تبليغاتX
بامیـــــــــــــــــــــــــــان - روایت روزهای درد؛قسمت چهارم

بامیان درماه حمل 1374

آرامش قبل ازطوفان؛

 وقت پیکررهبرشهیدازبامیان به سوی یکه ولنگ وسپس مزارشریف منتقل شد،بامیان دریک آرامش قبل ازطوفان به سرمی برد،درحالیکه درروزهای آغازسال 1374مزارشریف شاهددرآغوش کشیدن فرزندشهیدخویش بودودرشب پس ازدفن رهبرشهیدازطریق رسانه ها اعلام گردیدکه آقای خلیلی به عنوان دبیرکل حزب وحدت اسلامی ومرکزبامیان به حیث مقرحزب وحدت انتخاب گردیده است وبه زودی اعضای شورای مرکزی ومسئولین حزب وحدت عازم بامیان خواهدشد،دربامیان نیز"سیداعلا"باتاجیک های بامیان جلسات متواترانجام میدادتابه نحوی به آنهااطمنان داده شودکه دربامیان مشکل برای آنهابوجودنخواهدآمدوحزب وحدت خواهان جنگ نبوده ونخواهدبود؛ازسوی نیزدراین ایام کوشش صورت می گرفت تانیروهای پراگنده حزب وحدت دربامیان سروسامان داده شودوآنهای که ازحزب ومسئولین آن دلخورندوبادیگران پیوسته انددوباره به حزب برگردانده شود.

آغازتحرکات مخالفین حزب وحدت

  یک هفته پس ازدفن رهبرشهیددرحالیکه آقای خلیلی بامسئولین حزب وحدت باپای پیاده ازطریق دره صوف عازم یکه ولنگ بود،دربازاربامیان نشریات ازکابل آورده شده وازسوی حزب وحدت مربوط به آقای اکبری به صورت وسیع دربین مردم توزیع گردید، دراین نشریه آقای اکبری درمصاحبه ادعاکرده بودکه اکثرمردم هزارجات طرفدارایشان است وبامیان نیزپایگاه اصلی این حزب خواهدبود وبه کسی اجازه نخواهددادتادربامیان دست به شرارت وناامنی بزند.

 همزمان دراین روزها نیروهای نظامی حزب وحدت که ازغرب کابل پراگنده شده بودیکی یکی واردبامیان می شدوروزبه روزبه تعدادآنهادربامیان افزوده می شد،باوروداین نیروهاتاجیک های بامیان به وحشت افتادند،باتحرکات که درگوشه وکناراتفاق می افتاد،کم کم بامیان رنگ ناامنی به خودمی گرفت وهرروزدربازاربامیان، مردم منتظریک افتاق جدیدبودند.ازسوی متأسفانه این نیروهای تازه واردنیزبه صورت غیرمنظم وبدون سازماندهی واردبامیان شده بودندودست به اقدامات ناسنجیده وبعضاخنده دارمیزدندکه برای مردم هزاره خوشایندنبودچه رسدبه تاجیک های بامیان؛مثلادربین بازارکلاه پکول راازسرتاجیک هابرداشته وآتش میزدند،استخوان های کله الاغ رابه انتیک فروشی های بازاربرده به زوربه نام انتیک می فروختند؛جنس های که ازدکانداران می گیرفتندویاغذای که ازهتل ها می خوردندبعضاقمت شان رانمیدادند،وقت به آنهاگفته می گفته می شدچرانمازنمی خوانیدمی گگفتندنمازماراآیت الله فاضل ومحسنی می خوانند!جالب این بودکه همه این رفتارهابه نام "یتیمان بابه مزاری" انجام می گرفت وکسی هم درفکرجلوگیری ازاین بی نظمی هانبود.وقت قوماندانان غرب کابل آمدنداینهانیزهرکدام درفکرجمع اوری نیروهای قبلی ونیزنیروهای جدیدبرای شان بودندبه طوری به زودترین فرصت هریک ازقومندانان قرارگاه های شان رادرگوشه گوشه ای بامیان فعال ساختنددرحالیکه بعدازسقوط غرب کابل فرصت بودبرای اصلاح نیروهای نظامی این حزب و می شددرهمان ابتداجلوخیلی ازبی نظمی هاراگرفت چنانکه بعداخواهم نوشت که دریکه ولنگ چگونه ازبی نظمی هاجلوگیری شد.

بامیان درماه ثورسال۱۳۷۴

وقت بامیان دوباره تبدیل می شدبه پایگاهی سیاسی ونظامی حزب وحدت، تاجیکهای بامیان که عمدتامردمان سرمایه داربودندوبازارکهنه بامیان درآن زمان دست آنهابودوهرخانه صاحب چندین موترومغازه بودند،کم کم دست به تخلیه بازاروانتقال سرمایه های شان ازبامیان زدند؛ 

همزمان باورودآقای خلیلی وشورای مرکزی دریکه ولنگ اولین جرقه های آتش جنگ دربامیان زبانه کشید، بهانه برای شروع جنگ هم این بودکه شخصی به نام "آمرخواجه "ازقومندانان محاذملی مربوط به پیرسیداحمدگیلانی دربامیان، باتمام نیروهای نظامی خویش که مشهوربه "چارملنگ ها"ویا"چمبولگ ها"بودند،چندی قبل به حزب وحدت پیوسته بود وسنگرشان نیزکه درتپه مشرف برسربودای بزرگ ودرفاصله نزدیک به آن قرارداشتد،دراختیارحزب وحدت قرارگرفت و قوماندان خواجه که آدم بی سروپاودارای بی بندوبارترین افراددربامیان بودتازه از"سیداعلا"هزینه وپولهای زیادرابدست آورده بودواین آدم درآن شرایط شده بودبه اصطلاح وحدتی؛البته همه میدانستندکه خوداین شخص ونیروهایش اهمیت نداردولی سنگرشان مهم بودچون این سنگربرسنگرحزب وحدت که واقع درسربودای بزرگ بودکاملااشراف داشت ودرسربودای کوچک هم که جمعیت اسلامی مستقربود، آن طرف هم در"شین تپه"مقابل مقروسنگرحزب وحدت، نیروهای شیخ زکی بادولت ربانی پیوسته بود،درسرشهرغلغله هم نیروهای حرکت اسلامی مستقربودندوحزب وحدت عملادرمحاصره بود لذااین سنگربرای حزب وحدت اهمیت زیاد داشت؛سنگرآمرخواجه که متعلق به حزب وحدت شده بودیک شب به راحتی به نیروهای دولت ربانی ومسعودبه فرماندهی رئیس" رحمت الله" ازتاجیکهاوقوماندان ذلیق ازحرکت اسلامی فروخته شدونیروهای حزب وحدت واقع درسربودای بزرگ که بچه های فاطمستی بودندبدون اطلاع ازجابجای نیروهای دولت ربانی دراین سنگر،هنگام که می خواست شب وارداین سنگرشودازسوی طرف مقابل روی آنهاآتش می شود ودرآن شب جنگ سبک درسربت بزرگ آغازمی شود.

فرداوقت مردم واردبازارمی شدندخبرازمعامله سنگروآغازنبردهادربامیان برسرزبان هابودولی جنگ هنوزبه صورت جدی آغازنشده بودجزهمان مقدارکه درشب صورت گرفته بودولی مردم باترس وحشت دست به کوچ کشی وانتقال اجناس شان ازبازاربامیان میزدندونیروهای امنیتی حزب ازکوچ کشی هاجلوگیری می نمودندوضعیت کلاآشفته ودگرگون به نظرمیرسید. شب دوم تحرکات وسیع تر ازسوی هردوطرف آغازشد،نیروهای دولت ربانی ومسعودباسلاح ثقیله ازتپه "سنگ ریخته" نیروهای حزب ومقرحزب واقع درزیربت راموردحمله قراردادوصدای انفجارآنهاهرلحظه دربامیان بیشترویشترمی شدولی حزب وحدت ازسلاح ثقیله جزراکت وتوب72م چیزی نداشت یکدانه "بی ام چهل" یابه اصطلاح مردم چلچله داشت که ان هم گلوله نداشت وفقط یکدانه" بی ام دوازده" فعال داشت.

به هرترتیب شب بعدنیروهای حزب وحدت عملیات رابالای سنگرآمرخواجه انجام دادولی موفقیت درپی نداشت وروزهای بعدنیزهمان فیرهای ثقیله بودوصدای فیرهای داهشکه وزیکویک که ازچندجهت به سوی مقرحزب وسنگرهای آن شلیک می شدونیروهای دولت ربانی باداشتن تجهیزات نظامی بیشتر،احساس می شدکه موقعیت بالاتردارد؛بااینکه نیروهای غرب کابل دربامیان حضورداشتندومردم هم امیدزیادبه انهاداشتندولی آنهانیزدست شان خالی بودندوعملاکاری انجام نمی گیرفت.

 دوروزبعدازشروع جنگ باجمع ازدوستان پهلوی "سیداعلا"که فرماندهی نیروهای حزب رابه عهده داشت رفتیم وقت به زیربت رسیدیم مرحوم معلم جویاشهیددرابتداماراگوشه گوشه دیوارشورای مرکزی به پیش پهلوان میرعلم مشهوربه" پهلوان حر"یکی ازفرماندهان معروف وسابقه دارحزب دربامیان رسانید،پهلوان حرباریش سفیدوانبوهش درحالیکه برای اولین اورابایک دریشی نظامی برتنش میدیدم فوراازجایش بلندشدوهمراه ماحرکت کرد،آمدیم دریکی ازمغاره های بوداپیش "سیداعلا"وپیشنهاد که ازسوی جمعی بود مطرح شد وایشان نیزبه گرمی استقبال نموده وگفت پیام شماوپیشنهادشمارابه رهبری حزب دریکه ولنگ منتقل می کنم؛سیداعلادارای روحیه عالی وسرشاری بودواصلاهراس ویانگرانی درچهره اش دیده نمی شدبرخلاف نظامی هایش، که بافرودهرگلوله ثقیله به داخل مغاره می شتافتند؛سیداعلابااطمنان کامل می گوید:امشب عملیات نظامی ما بالای سنگرآمرخواجه انجام خواهدشدومابه دشمن جنگ واقعی رانشان خواهیم دادواینهاتاهنوزجنگ راندیده است مابه اینهانشان خواهیم دادکه سنگرهای غرب کابل به بامیان منتقل شده است.اودرضمن توصیه می کندکه به مردم بامیان بگوییدنبایدبی تفاوت ونظاره گراین باشدکه ماچگونه جنازه شهدای خودراازمیدان جنگ بدرمی بریم.

به هرترتیب شب بعدمطابق گفته های این سیدطرح عملیات اجرامی شودویک اتفاق خوبی که درشب عملیات  صورت گرفت جداشدن شیخ زکی ونیروهایش ازصف نیروهای مسعود وبازگشت مجددایشان به حزب وحدت بود،البته این راهمه ازقبل میدانستندکه "شیخ زکی" هیچ گاهی بامردم خودش روبرونخواهدشد.

 درشب عملیات بالای سنگرآمرخواجه تمام نیروهای حزب وحدت چه نیروهای منطقه ای وچه نیروهای غرب کابل به صورت هماهنگ عمل کرده ودرظرف دوساعت سنگرفروخته شده رافتح نموده سپس سنگرمهم جمعیت واقع درسربت کوچک به اصطلاح مردم "بت ماده"نیزفتح شده وتافرداصبح ساحه مرکزبامیان پاکسازی شدوتاساعت ده بجه صبح بودکه لوای جمعیت اسلامی که مقراصلی تحرکات نیروهای مسعوددردهن آهنگران بود نیزبه تصرف نیروهای حزب وحدت درآمدوتمام نیروهای شورای نظار،جمعیت اسلامی،حرکت اسلامی مربوط دولت واتحاداسلامی به سوی کوه های سردره فاطمستی وعده ای هم به سوی غندک و...عقب نشینی نمودند.

 درجریان شکست نیروهای دولتی نیزازسوی نیروهای حزب وحدت متأسفانه یکسری اقدامات صورت گرفت که نبایدمی گرفت ولی شایددرهنگام جنگ چنین اقدامات ازپیامدهای آن باشد. موقع که بامیان فتح شدهمه خوشحال بودندونزدیکی های ظهربودکه عده ازمردم درزیربت جمع شده بودسیداعلاکه فرماندهی جنگ رابه عهده داشت ازهمه خوشحال تربوددرحالیکه لنگی اش رابه دورگردن انداخته بود،موتررئیس رحمت الله فرمانده جمعیت راکه موترپیش رفته ومدل بالا ومشهوربه "قلفک چپات" بوداین سووآن سومیدوانیداوکمی بعدخطاب به مردم می گوید:اینجازیادتجمع نکنیدکه ممکن بمباران صورت بگیرد. امااین پیروزی نهای حزب وحدت نبودبلکه درواقع آغازی بودبرای جنگ هاونبرد های شدیدتروخونین تردیگر؛باآمادگی بیشتروامکانات وسیع ترازهردوطرف.

تااینکه روزهای بعددرحالیکه جنگ ها ازمناطق شنبل وعراق و...فراترنرفت وجنگ هادرآنجاادامه داشت وصدای شلیک سلاح های ثقیله گاه گاهی درمرکز به گوش میرسید،بامیان درتدارک ورودآقای خلیلی بود.

 بامیان درماه جوزای 1374

آقای خلیلی برای اولین باربه عنوان دبیرکل حزب وحدت باشورای مرکزی واردبامیان دوسه روزقبل ازایشان چندتن ازاعضای شورای مرکزی ازجمله آقای عرفانی معاون اول حزب وحدت که ریاست کمیته اطلاعات حزب رانیزبه عهده داشت وناطقی شفای وعده دیگرواردبامیان گردیدندوزمینه رابرای ورودواستقبال آقای خلیلی فراهم نمودند.واین درحال بودکه هنوزدرمرکزبامیان دراین مرحله ازجنگ نیروهای حزب وحدت مربوط به آقای اکبری ونیروهای حرکت اسلامی جزنیروهای ذلیق فاطمستی وسنگرهای حزب اسلامی باحفظ بی طرفی سرجای شان باقی بودندوبامیان هنوزکاملادراختیارحزب وحدت قرارنداشت...تابعد

ادامه دارد>>>

نوشته شده توسط عبدالعلیم برهانی بامیانی در چهارشنبه 1388/01/12 ساعت 5:48 بعد از ظهر | لینک ثابت |
 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar