بامیـــــــــان

ســــــــــــــــیاسی،اجتــــــــــــــــــــماعی ،فــــــــــــــــــــــرهنگی

باستان شناسان هندى در مورد بازسازى مجسمه هاى بودا تحقيق میکنند

بر اساس گزارش خبرگزاری پژواک از بامیان,قرار است که يک تيم باستان شناسى هندوستان، به افغانستان آمده و در مورد بازسازى مجسمه هاى مخروبۀ بودا تحقيق نمايد.

رسانه هاى هندى گزارش دادند که اين تيم، مربوط ادارۀ سروى باستان شناسى هندوستان ASI بوده و در آيندۀ نزديک، وارد کابل خواهد شد.

منبع ميگويد که اين تيم؛ شامل دو تن بوده و بررسى ميکند که چگونه مى توانند در بازسازى مجسمه هاى بودا همکارى نمايند. در اجلاس ديروز اين اداره درهند، فيصله شد که يک تيم آنها به افغانستان رفته و مجسمه هاى مخروبۀ بودا را از نزديک ببيند.

آنها نتيجۀ بررسى هاى خود را بعد از برگشت از افغانستان، به ادارۀ مربوطه خود ارايه کرده و درمورد مشوره مى کنند.

دو مجسمه که قدامت١٦٠٠ ساله داشته و از شاهکارهاى زمان بوديزم بودند؛ در زمان حاکميت طالبان (١٠مارچ ٢٠٠١ ميلادى) مطابق ٢٠ حوت ١٣٧٩تحت اين نام که موجوديت بُت به معناى شرک است، در پی حملات متواتر و آتشباری سنگين طالبان، منهدم گرديد. مجسمۀ بزرگ "صلصال" با ارتفاع ٥٥ متر، و مجسمۀ کوچک به نام "شمامه" با ارتفاع ٣٣ متر، در مسير جاده قديمی ابريشم در شمال شهر باميان در دل کوه تراشيده شده بود.

محمد کبير دادرس رييس اطلاعات و فرهنگ باميان ميگويد که نه تنها تيم باستانشناسان هندى، بلکه از هر کشور ديگرى که باشد و در بازسازى مجسمه هاى بودا سرمايه گذارى و همکارى کند، از آن استقبال ميکنند.

وى به آژانس خبرى پژواک گفت که وزير اطلاعات و فرهنگ، در کنفرانس هاى بين المللى همواره گفته که بايد يکى از مجسمه هاى بودا، به شکل قديمى آن بازسازى شود.

دادرس افزود: "بازسازى مجسمه هاى بودا، بر عوايد ملى و افزايش سياحان داخلى و خارجى اثرگذار بوده و هم به نفع کشور و هم به نفع مردم است.

" تيم باستانشناسی (ايکوموس) آلمان، در چند سال اخير توانسته هزاران قطعه از پارچه های تخريب شدۀ بودا را شناسايی و بعد از نمره بندى، در محل مخصوص حفاظت نمايد؛ برخى قطعات جدا شده از پيکره هاى بودا از ٩٠ تا ١٠٠ تُن وزن دارد.

ايکوموس، پنج سال قبل تحکيم بندى محل مجسمه "شمامه" را به هزينۀ سه ميليون دالر آغاز کرد و کار آن، در سال ١٣٩٠ تکميل و زمينه براى امکان بازسازى مجسمه ها فراهم گرديده است.

ساحه تخریب شدۀ بودا در سال ٢٠٠٧ ميلادى نيز درليست میراثهای فرهنگی ملل متحد(يونسکو) قرار گرفته و جاپان، وعدۀ بيش از يکصد ميليون دالر را برای بازسازی پيکره هاى بودا داده است.

رييس اطلاعات و فرهنگ باميان ميگويد که قرار است کار تحکيم بندى مجسمۀ "صلصال" نيز که درزهاى بزرگ پيدا نموده، در سال ١٣٩٣ از طرف يونسکو آغاز شود.

اين درحالى است که وزارت اطلاعات و فرهنگ، در گذشته گفته بود که آنها مخالف نوسازی مجسمه های بودا هستند؛ زیرا نوسازی بودا، قدامت تاریخی آنرا خدشه دار ميسازد و از نگاه هنری نیز قابل پسند نمی باشد.

اين وزارت؛ از کشورهايی که علاقمند بازسازی مجسمه ها می باشند، رسماً خواسته است تا طرح شانرا به وزارت آورده ومشخص کنند که کدام مجسمه قابل ترمیم است و آیا قابل ترمیم میباشد و یا خیر!

در کنفرانس سال ١٣٨٦ که در شهر برلين آلمان با شرکت يونسکوى جاپان، فرانسه و وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان داير شد، تصميم گرفته شد که بايد پيکره هاى بودا در صورتى که پنجاه درصد پارچه ها و مواد فروافتادۀ آن تکميل شده باشد، دوباره به شکل سابق بازسازى گردد.

از سوى ديگر، باستانشناسان در آلمان به اين باوراند که امکان بازسازى مجسمۀ کوچک بودا وجود دارد. پوهنتون مونشن آلمان، به نقل از پروفيسور ايروين ايمرلينگErwin Emmerlingرئيس تيم باستانشناسان آن کشور گفته است که صدها پارچۀ مجسمۀ کوچک بودا، يکجا شده ميتواند تا شکل قبلى خود را دريابد.

اما اين باستانشناس، در مورد بازسازى مجسمۀ بزرگ بودا با درنظرداشت ١٢ متر پهنايى آن، متردد است.

در ابتدا، پلان طورى بود که پيکره هاى بودا، با پرتاب شعاع لايزر دو باره مجسم شوند.

ياماگاتا هنرمند جاپانى در سال١٣٨٥ براى بازسازى پيكره هاى بودا، از جاپانى ها پول جمع ميكرد و تصميم داشت كه تصاوير دو مجسمه را با پرتاب اشعۀ لايزر، در همان جايى که قرار دارند؛ انعکاس بدهد. ياماگاتا گفته بود که تا سى ميليون دالر بودجه را براى پرتاب اشعه لايزر، به عهده گرفته و مردم تا دو سال آينده؛ تصاوير آنرا را در همان مکان قبلى مشاهده خواهند کرد.

اين هنرمند ميخواست سلسله اى از تصاوير را روى صخره هاى تپۀ باميان با چهارده سيستم لايزر بتاباند كه علاوه بر مجسم شدن تصوير دو پيکره، انرژى برق براى مردم محل نيز توليد ميشد.

اما شعاع لايزر، عوارض جانبى در پى خواهد داشت و کشتزارهايى که در مسير شعاع لايزرقرار ميگيرند؛ از بين خواهند رفت. کوهى که دو مسجمه درآنجا قرار دارند، فرسوده شده و به پرندگان و حيوانات نيز ضرر خواهد رسيد


برچسب‌ها: بامیان, آثار باستانی
+ نوشته شده در  یکشنبه 1392/10/22ساعت 12:21 بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

از سیزدهمین سالگرد شهدای قتل عام 19 جدی در بامیان تجلیل شد

از سیزدهمین سالگرد قتل عام مردم یکه ولنگ در 19 جدی سال 1379 توسط رژیم طالبان، طی محفلی با حضور صد ها تن از وارثین شهدا، مقامات حکومت محلی، فعالین حقوق بشری و مدنی و باشنده های ولایت بامیان بزرگداشت به عمل آمد.

در 19 جدی سال 1379 در ولسوالی یکه ولنگ ولایت بامیان در حدود 300 تن از افراد بی گناه و بی دفاع توسط رژیم طالبان به صورت گروهی به شهادت رسیدند.

بر اساس گزارش سایت وحدت نیوز از بامیان محمد صادق علی یار رییس کمیته ی صلح ولایتی بامیان که در این محفل سخن می گفت ضمن تسلیت و اظهار همدردی با وارثین شهدا، در مورد علت و عوامل این قتل دسته جمعی گفت: عمده ترین عواملی که باعث قتل عام مردم ما شده است اندیشه و تفکر برتری طلبی نسبت به یکدیگر به افغانستان بوده که این عمل یک عمل ضداسلامی و انسانی است.

وی همچنان گفت، تمام ما کسانی که امروز حرف از شهدا می زنیم در مقابل آنها مسئول بوده دادخواهی و عمل را باید از خود شروع کنیم.

روح الله فروغ رییس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در بامیان نیز، قتل عام یکه و لنگ را از جمله جنایات علیه بشریت دانسته می گوید، این یک قتل عام هدفمند بوده و باید دولت افغانستان عاملین چنین جنایات علیه بشریت را به پنچه ی قانون بسپارد.

محمد آصف مبلغ معاون والی بامیان نیز که در این مراسم اشتراک نموده بود گفت: بامیان شهدای بی شماری را در دفاع از وطن داده است و در این مقطع از زمان نیز با ایثار و فداکاری در انتخابات پیشروی فعالانه سهم بگیرند.

اما وارثین شهدا با انتقاد از دولت افغانستان مبنی بر اینکه در مورد شهدای 19 جدی هیچ گونه اقدامی را در راستای به محاکمه کشانیدن عاملین این جنایات نکرده بلکه آنان را برادران ناراضی خود خطاب می کند، و نیز آنان از دادخواهان حقوق بشر و جامعه ی جهانی می خواهند تا در این مورد دادخواهی نمایند.

ولسوالی یکه ولنگ تنها منطقه ای در بامیان نیست که در آن چنین قتل عام صورت گرفته است بلکه در اکثر نقاط افغانستان مردم بی دفاع از سوی گروه طالبان به صورت گروهی و دسته جمعی به شهادت رسیده اند.


برچسب‌ها: مناسبتها, بامیان
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1392/10/19ساعت 9:0 بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

شکایت مردم بامیان: قمیت برق در دیگر ولایات فی کیلوات1.5افغانی, در بامیان16افغانی است.

بر اساس گزارش پایگاه خبری ـ تحلیلی افغان نیوز از بامیان, مرذم بامیان از گرانی قیمت برق در شهر بامیان شکایت دارند. هم اکنون بیش از یکهزارکيلو وات برق سولری (آفتابی) در شهر باميان و اطراف آن توزيع گرديده، اما مردم از قیمت گزاف آن شکایت دارند.

سال گذشته کار نصب پايه ها و لين دوانى برق آفتابى با هزینه ١٥ ميلیون دالر از کمک تيم بازسازى ولايتى(PRT ) نیوزيلاند در بامیان آغاز گرديد.

اين برق از سه ماه بدينسو از طريق چند استيشن به منازل مسکونى و دکانها جریان پيدا کرده است.در هر یک از این استیشن ها جنراتور نیز فعال گردیده و در صورتى که برق آفتابی به اثر ابری بودن هوا جریان پیدا نکند از برق جنراتور استفاده میگردد.این برق فعلاً برای مشترکین در حال توزیع است.

اما شهروندان بامیان،قیمت برق را گزاف خوانده و خواستار پايين آمدن آن از دولت هستند.

غلام سخی یکی از شهريان بامیان می گوید: برق مسکونی فی کیلووات ١٦ افغانی است در حالیکه در دیگر ولایات یک ونیم افغانی می باشد .

وی افزود باوجودى که برق کابل از ترکمنستان تمديد يافته، اما قیمتش پایین است و برق بامیان از آفتاب خود بامیان است، اما با قیمت گزاف بالای مردم به فروش می رسد .

حیدر علی احمدی عضو شوراى ولایتی بامیان مي گويد: آنها موضوع قيمت بودن برق را بارها در جلسات اداری ولایت مطرح نموده، اما به نتیجۀ نهايی نرسيده اند.

وی علاوه کرد که ابتدا قیمت برق مسکونی٤٠ افغانی بود ، ولى با پافشاری شوراى ولایتی به ١٦ افغانی رسید واین هم برای مردم بسیار سنگین است .

احمدی گفت شورای ولایتی همیشه در پیشنهادات خود مطرح کرده که بامیان ظرفیت برق آبی را در همه مناطق خود دارد وباید بند برق های آبی ساخته شود.

لوی پاسوال غلام علی وحدت والی بامیان مي گويد: در مورد قیمت برق مسوولین برشنا گفته اند که اداره محلی همراه با شوراى ولایتی باميان در بارۀ قیمت برق تصمیم بگیرند.

وی افزود که قیمت برق زیاد است،اما استدلالى که مسوولین برق دارند این است که برق آفتابى استهلاک زیاد دارد و از همين جهت کيلو وات آن قيمت است.

انجنير مرتضی ریيس برق بامیان مي گويد: برق آفتابى استهلاک سامان آلات دارد واگر قیمت کمتر از این محاسبه شود در سالهای آینده برق بی بودجه خواهد ماند ووسایل استهلاک شده خریداری نمی شود.

وی گفت که تا هنوز آنها برای ٩٠٠ خانواده برق شبانه روزی توزیع کرده اند وتا سه هزار خانواده ظرفیت موجود است تا برای شان برق توزیع گردد.

رييس برق باميان علاوه کرد که براى حدود ٤٠٠ دکان نيز برق آفتابى توزيع گرديده است.

اما مردم مي گويند: حدود ١٠ هزار خانواده و دکان در شهر و اطراف آن وجود دارد و نه تنها که برق گران است، بلکه ظرفيت برق دادن به تمام دکان ها و خانواده ها را ندارد و هنوز هم تعداد زياد خانواده ها از هريکين استفاده مى کنند.

در سالهاى گذشته، بخاطر نبود برق چندبار تظاهرات صورت گرفته ومردم يک هريکين بزرگ را در چوک باميان در اعتراض به بى برقى نصب نموده اند که اين چوک بنام هريکين ياد ميشود.مردم يک هريکين را به رسم تحفه به محمد اسماعیل وزیر سابق انرژی وآب نيز فرستاده بودند.

این تظاهرات باعث شد که تیم بازسازی ولایتی نیوزيلاند(زيلاند جديد) که امسال باميان را ترک نموده، ضرورت های اولیه مردم را درک کرده وبه دنبال آن طرح برق آفتابی را تطبیق نمايد که با جریان این برق بازهم مردم از قیمت گزاف آن شکايت دارند.

کار تمديد برق آفتابی در ماه ميزان سال گذشته توسط محمد کریم خلیلی معاون دوم ریيس جمهور در شهر باميان افتتاح شد که در مجموع ١٢٥٠ دستگاه سولر نصب گرديده و کار لين دوانى آن به منازل و دکانها جريان دارد.


برچسب‌ها: بامیان
+ نوشته شده در  جمعه 1392/09/29ساعت 6:3 بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

به بهانه ی جشن فراغت جمع از دانشجویان دانشگاه بامیان

1. چند سالی است که هر از گاهی شاهد فراغت جمع از عزیزان ما در دانشگاه بامیان هستیم. بر اساس گزارش ها از بامیان دیروز نیز تعداد360تن از دانشجویان دختر و پسر این دانشگاه مراسم فارغ التحصیلی شان را جشن گرفتند.خوشحال از این که دیگر از خاک بامیان برای دفن اجساد کشته شدگان  استفاده نمی شوند و امروز در این سرزمین, بهار جوان و دانش قد علم کرده است. با این هم, نباید فراموش کرد که سنگ بنایی اولیه ی این دانشگاه, در واقع از استخوانهای عزیزان ,و آب و گِل آن از گوشت و خون جوانان و دلیرمردانی هست که در بدترین شرائط ممکن از مرزهای بامیان و هزارجات به دفاع بر خواستند و از تأسیس این دانشگاه پاسداری و حمایت نمودند. آنان که دیروز سلاح به دست گرفتند تا فرصت قلم زدن امروز را برای جوانان ما به وجود آورند.

یقیناً اگر دانشگاه بامیان در دوران مقاومت تأسیس نشده بود, امروز مردم ما برای جشن فراغت عزیزان شان به تخار, قندوز و پروان یا جلال آباد, کنر و لغمان می رفتند و یا هم شاید اصلا شاهد چنین شکوه و عظمت برای فرزندان شان نبودند؛ چنان که در تاریخ گذشته ی خویش شاهد نبودیم. گرچه گفته اند که جنگ در ذات خویش همیشه مذموم و نامقدس است و آثاری جز ویرانگری ندارد, اما برای دوران مقاومت اگر هیچ آثار خیری قائل نباشیم , حداقل همین یک اثر را باید قدر بدانیم.

2.   علم و دانش مرز نمی شناسد؛ فراغت از یک مقطع تحصیلی به معنای محدودیت در قدرت و امکانات دولت است؛ نه به معنای محدودیت در قدرت اراده, نه مرز برای تفکر و اندیشه, نه حد معین از خدمت برای کشور, جامعه و هم نوعان انسان. همه باید بدانیم و میدانیم که قبولي در كنكور، ورود به دانشگاه, فراغت از يك مقطع تحصیلی در عین حال که پیمودن یک گام به سوی موفقيت است, اما هیچکدام در زندگی هدف نيست و نباید هدف قرار گیرد؛ بلكه هدف رشد علمی و اعتلاي فرهنگي کشور و جبران عقب ماندگي هاي تاریخی جامعه, و مقصد کم کردن فاصله با قافله ی تمدن بشری و درنهایت تأمین یک زندگی سعادتمند و انسانی است.

3. وقت ما هرروز شاهد نوآوري هاي علمي، رشد تکنولوژی و فناورهاي جدید و ثبت اختراعات ناشی از تحقیقات و پژوهش در دانشگاه هاي جهان, حتی کشورهای همسایه و پیرامون خود هستیم, اما می بنیم که دردانشگاه هاي کشور ما تحقيق وپژوهش که محور توسعه ی علمی هر کشور است, در حد بسیار ابتداي آن هنوز برای دانشجویان و خیلی از استادان ما نامفهوم و ناشناخته است, تاچه رسد به عرضه ی پژوهش و تحقیقات با رویکرد علمي و استانداردهای جهانی،در صورت تداوم این روند هیچ چشم انداز روشن را فراروی دانشگاه ها و افق جدیدی را فراروی دانشجویان کشور نمی توان دید.

4. به امید روز که دانشگاه های ما به دور از سایه تعصب و تبعیض, تبدیل به محیط علمی و مکان برای اعتلای فرهنگی کشور گردیده و دانشجویان ما با کوله باری از دانش وارد عرصه خدمت به جامعه گردد.

با این همه فراغت جمع از دوستان و عزیزان در دانشگاه بامیان, نويد بخش فرداي روشن و آهنگ حرکت به سوی یک زندگي سعادت مند خواهد بود. این جشن فراغت برای عزیزان, خانواده های شان و جامعه ی علمی کشور مبارکباد!



برچسب‌ها: بامیان
+ نوشته شده در  یکشنبه 1392/09/24ساعت 2:15 بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

افزایش دوبرابری قیمت کچالو, بدلیل نا امنی راه و ذخیره سازی کچالو در بامیان

 

بر اساس گزارش خبرگزاری پژواک از بامیان قيمت کچالو در کابل،قیمت هر سیر(هفت کیلو) کچالو طی ١٠ روز گذشته، از ١٠٠ افغانی به ٢٤٠ افغانی افزایش یافته است.

 مجید قرار سخنگوی وزارت زراعت، به آژانس خبری پژواک گفت که دلایل متعددی در بروز این وضعیت نقش داشته؛ اما این امیدواری وجود دارد که قیمت آن به زودی کاهش یابد. وی گفت: "بیشتر کچالوی مورد نیاز کابل و دیگر ولایات همجوار، از بامیان تامین می شود؛ اما به دلیل جنگ و ناامنی در درۀ غوربند، کچالو کمتر به کابل انتقال می بابد و بخش قابل توجهى از تولید امسال ذخیره شده است." افزون براین، قرار از ازدیاد کارخانه های تولید چپس نیز به عنوان یکی دیگر ازعوامل افزایش قیمت این محصول نام برد.

بر پایۀ معلومات وی، در حال حاضر بیش از ١٥٠٠ ذخیرگاه کچالو که درهر کدام بین ٥ تا ١٠ تن کچالو وجود دارد، در بامیان وجود دارد.

 سخنگوی وزارت زراعت گفت: "دهقانان نمی توانند به خاطر نیازمندی های مالی خود، به مدت زیادی کچالو را نگهدارند و امیدواریم با بهبود امنیت راه، مقدار بیشتر کچالو به کابل انتقال يابد."

 اشرف ٤٩ساله، دکاندار در جاده هشتم تایمنی، به پژواک گفت که قیمت هر سیر کچالوى بامیان، از ١٠٠ افغانی در دو هفتۀ گذشته، به ٢٤٠ افغانی رسیده است. اما وی گفت که این افزایش ناگهانی قیمت، سبب شده است که فروش کچالو نیز کمتر شود.

 محمد نظر باشنده تایمنی که برای خرید کچالو به این دکان آمده بود نیز گفت که با این قیمت کنونی کچالو، ترجیح می دهد گوشت بخرد.

محمد آصف رحیمی وزیر زراعت در ابتدای ماه میزان، به پژواک گفته بود که بامیان در سال جاری، با تولید ٢٧٠ هزار تن کچالو، نصف حاصل کچالوی کشور را داشته است. میزان صادرات کچالو از بامیان در سال جاری مشخص نشده؛ اما به گفتۀ وزیر زراعت، سال گذشته مقدار قابل توجهى از آن، به تاجکستان و ترکمنستان صادر گردید.


برچسب‌ها: بامیان
+ نوشته شده در  یکشنبه 1392/08/12ساعت 7:59 بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

دیدار سفیر کوریایی جنوبی با معاون ولایت بامیان

سفیر جمهوری کوریا و هیئات همراه شان از اداره پناهنده گان سازمان ملل متحد (UNHCR ) و دفتر یونیسکو به روز سه شنبه ٧ عقرب ۱۳٩٢ برابر با 29 اکتوبر 2013 با معاون صاحب مقام محترم ولایت بامیان دیدار به عمل آورد.

معاون مقام محترم ولایت بامیان، اقای محمد آصف مبلغ، طی نشست رسمی با آقای چا یانگ چیول (Cha Young-cheol) سفیر کوریای جنوبی، پیرامون همکاری ها و مساعدت های بلاعوض دولت جمهوری کوریا در عرصه های مختلف از جمله عودت و اسکان مهاجرین و رشد صنعت توریزم در بامیان بحث و گفتگو نمودند. 

در این دیدار، معاون صاحب ولایت با تشریح وضیعت عمومی، پیرامون دست آورد ها، انکشافات و پیشرفت ها، همچنان از منابع موجود و فرصت های خوب باز سازی و انکشاف در ولایت بامیان صحبت نمودند. آقای مبلغ ضمن یاد آوری از مشکلات جدی در سکتور های صحت، معارف، زراعت و ... از همکاری های خوب و بلاعوض دولت کوریا در گذشته ابراز قدردانی نموده و خواستار توجه بیشتر دولت مذکور به پروسه انکشاف در کشور بالخصوص در ولایت بامیان گردیدند.

ایشان همینگونه از سهم گیری دولت و مردم کوریا در بازسازی های که در این ولایت صورت گرفته است، از جمله قیر ریزی سرک بامیان-یکاولنگ با کیفت عالی اظهار قدر دانی نمودند. در بخش دیگری از سخنان شان، به منظور رشد توریزم، معاون صاحب ولایت ضمن اطمینان کامل از امنیت ولایت بامیان، خواستار تشویق شهروندان کوریا به باز دید از محلات تاریخی و دیدنی این ولایت شدند.

آقای چا، به نمایندگی از کشور مطبوع شان، از تداوم همکاری های 4.5 میلیون دلاری در عرصه توریزم در ولایت بامیان و 18 میلیون دلار برای مدت سه سال در سه ولایت کشور، از جمله بامیان، در عرصه کمک به پروسه عودت و اسکان مجدد مهاجرین وعده همکاری دادند. به نقل از: صفحه فیسبوک دفتر مقام ولایت


برچسب‌ها: بامیان
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1392/08/08ساعت 3:40 بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

افتتاح پروژهء برق آفتابی در بامیان؛ جنجال بر سر چوک الیکین

با سفر ارغندیوال وزیر اقتصاد به بامیان, پروژه برق آفتابی/ سولری در این شهر افتتاح گردید.

عبدالرحمن احمدی سخنگوی والی بامیان به رادیو آزادی گفتi که با افتتاح این پروژه دوهزار و پنج صد تن در این ولایت از نعمت برق مستفید می شوند.

آقای احمدی می گوید که این پروژه به هزینه چهارده میلیون دالر امریکایی به کمک کشور نیوزلند ایجاد شده است.
دیروز در شبکه های اجتماعی مطرح شده بود که قرار است استادخلیلی معاون رئیس جمهور به بامیان سفر کند. اما امروز معلوم گردید که آقای دکتر بصیر مسئول دفتر معاون رئیس جمهور, آقای ارغندیوال را در این سفر همراهی می کند. تعدادی نیز این سفر و افتتاح این پروژه را یک برنامه انتخاباتی تلقی نموده اند.
از سوی دیگر با افتتاح این پروژه, جنجال بر سر برداشتن "الیکین" که نماد اعتراض بامیانی ها به کمبود برق در بامیان بود نیز آغاز یافته است. تصاویر منتشره در صفحات فیسبوک خیلی از بامیانی ها نشان می داد که یک شب پیش از سفر وزیر اقتصاد به بامیان, شرکت برشنا تابلوهای ها را با عنوان" برشنا" در این چوک نصب کرده بود تا نام این چوک به "چوک برشنا" تغییر یابد, اما صبح امروز تعداد پنج نفر با عنوان" فعالین مدنی" این تابلوها را از جاکنده و به رسم اعتراض در پیش دفتر آقای خلیلی گذاشتند. در جریان افتتاح برق آفتابی, رئیس شرکت برشنا وعده داده است که در صورت برداشتن الیکین از این چوک, دو پروژه دیگری را نیز در بامیان راه اندازی خواهد کرد. آقای بصیر مسئول دفتر آقای خلیلی نیز گفته است که با افتتاح برق افتابی در بامیان, دیگر چوک الیکین معنایی ندارد. با این حال, تعدادی با عنوان فعالین مدنی بامیان اصرار دارند که این الیکین به عنوان نماد اعتراض بامیانی ها در مقابل حکومت باید سر جایش باقی بماند.


برچسب‌ها: بامیان
+ نوشته شده در  شنبه 1392/08/04ساعت 8:9 بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

شاهراه پروان- بامیان به روى ترافيک باز شد

بر اساس گزارش خبرگزاری پژواک شاهراه پروان- بامیان که از شش روز به این طرف از اثر درگیری ها و پرتاب سنگ از سوی مخالفین مسلح، به روی ترافیک مسدود شده بود، صبح امروز دوباره باز شد.

این شاهراه بزرگ، پروان را با ولسوالی های شینواری، سیاه گرد، سرخ پارسا وشیخ علی این ولایت وصل کرده و همه روزه، شمار زیادی مردم از آن عبور و مرور میکنند.

سمونوال لطف الرحمن رشاد مدير مبارزه با جرايم جنايى قوماندانى امنيه ولايت پروان، امروز(اول عقرب) به آژانس خبرى پژواک گفت که درنتيجۀعمليات مشترک نيروهاى اردوى ملى، پوليس ملى، پوليس محلى و امنيت ملى؛ اين شاهراه دوباره به روى ترافيک باز شده است.

موصوف افزود که درنتيجه عمليات مشترک نيروهاى افغان، طالبان مسلح مجبور شدند شاهراه را ترک نموده و دوباره از مرکز به محلات شان متوارى شوند.

درعين حال، نورآقا سامع ولسوال شیخ علی نیز تایید کرد که مخالفین مسلح، از مرکز به مناطق شان رفتند.

همچنان سيد عبدالمبين يکتن از باشندگان ولايت باميان که باعبور ازاين شاهراه، صبح امروز به چاريکار آمده است، به پژواک گفت که راه، باز شده و درمسيرراه، با هيچ مشکلى مواجه نگرديده است


برچسب‌ها: بامیان
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1392/08/01ساعت 5:23 بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

محکومیت انسداد مسیر بامیان- کابل در غوربند, توسط کمیسیون مستقل حقوق بشر

اعلامیه مطبوعاتی دفتر ساحوی کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در بامیان در ارتباط به ناامنی و مسدود شدن مسیر بامیان- کابل در دره غوربند
ناامنی مسیرهای بامیان -کابل در چند سال اخیر، باعث بروز مشکلات عدیدۀ برای مردم بامیان شده است، در مواردی افراد مسلح غیرقانونی، مسافرین را از ماشین‌ها پایین و سر بریده اند. متأسفانه این ناامنی بصورت فـزاینده در حال گسترش است، طوریکه از چهار روز به این طرف مسیر بامیان -کابل در درۀ غوربند از طرف طالبان مسدود شده و جنگ جریان دارد. این امر باعث شده است تا مسافرین نتوانند از این جاده عبور و مرور کنند و هم‌چنان مانع انتقال مواد اولیه (مواد غذایی، دارو و مواد سوختی) از کابل به بامیان گردیده است.

 دفتر ساحوی کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در بامیان، ضمن محکوم کردن این عمل ضد بشری طالبان، از تداوم ناامنی و مسدود بودن این جاده نگران است. زیرا تداوم این امر، سبب می‌شود تا مریضان در وقت معیین به کابل انتقال نیابند و در نتیجه جان‌های شرین شان را از دست دهند. همینطور مسدود بودن و ادامۀ جنگ در این مسیر، بامیان را به کمبود مواد اولیه زندگی مواجه ساخته و خطر گرسنگی مردم را تهدید می‌کند. بدین لحاظ از دولت افغانستان، به ویژه از نیروهای امنیتی به قاطعیت می‌خواهیم تا به زودترین فرصت، مسیر را به روی مسافرین و انتقال مواد غذایی باز نموده و امنیت این مسیر را بصورت دایمی تأمین نمایند.

دفتر ساحوی کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان-بامیان. 30/7/1392
منبع: سایت کمیسیون

برچسب‌ها: بامیان
+ نوشته شده در  سه شنبه 1392/07/30ساعت 5:58 بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

حبیبه سرابی خطاب به مردم بامیان: بامیان چهره عوض کرده است!

اشاره؛
خانم حبیبه سرابی در صفحه فیسبوکش(
Habiba Sarabi ) پیامی را خطاب به مردم بامیان, منتشر ساخته است؛ ایشان در این پیام از کارکرها و دستاوردهای خود سخن گفته و مدعی شده است که بامیان در دوره زمامداری او, چهره عوض کرده است. در کامنت این پیام ایشان, موافقان و مخالفان زیادی سخن گفته اند. نکته قابل تأمل ادر این بحث و جدلها, طرح مسأله منطقه گرایی به نام بامیان و غزنی است؛ بدین معنی که متأسفانه بیشتر بامیانی ها به عنوان منتقد و بیشتر دوستان غزنی به نام مدافع قلم می زنند؛ مسأله ی که برای کل مردم ما خطرناک و دارای پیامدهای منفی و زیان بار خواهد بود.
بنده نیز به عنوان یک شهروند بامیانی کارکردها,ظرفیتها, فرصتها, تهدیدها, تحدیدها و در مجموع, نقاط ضعف و قوت خانم سرابی را قبلا با عنوانی« کارکردهای اولین والی زن در افغانستان» در سایت "رسانه" و نیز در همین وبلاگ, در دوبخش منتشر کرده ام. اینک نشر پیام پیام خانم حبیبه سرابی, به معنایی تأیید سخنان ایشان نه, بلکه به معنایی بخش از تحولات مربوط به بامیان منتشر می گردد. قضاوت به عهده خوانندگان عزیز می باشد.

بسم الله الرحمن الرحیم
مردم فرهیخته و صلح دوست بامیان!
هشت سال و اندی بودن با شما سراسر برایم افتخار و پردستاورد بود. جا دارد از تمام همکاری های شما در زمینه های مختلف صمیمانه سپاسگزاری کنم. به یاد دارم و به شما نیز به روشنی معلوم است که هشت سال پیش بامیان از لحاظ بازسازی و نو سازی در وضعیت مطلوبی قرار نداشت و محرومیت فراگیر به وضوح احساس می شد. وقتی در بامیان آمدم و به وضعیت نا مساعد اقتصادی و س...اخت و ساز بامیان دیدم، باخود وخدایم تعهد کردم که در مدتی که در بامیان هستم از هیچ نوع تلاش در جهت خدمت به مردم بامیان فروگذار نکنم که خوشبختانه به یاری خدا و کمک شما مردم شریف، توفیق یافتم که قسمت اعظمی از پلان ها و اهداف خویش در راستای بازسازی و توسعه بامیان را محقق کنم. هشت سال کار در ولایت بامیان فراز و فرود های بی شماری در خود داشت و اینک خوش بختم کهبرغم تمامی چالش ها و کمبودی ها به دست آوردهای دست یافتیم که با توجه به موجودیت انواع موانع، دست آوردهای چشم گیر اند. از آن جمله می توان موارد زیر را نام برد:ایجاد سیستم اداری منظم و کارا، تطبیق بخشی از ماستر پلان شهری شهر بامیان، رشد و گسترش معارف( هم در عرصه زیربنا و هم در افزایش قابل ملاحظه دانش آموزان به ویژه دانش آموزان دختر)، بهبود و انکشاف خدمات صحی، رشد و پرورش جامعه مدنی و رسانه ها، حفظ امنیت، انکشاف و تعمیم حقوق بشر، توسعه دانشگاه، رشد زراعت، رشد صنعت توریزم و اسفالت چندین صد کیلو متر راه های مواصلاتی. این دستاورد ها را ثمره و نتیجه ی تلاش همکاران تیمی ام در ادراه ولایت و حمایت مردم بامیان از برنامه های توسعوی می دانم.واضح است که بامیان دیروز و بامیان امروز در مقایسه نمی گنجد و هر چشم بینا، منصف و واقع بین می تواند این توسعه همه جانبه راببیند. مسلم است که با توجه به عمق و گستره ی نیازهای مردم، این رشد در آن حد نیست که گره از هر مشکل و کمبودی مردم گشوده باشد. اما با نگاه واقع بینانه و با درنظرداشت همه مسایل و مشکلات توسعه و بازسازی در افغانستان، سطح و دامنه انکشافات بامیان در این چند سال را در ذاتش بی نظیر می دانم. طوریکه به صراحت گفته می توانم بامیان، چهره عوض کرده است و بستر سالم و کارآمد، برای حکومت داری خوب و انکشاف فراهم شده است.
بامیان به بخشی از زندگی و خاطراتم بدل شده است و تعلق خاطر عمیق نسبت به بامیان دارم. من بامیان را و دغدغه توسعه بامیان را هیچ گاهی حتا برای لحظه ای نمی توانم از نظرم دور دارم. من به لحاظ رسمی و اداری از بامیان مکان عوض کردم، اما این هیچ گاهی نمی تواند مرا از خدمت به آنجادور نگهدارد. برای من بامیان یک جغرافیا نیست بل یک فرهنگ و شیوه زندگی است که می توان در جهت ثبات و امنیت در افغانستان الگو برداری نمود. بامیان مظهر و نماد وحدت ملی در افغانستان است، اقوام مختلف، برادرانه و صمیمانه در کنارهم و بدون مشکل خاصی زندگی می کنند و در تأمین صلح، حاکمیت قانون و تقویه حکومت داری خوب، حکومت محلی شان را همکاری و یاری می رسانند. این ویژه گی ستودنی و قابل تمجید است.
رفتنم از بامیان به معنای کنارگذاشتن مسؤلیت هایم در برابر مردم و کشورم نیست، بلکه مصمم هستم برای خدمت به کشورم از هر زمینه و فرصت که برایم مقدور و میسر شود، رسالتم را ایفا کنم. مسلم است که هیچ کس به تنهایی قادر نیست کاری مثمر ثمر انجام دهد مگر به حمایت و پشتبانی جمعی مردم. لذا امید وارم در هر موقعیت و شرایطی حمایت شما را با خود داشته باشم.
و من الله توفیق
با احترام
داکتر حبیبه سرابی


برچسب‌ها: بامیان
+ نوشته شده در  دوشنبه 1392/07/29ساعت 6:37 بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

۷۰۰ کودک بامیانی به مواد مخدر معتاد شده‌اند

 گرچه ولایت بامیان عاری ازکشت کوکنار بوده و مسوولان محلی می‌گویند هیچ دهقانی در این ولایت مواد مخدر کشت نمی‌کند اما آمار معتادین روز به روز در این ولایت بیشتر می‌شود.

درتازه ترین گزارش مسوولان محلی در این ولایت می‌گویند که حدود ۷۰۰ طفل زیر هفت سال تنها در ولسوالی ورس این ولایت معتاد به مواد مخدر شده اند.

به گفتۀ این مسوولان استفاده ازمواد مخدر به دلیل عدم آگاهی مردم از اضرار آن حالا به یک امرعادی مبدل شده است وحتا مادران برای آرامش اطفال شان وبرای تسکین سردردی، سینه بغل وپای دردی خودشان نیز ازآن استفاده می کنند.
محمد زمان بهلول ولسوال ولسوالی ورس ولایت بامیان دراین باره به رادیوآشنا صدای امریکا گفت: «به تازه‌گی ما دریافتیم که هفتصد طفل زیر سن هفت سال در ولسوالی ورس بامیان، مصاب به مواد مخدر شده اند که دلیل عمده آن عدم نظارت دقیق ارگانهای مبارزه با مواد مخدر و بی توجهی مسوولان صحی درزمینه آگاهی دهی بخصوص ریاست صحت عامه بامیان است.»
درآماری که چند ماه قبل ازسوی ریاست مبارزه با مواد مخدر بیان شده بود نشانگری بیش از ۵۰ هزار معتاد درولایت بامیان بود که شامل زنان، کودکان وجوانان می شد و این آمار روز بروز رو به افزایش خوانده شده است.
باشندگان این ولایت می‌گویند بی‌توجهی مسوولان صحی دراین ولایت برای آگاهی دهی مردم وجلوگیری قاچاق مواد مخدر از مسیر بامیان توسط نیروهای امنیتی ازجمله عوامل ازدیاد معتادین دراین ولایت است.
اما مسوولان ریاست صحت عامه بامیان می‌گویند این آمار تکان دهنده ازسوی آنان مورد تأیید نبوده اما، اعتیاد دربین خانواده ها به‌خصوص زنان واطفال را دراین ولایت رد نمی کنند.
داکتر ریحانه حیدری رییس صحت عامه بامیان دراین باره گفت: «به صورت کلی گفته می‌توانیم که بیشترین آمار معتادین در ولسوالی ورس است اما ارقام دقیق را به این دلیل گفته نمی توانیم که تا کنون ما سروی دقیق انجام نداده ایم.»
آغا حسین نظری رییس اداره مبارزه با مواد مخدر ولایت بامیان درباره استفاده مردم ازمواد مخدر به عنوان مسکن وادویه گفت : «شمار زیادی ازخانم ها و ریش سفیدان هستند که برای درد مفاصل، سینه بغل، پای دردی وکمر دردی ازتریاک استفاده می کنند که این آمار روز به روزدر حال افزایش است.»
در تمام ولایت بامیان تنها یک مرکز صحی ۲۰ بستر و یک مرکز ۱۰ بستر تداوی معتادین فعالیت دارد که درمرکز این ولایت موقعیت داشته ومسوولان محلی آنرا کافی نمی دانند.
رییس اداره مبارزه با مواد مخدر بامیان دراین باره گفت «تنها دو کلینیک قابلیت تداوی معتادان این ولایت را دارا نبوده وحد اقل ما به یک شفاخانه صد بیسترحوزوه ی درمرکزاین ولایت نیاز داریم ودر هرولسوالی باید کلینیک های ۲۰ بستر داشته باشیم.»
ازسویی هم، گفته می‌شود که بامیان در مسیر قاچاق و ترانزیت مواد مخدر افغانستان قرار گرفته وظن آن می‌رود که هزاران کیلوگرام مواد مخدر از این مسیر در داخل بامیان و هم درسایر ولایات کشور پخش می‌گردد.
مسوولان امنیتی این ولایت نیز رد نمی‌کنند که بامیان یک مسیرامن برای قاچاق وترانزیت مواد مخدر افغانستان به شمار می رود.
سمونمل محمد علی لکزی سرپرست فرماندهی امنیه بامیان دراین باره گفت: «امکان این وجود دارد که ازمسیربامیان مواد مخدر قاچاق شود اما نیروهای امنیتی ما درتلاش اند که سد راه قاچاق مواد مخدر ازمسیراین ولایت شوند.»
انتقادهای روز افزون از افزایش آمار معتادان در ولایت بامیان وجود دارد، اما تا هنوز هیچ اقدامی از سوی مسوولان امور برای جلوگیری از رخنه کردن این پدیده دربین مادران شیرده، زنان کهن سال، جوانان، اطفال وحتا معارف این ولایت صورت نگرفته است.

منبع:روزنامه ماندگار


برچسب‌ها: بامیان
+ نوشته شده در  دوشنبه 1392/07/29ساعت 12:57 بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

کارنامه‌ی اولین والی زن در افغانستان(2)

یاد داشت ذیل که در سایت« رسانه» منتشر گردیده است؛ به دلیل طولانی بودن در دوبخش ترتیب یافته است, در بخش اول به موفقیت‌ها و دستاوردهای خانم سرابی پرداخته شده بود. در بخش دوم، بیشتر به انتظارات و توقعات مردم بامیان, فرصتها و ظرفیتهای موجود و برنامه‌های ناکام و ناتمام والی سابق، اشاره شده است.

-بخش دوم- انتظارات و توقعات ناکام

مهم‌ترین کارهایی که انتظار می‌رفت انجام بگیرد، اما در مدت هشت سال حکومت خانم سرابی به سر انجام نرسید:

۱- هیچ از یک دو مسیر کابل – بامیان از مسیر میدان و پروان به بامیان متصل نشد. سرک میدان – بامیان تا کوتل اونی اسفالت شد و سرک بامیان – پروان تا کوتل شیبر. در هر دو مسیر بخشهای اصلی مربوط به بامیان و هزارجات باقی ماند. بخشهای از سرک بامیان- پروان که در بامیان اسفالت شده بود، پس از یک سال تخریب گردیده و رو به نابودی است. ولی خانم سرابی مسئولیت آن را به دوش نگرفت بلکه وزات فوائد عامه را مقصر و شرکت سازنده رامسئول قلمداد نمود.

۲- برق بامیان علیرغم ادعاها و وعده های مکرر، هیچگاه به بامیان نرسید. بامیان یکی از معدود شهرهای است که شبها در تاریکی مطلق به سر می‌برد. اعتراض مکرر شهروندان و طنزهای سیاسی نهادهای مدنی بامیان نیز به جایی نرسید. اما خانم سرابی در دفاع از عملکرد خود گفته است: 

sarabi

«ما در این قسمت بی تفاوت نبودیم، بارها اقدام کردیم چنانچه با نمایندگان جامه مدنی، بزرگان بامیان و وکلای بامیان ما دروازه‌ها را دق‌الباب کردیم، در این باره البته نمی گویم که نتیجه نگرفتیم یک هیئت آمده و ساحات مختلف را سروی کردند که نتیجه سروی شان متاسفانه به دسترس ما قرار ندارد اینکه چه وقت اقدام می شود تا هنوز معلوم نیست. بازهم ما از اقدامات محلی استفاده کرده و بالای دولت زیلاند جدید فشار آوردیم که شما باید یک پروژه کلان داشته باشید. همین بود که کشور زیلاند جدید پروژه برق آفتابی در مرکز بامیان را به کار انداخت. در مورد اینکه بامیان دارای آبهای فراوان است چرا اقدامی صورت نمی گیرد، اگر شما مرکز بامیان را درست مطالعه کنید، در مرکز بامیان استفاده از برق آبی امکان ندارد، اما ۲۶ فیصد روستاها در سطح بامیان از برق های آبی کوچک استفاده می‌کنند.»

همه می دانیم که این ادعای خانم سرابی صرف برای توجیه ناکامی‌هایش صورت گرفته است. این که در مرکز بامیان استفاده از برق آبی امکان ندارد، کمی تعجب برانگیر و ناامید کننده است. پروژه بند برق آبی بامیان در زمان داودخان روی دست بود ولی امیر اسماعیل خان آن را برای وضعیت فعلی بامیان مناسب تشخیص نداد، در حالی که می‌توانست ظرفیت آن را بالا ببرد و یا در مکان دیگری تأسیس نماید. آغا خان در دره کالو بند برق کوچک در حد ظرفیت مردم کالو ساخته است. بندهای کوچکی را مردم فولادی در حد ظرفیت چند قریه برای خود ساخته‌اند. ولسوالی های کهمرد، سیغان و یکه ولنگ ظرفیت خوبی برای ایجاد بند برق آبی دارد. جدای از اینها، قرار بود که دولت برق بامیان را از طریق بغلان تأمین نماید، اما متأسفانه در سایه ولایت خانم سرابی و مبغوضیت امیر اسمعیل خان، هیچ کدام تحقق نیافت و بامیان همچنان شهری در تاریکی باقی ماند.

۳- در عرصه خدمات صحی، علیرغم کارهای که صورت گرفته، وضعیت بامیان غیر قابل تعریف است. تنها شفاخانه ولایتی بامیان در مرکز، به هیچ وجه پاسخگوی نیازهای اولیه‌ی شهروندان بامیان نیست. نبود داکتران متخصص، نبود امکانات طبی و فضای مناسب، بامیانی ها را برای یک بیماری ساده و قابل علاج، روانه کابل و سایر ولایات می‌سازد.

۴- ماستر پلان شهری بامیان، از جمله‌ی افسانه های بامیانی ها گردیده است. ماستر پلان شهری بامیان، علیرغم تبلیغات وسیع، برگزاری همایشها و سیمینارهای متعدد داخلی و بین المللی، فقط بر روی کاغذ نوشته شد و از تطبیق بازماند. مردم بامیان هنوز تکلیف شهر، بازار، خانه و زمین شان با این ماستر پلان روشن نیست.

۵- در عرصه فعالیتهای فرهنگی، ولایت بامیان کمترین دستاوردی نداشته و جزئی ترین آثار قابل ارائه ندارد. کمتر رسانه‌ای اعم از رادیو، تلویزیون، روزنامه، هفته‌نامه در بامیان به صورت پیوسته و مداوم فعالیت داشته است. تنها رسانه‌ی فعال در بامیان «رادیو بامیان» است، که طبق شعار همیشگی‌اش «یک رادیوی غیر دولتی» است، آن هم با برد کوتاه، برنامه‌های تکراری، غیرسازنده و غیرمؤثر و بیشتر در خدمت دمبوره و موسیقی محلی، ایرانی و هندی. رادیو و تلویزیون دولتی بامیان هیچگاه حال و روز مساعدی نداشته است. تعداد نشریات که گاه گاه به نشر رسیده‌اند نیز، با کیفیت نازل، محتوای ضعیف، تیراژ پایین، طرح و قالب غیراستاندارد و به صورت مقطعی انتشار یافتند که تعداد شماره‌های هیچکدام آنها از چند شماره فراتر نرفته‌اند. تنها نشریه‌ی «پرسشکر» در قالب چند صفحه، با محتوای بیشتر انتقادی مدتی دوام یافت. فرهنگیان بامیان همیشه از عدم حمایت دستگاه‌های دولتی در این راستا شکایت داشته‌اند.

تنها کاری فرهنگی ولایت بامیان در زمان حبیبه سرابی برگزاری چندین محفل رقص و موسیقی و ساز و آواز به منظور سرگرم ساختن جوانان بامیان بوده است.

۶- کار بازسازی هر دو میدان هوایی مرکز و شیبرتو، با اما و اگرها، در میان جار و جنجالها هنوز به سرانجام مشخص نرسیده است. کار میدان هوایی شیبرتو آغاز نیافت. کار میدان هوایی مرکز نیز علیرغم مخالفت نهادهای مدنی و مردم بامیان، با اختصاص چند میلیون دالر برای قیرریزی آن، اسفالت نشد. گیر ماندن هواپیمای «افق شرق» در میان گل و لای، از دیگر طنزهای است که به طور طبیعی در بامیان به اجرا در آمد.

ظرفیتها و فرصتها

بیشتر انتقادها از خانم سرابی، متوجه این نکته است که ایشان فرصتهای خوبی را به همراه داشت، اما نخواست یا نتوانست از این فرصتها بهره‌برداری نماید.

۱- زمان کافی؛ هشت سال و نیم زمان، برای هر نوع برنامه ریزی کوتاه‌مدت و بلند‌مدت، فرصت مناسب را در اختیار مدیران و برنامه‌ریزان قرار می‌دهد، اما خانم سرابی و تیم کاری‌اش از آن درست استفاده نکرد یا نتوانست.

۲- امنیت پایدار؛ بامیان شاید از معدود ولایتهای بود که در طول دوره‌ی حاکمیت جدید، با کمترین حادثه‌ی امنیتی جدی روبرو نشد. برخی اتفاقاتی که رخ داد، بسیار جزئی بود که چنین حوادثی در امن ترین مناطق جهان نیز اتفاق می‌افتد. هیچ برنامه و پروژه‌ای که با چالش امنیتی مواجه باشد در بامیان سراغ نداشتیم.

۳- تعامل مثبت و سازنده‌ی بامیانی‌ها؛ اقشار مختلف مردم بامیان، با ندای صلح‌طلبی شان هم با دولت مرکزی و هم با حکومت محلی بامیان، همسو، همکار و همراه بوده‌اند. حتی مخالفان سیاسی خانم سرابی برای حکومت او چالش ایجاد نکردند. در این زمینه‌ها خانم سرابی کمترین بهانه‌ای ندارد.

۴- همسویی کامل با سیاستهای غرب؛ در میان والیان کشور، خانم سرابی از معدود چهره‌های بود که با سیاستهای غرب، هماهنگ حرکت می‌کرد. همیشه شایعات هم مطرح بود که ایشان پشتیبانی کامل وزارت خارجه‌ی امریکا را با خود دارد. سفر چند سال پیش لورا بوش، همسر جرج بوش نیز، در راستای حمایت از ایشان صورت گرفت. جلوگیری از تأسیس شفاخانه‌ای ایرانی‌ها در بامیان نیز، در راستای رضایت غرب مبنی بر جلوگیری از نفوذ ایران صورت گرفت. گرچه خانم سرابی در قبال اعتراض بر حق بامیانی‌ها روی این موضوع، آن را به قرارداد صحی چندین ساله با شفاخانه‌ی آغاخان یا ناقص بودن پرونده‌ی شفاخانه‌ی ایرانی‌ها در وزارت صحت افغانستان ربط می‌داد.

۵- سابقه‌ی حضور در ارگ؛ پس از روی کارآمدن دولت جدید، خانم سرابی تجربه‌ی حضور و مدیریت در بالاترین سطح دولتی، یعنی فعالیت در یک وزارت را با خود به همراه داشت. از این طریق می‌توانست با شناختی که با رئیس جمهور، معاونین، وزراء و ریاستهای دولت داشت، برای خود لابی دست و پا کند. علیرغم اینکه ایشان، تجربه حضور در کابینه دولت و کرسی وزارت را با خود داشت، اما هیچگاه یک لابی قوی در درون حکومت و در میان وزرای دولت برای خود دست و پا نتوانست. کاری که لازم بود و خود او نیز، بارها از این مسأله شکایت داشت. وزرای زیادی در بامیان میامدند که خانم سرابی میزبان خوبی برای آنها بود، اما آنها صرفا برای تفریح و سیاحت از این میزبانی استفاده می‌کردند، بدون اینکه به خواستها، نیازها و انتظارات خانم سرابی و مردم بامیان پاسخگو باشند.

۶- عدم وابستگی به احزاب سیاسی؛ یکی از نقاط مثبت خانم سرابی عدم وابستگی و گرایش خاص او به احزاب سیاسی گذشته و فعلی افغانستان بود. در افغانستان رقابت‌های حزبی یکی از علل ناکارآمدی دولت به شمار می‌آید. معمولا وقتی وزیر، والی یا مدیری از یک حزب در رأس امور قرار می‌گیرند، احزاب غیر همسو و رقیب می‌کوشند تا بر سر راه او چالش ایجاد کنند، ناکارآمدی طرف را آشکار سازند تا در نهایت زمینه را برای برکناری و سرنگونی او فراهم سازند. مگر اینکه والی کسی باشد که علیرغم سابقه حزبی و عضویت در گروه‌های سیاسی، پایه‌های حکومتش از استحکام و نیرومندی برخوردار باشد. یکی از علل استقبال بامیانی‌ها از حبیبه سرابی و دوام حضور ایشان در بامیان، همین عدم وابستگی او به احزاب رقیب و عدم تأثیرپذیری از آنها بوده است.

چالشها و تنگناها

با همه آن چه گفته شد، رشد و انکشاف بامیان، تنها کار یک والی نیست. این والی هر کس و هر چهره‌ای غیر از حبیبه سرابی هم که باشد، بدون هماهنگی سایر نهادهای ذی‌ربط کاری را از پیش نخواهد برد. بامیان با دیگر ولایات تفاوت دارد. بامیان منطقه‌ی کوهستانی است و طبیعت خشن دارد. در شش ماه از سال پروژه های بازسازی عملا در این ولایت تعطیل می‌گردد. بالاتر از همه بامیان جرم مرکزیت سیاسی هزاره‌ها و پایگاه اجتماعی شیعیان در مقاطعی از تاریخ را با خود دارد. بامیان تنها برای بامیانی‌ها و در گام بعدی برای کل شیعیان و هزاره‌ها اهمیت سیاسی، تاریخی و فرهنگی دارد. اما برای دیگران بامیان هنوز یک ولایت درجه سوم است و در ردیف بودجه‌ی دولت، منابع در همین حد و ستون چهاردهم و پانزدهم را مستحق می باشد. به طورکلی بامیان با مردمان فقیر، محدودیتهای سیاسی، طبیعی و جغرافیایی، پیشینه‌ای از محرومیتهای تاریخی، تبعیض و ستم ملی را با خود به همراه دارد. توسعه و انکشاف بامیان، نیازمند فعال‌سازی تمامی ظرفیتهای سیاسی، منابع اقتصادی و مسائل فرهنگی و تاریخی آن می‌باشد. جلب توجه رهبران سیاسی، تعامل مثبت با جهانیان، همکاری سازنده با دولت و حاکمان از سوی مردم، نمایندگان و حاکمان بامیان از دیگر اقداماتی است که باید همیشه مورد توجه قرار گیرد.

در ناکامی توسعه و انکشاف بامیان و عدم توجه به کارهای زیربنایی در این ولایت، نباید نقش ضعیف و کمرنگ نمایندگان بامیان در هر دو دوره‌ی مجلس شورای ملی را نادیده انگاشت. مردم بامیان از سوی نمایندگان شان شاهد ایفای نقش بارزی برای احقاق حقوق موکلان شان نبوده‌اند. این نمایندگان در سنا و پارلمان کم تحرک ظاهر شدند، ضعیف عمل کردند، منفعلانه برخورد کردند و نتوانستند فشارهای لازم را روی دستگاه های تصمیم‌گیرنده و پالیسی‌ساز حکومت، برای تخصیص بودجه و منابع وارد سازند. آنها نتوانستند توجه مجامع و سازمانهای بین‌المللی کمک‌کننده را برای جذب کمکهای بیشتر به سوی بامیان جلب نمایند. در چندسال اول، بامیانی‌ها بار بار برای تغییر بامیان از ولایت درجه سه به ولایت درجه دو درخواست دادند، روی این موضوع پافشاری داشتند، حرکتهایی را صورت دادند، آقای کرزی نیز در آخرین سفر شان به بامیان در جمع مردم بامیان اعلام نمود که از نظر من بامیان ولایت درجه دو است، کارهای قانونی آن را شما از پارلمان بخواهید. اما پس از چند سال این موضوع کاملا فراموش شد و نمایندگان بامیان این موضوع را کاملا از یاد بردند. حتی در طول این مدت تعامل مثبت، سازنده و همکاری و همسویی مورد انتظار میان حکومت محلی بامیان و برخی از نمایندگان بامیان در سنا و پارلمان وجود نداشت.

دغدغه‌ی جدید بامیانی ها

پس از رفتن خانم حبیبه سرابی، علاوه بر پیشرفت و انکشاف بامیان که دغدغه همیشگی بامیانی‌هاست، اکنون دغدغه جدید بامیانی‌ها تعیین والی جدید از سوی دولت است. در تعیین پستهای دولتی مربوط به بامیان، متأسفانه خود بامیانی هیچ نقش ندارند و طرف مشورت قرار نمی‌گیرند. این احزاب، رهبران سیاسی و لابی‌های درون دولت‌اند که برای سرنوشت آنها تصمیم می‌گیرند. این روزها دغدغه تمامی بامیانی‌ها این است که این دفعه چه کسی، با چه پیشینه و سابقه‌ای، با چه طرز فکر و اندیشه‌ای، از کدام قوم و قبیله‌ای، وابسته به کدام جناج سیاسی و دسته‌ای، بر سرنوشت سیاسی آنها حاکم خواهد شد؟ سئوالهایی که مردم بامیان با بیم و امید در انتظار روزهای آینده نشسته‌اند.

کارنامه‌ی اولین والی زن در افغانستان (بخش اول)


برچسب‌ها: بامیان
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1392/07/25ساعت 12:59 بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

فضایی امن بامیان, تنها بستری برای ترویج فرهنگ ابتذال

مردم افغانستان و جهان می دانند که بامیان برق ندارد, بامیان خانه ی فیلم, تئاتر و سینما ندارد, بامیان هنوز رسانه ی چون تلویزیون ندارد, بامیان چنان فقیر است که حتی یک سالون استاندارد و مجهز به نور, صدا و پرژکتور و ...ندارد. اما همه دریافته اند که فضایی امن بامیان زمینه خوبی را برای ترویج فرهنگ ابتذال در این ولایت فراهم ساخته است. طرحها و برنامه های را که در دیگر ولایات کشور قابل اجرا نیست, تنها در بامیان می توان اجرا کرد. فیلم های ممنوعه ی را که در دیگر کشورهای اسلامی نمی توان به نمایش در آورد, تنها در بامیان می توان به نمایش گذاشت. دیگر این تنها رقاصه ی به نام" آریان سعید" نیست که بر مزار شهدای بامیان و در مقابل چشم مغاره نیشینان بامیان می خواند, می رقصد و جوانان بامیان را لحظه ی به وجد می آورد, این تنها گروه های بدنام چون گروه "مورچه ها" نیست که جوانان بامیان را به ساز و آواز و رقص تکنو سرگرم می کنند, این برنامه ها ابتدایی و صرفن آزمون بود برای نشان دادن سطح درک مردم بامیان, حساسیت علمای بامیان و غیرت جوانان, زنان و مردان بامیان. آنها پس از اجرایی چندین برنامه به خوبی در یافتند که اکنون می توان چنین برنامه ها را با جدیت بیشتر و در سطوح عمیقتر در بامیان به اجرا در آورد. به خوبی تشخیص داده اند که در افغانستان تنها جایی که می شود به راحتی و به دور از هیاهو, جنجال و نگرانی های معمول, دین, مذهب, شریعت, مقدسات و ارزشهای اسلامی را به سخره گرفت و زیر پا گذاشت, بامیان است. این بار لنز دوربینهای سینماگران مطرح جهان, حتی رژیم سفاک و خونریز صهیونیستی که جای در هیچ یک از کشورهای اسلامی ندارد, در قالب شعار همیشگی" حقوق بشر" جوانان بامیان را هدف و سوژه خود قرار دادند. بامیان برق ندارد, اما این تنها پرتو شعاع دوربینها و صفحه ای تلویزیون غولهای رسانه های بیگانه بود که نماد اعتراض مدنی بامیانی ها در مقابل تاریکی را چندشبی روشن, و فضایی تاریک چوک الیکین بامیان را شرمنده خودها ساختند, در مقابل خانه های تاریک بامیانی ها نورافشانی کردند, چشمهای جوانان بامیان را خیره ساختند.
متن زیر, گزارش هیچ یک از رسانه های به اصطلاح مغرض کشورهای تندرو و اسلامی نیست, بلکه از رسانه ی استعمار پیری چون "بی بی سی" است, که با لحن تعجب آمیز از اجرایی موفقانه ی چنین برنامه های تنها در بامیان و کابل به وجد آمده اند.
 
بی بی سی می نویسد:« هفته گذشته افغانستان فرش قرمزی برای سینماگران افغان و جهان پهن کرد و با موسیقی محلی، راک و رقص تکنو از حدود چهارصد مهمان داخلی و خارجی که در دومین جشنواره بین‌المللی فیلم حقق بشر در این کشور شرکت کردند پذیرای کرد.
در این جشنواره دو فیلم از اسرائیل به نام‌های "دوما" و "شب سفید" شرکت داشتند . در رده فیلم‌های خارجی بیشترین فیلم‌ها را سینمای هند و سینمای ایتالیا در این جشنواره نامزد کرده بودند.
فیلم های نامزد این دور جشنواره هم نگرانی آفرین بود، نگرانی از احتمال واکنش گروه‌های فعال تندرو در داخل کشور. برای همین و بنابر بعضی دلایل دیگر، برگزار کنندگان جشنواره موفق نشدند دور دوم جشنواره را سال گذشته برگزار کنند و جشنواره با یک سال تاخیر، امسال برگزار شد.» (1)
شاید برای جهانیان و رسانه های دنیا نیز این مسأله جایی سئوال و تعجب دارد که چرا چنین برنامه های پیشرفته تنها در منطقه عقب مانده, و به دور از توسعه ی چون بامیان زمینه و قابلیت اجرا دارد. بامیان یک جزیره دورافتاده از بقیه نقاط کشور نیست, بلکه بخش از خاک افغانستان و در 150کیلومتری کابل پایتخت قرار دارد. شاید انها خود می دانند که برای مردم بامیان و جوانان بامیان, بهترین "لالایی" که آنها را به خواب ناز فروخواهند برد, شعارهای چون امنیت, مدنیت, صلح طلبی, آزادی خواهی و حقوق بشر است. آنها امروز مدنیت ما را نه در تاریخ کهن و آثار ارزشمندتاریخی و فرهنگی دیروز ما و احیایی دوباره آنها, بلکه در قالب برنامه های چون رقص, موسیقی, ساز و آواز و دعوت از رقاصه ها, آوازخوانان و سینماگران بیگانه تفسیر کرده اند. کسی هم سئوال نمی کنند که چرا این صلح طلبی, آزادی خواهی, امنیت و حقوق بشر تاکنون برای بامیانی ها بازسازی, توسعه و انکشاف را در ساحات دیگر به ارمغان نیاورده اند؟ چرا این شعارها برای بامیانی ها آب, نان, برق و سرک را فراهم نمی سازند؟ چرا شیهای تاریک بامیان تنها چندشبی با نور تلویزیون سینماگران روشن باشد؟ چرا بامیانی ها نور برق را تنها از لنز دوربین سینماگران جهان به نظاره بنشینند؟  یا موسیقی راک و  رقص تکنو چه مناسبت با فرهنگ اصیل هزارگی یا فولکلور مردم بامیان و هزارجات دارند؟

از لحن گزارش معلوم است که  دست اندرکاران این برنامه ها و نیز رسانه های جهان, اجرایی چنین برنامه های را با نگرانی دنبال می کنند؛ اما گویا این نگرانی ها در بامیان کوچکترین مصداقی ندارد. بامیان قلمرو جداگانه و تافته ای جدا بافته از افغانستان است.

(1) گزارش بی بی سی تحت عنوان« فیلم‌های اسرائیل و ایران در کابل و بامیان»

http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/2013/10/131011_k03_a_glance_to_human_rights_film_festivaloverview.shtml


برچسب‌ها: بامیان
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1392/07/25ساعت 0:44 قبل از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

غلام علی وحدت به عنوان والی بامیان تعیین شد+ خلص سوانح

براساس یک خبرنامه اداره امور و دارالانشای شورای وزیران، لوی پاسوال غلام علی وحدت به عنوان والی بامیان از سوی رییس جمهور کرزی تعیین شد.

در خبرنامه اداره امور ریاست جمهوری آمده است که ریاست جمهوری بر اساس پیشنهاد اداره مستقل ارگان‌های محلی، تقرر لوی پاسوال غلام علی وحدت را منظور کرده است.

براساس یک خبرنامه اداره امور و دارالانشای شورای وزیران، لوی پاسوال غلام علی وحدت به عنوان والی بامیان از سوی رییس جمهور کرزی تعیین شد. براساس یک خبرنامه اداره امور و دارالانشای شورای وزیران، لوی پاسوال غلام علی وحدت به عنوان والی بامیان از سوی رییس جمهور کرزی تعیین شد.
آقای وحدت، جایگزین حبیبه سرابی شده است که در کارزار انتخابات ریاست جمهوری آینده، به عنوان معاون دوم زلمی رسول، وارد صحنه شده است.
در خبرنامه اداره امور آمده است که آقای وحدت، معین پیشین وزارت امور داخله، از تجارب کاری خوب و شایستگی لازم برخوردار است و امید می رود که برای تامین امنیت و ارتباط مردم با دولت، بتواند موثر باشد.
غلام غلی وحدت، در ولسوالی یکه ولنگ ولایت بامیان به دنیا آمده و از دانشکده اقتصاد دانشگاه کابل به سویه لیسانس فارغ شده است.او در مسلک پولیس تعدیل رتبه شده و به کارهای نظامی پرداخته است.

گفتنی است که هم اکنون عبدالرزاق ایلخانی، برادر آقای وحدت نیز به عنوان قوماندان امنیه ولایت بامیان و صفورا ایلخانی خواهر ایشان به عنوان نماینده بامیان در پارلمان انجام وظیفه می کند.

خلص سوانح محترم لوی پاسوال غلام علی وحدت:

اسم:     غلام علی
ولد:     نوازش علی
ولدیت:     کرم علی بیگ
تخلص:     وحدت
سکونت اصلی:     قریه ده سرخ ولسوالی یکاولنگ ولایت بامیان
تابعیت:     افغان
قومیت:     هزاره
تحصیل ابتدایه و ثانویه:     دوره ابتدائیه در لیسه ده سرخ ولسوالی یکاولنگ ولایت بامیان، و دوره ثانویه در لیسه ده سرخ  ولسوالی  یکاولنگ ولایت بامیان
درجه تحصیل:     لیسانس منجمنت اقتصاد پوهنتون کابل ( 1357 )
تاریخ شمولیت به وظیفه:    1363 هـ . ش
رتبه موجوده و وظیفه:     لوی پاسوال بحیث معین تامینات وزارت امورداخله    
تاریخ تولد و محل تولد:     1334 هـ.ش بامیان
مسلک:     پولیس     
تحصیلات نظامی:     تحصیلات نظامی در کشور روسیه اکادمی  MBD  روسیه  در سال 1367

ســـــوابق مامــــوریت
•    از تاریخ 1363 الی 1367 مدیر متقاعدین معینیت کادر و پرسونل .
•    از تاریخ  1367 الی 1369  معاون قوماندانی امنیه ولایت کابل .
•    از تاریخ  1369 الی 1372 استاد اکادمی پولیس ملی .
•    از تاریخ  1372 الی 1376 قوماندان فرقه  5 پولیس در مزارشریف.
•    از تاریخ  1376 الی 1380 دوره مقاومت .
•    از تاریخ  1380 الی 1383 رئیس ارکان فرقه 34 وزارت دفاع ملی .
•    از تاریخ  1383 الی 1385 قوماندان فرقه 24 وزارت دفاع ملی .
•    از تاریخ  1385 الی 1387 قوماندان امنیه ولایت بامیان.
•    از تاریخ 1387 الی 1389  قوماندان زون 404 میوند.
•    از تاریخ  1389 الی سنبله 1389 رئیس عمومی مبارزه علیه مواد مخدر .
•    از تاریخ  12 سنبله 1389 الی اکنون معین تامیناتی وزارت امور داخله .
منبع:http://moi.gov.af/fa/page/3177/5722/6002


برچسب‌ها: بامیان
+ نوشته شده در  یکشنبه 1392/07/21ساعت 10:35 بعد از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

کارنامه‌ی اولین والی زن در افغانستان(1)

اشاره: خانم حبیبه سرابی، بعد از حدود هشت سال اداره‌ی حکومت محلی بامیان، چند روز پیش از سمت خود استعفا داد و بامیان را به مقصد کابل ترک نمود تا به جای نشستن در چوکی ولایت بامیان، بخت خویش را برای رسیدن به معاونت ریاست جمهوری افغانستان بیازماید.

اکنون ببینیم که آیا نتیجه‌ی حکومت‌داری «اولین والی زن در تاریخ افغانستان»، یک تجربه‌ی موفق را نشان می‌دهد و یا یک آزمون ناکام را؟

در این یاد داشت که در سایت" رسانه" به نشر رسیده، نگاهی به عمل آمده است به هشت و نیم سال کارنامه‌ی خانم حبیبه سرابی، والی پیشین بامیان.  به خاطر طولانی بودن این مقاله، آن را در دو بخش منتشر می‌کنیم. در بخش اول به موفقیت‌ها و دستاوردهای خانم سرابی پرداخته شده است و در قسمت بعدی، به اهداف و برنامه‌های ناکام و ناتمام ایشان.

- بخش اول -

گرچه این روزها محور اصلی بحث‌ها، گفتگوها، دعواها و مناظره‌های سیاسی به صورت رسمی و غیررسمی در مطبوعات، رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی، مسأله‌ی انتخابات، ثبت‌نام نامزدها، میزان صلاحیتها، اندازه‌گیری طول و عرض قد و قامت و قلت و کثرت هواداران نامزدهاست؛ اما در حاشیه‌ی مسأله‌ی انتخابات، برای بامیانی‌ها که همیشه دست شان از حکومت مرکزی، وزارتها، ریاستها و معاونت‌ها کوتاه بوده‌ است، موضوع جذاب و سوژه‌ی داغ بحثها و گفتگوهای روز شان در شبکه‌های اجتماعی، کنار رفتن غیرمنتظره‌ی خانم حبیبه سرابی از پست ولایت بامیان و پیوستن در تکت انتخاباتی «زلمی رسول» بود.

این اقدام والی سابق بامیان، باب طبع خیلی از بامیانی، به خصوص مخالفان ایشان می‌باشد. آنهایی که در گذشته با برپایی اعتصاب و تظاهرات و کشانیدن دامنه‌ی آن از بامیان تا پشت دروازه‌های ارگ و پارلمان هم به مقصد شان نرسیدند و نتوانستند کاری را برای عزل خانم حبیبه سرابی از مقام ولایت بامیان، از پیش ببرند. مرحوم جواد ضحاک در اعتراض به کارکردهای خانم سرابی بیشتر از یک ماه در بیرون از ساختمان شورای ولایتی بر سر راه والی سرابی خیمه زد، در حالت اعتصاب به سربرد و فریاد کشید تا او را از مسند قدرت و کرسی ولایت به زیر بکشد، اما راه به جایی نبرد. با داغ شدن تنور انتخابات و آغاز معاملات برای وزن کشی‌های سیاسی و یارگیری‌های انتخاباتی، نام خانم سرابی نیز بر سر زبان‌ها افتاد و سرانجام، ایشان به یکباره از شفتگی خدمت به بامیان و بامیانی‌ها دست کشید و در هوای دست یابی به قدرت بیشتر و رسیدن به رؤیایی حضور در ارگ، سر از کمیسیون مستقل انتخابات در آورد و در کنار زلمی رسول ایستاد.

sarabi

پس از رفتن خانم سرابی از بامیان، خیلی از بامیانی‌ها اظهار شادمانی کردند، هلهله نمودند، خندیدند، شعرهای طنزآمیز گفتند و با خیال آسوده و راحتتر از پیش، کارکردهای او را به نقد کشیدند و از بی‌کفایتی، بی تدبیری و عقب‌ماندگی‌های جبران ناپذیر بامیان در دوره‌ی حاکمیت هشت ساله او انتقاد کردند. دوستی در صفحه‌ی فیسبوکش -شاید به شوخی- نوشته بود که سی قرص نان خیرات کرده‌اند.

در مقابل، عده‌ای نیز از کارکردهای خانم سرابی به دفاع برخواستند، نقطه‌های مثبت از کارهای او را برجسته ساختند، از رفتن ایشان اظهار بی‌طاقتی کردند و در روز رفتن ایشان از بامیان در موقع خدا حافظی اشک ماتم ریختند.

به طورکلی در روزهای گذشته بامیان شاهد اشکها و لبخندهای موافقان و مخالفان حبیبه سرابی بود. همه‌ی این نوشته‌ها، طنزها، گریه‌ها و خنده‌ها بازتابی است از نارضایتی عمومی و یا رضایت عده‌ای از عملکرد فردی که سالها بر سرنوشت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی آنها حاکم بوده است.

مسأله‌ی موافقت و مخالفت با چهره‌های سیاسی در هر کشوری، به خصوص در افغانستان، یک امر و رویه‌ی معمول و امر طبیعی پنداشته می‌شود. هیچ چهره‌ای صد در صد محبوب و هیچ فردی صد در صد منفور نیست. خانم حبیبه سرابی نیز از این قاعده مستثنی نمی‌باشد. طبیعی است که او در مدت هشت سال حضور و حاکمیتش در بامیان، به همان پیمانه که برای خود طرفداران و دوستانی دست و پا کرده بود، مخالفان و معترضان زیادی نیز داشت. گرچه مخالفان خانم سرابی هیچگاه در برابر حکومت محلی او چالش جدی ایجاد نکردند یا نتوانستند؛ اما قرائن و شواهد نشان دهنده‌ی این بود که حاکمیت بلندمدت او در بامیان روز به روز ملال آور می‌شد و بیشتر مردم به نوعی منتظر ایجاد تغییر و دگرگونی در حاکمیت بامیان بودند.

در مورد کارکردهای خانم سرابی، به نظر می‌رسد که هر دو جانب موافقان و مخالفان، کارکردهای او را با نگاهی کاملا سیاه و سفید ارزیابی کرده و با همین دید به قضاوت نشسته‌اند. همان مطلق‌انگاری که جزء فرهنگ سیاسی مردم افغانستان است، در مورد بررسی کارکردهای خانم سرابی نیز محسوس می‌باشد. خوبی مطلق، یا بدی مطلق را در تمامی قضاوت‌ها، موافقت‌ها و مخالفت‌های مردم در مورد رهبران، احزاب، نهادها و شخصیتها می توان دید. در مورد خانم سرابی نیز چنین است.

در افغانستان کارکرد سیاسی و مقبولیت اجتماعی افراد را مردم با سطح انتظارات خویش مقایسه می‌کنند. کمتر کسی را می توان دید که خوبی‌ها و بدی‌ها، فرصتها و تهدیدها، ظرفیتها و محدودیتها را در کنار هم مورد سنجش و ارزیابی قرار دهد. کارکردهای خانم حبیبه سرابی نیز از همین زاویه مورد ارزیابی قرار می گیرد. به این معنا که فعالیتهای انجام شده در سایه حکومت او شاید متناسب با انتظارات و هم‌سطح توقعات مردم بامیان نبوده‌اند. در این صورت، طبیعی است که جمعی او را در قبال کم‌کاری‌هایش نکوهش می‌کنند و هشت و نیم سال زمامداری او را برای بامیان و بامیانی‌ها فرصت سوزی قلمداد می کنند و در مقابل، عده ای نه تنها کارها و دستاوردهای او را قابل دفاع دانسته و او را به عنوان یک خدمتگذار صدیق و چهره‌ی لایق مطرح می‌کنند، بلکه او را به عنوان یک قهرمان و چهره‌ی با افتخار ستایش می‌نمایند.

اما واقعیت‌های موجود از هشت و نیم سال دوره‌ی مدیریت، زمامداری و تجربه‌ی کاری او در بامیان چیست؟ آیا خانم سرابی برای بامیانی‌ها فرصت سوزی کرده است یا فرصت‌سازی؟ آیا او یک چهره‌ی قابل ستایش است یا شخصیتی قابل نکوهش؟

در این یادداشت نگاهی می‌افکنیم به واقعیتهای موجود از کارکردهای حبیبه سرابی و کارهای که در بامیان صورت گرفته است؛ در کنار فرصتها، ظرفیتها، محدودیتها و تنگناهای که به عنوان چالشهای فراروی او، مانع از برآورده شدن توقعات، خواسته‌ها و انتظارات مردم بامیان گردیدند.

خانم سرابی از ابتدای سال ۱۳۸۴ که وارد بامیان گردید، تا کنون به صورت پیوسته به عنوان والی بامیان مشغول فعالیت بود. تا اینکه سرانجام روز ۱۷/ ۷/ ۱۳۹۲ جلسه‌ی وداع و خدا حافظی او در مقر ولایت بامیان برگزار گردید و خانم سرابی بعد از هشت و نیم سال با بامیان و بامیانی‌ها خدا حافظی کرد.

بدون تردید حکومت محلی بامیان تحت رهبری خانم سرابی، اولین تجربه‌ی سیاسی از حاکمیت یک زن در جامعه‌ی مرد سالار و به شدت سنتی افغانستان بود. حاکمیتی که توأم با کامیابی‌ها و ناکامی‌ها، رضایت‌مندی‌ها و نارضایتی‌ها بوده است.

پس از انتصاب ایشان به عنوان والی بامیان، بیش از هر موضوع دیگر، «زن» بودن او مورد توجه مردم بامیان، افغانستان و جهان قرار گرفت. همین تفاوت جنسیتی، نقش و کارکرد او را در میان در هاله‌ای از بیم و امید فرو برد.

فارغ از بحث لیاقت و توانایی والی بامیان، تفاوت جنسیتی و «زن» بودن ایشان در میان مدیران دولتی مانند یک شمشیر دولبه عمل می‌کرد. به این معنی که خانم سرابی می‌توانست با استفاده از این تفاوت جنسیتی به عنوان یک فرصت در جهت جلب توجه مجامع بین‌المللی و جذب کمکهای کشورها و سازمانهای مدعی حمایت و پیشرفت زنان، به نفع حکومت تحت امرش سود جوید و برای نشان دادن تجربه‌ی موفق از مدیریت سیاسی یک زن، حمایت آنها را با خود همراه سازد. مردم نیز در ابتدا با همین تصور و انتظارات از انتصاب ایشان به عنوان والی بامیان استقبال نمودند و منتظر بودند که ایشان سرنوشت متفاوت‌تر از گذشته‌ها و بقیه والی‌ها را برای بامیان و بامیانی‌ها رقم خواهد زد. اما شاهد بودیم که در عمل چنین نشد. خانم سرابی از این فرصت و ظرفیت، بهره‌ای لازم را نصیب توسعه و انکشاف بامیان نکرد و یا نتوانست.

از سوی دیگر، زن بودن در جامعه‌ی سنتی مثل افغانستان برای او یک محدودویت، یک تهدید و یک مانع به شمار می‌آمد. محدودیتی که منحصر به خانم سرابی نبوده و نیست، بلکه اصولا فارغ از بحثهای نظری، ایدئولوژیکی و تفاوت در دیدگاه‌ها، زن بودن به طور طبیعی و فیزیکی خود یک محدودیت در قبال رفتار اجتماعی و سیاسی زنان و فعالیت در پست‌های بلند مدیریت دولتی ایجاد می‌کند. ممکن است کسی این محدویت را به لحاظ نظری قبول نداشته و یا آن را خیلی بنیادگرایانه تلقی نمایند و از آن استنکار بورزد، اما تجربه‌ی عملی در زندگی زنان چنین محدودیت‌هایی را برای آنان به اثبات رسانده است.

اگر کمی فراتر از شعارزدگی، به رفتارهای معمول در حوزه‌ی مطالعات زنان و رفتارهای دولت‌ها نگاه کنیم به خوبی می بینم که علی‌ رغم به کارگیری شعارهای برابری و توازن جنسیتی در جهان، زن بودن در بیشتر کشورها هنوز یک محدودیت به شمار می‌رود. حتی در جوامع غربی که محل ظهور جنبش‌های فمینیستی بوده‌اند و در کشورهایی که نسبت به نقش کمرنگ زنان و نادیده انگاشتن جایگاه سیاسی، اقتصادی و اجتماعی آنها در جهان، به ویژه در جهان اسلام معترض هستند، به روشنی می‌بینیم که در همان جوامع و کشورها نیز، زنان به عنوان مظهر قدرت به شمار نمی آیند و در پستها و مدیریت‌های بلند دولتی در جایگاهی برابر با مردان قرار نداشته و ندارند. درکل کشورهای اروپایی تعداد رئیسان جمهور و نخست وزیران زن، به تعداد انگشتان دست هم نمی‌رسند. در امریکا که مدعی پرچم‌داری دموکراسی، برابری و حذف تبعیض‌های جنیستی می‌باشد، تا کنون یک زن نتوانسته است در جایگاه برابر در رقابت با مردان، کرسی ریاست جمهوری این کشور را تصاحب نموده و زمام امور این کشور را به دست بگیرد. شاید در هیچ یک از کشورهای غربی، تعداد کرسی‌های زنان در وزارتها، برابر با کرسی‌های مردان قرار نداشته باشند. این واقعیت موجود دنیای معاصر از رفتار دولتها در بربرابر عملکرد زنان است. گرچه همیشه شعارها، سخنها و قول و قرارها، فراتر از رفتارهایی بوده‌اند که در عمل مشاهده می‌شود.

درجامعه مردسالار افغانستان که تا کنون مسندهای قدرت بر حسب رسم و سنت، خاص مردان بوده است، نمادها و میتولوژی قدرت بیشتر بر جنس مذکر تکیه دارد و زن بودن نمی‌تواند مظهر قدرت، نماد غیرت و سمبل شجاعت به حساب آید، برای خانم حبیبه سرابی نیز، «زن بودن» او یک محدودیت و در مواردی یک تهدید به شمار می‌آید و به طور طبیعی در مواردی توان کارهای اجرایی را از او سلب می‌کرد؛ گرچه شاید او خود به این تهدیدها و محدودیت‌ها اعتراف نکند و لب نگشاید. اما با این وجود، او می‌توانست با استفاده از فرصت‌ها و ظرفیت‌های دیگری که در پیرامون خود داشت، این محدودیت‌های طبیعی و سنتی را جبران نماید.

با همه‌ی اینها، در طول این هشت و نیم سال در بامیان کارهایی انجام یافته است که بدون شک با نام خانم سرابی پیوند خورده و نمی‌توان آنها را نادیده انگاشت.

کارکردها و دستاوردها

در یک نگاه کلی، مهم ترین دستاوردهای والی بامیان را در مدت هشت سال و نیم، با شواهد موجود و نیز با استناد به گفته‌های خود ایشان در آخرین مصاحبه‌اش با سایت «جهوری سکوت» می توان چنین برشمرد:

۱- میراث فرهنگی: ایشان در این مصاحبه گفته بود که: «عمده‌ترین دستاورد ما که من خودم شخصا به آن باور دارم، حفاظت و حراست از میراث‌های فرهنگی است.» گرچه این دستاورد ایشان نسبی بوده، ملموس و محسوس نیست تا بتوان از آن به عنوان یک دستاورد مهم یادآوری کرد. زیرا هنوز در قسمت آثار باستانی بامیان، مردم چیزی را که آشکار به چشم ببینند و آب و نانی از آن فراهم سازند وجود ندارد.

۲- در عرصه آموزش و معارف: ساختن بیش از صد باب مکتب، افزایش تعداد دانش آموزان دختر نسبت به ولایات دیگر، راه‌اندازی سواد حیاتی برای بزرگسالان، بخشی از افتخارات والی بامیان بوده است. کاری که خود همیشه به آن می‌بالید و از آن به عنوان یک دستاورد در عرصه‌ی حکومت داری مطلوب در بامیان یاد می‌کرد. اعطای جایزه‌ی مگ سه سه در سال جاری از سوی کشور فلیپین به خانم سرابی نیز، از جمله با نگاه به همین دستاوردهای ایشان صورت گرفت. گرچه عامل اصلی رشد دانش‌آموزان بامیان و افزایش حضور دختران در بخش تحصیل، تجربه‌ی ناکامی‌های گذشته و شوق رغبت خود مردم بامیان است، اما والی بامیان گفته بود که او زمینه‌‌ی چنین آموزش‌های را در بامیان فراهم کرده است.

۳- در عرصه صحت و بهداشت: ساختن چندین باب کلینک صحی در ولایت و ولسوالی‌ها، تهیه‌ی آب آشامیدنی صحی برای چندین قریه در مرکز و ولسوالی‌های بامیان، از دستاوردهای دیگری ایشان است. خانم سرابی گفته است: «در بخش صحی زمانی که من رفتم ۴۲ مرکز صحی وجود داشت. فعلاً ۸۹ مرکز صحی داریم که شامل یک شفاخانه‌ی ولایتی و سه شفاخانه‌ی ولسوالی است. در پهلوی آن یک پروژه‌ی بزرگ که شفاخانه‌ی منطقه¬ای یاد می‌شود، سنگ تهداب آن در «کارته صلح» گذاشته شده، کار آن تقریباً ده فیصد پیش رفته و به شدت روی آن کار جریان دارد.»

۴- در عرصه شهرسازی: ساختن تعمیر برای بیشتر ادارات دولتی در شهرک جدید دشت عیسی خان و نیز تعدادی از ولسوالی‌ها، ساختمان دانشگاه بامیان، ساختمان لیلیه برای دانشجویان دختر و تعدادی از دانشجویان پسر، از دیگر اقداماتی است که صورت گرفته است.

۵- جاده سازی: مهم‌ترین کار والی بامیان در عرصه‌ی جاده سازی، ساخت و تکمیل سرک اسفالت بامیان – یکه ولنگ به طول ۱۰۵ کیلومتر بوده است. چند کیلومتر هم در مرکز و اطراف ولایت، اخیرا هم سرک فولادی به طول ۱۵ کیلومتر که البته هنوز زیر کار است، بخشهای از سرک بامیان – کابل از مسیر شیبر که متأسفانه پیش از اکمال، رو به نابودی می‌باشد. چندین کیلومتر هم سرک خامه در ولسوالی‌های بامیان. این چیزی است که خانم سرابی همیشه در مصاحبه‌ها و گفتگوهایش بر آن تأکید داشت و می گفت: «زمانی که من در بامیان آمدم یک کیلومتر سرک قیر وجود نداشت، اکنون بامیان دو صد کیلومتر سرک قیر دارد.»

۶- توزیع تعدادی سولر یا برق آفتابی در میان تعدادی از قریه‌های بامیان: براساس ادعای خانم حبیبه سرابی ۲۶% مردم از برقهای آبی استفاده می‌کنند و بیشتر مردم از برق آفتابی: «سه هزار فامیل تحت پوشش برق آفتابی قرار می‌گیرند و تمام ادارات دولتی که در مرکز بامیان قرار دارند. همین طور چند قریه‌ی بسیار کوچک در قسمت¬های شبرتو و قرغنه تو هم از برق آفتابی استفاده می‌کنند که در مجموع حدود ۳ فیصد از منبع آفتابی استفاده می¬کنند.»

۷- در عرصه‌ی زراعت: توزیع تخم‌های اصلاح‌شده در میان دهقانان، ساختن چندین باب ذخیره‌گاه کچالو برای زمینداران و چندین کانال آب‌رسانی در تعدادی از قریه‌ها. همچنین: «در بخش زراعت ما پارک ملی و ساحات حفاظت‌شده کوه بابا را داریم. در پهلوی اینکه باغهای نمونه‌ای و پروژه¬های تنظیم علف‌چرها بوده، تنظیم آب‌ریزها که یکی از مسایل بسیارزیاد مهم و حیاتی است هرچند بسیار قابل دید و ملموس نیست اما بسیار حیاتی می باشد، به خاطر که از لحاظ اقلیمی بامیان را بسیار کمک می کند.»

۸- اشتراک مردم در تصمیم‌گیری: همکاری برای رشد نهادهای مدنی، فراهم ساختن زمینه برای آزادی بیان و انتقاد از کارکردهای حکومت، پاسخگویی سالانه‌ی مدیران دولتی به پرسش‌های مردم و رسانه‌ها در قبال فعالیتها و کارکردهای حکومت محلی و شفافیت و حساب‌دهی، از دیگر اقداماتی است که خانم سرابی همیشه به عنوان یک دستاورد یاد کرده است.

۹- اجرای چندین پروژه‌ی همبستگی ملی: چیز دیگری که خانم سرابی از آن یادکرده تطبیق دو مرحله از برنامه‌های همبستگی ملی و شروع مرحله سوم آن است. البته در برخی موارد در سایه کم‌توجهی مقامات مسئول، این برنامه‌ها خیلی بد و ناقص اجرا شد و باعث هدر رفتن این بودجه‌ها گردید.

البته در بیشتر موارد مذکور، مخالفان، این کارکردها را زیر سئوال می‌برند و آنها را ناچیز و بعضا بزرگنمایی از سوی والی قلمداد می‌کنند. مخصوصا همکاری با رسانه‌ها، نهادهای مدنی، آزادی بیان و انتقاد از حکومت محلی را خیلی‌ها نمی‌پذیرند. حتی عده‌ای او را یک دیکتاتور لقب داده‌اند و همین که نویسندگان بامیانی پس از رفتن خانم سرابی به یکباره احساس آزادی کرده و در شبکه‌های اجتماعی لب به سخن و انتقاد از او گشوده‌اند را، نشانه‌ای از نبودن آزادی واقعی در سایه حکومت او می‌دانند. تعدادی از فعالین در مقاطعی زندانی و یا سلب صلاحیت گردیدند. برخی این زندانی کردن‌ها و سلب صلاحیت‌ها را نشانه‌ای از کم‌تابی و نوعی انتقام‌گیری خانم سرابی در برابر انتقادهای آنان تلقی می نمایند.

ادامه دارد>>>>>


برچسب‌ها: بامیان
+ نوشته شده در  یکشنبه 1392/07/21ساعت 10:32 قبل از ظهر  توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی  | 

مطالب جدیدتر
مطالب قدیمی‌تر