لزوم‌دیدِ حکومت تعیین شدند. ما هم براساس لزوم‌دید حکومت مرکزی و جناب رییس جمهور برای آمدن به بامیان درنظر گرفته شده بودیم و مصلحتِ حکومت هم بود تا در ولایت بامیان به صفت والی بیاییم.

این طبعاً واکنش‌های خود را داشت و واکنش‌های که صورت گرفت خیلی طبیعی هم بود و از طرف بعضی از وکلای محترم دور از انتظار و دور از تصور نبود. چنین چیزی پیش‌بینی می‌شد که برخی از وکلای محترم واکنش منفی نشان دهند. و عمدتاً این چنین واکنش‌ها ریشه در علایق شخصی و سیاسی آنها داشت، نه ریشه در منافع عموم مردم. از طرف دیگر هم تجربه و زمان ثابت کرد که حرف وکلای محترم حرف عامه‌‌ای مردم و شهروندان بامیان نبود. آنها حق داشتند که حرف شان را بگویند و واکنش نشان دهند. در یک جامعه‌ای که با اصول و اساسات دموکراسی اداره شود، طبعاً آن جامعه یک جامعه‌ای چند صدایی خواهد بود. در جامعه‌ای که آزادی بیان و ابراز عقیده محترم شمرده شود، هرکس حق دارد که دیدگاه خود را در قبال یک مو ضوع یا یک رخدادِ سیاسی بیان کند، از آن دفاع کند و آن را در نزد مردم موجه جلوه بدهد. اما، داوری در نزد مردم است که می‌پذیرند یا نمی‌پذیرند. واقعیت است و تجربه هم نشان داد که منطق محالِ فرد و منطق واکنش بعضی از وکلای محترم، بر افکار عامه برنتابید و قبول نکرد که به همین لحاظ خیمه از حمایت مردم برخوردار نشد.

 مشخص کدام وکلا و کدام منافع شخصی‌شان باآمدن شما به خطر می‌افتاد؟

خوب بسیار واضح و روشن است که وکلای محترمِ که با ما بسیار شدید مخالفت می‌کردند، مردم بامیان و شما می‌دانید و می‌شناسید. من فکر نمی‌کنم که حال ضرورتی به تازه‌ کردن نزاع و دعوا باشد. مردم می‌فهمند و می دانند. مردم این بزرگواران را می‌شناسند. و به باور من نگرانی آنها تا حدِ زیادی، بازهم تکرار می‌کنم که ناشی می‌شد از یک سری پیش‌داوری‌ها و یک سری ذهنیت‌های پیش‌ساخته‌شده در نزدِ خودشان بود که فکر می‌کردند با آمدن من در ولایت بامیان، منافع شخصی، منافع حزبی و منافع گروهی‌شان در انتخابات‌های بعدی و مسایلی از این قبیل به خطر می‌افتد.

 تیم حزب وحدت یا تیمی که شما را در معرفی تان به عنوان والی بامیان حمایت کرد، با وکیل شیدانی به چه توافقی رسید تا باعث شد ایشان خیمه را ترک کند؟

جناب شهیدانی صاحب براساس تصمیم مردم، بزرگان، علما و متنفذین بامیانی خیمه را ترک کردند و به احترامِ آنها از خیمه برآمدند و تصمیمی که اکثر شهروندان بامیانی گرفته بود، جناب شهیدانی احترام گذاشت که من فکر نمی‌کنم معامله‌ی در کار باشد. این یک تصمیم جمعی‌ای مردم بود که از جناب شهیدانی به صفت وکیل شان خواستند که خیمه را ترک کنند و خیمه را به نفع مردم و در راستای منفعت سیاسی و اجتماعی مردم نمی‌دانستند. ایشان هم به خواست مردم لبیک گفت و از خیمه برآمد.

 خیلی‌ها از شیوه داخل شدن شما به ولایت انتقاد نموده و استدلال می‌کنند که آن‌ها درهرصورت نماینده‌های برحال مردم در پارلمان بوده و به شیوه مدنی اعتراض نموده بودند که شما خیمه‌ی اعتراض شان را با موتر زیرگرفتید، گفتنی‌ای شما دراین مورد چیست؟

تأکید می‌کنم در یک جامعه‌ای که در آن آزای بیان و ابراز عقیده و نظر محترم شمرده می‌شود، در سویی دیگر هم اجرایی حکم فردِ اول آن مُلک و حکم رییس جمهور هم محترم شمرده شود. حکومت در این مورد از حوصله‌مندی و صبوری‌ تام و تمام کار گرفت. بیش‌تر از یک ماه حرف و حدیث‌های وکلای محترم را شنید، دلایل شان را شنید که دلایل حکومت را قانع نساخت که رییس جمهور از حکم خود صرفِ‌ نظر کند. سرانجام تصمیم حکومت مرکزی بود، تدابیرِ امنیتی گرفته شد و ما آمدیم در ولایت بامیان که این تصمیم شخصی‌ای من نبود که اینجا ملامتی در کار باشد که چرا آمدی؟ و نکته‌ی دیگر هم این است که شما دیدید و می‌بینید که برخلاف آنچه شما می‌گویید که آن‌گونه داخل شدن را در ولایت محکوم‌کردن نه، بلکه از همان لحظه‌ای آغازین که ما آمدیم با استقبالِ شکوهمند و بی‌نظیر مردم مواجه شدیم، که به مدت یک ماه در اطراف ولایت تجمعاتی که صورت گرفت و گروه های مختلفی که از هرگوشه و کنار آمده بودندند، راه یافت نمی‌شد. فکر کنم حضور گسترده و بی‌مانند مردم خودش دلیلی بر آن است که از آمدنِ ما راضی بودند و استقبال کردند. که این‌گونه حمایت مردمی که ما شدیم، به نوعی در تاریخ سیاسی و اجتماعی بامیان کم‌سابقه بوده است.

 در وضعیتی که سه وکیل مردم بامیان در پارلمان شما را به عنوان والی این ولایت قبول ندارند و از سویی همسویی و همکاری وکلا با مقام ولایت یک امر مهم و حیاتی است؛ این وضعیت چه عاقبتی برای کار شما خواهد داشت؟

حکومت محلی بامیان مطابق به اصول و اساساتِ حکومت‌داری موظف است که وظایفِ خود را به پیش ببرد و چشم‌انتظارِ این‌که کِی راضی است و کِی ناراض است٬ نماند و کارها را معطل نکند. ما هم از وکلای محترم تقاضا می‌کنیم که بجای مخالفت و بدخواهی خوب است برای خدمت‌گذاری به مردم شریفِ بامیان، و همچنان بخاطر این‌که صداقت شان را در قبال موکلین شان اثبات کرده باشند با حکومت محلی بامیان همکاری کنند. اما، در صورتی‌که همکاری نکنند، ما چشم به راه و چشم‌انتظار رضایت و نارضایت کسی نمی‌باشیم و به قاش‌ و ابرویی کسی نمی‌بینیم. به پیش می‌رویم و آنچه که صلاحیت‌های قانونی‌ای ما است، در راستای عرضه خدمات به مردم از هیچ نوع سعی و تلاش دریغ نمی‌کنیم. حکومت محلی خود را در امرِ خدمت‌گذاری به مردم تابع قانون می‌داند نه تابع رضایت و یا عدم رضایت این و آن. حکومت محلی تلاش می‌کند که از طریقِ خدمت‌گذاری به مردم، از طریقِ اجرای قانون و تأمینِ عدالت توجه و حمایت مردم را باخود داشته باشد. مخالفتِ افراد و خواسته‌های فردی هیچ‌گاه مانعی کار حکومت محلی نخواهد شد.

 عده‌ای قبل از این که به بامیان بیایید، شما را به شدت وابسته به حزب وحدت می‌دانستند و هراس داشتند که بعد از معرفی تان به عنوان والی، عمل‌کردهای تان حزبی باشد و باز هم بامیان در جنجال‌های حزبی و جناحی محروم بماند. پاسخ شما در این رابطه چیست؟

نکته‌ی اول اینکه من فکر می‌کنم این‌که بامیان را کشمکش‌های حزبی به عقب رانده، از بنیاد یک حرفِ غلط و بی‌اساس است. این توطئه و شایعه از طرف کسانی است ‌که منافع شخصی خود را در قالب این گونه شایعات دنبال می‌کند. شما فراموش نکنید که بامیان مرکزِ اقتدار، سیاست و هویتِ تمام هزاره‌ها و «حزب وحدت اسلامی افغانستان» بوده و است. حزب وحدت اسلامی در دورانِ که جنابِ «استاد خلیلی» رهبرِ مقاومت در بامیان بودند، خدماتِ زیادی را انجام داده اند؛ میدان هوایی، تأسیس دانشگاه بامیان، تأسیس بازارِ جدید و خیلی از مسایلی که در زمان حزب وحدت انجام گرفته، این‌ها فراموشِ مردمِ قدرشناس بامیان نخواهد شد. نکته‌ی دوم این‌که در طولِ 13سالِ گذشته هیچ‌گاهی حزب وحدت در راستایی خدمت‌گذاری به مردم، سنگ‌اندازی نکردند. یعنی در طول 13سالِ‌ گذشته حزب وحدت والی حزبی در بامیان روان نکرده بود. جناب «علی یارزاده» در آغاز چندسالی بودند و بعداز آن به صورت دوام‌دار و طولانی خانم «حبیبه سرابی» به حیث والی بامیان ایفای وظیفه کردند، که ایشان یک فردِ غیر حزبی بود و به حزب وحدت تعلق نداشت. اگر در دوران ایشان کاری برای مردم انجام نگرفته که تقصیر حزب وحدت نیست. کم‌کاری یا به هرترتیب کار نتوانستنِ ایشان را شما به پای حزب وحدت ثبت نکنید. نکته‌ی سوم این‌که تردیدی وجود ندارد و جای انکار هم نیست، من با افتخارِ تام و تمام می‌گویم که به لحاظ گرایش و علابق سیاسی به حزب وحدت اسلامی تعلق دارم و در دوران مقاومت در کناری رهبرِ مقاومت جناب «استاد خلیلی» در بامیان، یکه‌ولنگ و دره‌چاشت حضور داشتیم و این یکی از افتخاراتِ من است. چنانچه که قبل از ما جناب‌ »غلام علی وحدت» در اینجا بودند، ایشان یکی از اعضای هیئت رهبری «حزب انسجام ملی افغانستان» هستند. نکته‌ی چهارم این‌که کارِ اداری جدا از کار سیاسی است. بله که من در حزب وحدت تعلق دارم.

اما، منحیث والی و مسئول این ولایت و همچنان مأمورِ‌ حکومت هیچ‌گاه در اداره نه خودم کار سیاسی می‌کنم و نه هم به کسی اجازه فعالیت سیاسی را می‌دهم و هیچ‌گاه از ولایت پُست حزبی نخواهیم ساخت. من به صفت والی، مأمورِ حکومت و تابع مشوره و نظرِ جناب رییس جمهور هستم، نه تابع نظر و مشوره حزب وحدت. گرایش سیاسی در جای خود محترم اما، کارِ اداری براساس یک سری اصول،‌ ضوابط و قوانین باید پیش برده شود که این اصول باعث شود تا حکومت موفق از کارهایش بیرون برآید. اما، هرگاهی که اصول و اساسات اداری زیرپا گذاشته شود یا نادیده گرفته شود و اعمال سلیقه شود، آن اداره را از درون به بُن‌بست می‌رساند و من هرگز نمی‌خواهم که ناکام و ناموفق باشم و یا خود به‌ دست خود اداره را به بُن‌بست بکشانم. عزم و اراده خدمت به مردم را دارم، تلاش آن را دارم که با سربلندی در خدمت مردم باشم، نه خدای‌ناخواسته با ناکامی.

 عملاٌ در بامیان هیچ ‌کارِ اساسی صورت نگرفته و بیش‌تری ریاست‌خانه‌ها متهم به فساد و کم‌کاری است که این‌ها از جانب احزاب حمایت می‌شود، شما در این رابطه چه گفتنیای دارید؟

این‌که کی از کدام آدرس آمده و از طرف کی حمایت می‌شود را من کار ندارم. در مجموع از همه‌ی کسانی‌که در اداره محلی بامیان است، از تمام رییس صاحبان محترم و از تمام مسئولین که در اداره محلی بامیان هستند، کار می‌خواهم. هر کس در هر کجا و هر موقفِ که باشد، هر قسم که حمایت هم شود، به آن کار ندارم. من از همه در چوکات قانون کار می‌خواهم. به همین خاطر است که به صورت بسیار مشخص و واضح با عوامل فساد و همچنان با کسانی‌که به فساد آلوده اند، با همچون عوامل منفی مبارزه می‌کنم و هیچ‌گاهی تحتِ هیچ شرایطی با فساد و فاسد کنار نخواهیم آمد. در روزی‌ که ما خدمت جناب رییس جمهور رفته بودیم، از صحبت‌های که ما خدمت شان داشتیم، برنامه‌های خود را گفتیم؛ دو مورد را بسیار واضح تعهد دادیم. یکی مبارزه با فساد اداری و دیگر جلوگیری از غصب زمین‌های دولتی. در این قسمت از حمایت تام و تمام جناب رییس جمهور برخوردار هستیم و البته در همه‌ی موارد.

و دیگر این‌که عوامل فساد از طرف احزاب حمایت می‌شود یا نمی‌شود اما، از طرف وکلای محترم حمایت می‌شود. هم چهره‌های که متهم به فساد است حمایت می‌شود و هم در مجموع وضعیت به گونه‌ی است که اگر یک «چپ راستی»ی مکتب هم از جای خود این و آن‌طرف شود، به صورت اتوماتیک وکلای محترم پُشت سر شان ایستاد هستند و یک معلم اگر از جای خود تغییر کند، پیش از احزاب وکلای محترم پُشت سر شان ایستاد هستند. بی‌حالی و کرختی بر امورحکومت‌داری سایه افکنده بود.

 از آقای وحدت برای شما چه میراثی رسیده است؟

آقای وحدت به صفت والی بامیان مدت زمانِ کمی در بامیان بود. و همچنان ایشان در شرایطی برابر شدند که جنجال‌های انتخاباتی بر سر همه‌ی امور سایه افکنده بود، از جمله امور حکومت‌داری را به نوعی با اختلال و کُندی مواجه کرده بود. ما که آمدیم به صورت مشخص گفته می‌توانیم که به نوعی اداره تعطیل بود. اما، آنچه که به صورت واضح و روشن گفته می‌توانیم، تشدیدِ نوعی از خصومت‌های قومی و منازعات اجتماعی می‌باشد که از ایشان به میراث مانده است. در بامیان اکنون به حدی منازعات اجتماعی‌ای حل ناشده وجود دارد که بر سر هر موضوع شما دست بگذارید، از جمله در موضوعات انکشافی که در آنجا یک جنجالی وجود دارد. این جنجال‌ها را ایشان می‌توانست با حوصله‌مندی و صبوری حل کند. حال در هرکجایی که شهرکی پلان شده و از طرف وزارت شهرسازی دارای جواز و پلانِ تفصیلی است، بر سر این شهرک‌ها جنجال اجتماعی است. در مجموع برنامه‌های انکشافی همه با منازعات و جنجال‌های اجتماعی مواجه است. و خیلی از مسایل دیگر هم وجود دارد که با جنجال‌های اجتماعی مواجه است. بدتر از همه داغ شدنِ مسایل قومی را بتوان گفت که یکی از میراث‌های به جامانده از جناب وحدت است. تشدیدِ منازعات قومی بین تاجیک و هزاره، بین سید و هزاره است که قبل از آن شاید در این حد وجود نداشته بود. ایشان به دلایلی خاصی علاقه‌مندی آن را داشته است که به این مسایل بپردازد. گاهی وضعیت به گونه‌ی است که آدم متوجه پیامد رفتارِ خود نمی‌باشد، شاید ایشان ناخواسته برخی از رفتار شان باعث تشدیدِ منازعات قومی شده است.

در حالی‌که توسعه و انکشاف امور حکومت‌داری در مجموع باید براساس قانون عیار باشد، نه براساس خواسته‌ها، سلیقه‌ها، قومیت و مذهب. حقوق شهروندی باید معیار و محکِ‌ حکومتداری باشد. شهروند فارغ از این‌که کی به کجا تعلق دارد، به لحاظ گرایش سیاسی به کدام گرایش تعلق دارد، به لحاظ قومی و مذهبی به کدام پایگاه وابسته است. هرکس هر چیزی که است از دیدگاه قانون در نظر حکومت باید شهروند شمرده شود. از این لحاظ مسایل توسعه‌ای، اسکان، شهرک‌سازی و جابه‌جایی‌ها نباید در هیچ‌کجای افغانستان قومی شود، چون پیامدهای بسیار سنگین دارد. و این نحوی منازعات تاریخی‌ای قومی را در افغانستان تشدید می‌کند، بلکه مسایل توسعه‌ای و انکشافی و دیگر مسایل حکومت‌داری براساسِ حقوق شهروندی عیار شود. هرکسی که بامیانی است و به هر قوم، مذهب و گرایش سیاسی که تعلق دارد، از دیدگاه قانون شهروند بامیانی بوده و شهروند داری حقوق مساوی می‌باشد و نگاهی حکومت به مردم باید از از زاویه شهروندی باشد. به همین لحاظ است که مسایل قومی‌ای در زمان ایشان برجسته شده، حالا هر گپی شود به صورت اتوماتیک آدم‌ها کود می‌دهند که ما از فلان قومپ، از فلان مذهب هستیم، در حالی‌که هیچ‌کسی بدونِ یک پایگاه مذهبی و قومی نیست. همان کسی در افغانستان هیچ پایگاه قومی و مذهبی ندارد کی است؟ و مسئله‌ی دیگر است که استفاده از نیروی قوم و انرژیِ مذهب در مسایل بازسازی، به باور ما کارساز نیست.

 آقای وحدت ادعا می‌کند که در 53 سال اخیر موفق‌ترین والی این ولایت بوده است؛ ولایت بامیان از درجه سوم به درجه دوم ارتقا یافته و ولسوالی نمبر 2 یکه‌ ولنگ نیز شکل گرفته است، نظر شما در این رابطه چیست؟

می‌گویند که:«بهتر آن باشد که سِرى دلبران ـ گفته آید در حدیثِ دیگران» اینکه آدم از خود حدیثِ نفس کند، به باور من به لحاظ اخلاقی هم دارای نکوهش، ملامت و مذمت است و دیگر این‌که یک کارمند حکومت بعداز ختم کارش موفق بوده یا ناموفق، کامیاب بوده یا ناکام این داوری و این قضاوت را باید مردم بکنند، نه خودِ آدم. خود را همه کامیاب و موفق می‌گوید؛ و در دنیای هیچ‌کسی را ندیده اید که خود را ناکام بگوید، به جز بعضی از آدم‌ها که به لحاظ اخلاقی از یک نوع اتوریته و «مورال» قوی برخوردار باشد تا واقعیت‌ها را منصفانه بیان کند، کامیابی و ناکامی‌ای خود را فارغ از همه‌ی دغدغه‌های شخصی بیان کند. این‌گونه آدم‌ها خیلی کم است و به این لحاظ بهتر است که قضاوت را مردم کنند که چه کسی کامیاب بوده و چه کسی ناکام.

 آقای وحدت در همه‌ی محافل از نهال‌شانی‌اش به عنوان دستاورد یاد می‌کرد، این نهال ها کجاست و شما در این رابطه گفتنی دارید؟

پروژه نهال‌شانی را به عنوان یک کارِ مفید و مثبت روی دست داشتند که نهال‌شانی یک کارِ بلند مدت و زمان‌بر است، که نهال از زمانی که غرس می‌شود اگر خوب رسیده‌گی شود، حداقل پنج سال تا شش سال را زمان می‌برد تا به نتیجه برسد. کاری که ایشان کرده زود است که بگوییم در کجا است یا نیست؛ این را هم باید مردم بگوید که در کجا است یا نیست. در این رابطه ما چیزی نمی‌گوییم، بخاطریکه برخی از مسایل اقتضای ذات و اقتضای ماهیت‌اش زمان‌بربودن است، از جمله همین کارِ نهال‌شانی.

 در عین زمان تعداد زیادی از رؤسا متهم به فساد هستند. مثلا رییس معارف. شما به حیث مقام ارشد حکومت در بامیان برای برطرفی عوامل فساد و ایجاد فضای سالم در ادارات دولتی چه راهکارهایی را روی دست دارید؟

ما حدِاعظمِ از تلاش خود را می‌کنیم و توجه، حمایت و عنایت جناب رییس جمهور در این زمینه وجود دارد که باید با عوامل فساد مبارزه کنیم و فساداداری را از ادارات ریشه‌کن نماییم. در ادارات محلی بامیان هرکسی به هر جناح و گروهی که تعلق داشته باشد، اگر صادقانه کار کند ما به گرمی دست او را می‌فشاریم و حمایت می‌کینم. اما، از فساد و فاسد هرقسم و هرکسی که باشد، بیزار هستیم و با عوامل آن مبارزه می‌کنیم تا از میان برداشته شود. از کسانی‌که از فساد و فاسد حمایت می‌کند تقاضا می‌کنیم که از فساد و فاسد حمایت نکنند، بخاطری این‌که فساد در حق تمام مردم جفا است.

 قرار معلوم دوسیه فسادِ رییس معارف بامیان آقای «ادا» به سارنوالی آمده است و همچنان ایشان در تلاش خارج شدن از افغانستان می‌باشد، مشخصاٌ در این رابطه چه اقدامی را تاهنوز کرده اید؟

هرکسی متهم به فساد باشد ما مطابق با قانون با او رفتار می‌کنیم، نه مطابق با مسایل شخصی. هرآنچه قانون اقتضاء می‌کند باید عملی شود، فرق نمی‌کند که کی باشد. موردِ مشخص که شما نام بردید، این دوسیه در سارنوالی است و روند تحقیق همچنان جریان دارد، هرگاهی نتیجه تحقیق منجر به این شود که این آدم فاسد است و فساد کرده، باید مطابق با قانون جزای خود را بکشد. تنها ایشان هم نه، هرکسی دیگری هم که متهم به فساد باشد و دوسیه‌ای در سارنوالی داشته باشد و یا تاهنوز آن دوسیه به سانوالی نرفته باشد اما، مدارک مدلل و مدارکی که باعث اقناع وجود داشته باشد که به سانوالی معرفی شود، مطابق به قانون با او رفتار می‌کنیم.

در ارتباط به تلاش خارج شدن رییس معارف بامیان ‌از کشور، در زمان حکومت رییس جمهور کرزی این راه ها وجود داشت اما، در حکومتِ وحدت ملی شما دیدید که فسادپیشه‌های که قصدِ خارج شدن از کشور را داشتند دست‌گیر شدند و باور ما هم بر این است که در بامیان هم هرکسی که متهم به فساد باشد و اثبات شود، فکر نکنم که خارج شده بتواند، حتمن به پنجه‌ی قانون سپرده خواهد شد و جزای خود را خواهد دید. اما، رییس معارف تا هنوز سروظیفه‌ی خود است و اقداماتی که سارنوالی انجام داده است، به امنیت ملی مکتوب داده که ایشان پاسپورت داده نشود و تدابیرِ احتیاطی‌ای دیگر هم روی دست است. در هرحال در روشنایی قانون این دوسیه باید تحقیق شود و نظر به قانون حکم صادر شود.

 ساحه سبز شهرک عیسی خان توسط زورمندان و مقامات دولتی غصب و ذخیره کچالو ساخته شده است، در این رابطه چه گفتنی دارید؟

این موضوع هم بر می‌گردد به زمان مدیریت آقای وحدت، در آن‌زمان گفته می‌شود که آقای «حسن عبداللهی» وزیر اسبق شهرسازی به بامیان آمده بوده، تمامِ پلان تفصیلی شهرکِ عیسی خان را دست زده، اصلاحات و تعدیلات را ایجاد کرده؛ مارکیت‌ها، منازل رهایشی و بلند منزل‌ها را تعدیل کرده است. یعنی در مجموع پلان تفصیلی را دست زده است و تعدیل کرده که از جمله همین ساحه‌ی که فعلاً موردِ منازعه است گفته می‌شود که در پلان تفصیلی قبلی «خالی‌گاه» نشان داده شده بود، که در آنجا جناب دکترعبداللهی تصمیم گرفته این قسمت خالی‌ گاه را تبدیل به ساحه رهایشی کنند و این ساحه رهایشی عمدتاً برای کسانی توزیع شده که زمین‌های شان به «میدان هوایی» رفته است. فعلاً همین جنجال را هم از دوره های قبلی به میراث گرفته‌ایم. اما، تدابیری که ما سنجیده‌ایم، از وزارت محترم شهرسازی تقاضا کردیم که هم همان پلان اولی و اصلی را ببینند و هم پلانِ تعدیل شده را. و بخاطری حل این موضوع یک هیئت روان کرده بودند که این هیئت 15روز اینجا کار کردند و سرانجام آنها سه/چهار گزینه را به خاطر حل موضوع به وزیر محترم شهرسازی پیشنهاد کردند که ما امیدواریم این جنجال حل شود.

 هنوز تعداد زیادی از مردم مرکز بامیان در مغاره‌ها زندگی می‌کنند، برنامه‌های شما برای آنها چیست؟

با تأسف باید بگویم که پدیده‌ای مغاره‌نشینی یکی از مشلات اجتماعی در بامیان است. هرچند که بعداز سقوطِ رژیم طالبان تا هنوز چندین‌بار برای ختم پدیده مغاره‌نشینی از طرف حکومتِ محلی بامیان در دوره‌های قبل اقداماتِ صورت گرفته است، به گونه‌ی مثال در زمان آقای «علی‌یارزاده» در منطقه‌ی «سنگ‌چسپان» با حمایت مالی داکتر «سیما سمر» در قسمت اول دشت «ملا غلام» خانه‌های ساخته شد که در آن خانه‌ها باید مغاره‌نشین‌ها جا داده می‌شد و جا داده هم شد، اما با آن‌هم پدیده‌ مغاره‌نشینی پایان نیافت. به مرور زمان پدیده‌ مغاره‌نشینی قسماً به یک موضوع مافیای تبدیل شده. یعنی این‌که یک تعدادی که هم خانه دارند، هم مِلک، موتر و دکان در بازار دارند، اما این‌ها یا این‌که خودِ شان در مغاره‌ها به شکلِ بسیاربد زندگی می‌کنند و یا هم مغاره‌ها را به گِرو و اجاره می‌دهند. اما، باید تأکید کنم که تعدادِ زیادی از مغاره‌نشین‌ها افرادی بی‌بضاعت و فقیر می‌باشند. یعنی مغاره‌نشین‌ها را می‌توان به دو دسته تقسیم نمود؛ یک دسته همان مافیا هستند که مغاره‌ها را به گروگان گرفته اند و دسته‌ی دیگری هم افرادی کاملاً مستحق و بی‌بضاعت هستند. وقتی که ما به بامیان آمدیم، یک هیئتِ را مؤظف ساختیم که به آرامی و بدونِ سروصدا مجموعِ مغاره‌نشین‌ها را ثبت و راجستر کنند. افرادی بی‌بضاعت واقعی را از افرادی که برای کمک و وانمود می‌کنند که فقیر می‌باشند، تفکیک نمایند. و ما برای اسکان آن‌ها پلان‌های مشخص روی دست داریم که براساس آن پلان باید این افرادی بی‌بضاعت واقعی از مغاره‌ها کشیده شده و جابه‌جا شوند. برای مغاره‌های که خالی می‌شود تدابیری روی‌دست گرفته شود که دیگر در آنجا کس زندگی نکنند. چرا که سازمان «یونسکو» تا هنوز چندین‌بار اخطار داده است که ساحاتِ سرخ که شاملِ ماسترپلانِ یونسکو می‌شود موردی تهدید است، از جمله مغاره‌ها. این مغاره ها باید تخلیه شود تا این ساحات سرخ از تحتِ تهدید بیرون آید.

 اخیراً پرنده‌‌های کمیاب در بخشی از نقاط و همچنان ماهی در «بندامیر» و «دره چاشت» به طور غیرقانونی شکار می‌شود، چه اقدامی برای جلوگیری از آن روی دست دارید؟

در 15سنبله، دومین جلسه «کمیته بندامیر» را بعداز آمدنِ در ولایت بامیان داشتیم و در آنجا در جلسه قبلی هم فیصله کرده بودیم و در این جلسه هم مشخص فیصله کردیم که به هیچ وجه و هیچ کسی حق صیدِ ماهی در بندامیر و همچنان شکارِ پرنده‌ها را ندارند. در این قسمت دستاوردهای خوبی هم داشتیم که 14بازِ شکاری را از نزدِ افراد گرفتیم و در حضوری یک هیئت این‌ها رها شدند. در این قسمت تدابیری که روی‌دست گرفته بودیم، عملی شده و هیچ نگرانی‌ای از این بابت وجود ندارد.

 در قسمت شهرک جنجالی عیان چه گفتنی دارید؟

قبل از این‌که به این پرسش مشخصاً پاسخ بگویم، می‌خواهم روی‌ یک نکته کنم، این‌که در طول 13سالِ گذشته در افغانستان زمین‌های دولتی در ولایت‌های مختلف غصب شده است، امّا با تأسف باید بگویم که غصبِ زمین توسطِ‌ مُهرِ محکمه و دستگاهِ قضایی افغانستان تأیید شده است. حالا هر غاصبی را در هر گوشه‌ی که ببینید مُهر محکمه را به رُخ شما می‌کشاند، این‌هم سندِ ما که در مخزن کُنده دارد و در آرشیف موجود است، در هر کجایی دیگر که شما پَی‌ گیری نمایید کُنده و ثبت دارد، ثبت محفوظ دارد. از جمله ساحه‌ی که معروف به «شهرک حاجی عیان» شده، واضح و روشن است که زمین دولتی است. بازهم باید با تأسف فراوان باید بگویم که حاجی عیان فعلاً سندِ محکمه را در دست دارد و همین سند دارای ثبتِ محفوظ‌، کُنده در مخزن و هرکجایی دیگر که شما آن را ردیابی کنید دارای سک کُنده و اساس است. اگر غصب هم شده که همه می‌دانند این ساحه دولتی است، اما فعلاً ایشان سند از طرفِ محکمه را در دست دارد که مطابق به قانون اساسی افغانستان نمی‌توان و نمی‌شود در برابرِ سند‌ و مُهرِ محکمه چیزی را گفت. تا قبل از آمدنِ ما، در زمانِ آقای وحدت که ایشان البته براساس دلایل و علایقی که داشته، بدونِ این‌که شاروالی هم همکاری کند، شخصاً جواز داده بوده که کار کند. ما که آمدیم کاری به نحوی جریان داشت، برای حاجی عیان گفتیم که از دوره مقاومت هم شما را می‌شناسیم، رفیقِ دوره مقاومت ما هستید، از «کوته دره‌صوف» تا «دره‌چاشت»،‌«نَیَک»، «کوهِ کِنَک»، «پس‌رویه» و «بله ریگ»... باهم بودیم، در این مسایلِ اخیر هم با ما یاری کردید، از همه‌ی این‌ها «تشکر!» و همه‌ی مسایل سر جای خود، رفاقت شخصی سر جای خود، اما مسایل حکومتی ـ طوری‌که پیش‌تر گفتم مسایل حکومتی جدا از مسایل حزبی و سیاسی باشد ـ و مصالح عامه جدا از رفاقت‌های شخصی و دوستی‌های فردی باشد. به این لحاظ از ایشان تقاضا کردیم این‌که مُهرِ و سندِ محکمه را دارید، این فقط می‌تواند موجبِ اثباتِ ملکیت شما شود. یعنی سند و مُهر محکمه موجبِ شهرک‌سازی نمی‌شود. شما وقتی شهرک می‌سازید باید از مجرای دیگری اقدام کنید که آن وزارت محترم شهرسازی کشور است. گفتم که شما بروید پلانِ تفصیلی خود را بیارید و بعد کارتان را شروع کنید. اگر پلان تفصیلی هم نمی‌آورید یک مکتوب از وزارت شهرسازی بیارید که مطابق به این نقشه که خودشان ساخته کارشان را ادامه بدهد؛ در غیر آن ما مؤظف هستیم که از خانه‌های خودسر و از ساخت‌وسازهای بی‌رویه که موجب منازعات اجتماعی و خیلی از مسایل دیگر می‌شود، جلوگیری کنیم. براین اساس از کار ایشان مطابق به قانون جلوگیری کردیم و یک هیئتِ را از وزارت شهرسازی خواسته بودیم، این هیئت آمد ساحه را دیدند و با حاجی عیان هم صحبت کردند، آن‌ها گفتند که بدون پلانِ تفصیلی در هیچ‌کجایی نمی‌شود شهرک ساخت. آن‌ها هم به حاجی عیان گفتند که اگر می‌خواهید شهرک بسازید، بیایید به وزارت شهرسازی و از مجرای قانون اقدام کنید، پلان تفصیلی خود را بسازید و بعد بیایید شهرک بسازید. حالا هم هرگاه ایشان از طرف وزارت شهرسازی پلان تفصیلی آورد ما در خدمت شان هستیم و تشویق هم می‌کنیم که بامیان را بسازند، شهرک بسازند و خیلی هم خوب است. هر کسی که علاقه به ساختن شهرک‌های قانونی داشته باشد خوب است، اما بدون حکم قانون ما به حکم قانون مؤظف هستیم که از ساخت و سازهای بی‌رویه، خودسرانه و غیرقانونی جلوگیری کنیم.

 گفته می‌شود که پولِ زیادی عمدتاً از فقرا و کسانی که توان خرید زمین در نقاط بهتر شهر را نداشتند توسط عوامل مافیایی برده شده است. چه اقداماتی در قسمت بازپس گیری پولِ مردم و دست‌گیری و معرفی این عناصر به پنجه‌ی قانون از سوی حکومت محلی صورت گرفته است و یا روی دست دارید؟

بازپس‌گیری پول‌ها و تعقیبِ کسانی که به صورت مافیایی از مردم پول گرفته اند، این موجبِ شکایت افراد و اشخاص صورت می‌گیرد و حکومت در قبال شکایت‌های مردم پاسخ‌گو و مسئول است. بدون شکایت افراد و اشخاص ما نمی‌توانیم که کسی را مورد تعقیب قرار دهیم و یا آن‌ها را به محکمه و سانوالی بسپاریم. هرگاه مردم شکایت کردند ما به موجب شکایت مردم و مستند به شکایت مردم حکومت محلی مؤظف است که قضایای را دنبال کند.

 یکسال قبل شهرک بابا رسماً افتتاح شد اما هنوز از توزیع آن خبری نیست، چرا؟

شهرک بابا و در مجموع هفت شهرکِ دیگر که از ظرف وزارت شهرسازی در زمان آقای عبداللهی پاس شده و دارای پلان تفصیلی است که این‌ها باید یکی‌ یکی تطبیق شود و ما امیدوار هستیم که با تطبیق این‌ها مشکلِ مسکن و نیازِ به خانه و خانه‌سازی را مرفوع بسازیم. شهرک بابا که سالِ گذشته افتتاح شده، قبلاً هم گفتم که منازعات حل ناشده‌ی اجتماعی به نحوی به ما به میراث رسیده است. این شهرک اندک جنجالِ اجتماعی دارد که در حال حل شدن است، ما امیدوار هسیتم که با حل شدن جنجال اجتماعی کار شروع شود.

 همیشه مرزهای بامیان با ولایت بغلان با ناامنی تهدید می‌شود. دولت چه اقداماتی در قسمت تأمین صلح و امنیت به این نقاط و در کُل بامیان انجام داده و یا می‌دهد؟

تا قبل از آمدن ما گاهی در آن‌جا نامنی‌ها و جنگ‌های بروز می‌کرده، اما بعداز این‌که ما آمدیم با تلاش‌های پی‌گیر و دوام‌دار که در امرِ تأمین امنیت داشتیم، هیچ‌گونه ناامنی مشاهده نشده است و حتا یک مورد جنگ و ناامنی‌ به صورت موردی کوچک صورت نگرفته است، اما طبیعی است که در هرکجایی که ناامنی و ناآرامی‌ای دوام‌دار باشد، ماحولِ خود را به نحوی تهدید می‌کند از این لحاظ ما تدابیری همیشه‌گی و دوام‌دار را داریم که هیچ‌گاهی ناامنی‌ها به بامیان سرایت نکند.

 در مجموع برای ولسوالی‌های بامیان چه برنامه‌های را روی دست دارید؟

نمی‌شود که مرکز را از ولسوالی‌ها تفکیک کرد، ما در مجموع تلاش می‌کنیم که عرضه‌ی خدمات به نحوه یک‌سان برای همه‌ی شهروندان بامیانی و برای تمام بامیان در هر گوشه و کناری به هر نحوی مطلوب، شایسته و مساوی انجام بگیرد. نمی‌شود که ولسوالی‌ها را جدا از مرکز تصوّر کرد. وقتی‌که عرضه خدمات صورت می‌گیرد و ما تلاش می‌کنیم که مساوی انجام شود. و همچنان پلان‌های انکشافی به گونه‌ی است که هم شامل مرکز می‌‌شود و هم شامل ولسوالی‌ها که ما گام‌به‌گام دنبال می‌کنیم تا به بهره‌برداری سپرده شود.

 عنوان «پایتخت فرهنگی کشورهای سارک» برای بامیان چه اهمیت و دستاورهای داشته است و پروژه‌های که قرار بود با بودجه سارک تطبیق شود، چه شد و به کجا رسید؟

بامیان یک شهرِ تاریخ و تمدنی که دارای آثار و اماکن تاریخی و باستانی می‌باشد؛ یک نعمت و یک فرصت برای افغانستان و برای بامیان است. به همین دلیل بود که بامیان «پایتخت فرهنگی سارک» انتخاب شد، اما با تأسف باید بگویم که در آن زمان حکومت درگیرِ مسایل انتخاباتی بود و توجه برای برنامه‌ریزی‌ها و اختصاص بودجه در این قسمت صورت نگرفت. وقتی که غزنی به عنوان «پایتخت فرهنگی جهان اسلام» اعلام شد، حکومت توجه‌‌ی فوق‌العاده جدی نمود و براساسِ معلومات و گفته‌های مسئولین ولایت غزنی به مدت سه سال، حکومت در سالِ 10میلیون دالر در آنجا در راستای بازسازی، توسعه و آماده‌‌گی گرفتن هزینه کرد. اما، در بامیان بخاطری «سارک» امکاناتِ مادی و مالی که اختصاص یافته بود، 500000 دالر اختصاص دادند که 100000 آن در مرکز توسط وزارت اطلاعات و فرهنگ برای پذیرایی مهمان‌ها دَور داده شد و 400000 آن به بامیان آمد که اکثریتِ این پول در همان دور نخست جشنواره سارک(مراسم افتتاحیه سارک) به مصرف رسیده است و افتتاحیه «کمپ هنری سارک» که چندی قبل ما برگزار کردیم، با شکوهمندی تمام، در حقیقیت می‌توانیم بگوییم که با هزینه‌ی بسیار اندک بود. اما، در قسمت بازسازی و انجامِ تعهداتی که از طرف وزارت‌خانه‌ها صورت گرفته بود، هیچ کاری چشم‌گیر و جدی نشده است؛ یعنی مجموعِ تعهداتی که وزارت‌خانه‌ها دادند، برخی شان البته در جریان زمان باید انجام شوند و برخی شان که باید انجام می‌شد، هم انجام نشد. از این لحاظ واقعاً که توجه‌ی به بامیان نشده است، می‌ارزید و سزاوار بود تا تاریخ، تمدن و فرهنگِ دیرینه‌سالِ بامیان مورد توجه قرار می‌گرفت و بامیان مستحق آن بود که حکومت مرکزی در این قسمت توجه‌ی جدی می‌کرد که نشده و نکرده است.

 شما درست در دوره‌ای هستید که تمامی والیان پیشین بامیان و رهبران هزاره متهم به کم‌کاری و بی‌توجهی به ولایت بامیان هستند، چه راهکارهایی دارید تا بامیان را از محرومیت و انزوا نجات بدهید؟

هرچند که به لحاط زمانی ما در بدترین زمان آمدیم، یعنی در زمانی آمدیم که تمام فرصت‌های بامیان و افغانستان به لحاظِ توسعه‌ای و مسایل انکشافی از دست رفته است. فعلاً نه دونرها و همکاران بین المللی افغانستان به صورت دست‌ودل باز مصرف می‌کند و نه هم حکومت افغانستان توان امکانات مادی را بخاطری تطبیق برنامه‌های انکشافی روی‌دست دارد، به این لحاظ بدترین زمان است. اما، ما با تمامِ توان خود تلاش می‌کنیم که خدمت‌گذار برای مردم بامیان باشیم. این‌که در گذشته‌ها همه‌ی رهبران هزاره را کسانی متهم به کم‌کاری و بی‌تعهدی کنند، این درست نیست. ما گاهی به صورت دسته‌جمعی تصمیم می‌گیریم که مشغول به «خودزنی»، خُردکردن و اتهام بستن به همدیگر شویم. همین اکنون هم جناب استاد محقق معاون محترم ریاست اجراییه و همچنان جناب استاد دانش معاون محترم ریاست جمهوری همواره در تلاش هستند که باید برای همه‌ی افغانستان و به‌خصوص برای مناطق محروم هزاره‌جات کار، خدمت و برنامه‌ریزی کنند. و همچنان توجه‌ي حکومت مرکزی را در اینجا معطوف نمایند. در دوره قبل که جناب استاد خلیلی معاون ریاست جمهوری بود، از هیچ نوع تلاش و خدمت دریغ نکردند. این‌که رهبران و کلان‌های هزاره توجه نکرده اند، قبل از این‌که حرف خود هزاره‌ها و حرف مردم باشد، این حرف دشمنان هزاره‌ها است و ما نباید حرف دشمنان و رقیبان خود را تکرار کنیم.


برچسب‌ها: محمدطاهر زهیر, والی بامیان
+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۹۴/۰۷/۱۴ساعت ۱۴:۳۲ بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

"رسالت ما دفاع از کلّیت جنبش عدالتخواهی افغانستان است"

 "سیمینار بررسی آخرین تحولات سیاسی در بامیان"؛ عنوان گردهمایی بود که روزجمعه5/ 1394/4/ از طرف جمعی از فعالان فرهنگی، رسانه ی و سیاسی بامیان, درسالن کنفرانس هتل "نوربندقلا"برگزار گردید.پس از تحصن نمایندگان بامیان در اعتراض به تعیین طاهر زهیر به عنوان والی بامیان, این سیمینار فرصت مناسب را فراهم ساخت برای طرح دیدگاه ها و نظریات مختلف پیرامون آخرین تحولات سیاسی بامیان. در این سیمینار عناوین زیر مورد بحث و بررسی قرار گرفت:
1."نقد و بررسی کارکرد حکومت محلی بامیان در بیشتر از یک دهه اخیر"؛
2.بررسی انگیزه ها و پیامدهای تحصن در بامیان"؛
3."بامیان به عنوان نماد و ارزش هویت سیاسی جامعه هزاره(و تشیع)".
عنوان اخیر موضوع بود که طبق پیشنهاد برگزارکنندگان سیمینار، بنده پیرامون آن صحبت داشتم.
هم چنین جلسه پرسش و پاسخ با حضور آقایان صادق علی یار، نعمت الله صادقی، جنرال عوض ایثار، محمدامین ابتهاج حجتی و این حقیر, تداوم یافت.

آنچه در ذیل میاید بخش از مطالبی است که در "سیمینار بررسی آخرین تحولات سیاسی در بامیان" ارائه شد. موضوع پیشنهادی برگزارکنندگان سیمینار برای صحبت من،"بامیان نماد هویت سیاسی هزاره ها(و شیعیان)" بود؛ پیرامون این موضوع در چند محور صحبت شد:
1. بامیان کهن: بامیان دارای پیشینه ی تاریخ سیاسی، فرهنگی و مذهبی روشن است.بامیان کهن در پیوند با جغرافیایی وسیع مانند بدخشان، تخارستان، پنج هیر، بلخ بامی، هزارستان و غور مطرح است. به اعتقاد بسیاری از مورخان، شهر بامیان یکی از شهرهای اهورای اوستا، مرکز فعالیت های سیاسی سلسله پادشاهی های مختلف بوده است.سابقه ای تمدنی بامیان، به بیش از 3000سال پیش بر می گردد؛ تمدن بودایی تنها بخش از تمدن بامیان کهن محسوب می شود. همچنین بامیان یکی از محدود مراکزی بوده که در برابر هجوم وحشیانه ی مغول ها مقاومت کرده، و در این راستا بهای زیاد را پرداخت نموده است؛ ویرانی شهر تاریخی غلغله تنها بخش از آن است؛ همچون ویرانی بودا در دوره معاصر.
2. بامیان معاصر: در دوره معاصر نقش بامیان و تأثیر آن بر شکل گیری "هویت سیاسی" هزاره ها و شیعیان افغانستان غیر قابل انکار است. در این مقطع, بامیان به عنوان مرکز فرماندهی بخش بزرگ از مجاهدین در دوره جهاد، مرکز تأسیس بزرگترین تشکل سیاسی مردم هزاره و شیعه افغانستان, در پاسخ به تهدیدها و کتمان هویت سیاسی مردم ما پس از شکل گیری دولت موقت در پیشاور، بوده و به عنوان نقطه ی عزیمت"جنبش عدالتخواهی افغانستان", و به عنوان محور مقاومت علیه انحصار و تروریسم مطرح است.
3.در دوره سه سال مقاومت غرب کابل به رهبری شهیدمزاری، بامیان به عنوان بزرگترین پشتوانه سیاسی و نظامی و عقبه ی استراتژیک این مقاومت، مطرح است. دوره سه سال و نیم مقاومت بامیان پس از سقوط غرب کابل و شهادت رهبرشهید،از دیگر مقطع مهم حیات سیاسی آن محسوب می شود؛ در این مقطع, بامیان به عنوان مرکز سوق و اداره تمامی جبهات عدالتخواهی از مرکز تا شمال را رهبری را می کند.
5.برای مردم ما هیچ نقطه ی از افغانستان بامیان نمی شود. دنیا بامیان را در پیوند با هزاره ها و شیعیان افغانستان می شناسند. کم توجهی و بها ندادن به بامیان، تهدیدهای جدی را متوجه جنبش عدالتخواهی خواهد ساخت. تنش های سیاسی امروز در واقع پیامد کم توجهی رهبران مقاومت به بامیان، در دوره ی پساطالبان و کاستن از اهمیت بامیان است.
6.در دعواها و منازعات سیاسی احزاب و جریانهای سیاسی، آنچه برای مردم ما اصالت دارد دفاع از کلّیت"جنبش عدالتخواهی افغانستان" است. خرسندیم که امروز، مخالفان دیروز شهیدمزاری در دعواهای سیاسی شان، از گفتمان سیاسی و از الگوی های مبارزاتی ایشان استفاده می کنند. این نکته از سوی به معنای تأیید حقانیت منطق مقاومت پیشوای جنبش عدالتخوهی در افغانستان است؛ از سوی نیز، خطر به انحراف کشانیدن گفتمان سیاسی رهبر شهید و سوء استفاده برخی جریان ها از این گفتمان را به ما گوشزد می نماید.
7.جنبش عدالتخواهی افغانستان امروز فراتر از یک حزب سیاسی، به عنوان میراث شهیدمزاری و نقطه ی اتصال پیروان رهبرشهید مطرح است.تردید نیست که این جنبش فراتر از یک یا چند حزب سیاسی، پیروان و دلباختگان خود را در افغانستان، ایران و پاکستان، تا اروپا و امریکا و استرالیا و... دارد. روشن است که بسیاری از هواداران این جنبش، خارج از قالب احزاب سیاسی، تنها به هدف تقویت جنبش عدالتخواهی و ترویج گفتمان سیاسی رهبرشهید, فعالیت می کنند.
8.بامیان خانه مشترک تمامی بامیانی ها و ساکنان اصیل آن است؛ اما فروکاستن نقش جغرافیایی سیاسی و فرهنگی بامیان در سطح یک ولایت و چند ولسوالی، به معنی به انزوا کشانیدن بامیان خواهد بود.
9.فارغ از تنش های سیاسی به وجود آمده از سوی برخی جریان ها در بامیان بر سر تعیین والی جدید، پیروان جنبش عدالتخواهی متوجه حرکتها، صف بندیها و توطئه برخی حلقات, و مترصد حرکتهای خزنده و مرموز برخی جریانها در بامیان هستند. اعتراض و تحصن حق طبیعی و قانونی تمامی افراد است؛ اما اگر کسانی یا جریانات بدین بهانه در صدد انتقام گرفتن از کلّیت جنبش عدالتخواهی یا در صدد به انزوا/ انحراف کشانیدن آن باشند، باید بدانند که مجموعه ی پیروان شهیدمزاری در دفاع از میراث سیاسی ایشان، با وحدت و همسوی کامل, در دفاع از جنبش عدالتخواهی, آمادگی کامل دارند.
پاینده و بالنده باد جنبش عدالتخواهی افغانستان
زنده باد یاد و نام رهبرشهید استاد مزاری(ره).

عکسها از: صفحه جمهوری سکوت.

عکس ‏عبدالعلیم برهانی‏
عکس ‏عبدالعلیم برهانی‏
·
 



 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۴/۰۴/۰۸ساعت ۴:۱۸ قبل از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

شروع فعالیتهای انتخاباتی در بامیان

آقای سیدمحمدکبیر تابش  چشم دیدهای خود را در زمینه شروع تبیلغات انتخاباتی و چگونگی فعالیت طرفدران نامزدهای ریاست جمهوری در بامیان, چنین نوشته است:
« چشم دیدهای بنده از فضای اتنخاباتی در بامیان
 دیروز کمپاین در بامیان نیز مانند دیگر ولایات شروع گردید.
تیم اشرف غنی بسیار با قدرت تر و منسجمتر از دیگر تیم ها کارش را آغاز نمود.
عکس احمدزی بازار این شهر را رنگین ساخت و طرفدارانش در نوربندقلا طی محفلی رسما دسته جمعی اعلان حمایت نمود و در بهترین جای بامیان(حویلی حاجی مهدی)دفتر گرفتند و طرفدارانش در فضای مجازی نیز با اعتماد بیشتر عمل می نمودند.
تیم داکتر عبدالله فعالیت شان کم رنگ فقط در فضای مجازی عده ای تلاش نمودند تا با نشر عکسهای داکتر حمایت شانرا اعلان نماید.
گل آقا شیرزوی ظاهرا تیم کاری شان در بامیان طرفداران استاد اکبری،فکوری و سناتور جعفری است اما تصمیم شان ظاهرا برای کمپاین و جمع آوری رای زیاد جدی نمی باشند.
طرفداران زلمی رسول در بامیان حامیان اندک خانم سرابیست.شایعات وجود دارد که ناطقی خشکک رییس کمپاین ایشان می باشد.
از دفترهای بقیه کاندیدان و چگونگی فعالیت شان خبری نیست یا حد اقل من اطلاع ندارم.امیدوارم بقیه دوستان نیز چشم دید خویش را بگذارند تا در روشنایی بیشتر قرار بگیریم.».


برچسب‌ها: بامیان, انتخابات
+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۱۴ساعت ۱۶:۳۸ بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

از سالروز میلاد پیامبر اسلام و امام جعفر صادق(ع) در بامیان تجلیل به عمل آمد

بر اساس گزارش صفحه دفتر مقام ولایت بامیان از میلاد پیامبر اسلام حضرت محمد(ص) و حضرت امام جعفر صادق(ع) در این ولایت با حضور والی بامیان، مسئولین ادارات دولتی، نهادهای مدنی، بازاریان و مردم بامیان در مسجد رهبر شهید استاد عبدالعلی مزاری تجلیل گردید.

در این مراسم که توسط دفتر حضرت آیت الله العظمی محقق کابلی برگزار شده بود، سخنرانان پیرامون زندگی و اوصاف پیامبر گرامی اسلام و رئیس مذهب تشیع حضرت امام جعفر صادق(ع) و وظایف و مسئولیت هایی که پیروان این دو حضرت دارند به تفصیل صحبت کردند.

لوی پاسوال غلام علی وحدت والی بامیان، که یکی از سخنرانان این محفل بود، میلاد پیامبر بزرگوار اسلام را میلاد نور عنوان کرد و تجلیل از میلاد پیامبر را تجلیل از عدالت، انسانیت، آزادی، خداشناسی و تجلیل از چگونه زیستن خواند و آن را به تمام بشریت، مسلمانان جهان، مردم بامیان و حاضرین تبریک و تهنیت گفت.

والی بامیان در رابطه به رسالت پیامبر و خدمات انسانی که آن حضرت انجام داده گفت: در جامعه عرب آن روز انسان ها به دو دسته تقسیم می شد. انسان های برتر و انسان هایی که از لحاظ منزلت اجتماعی پست، کنیز و غلام محسوب می شدند و کاری را که پیامبر اسلام کرد ارائه یک تعریف جدید از انسان بود، تعریفی که انسانها اولاد یک زن و مرد است و هیچکس بر کسی دیگر فضیلت و برتری ندارند و آنچنان که در قرآن شریف صریح و واضح آمده است: یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوباً و قبائلا لتعارفوا ان اکرمکم عندالله اتقیکم و بر مبنای همین آیه مبارکه بود که بلا حبشی سیاه بدون کدام تبعیض و تمایزی بلند می شود و صدای رسای اذان توحید و یک تا پرستی را با گفتن اشهدان لا اله الا الله و اشهد ان محمداً رسول الله از حنجره ی زیبای بلال حبشی سیاه پوست به گوش مسلمین می رسد و مسلمین با صدای بلال جمع می شوند، داخل مسجد می گردند و در کنارهم و بدون تبعیض و طبقه بندی به عبادت می پردازند.

مقام ولایت در رابطه به شرافت و کرامت انسانی که بخش مهمی از رسالت پیامبر اسلام است گفت: انسان اشرف مخلوقات آفریده شده و به عنوان خلیفه خدا در روی زمین قرار گرفته است و به همین دلیل خداوند می فرماید: فتبارک الله احسن الخالقین. این آیه در حقیقت شأن انسان را نشان میدهند و تعریفی است که خداوند از انسان و کرامت و شرافت انسانی دارند که با این تعریف تفاوت های موجود در جامعه عرب آن روز را نفی می کند.والی بامیان پیامبر اسلام را الگو و نمونه برای دیگران خواند که با عملکرد خود، اخلاق و سیرت خود روشی را به جا گذاشتند که امروز به عنوان دستور العمل، مکتب و آئین زندگی و آموزشی برای ما می باشند.

والی بامیان با استناد به آیه مبارکه وَسَخَّر لَکُمُ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ دَآئِبَینَ وَسَخَّرَ لَکُمُ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ گفت: خداوند تبارک و تعالی زمین، آفتاب، مهتاب، همه و همه را خلق کرده است تا در خدمت انسان باشند و انسانها از آنها استفاده کنند و بهره گرفته شوند، بنا بر این این وظیفه ما است که مطابق دستورات الهی از امکانات و منابع موجود استفاده کنیم، چنانچه پیامبر 1400 سال پیش این نوید را از جانب خداوند ابلاغ کردند و امروز ما شاهد بهر گیری از آفتاب هستیم و این علاوه بر آنچه که طبیعی است و نور می دهند و در رشد نباتات و گیاهان و حیوانات مفید است، برق آفتابی بهره برداری دیگری است که امروز ما عملاً آن را مشاهده می کنیم.

مقام ولایت با بیان گوشه ای از زندگی پیامبر اسلام که خودش کفشهایش را پینه می زد و لباسهایش را وصله می کرد، این عمل پیامبر اسلام را به قصد الگو سازی و فرهنگ سازی برای امت اش عنوان کرد و گفت:پیامبر خدا آنقدر فقیر نبود که قادر به خریدن کفش و یا لباس نباشند، بلکه این کارها را می کرد تا به ما و شما درس بدهند که از امکانات دست داشته ی تان استفاده اعظمی کنید و به آنچه دارید راضی باشید. وقتی نداری و فقیر هستی بجای دزدی و انجام کارهای نا مشروع از کهنه گفشت استفاده کن.

مقام ولایت با توجه به آنچه از زندگی پیامبر اسلام می آموزیم، از مردم بامیان خواست که شما هم مطابق هدایت و اعمال پیامبر گرامی اسلام خود تان را عیار بسازید و بی اندیشید که چه امکانات و منابع در اختیار تان است و چگونه می توانید از آنها برای زندگی بهتر و عزتمندانه تر تان استفاده کنید و بهره بگیرید.

مقام ولایت با توجه به جمعیتی که در بامیان زندگی می کنند مصارفی که تنها در بخش رب و بادنجان رومی در این ولایت صورت می گیرند را بالغ بر 120 میلیون افغانی محاسبه کرد حالانکه تمام منابع تولید و کشت بادنجان رومی در مناطق مختلف بامیان وجود دارند.

همچنان پولی که در بخش خرید جاکت و بنیان در بامیان به مصرف می رسند را بالغ بر 180 میلیون افغانی در سال عنوان کرد و این درحالی است که مردم بامیان پشم گوسفند دارند و می توانند در این قسمت برنامه ریزی داشته باشند و خود تولید کننده باشند و یا حد اقل خود کفا گردند.

در اخیر مقام ولایت بخاطر انکشاف و پیشرفت و تغییر در بامیان از برگزاری سمیناری در آینده ی نزدیک خبر د اد که در این سمینار علما، دانشمندان، نخبگان، جامعه مدنی و تحصیل کردگان بامیان شرکت می کنند تا ضمن شناسائی منابع و فرصت های موجود در بامیان راهکارهای برون رفت از این مشکلات را نیز جستجو کنند و در کنارهم یک برنامه همگانی را طرح و میکانیزم تطبیق همگانی را برای مردم بامیان معرفی نمایند تا در یک خیزش عمومی برای تغییر و پیشرفت و انکشاف دست در دست هم داده و برای بامیان کار کنیم.


برچسب‌ها: مناسبتها, بامیان
+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۲/۱۰/۳۰ساعت ۱۸:۲۶ بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

انفجارى در نزديکى مجسمه هاى باميان رُخ داد

بر اساس گزارش خبرگزاری پژواک از بامیان, انفجارى در نزديکى مجسمه هاى مخروبۀ بودا در شهر باميان به وقوع پيوست.

محمد حسن حبیبی، آمر مطبوعات قوماندانی امنیۀ بامیان به آژانس خبرى پژواک گفت که اين انفجار حوالى ساعت ۹:۳۰ قبل از ظهر امروز رُخ داده و ناشى از سرگلولۀ هاوان بوده که از گذشته ها در زير خاک باقى مانده بود.

وى افزود که هنوز مشخص نيست که اين مرمى چگونه انفجار نموده ، اما معلومات ابتدايى نشان ميدهد که  براثر وارد شدن فشار بوده است.

حبيبى علاوه کرد که   اين  انفجار در نزديکى حوزۀ اول امنيتى شهر باميان صورت گرفته و هيچگونه تلفات و خسارات نداشته ، تيم انجنيرى پوليس بخاطر بررسى واقعه به محل اعزام گرديده است.

آمر مطبوعات قوماندانی امنیۀ بامیان ميگويد: (( اين يک محل غير مسکونى بوده و از لحاظ امنيتى قابل تشويش نيست، اما صداى انفجار مردم را کمى نگران ساخت.))

خبرنگار پژواک از محل رويداد گزارش داد که انفجار در جايى به وقوع پيوسته که در نزديکى آن مجسمه هاى مخروبۀ بودا نيز قرار دارد.

باميان از جملۀ ولايات امن کشور بوده و انفجار دراين ولايت به ندرت صورت ميگيرد.

باميان اولين ولايتى بود که پروسۀ انتقال مسووليت هاى امنيتى از نيروهاى خارجى به نيروهاى افغان در سرطان سال ١٣٩٠ آغاز گرديد.

 



برچسب‌ها: حوادث و امنیت بامیان
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۲/۱۰/۲۶ساعت ۱۱:۵۰ قبل از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

اختصاص 20 میلیون دالر برای اعمار یک مرکز فرهنگی در بامیان

 بر اساس گزارش دویچه وله قرار است در ولایت مرکزی افغانستان، بامیان یک مرکز فرهنگی که شامل یک موزیم، کتابخانه و استدیوم ورزشی است، اعمار گردد. یک بخشی از هزینه این پروژه را کشور کوریا جنوبی بدوش گرفته است.

آصف مبلغ معاون والی بامیان میگوید این مرکز فرهنگی با هزینه 20 ملیون دالر ساخته خواهد شد.

قرار است بخش اول با هزینه 5.4 ملیون دالر از کمک های کشور کوریا در بهار سال آینده اعمار گردد.

مبلغ میگوید: «این مرکز تا دو سال آینده تکمیل و به بهره برداری سپرده میشود که تسهیلات لازم را در بخش های فرهنگی و ورزشی مهیا میسازد».

با وجودیکه که گفته می شود ولایت بامیان دارای آثار باستانی زیادی است اما مقامات محلی این ولایت ادعا می کنند که به دلیل نبود موزیمی تمامی آثار باستانی بامیان در انبارها نگهداری میشوند.

حسین احمد پور رئیس اطلاعات ریاست اطلاعات و فرهنگ بامیان از اعمار مرکز فرهنگی بامیان ابراز خورسندی کرده می گوید: «با تکمیل این مرکز تحول بزرگ فرهنگی در بامیان رخ خواهد داد».

او اضافه می کند که به دلیل نبود موزیم در این ولایت صد ها اثر باستانی با ارزش و با قدامت تاریخی، در وضعیت نامناسب نگهداری میشوندولایت بامیان به دلیل داشتن مکان های تاریخی و باستانی شهرت جهانی دارد. به همین دلیل توجه کشور های کمک کننده را نیز به خود جلب کرده و شمار از پروژه ها نیز از جانب همین کشور ها تمویل می گردد.

تندس بودا ، شهر غلغله ، شهر ضحاک و چندین مکان دیگر از ساحات تاریخی این ولایت به حساب می آیند که گفته می شود در حال حاضر با خطر نابودی رو برو هستند. مقام های محلی بامیان با ابراز نگرانی از این بابت و اما امید وارند که با اعمار مرکز فرهنگی این ولایت و موزیمی حد اقل مشکل نگهداری آثار باستانی تا مقداری حل گردد.


برچسب‌ها: بامیان, آثار باستانی
+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۹۲/۱۰/۲۴ساعت ۱۵:۴ بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

باستان شناسان هندى در مورد بازسازى مجسمه هاى بودا تحقيق میکنند

بر اساس گزارش خبرگزاری پژواک از بامیان,قرار است که يک تيم باستان شناسى هندوستان، به افغانستان آمده و در مورد بازسازى مجسمه هاى مخروبۀ بودا تحقيق نمايد.

رسانه هاى هندى گزارش دادند که اين تيم، مربوط ادارۀ سروى باستان شناسى هندوستان ASI بوده و در آيندۀ نزديک، وارد کابل خواهد شد.

منبع ميگويد که اين تيم؛ شامل دو تن بوده و بررسى ميکند که چگونه مى توانند در بازسازى مجسمه هاى بودا همکارى نمايند. در اجلاس ديروز اين اداره درهند، فيصله شد که يک تيم آنها به افغانستان رفته و مجسمه هاى مخروبۀ بودا را از نزديک ببيند.

آنها نتيجۀ بررسى هاى خود را بعد از برگشت از افغانستان، به ادارۀ مربوطه خود ارايه کرده و درمورد مشوره مى کنند.

دو مجسمه که قدامت١٦٠٠ ساله داشته و از شاهکارهاى زمان بوديزم بودند؛ در زمان حاکميت طالبان (١٠مارچ ٢٠٠١ ميلادى) مطابق ٢٠ حوت ١٣٧٩تحت اين نام که موجوديت بُت به معناى شرک است، در پی حملات متواتر و آتشباری سنگين طالبان، منهدم گرديد. مجسمۀ بزرگ "صلصال" با ارتفاع ٥٥ متر، و مجسمۀ کوچک به نام "شمامه" با ارتفاع ٣٣ متر، در مسير جاده قديمی ابريشم در شمال شهر باميان در دل کوه تراشيده شده بود.

محمد کبير دادرس رييس اطلاعات و فرهنگ باميان ميگويد که نه تنها تيم باستانشناسان هندى، بلکه از هر کشور ديگرى که باشد و در بازسازى مجسمه هاى بودا سرمايه گذارى و همکارى کند، از آن استقبال ميکنند.

وى به آژانس خبرى پژواک گفت که وزير اطلاعات و فرهنگ، در کنفرانس هاى بين المللى همواره گفته که بايد يکى از مجسمه هاى بودا، به شکل قديمى آن بازسازى شود.

دادرس افزود: "بازسازى مجسمه هاى بودا، بر عوايد ملى و افزايش سياحان داخلى و خارجى اثرگذار بوده و هم به نفع کشور و هم به نفع مردم است.

" تيم باستانشناسی (ايکوموس) آلمان، در چند سال اخير توانسته هزاران قطعه از پارچه های تخريب شدۀ بودا را شناسايی و بعد از نمره بندى، در محل مخصوص حفاظت نمايد؛ برخى قطعات جدا شده از پيکره هاى بودا از ٩٠ تا ١٠٠ تُن وزن دارد.

ايکوموس، پنج سال قبل تحکيم بندى محل مجسمه "شمامه" را به هزينۀ سه ميليون دالر آغاز کرد و کار آن، در سال ١٣٩٠ تکميل و زمينه براى امکان بازسازى مجسمه ها فراهم گرديده است.

ساحه تخریب شدۀ بودا در سال ٢٠٠٧ ميلادى نيز درليست میراثهای فرهنگی ملل متحد(يونسکو) قرار گرفته و جاپان، وعدۀ بيش از يکصد ميليون دالر را برای بازسازی پيکره هاى بودا داده است.

رييس اطلاعات و فرهنگ باميان ميگويد که قرار است کار تحکيم بندى مجسمۀ "صلصال" نيز که درزهاى بزرگ پيدا نموده، در سال ١٣٩٣ از طرف يونسکو آغاز شود.

اين درحالى است که وزارت اطلاعات و فرهنگ، در گذشته گفته بود که آنها مخالف نوسازی مجسمه های بودا هستند؛ زیرا نوسازی بودا، قدامت تاریخی آنرا خدشه دار ميسازد و از نگاه هنری نیز قابل پسند نمی باشد.

اين وزارت؛ از کشورهايی که علاقمند بازسازی مجسمه ها می باشند، رسماً خواسته است تا طرح شانرا به وزارت آورده ومشخص کنند که کدام مجسمه قابل ترمیم است و آیا قابل ترمیم میباشد و یا خیر!

در کنفرانس سال ١٣٨٦ که در شهر برلين آلمان با شرکت يونسکوى جاپان، فرانسه و وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان داير شد، تصميم گرفته شد که بايد پيکره هاى بودا در صورتى که پنجاه درصد پارچه ها و مواد فروافتادۀ آن تکميل شده باشد، دوباره به شکل سابق بازسازى گردد.

از سوى ديگر، باستانشناسان در آلمان به اين باوراند که امکان بازسازى مجسمۀ کوچک بودا وجود دارد. پوهنتون مونشن آلمان، به نقل از پروفيسور ايروين ايمرلينگErwin Emmerlingرئيس تيم باستانشناسان آن کشور گفته است که صدها پارچۀ مجسمۀ کوچک بودا، يکجا شده ميتواند تا شکل قبلى خود را دريابد.

اما اين باستانشناس، در مورد بازسازى مجسمۀ بزرگ بودا با درنظرداشت ١٢ متر پهنايى آن، متردد است.

در ابتدا، پلان طورى بود که پيکره هاى بودا، با پرتاب شعاع لايزر دو باره مجسم شوند.

ياماگاتا هنرمند جاپانى در سال١٣٨٥ براى بازسازى پيكره هاى بودا، از جاپانى ها پول جمع ميكرد و تصميم داشت كه تصاوير دو مجسمه را با پرتاب اشعۀ لايزر، در همان جايى که قرار دارند؛ انعکاس بدهد. ياماگاتا گفته بود که تا سى ميليون دالر بودجه را براى پرتاب اشعه لايزر، به عهده گرفته و مردم تا دو سال آينده؛ تصاوير آنرا را در همان مکان قبلى مشاهده خواهند کرد.

اين هنرمند ميخواست سلسله اى از تصاوير را روى صخره هاى تپۀ باميان با چهارده سيستم لايزر بتاباند كه علاوه بر مجسم شدن تصوير دو پيکره، انرژى برق براى مردم محل نيز توليد ميشد.

اما شعاع لايزر، عوارض جانبى در پى خواهد داشت و کشتزارهايى که در مسير شعاع لايزرقرار ميگيرند؛ از بين خواهند رفت. کوهى که دو مسجمه درآنجا قرار دارند، فرسوده شده و به پرندگان و حيوانات نيز ضرر خواهد رسيد


برچسب‌ها: بامیان, آثار باستانی
+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۲/۱۰/۲۲ساعت ۱۲:۲۱ بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

از سیزدهمین سالگرد شهدای قتل عام 19 جدی در بامیان تجلیل شد

از سیزدهمین سالگرد قتل عام مردم یکه ولنگ در 19 جدی سال 1379 توسط رژیم طالبان، طی محفلی با حضور صد ها تن از وارثین شهدا، مقامات حکومت محلی، فعالین حقوق بشری و مدنی و باشنده های ولایت بامیان بزرگداشت به عمل آمد.

در 19 جدی سال 1379 در ولسوالی یکه ولنگ ولایت بامیان در حدود 300 تن از افراد بی گناه و بی دفاع توسط رژیم طالبان به صورت گروهی به شهادت رسیدند.

بر اساس گزارش سایت وحدت نیوز از بامیان محمد صادق علی یار رییس کمیته ی صلح ولایتی بامیان که در این محفل سخن می گفت ضمن تسلیت و اظهار همدردی با وارثین شهدا، در مورد علت و عوامل این قتل دسته جمعی گفت: عمده ترین عواملی که باعث قتل عام مردم ما شده است اندیشه و تفکر برتری طلبی نسبت به یکدیگر به افغانستان بوده که این عمل یک عمل ضداسلامی و انسانی است.

وی همچنان گفت، تمام ما کسانی که امروز حرف از شهدا می زنیم در مقابل آنها مسئول بوده دادخواهی و عمل را باید از خود شروع کنیم.

روح الله فروغ رییس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در بامیان نیز، قتل عام یکه و لنگ را از جمله جنایات علیه بشریت دانسته می گوید، این یک قتل عام هدفمند بوده و باید دولت افغانستان عاملین چنین جنایات علیه بشریت را به پنچه ی قانون بسپارد.

محمد آصف مبلغ معاون والی بامیان نیز که در این مراسم اشتراک نموده بود گفت: بامیان شهدای بی شماری را در دفاع از وطن داده است و در این مقطع از زمان نیز با ایثار و فداکاری در انتخابات پیشروی فعالانه سهم بگیرند.

اما وارثین شهدا با انتقاد از دولت افغانستان مبنی بر اینکه در مورد شهدای 19 جدی هیچ گونه اقدامی را در راستای به محاکمه کشانیدن عاملین این جنایات نکرده بلکه آنان را برادران ناراضی خود خطاب می کند، و نیز آنان از دادخواهان حقوق بشر و جامعه ی جهانی می خواهند تا در این مورد دادخواهی نمایند.

ولسوالی یکه ولنگ تنها منطقه ای در بامیان نیست که در آن چنین قتل عام صورت گرفته است بلکه در اکثر نقاط افغانستان مردم بی دفاع از سوی گروه طالبان به صورت گروهی و دسته جمعی به شهادت رسیده اند.


برچسب‌ها: مناسبتها, بامیان
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۲/۱۰/۱۹ساعت ۲۱:۰ بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

شکایت مردم بامیان: قمیت برق در دیگر ولایات فی کیلوات1.5افغانی, در بامیان16افغانی است.

بر اساس گزارش پایگاه خبری ـ تحلیلی افغان نیوز از بامیان, مرذم بامیان از گرانی قیمت برق در شهر بامیان شکایت دارند. هم اکنون بیش از یکهزارکيلو وات برق سولری (آفتابی) در شهر باميان و اطراف آن توزيع گرديده، اما مردم از قیمت گزاف آن شکایت دارند.

سال گذشته کار نصب پايه ها و لين دوانى برق آفتابى با هزینه ١٥ ميلیون دالر از کمک تيم بازسازى ولايتى(PRT ) نیوزيلاند در بامیان آغاز گرديد.

اين برق از سه ماه بدينسو از طريق چند استيشن به منازل مسکونى و دکانها جریان پيدا کرده است.در هر یک از این استیشن ها جنراتور نیز فعال گردیده و در صورتى که برق آفتابی به اثر ابری بودن هوا جریان پیدا نکند از برق جنراتور استفاده میگردد.این برق فعلاً برای مشترکین در حال توزیع است.

اما شهروندان بامیان،قیمت برق را گزاف خوانده و خواستار پايين آمدن آن از دولت هستند.

غلام سخی یکی از شهريان بامیان می گوید: برق مسکونی فی کیلووات ١٦ افغانی است در حالیکه در دیگر ولایات یک ونیم افغانی می باشد .

وی افزود باوجودى که برق کابل از ترکمنستان تمديد يافته، اما قیمتش پایین است و برق بامیان از آفتاب خود بامیان است، اما با قیمت گزاف بالای مردم به فروش می رسد .

حیدر علی احمدی عضو شوراى ولایتی بامیان مي گويد: آنها موضوع قيمت بودن برق را بارها در جلسات اداری ولایت مطرح نموده، اما به نتیجۀ نهايی نرسيده اند.

وی علاوه کرد که ابتدا قیمت برق مسکونی٤٠ افغانی بود ، ولى با پافشاری شوراى ولایتی به ١٦ افغانی رسید واین هم برای مردم بسیار سنگین است .

احمدی گفت شورای ولایتی همیشه در پیشنهادات خود مطرح کرده که بامیان ظرفیت برق آبی را در همه مناطق خود دارد وباید بند برق های آبی ساخته شود.

لوی پاسوال غلام علی وحدت والی بامیان مي گويد: در مورد قیمت برق مسوولین برشنا گفته اند که اداره محلی همراه با شوراى ولایتی باميان در بارۀ قیمت برق تصمیم بگیرند.

وی افزود که قیمت برق زیاد است،اما استدلالى که مسوولین برق دارند این است که برق آفتابى استهلاک زیاد دارد و از همين جهت کيلو وات آن قيمت است.

انجنير مرتضی ریيس برق بامیان مي گويد: برق آفتابى استهلاک سامان آلات دارد واگر قیمت کمتر از این محاسبه شود در سالهای آینده برق بی بودجه خواهد ماند ووسایل استهلاک شده خریداری نمی شود.

وی گفت که تا هنوز آنها برای ٩٠٠ خانواده برق شبانه روزی توزیع کرده اند وتا سه هزار خانواده ظرفیت موجود است تا برای شان برق توزیع گردد.

رييس برق باميان علاوه کرد که براى حدود ٤٠٠ دکان نيز برق آفتابى توزيع گرديده است.

اما مردم مي گويند: حدود ١٠ هزار خانواده و دکان در شهر و اطراف آن وجود دارد و نه تنها که برق گران است، بلکه ظرفيت برق دادن به تمام دکان ها و خانواده ها را ندارد و هنوز هم تعداد زياد خانواده ها از هريکين استفاده مى کنند.

در سالهاى گذشته، بخاطر نبود برق چندبار تظاهرات صورت گرفته ومردم يک هريکين بزرگ را در چوک باميان در اعتراض به بى برقى نصب نموده اند که اين چوک بنام هريکين ياد ميشود.مردم يک هريکين را به رسم تحفه به محمد اسماعیل وزیر سابق انرژی وآب نيز فرستاده بودند.

این تظاهرات باعث شد که تیم بازسازی ولایتی نیوزيلاند(زيلاند جديد) که امسال باميان را ترک نموده، ضرورت های اولیه مردم را درک کرده وبه دنبال آن طرح برق آفتابی را تطبیق نمايد که با جریان این برق بازهم مردم از قیمت گزاف آن شکايت دارند.

کار تمديد برق آفتابی در ماه ميزان سال گذشته توسط محمد کریم خلیلی معاون دوم ریيس جمهور در شهر باميان افتتاح شد که در مجموع ١٢٥٠ دستگاه سولر نصب گرديده و کار لين دوانى آن به منازل و دکانها جريان دارد.


برچسب‌ها: بامیان
+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۲/۰۹/۲۹ساعت ۱۸:۳ بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

به بهانه ی جشن فراغت جمع از دانشجویان دانشگاه بامیان

1. چند سالی است که هر از گاهی شاهد فراغت جمع از عزیزان ما در دانشگاه بامیان هستیم. بر اساس گزارش ها از بامیان دیروز نیز تعداد360تن از دانشجویان دختر و پسر این دانشگاه مراسم فارغ التحصیلی شان را جشن گرفتند.خوشحال از این که دیگر از خاک بامیان برای دفن اجساد کشته شدگان  استفاده نمی شوند و امروز در این سرزمین, بهار جوان و دانش قد علم کرده است. با این هم, نباید فراموش کرد که سنگ بنایی اولیه ی این دانشگاه, در واقع از استخوانهای عزیزان ,و آب و گِل آن از گوشت و خون جوانان و دلیرمردانی هست که در بدترین شرائط ممکن از مرزهای بامیان و هزارجات به دفاع بر خواستند و از تأسیس این دانشگاه پاسداری و حمایت نمودند. آنان که دیروز سلاح به دست گرفتند تا فرصت قلم زدن امروز را برای جوانان ما به وجود آورند.

یقیناً اگر دانشگاه بامیان در دوران مقاومت تأسیس نشده بود, امروز مردم ما برای جشن فراغت عزیزان شان به تخار, قندوز و پروان یا جلال آباد, کنر و لغمان می رفتند و یا هم شاید اصلا شاهد چنین شکوه و عظمت برای فرزندان شان نبودند؛ چنان که در تاریخ گذشته ی خویش شاهد نبودیم. گرچه گفته اند که جنگ در ذات خویش همیشه مذموم و نامقدس است و آثاری جز ویرانگری ندارد, اما برای دوران مقاومت اگر هیچ آثار خیری قائل نباشیم , حداقل همین یک اثر را باید قدر بدانیم.

2.   علم و دانش مرز نمی شناسد؛ فراغت از یک مقطع تحصیلی به معنای محدودیت در قدرت و امکانات دولت است؛ نه به معنای محدودیت در قدرت اراده, نه مرز برای تفکر و اندیشه, نه حد معین از خدمت برای کشور, جامعه و هم نوعان انسان. همه باید بدانیم و میدانیم که قبولي در كنكور، ورود به دانشگاه, فراغت از يك مقطع تحصیلی در عین حال که پیمودن یک گام به سوی موفقيت است, اما هیچکدام در زندگی هدف نيست و نباید هدف قرار گیرد؛ بلكه هدف رشد علمی و اعتلاي فرهنگي کشور و جبران عقب ماندگي هاي تاریخی جامعه, و مقصد کم کردن فاصله با قافله ی تمدن بشری و درنهایت تأمین یک زندگی سعادتمند و انسانی است.

3. وقت ما هرروز شاهد نوآوري هاي علمي، رشد تکنولوژی و فناورهاي جدید و ثبت اختراعات ناشی از تحقیقات و پژوهش در دانشگاه هاي جهان, حتی کشورهای همسایه و پیرامون خود هستیم, اما می بنیم که دردانشگاه هاي کشور ما تحقيق وپژوهش که محور توسعه ی علمی هر کشور است, در حد بسیار ابتداي آن هنوز برای دانشجویان و خیلی از استادان ما نامفهوم و ناشناخته است, تاچه رسد به عرضه ی پژوهش و تحقیقات با رویکرد علمي و استانداردهای جهانی،در صورت تداوم این روند هیچ چشم انداز روشن را فراروی دانشگاه ها و افق جدیدی را فراروی دانشجویان کشور نمی توان دید.

4. به امید روز که دانشگاه های ما به دور از سایه تعصب و تبعیض, تبدیل به محیط علمی و مکان برای اعتلای فرهنگی کشور گردیده و دانشجویان ما با کوله باری از دانش وارد عرصه خدمت به جامعه گردد.

با این همه فراغت جمع از دوستان و عزیزان در دانشگاه بامیان, نويد بخش فرداي روشن و آهنگ حرکت به سوی یک زندگي سعادت مند خواهد بود. این جشن فراغت برای عزیزان, خانواده های شان و جامعه ی علمی کشور مبارکباد!



برچسب‌ها: بامیان
+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۲/۰۹/۲۴ساعت ۱۴:۱۵ بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

مطالب قدیمی‌تر